ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۳۳۴۳

نگاهی به وضعیت مشاغل در ایران از بهار ۱۴۰۴ تا کنون

همه جا بحث اخراج است!

همه جا بحث اخراج است!

وقتی کسی برای خرید شلوار ۱ میلیون تومانی وارد مغازه می‌شود و قیمت ۲ میلیون تومان را می‌شنود، از همان دری که آمده، دست خالی خارج می‌شود. بسیاری از کسب و کارها مشکلاتی مشابه دارند. کافه‌ها و رستوران‌ها همین‌طور. یکی دیگر از مشاغلی که دستخوش چالش شده مراکز زیبایی است. گفته می‌شود صحبت از اخراج نیروهای کار است. این در حالیست که یک جامعه‌شناس معتقد است پیش از این نیز ایران با چرخه بیکاری مواجه بود.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- ۱۶۵ هزار نفر در بازه زمانی بهار تا تابستان ۱۴۰۴ که مصادف با جنگ ۱۲روزه بوده از جمعیت شاغلان کم شده‌؛ این کاهشی  تنها ارقامی آماری نیست بلکه با تداوم فراز و فرودهای اقتصادی، خود را در قالب موج‌های تازه بیکاری، تعدیل نیرو و کوچک شدن کسب‌وکارها نشان داده.

به گزارش فرارو، ۳۹ میلیون و ۱۰۸ هزار نفر از جمعیت ایران تا تابستان ۱۴۰۴ غیرفعال اقتصادی بوده‌اند. در مقابل ۲۴ میلیون و ۹۵۸ هزار نفر تعداد شاغلان عنوان شده. در این میان ۴۰.۸ درصد از جمعیت مشارکت اقتصادی داشته‌اند که نسبت به سال قبل ۰.۹ واحد درصد کاهش یافته. این اعداد در حالی مطرح می‌شود که نرخ بیکاری کل کشور ۷.۴ درصد اعلام شده و نسبت به سال گذشته کاهش ۰.۱ واحد درصدی داشته. اما کاهش اندک نرخ بیکاری همراه با افت مشارکت اقتصادی، از دید کارشناسان اتفاق مثبتی نیست بلکه بیانگر خروج بخشی از جمعیت از بازار کار است؛ نه الزاما افزایش فرصت‌های جدید شغلی. 

نگاهی به وضعیت مشاغل در ایران از بهار ۱۴۰۴ تا کنون

 آخرین آمار کار در ایران که پیش‌تر عنوان گشت  پس از جنگ ۱۲ روزه منتشر شده. آمار قبلی که مربوط به بهار ۱۴۰۴ می‌شود نشان می‌دهد ۲۵ میلیون و ۱۲۳ هزار نفر در آن بازه زمانی شاغل بوده‌اند؛ یعنی از بهار تا تابستان ۱۶۵ هزار نفر از جمعیت شاغلان ایران کاسته شده. علیرضا کدیور، تحلیلگر داده، با کنار هم قرار دادن این ارقام باور دارد اگر جنگ رخ نمی‌داد، احتمالا آمار اشتغال به چیزی در حدود ