قیمت طلای جهانی در مرز ۵ هزار دلار؛ آیا طلا در آستانه سقوطی خونین است؟
اگرچه طلا در اوج تاریخی قرار دارد اما مرور تجربه دهه ۸۰ و سال ۲۰۱۳ نشان میدهد هر اجماع بیشازحد خوشبینانهای، میتواند مقدمه یک اصلاح پرهزینه باشد
فرارو- قیمت طلای جهانی، تحلیلگران را غافلگیر کرده است. فلز زرد که قرار بود در سناریوهای رویاپردازانه تا پایان سال ۲۰۲۶ به محدوده ۵ هزار دلار برسد، تنها در ۲۴ روز نخست سال میلادی جدید، خود را به آستانه این قله تاریخی رسانده است.
به گزارش فرارو؛ اونس حالا حوالی ۴۹۸۶ دلار قرار دارد. عددی که تا همین چند ماه قبل بیشتر شبیه یک پیشبینی اغراقآمیز به نظر میرسید. در سراسر جهان، همه درباره اینکه طلا پناهگاه اصلی و امن سرمایهگذاران است صحبت میکنند و عواملی مثل کسری بودجههای عظیم، تنشهای ژئوپلیتیکی و تضعیف تدریجی دلار آمریکا را عامل این اتفاق میدانند. پیشبینیها هم معمولا یکی از یکی جسورانهتر است. یکی درباره شش هزار دلار حرف میزند، یکی میگوید هشت هزار دلار و دیگری وعده داده خیلی زود چشممان به جمال طلای 10 هزار دلاری روشن خواهد شد. درست در همین نقطه باید مکث کرد تا از خودمان بپرسیم آیا مسیر صعودی طلا هموار است یا در حال نزدیک شدن به پرتگاهی هستیم که دههها قبل در سالهای 1980 میلادی سرمایهگذاران را غافلگیر کرد؟
خوشبینی جمعی؛ اهداف ۶ تا ۸ هزار دلاری برای قیمت طلای جهانی
پیشبینیهای گذشته در هفتههای اخیر یکی پس از دیگری بهروزرسانی شدهاند. مدیر اجرایی موسسه مالی Swiss Asia Capital مستقر در سنگاپور اعلام کرده قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ میتواند به ۸ هزار دلار برسد. برخی دیگر از موسسات مالی معتبر، اهداف محافظهکارانهتری را مطرح کردهاند و از ۶ هزار دلار بهعنوان مقصد بعدی طلا یاد میکنند.
پیشبینیهای افراطی مثل سناریوهایی که از رسیدن طلا به ۱۰ هزار دلار تا پایان سال ۲۰۳۰ سخن میگویند، هم شنیده میشود. مجموعه این تحلیلها جو روانی بازار را بهشدت صعودی کرده است. میتوان گفت عملاً در اتمسفری قرار داریم که در آن، خرید طلا نه یک تصمیم تحلیلی، بلکه واکنشی هیجانی به ترسهای جهانی محسوب میشود. البته بر حسب تجربه میدانیم در بازارهای مالی هر نوع اجماع بیش از حد خوشبینانهای را باید به عنوان یک زنگ خطر جدی در نظر گرفت. این موضوع پیش از این بارها و بارها تکرار شده است.
قیمت طلای جهانی و شباهت نگرانکننده با دهه ۸۰ میلادی
وضعیت امروز قیمت طلای جهانی شباهت عجیبی به اوایل دهه ۸۰ میلادی دارد. در آن دوره نیز نفت در اوج قرار داشت، دلار آمریکا تضعیف شده بود و شرایط ناامن سیاسی و اقتصادی، سرمایهها را به سمت طلا سوق میداد.
بنابراین وقتی قیمت طلا از ۸۵۰ دلار عبور کرد، بسیاری تصور میکردند عبور از مرز ۱۰۰۰ دلار در کوتاهمدت به سادگی رخ میدهد. بازار اما مسیر دیگری را انتخاب کرد. اقتدار طلا بهیکباره فرو ریخت و قیمتها وارد مسیر فرسایشی کلافهکننده شدند.
نتیجه واقعا رعبآور بود. طلا تا سال ۱۹۸۵ بیش از ۶۰ درصد سقوط کرد و به محدوده ۳۵۰ دلار رسید و تا آوریل ۲۰۰۸ و همزمان با بحران «رکود بزرگ» نتوانست دوباره به سطح قیمت ۸۵۰ دلار برگردد. سوال ترسناکی که امروز باید جسارت به خرج دهیم و از خودمان بپرسیم همین است؛ آیا بازار طلا در آستانه تکرار همان سناریو قرار دارد؟
هرچه قیمتها به سقفهای تاریخی نزدیک میشوند، احتمال سودآوری بالا کاهش پیدا میکند
چه عواملی میتوانند باعث ریزش قیمت طلای جهانی شوند؟
برای پاسخ دادن به این سوال، بد نیست به گذشته برگردیم و دلایل سقوط تاریخی طلا در دهه ۸۰ میلادی را مرور کنیم. خیلی از آنها حتی همین الان به عنوان یک گزینه جلوی دست قرار دارند.
۱. افزایش نرخ مارجین؛ تهدید پنهان برای بازار طلا
در آن دوران، بورسهای کالایی برای مهار سفتهبازی افسارگسیخته در بازار طلا و نقره، نرخ بهره معاملات مارجین را بهطور ناگهانی افزایش دادند.
معاملات مارجین به معاملهگرانی که سرمایه اندکی در اختیار دارند، اجازه میدهد وام با بهره مشخص بگیرند و با سرمایهای چند برابر توان مالی خود دست به معامله بزنند. وقتی هزینه این وامها بالا میرود، ادامه سفتهبازی توجیه اقتصادی خود را از دست میدهد و خروج پول با سرعتی برقآسا آغاز میشود.
قیمت طلای جهانی با این روش سقوط خواهد کرد چون بازاری که بخش بزرگی از رشدش را مدیون اهرم مالی است، در عین حال ظریف و شکننده خواهد بود.
۲. سیاست انقباضی فدرال رزرو و فشار مستقیم بر فلز زرد
عامل دوم سقوط قیمت در آن سالها، افزایش تهاجمی نرخ بهره توسط فدرال رزرو آمریکا بود. بانک مرکزی آمریکا برای مهار تورم، نرخهای بهره را به سطوحی رساند که عملا نفس بازارهای پرریسک را برید.
بسیاری از معاملهگران طلا در سال ۱۹۸۰، با پول قرضی وارد میدان شده بودند. افزایش نرخ بهره، هزینه قرار گرفتن در چنین موقعیتهایی را بهشدت بالا برد و چنین سرمایهگذارانی را فراری داد. اگرچه خیلیها توانستند قبل از اتفاق بزرگ جان سالم بهدر ببرند اما همه به یک اندازه خوششانس نبودند! فدرال رزرو این روزها بیشتر محتاطانه رفتار میکند اما همه میدانیم ابزار افزایش نرخ بهره هنوز روی میز قرار دارد.
تجربه سال ۲۰۱۳؛ وقتی اونس ناگهان فرو ریخت
نمونه تاریخی دیگر، سال ۲۰۱۳ است. در آن مقطع، نگرانی از احتمال قصور بدهی دولت آمریکا قیمت طلا را بالا کشید. بازارها خود را برای یک بحران مالی جدید آماده میکردند اما دولت باراک اوباما و کنگره تحت کنترل جمهوریخواهان در نهایت به توافق رسیدند.
بهمحض رفع ریسک سیستماتیک، حباب انتظارات ترکید و قیمت طلا ظرف مدت زمانی کوتاه حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد سقوط کرد. این تجربه ثابت میکند بخش مهمی از رشد طلا، نه مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی، بلکه روی دوش ترسها و با توسل به سناریوهای بدبینانه رخ میدهد.
نقره جلوتر از طلا؛ زنگ هشدار برای قیمت طلای جهانی
نقره در بسیاری از بزنگاهها حتی مغرورانهتر از طلا رفتار کرده است. شکی نیست که جهشهای تند و نوسانات شدید نقره را باید نشانهای از غلبه سفتهبازی بر بازار در نظر گرفت. تجربههای تاریخی پرتکرار میگوید هر جا نقره از طلا جلو بزند، باید منتظر افزایش ریسک و اصلاح قیمت بود.
چون اگر فشار سیاستگذار پولی شدت پیدا کند یا شرایط ژئوپلیتیکی بهطور ناگهانی آرام شود، نقره میتواند به عنوان اولین مهره دومینویی سقوط کند و طلا را هم با خود پایین بکشد.
قیمت طلای جهانی در اوج تاریخی؛ امن ولی نه کاملا بیخطر
هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید طلا فردا سقوط میکند یا همچنان به رشد ادامه میدهد. تاریخ بازارهای مالی بارها ثابت کرده بازاری که همه به آن خوشبین بودهاند خطرناکتر از بازاری است که همه از آن میترسند.
طلا همچنان دارایی مهمی برای پوشش ریسک است ولی اقدام به خرید در سقفهای تاریخی، آن هم این ذهنیت که قیمت همیشه بالا میرود، میتواند پرهزینه باشد. همانطور که دهه ۸۰ میلادی و سال ۲۰۱۳ تجربه کردیم، جرقه اصلاح میتواند از جایی زده شود که کمتر کسی انتظارش را دارد. یک تصمیم سیاستی، یک توافق سیاسی یا حتی یک تغییر کوچک در انتظارات بازار اوضاع را ناگهان تغییر میدهد.
شاید طلا از ۵ هزار دلار عبور کند. شاید هم درست در همین نقطه، تاریخ دوباره تکرار شود. در چنین شرایطی تفاوت سرمایهگذار برنده و بازنده، در مدیریت ریسک رقم میخورد. چیزی که معمولا در اوج هیجان به دست فراموشی سپرده میشود.
حرفهایها به خوبی میدانند هرچه قیمتها به سقفهای تاریخی نزدیک میشوند، احتمال سودآوری بالا کاهش پیدا میکند و در عوض، حساسیت بازار به اخبار سیاسی، تصمیمات پولی و تغییر انتظارات بالا میرود. قیمت طلا در این فاز، بیش از آنکه گوش به فرمان اخبار خوب باشد برای انجام واکنشهای خشن به یک خبر بد یا حتی خاکستری آماده میشود.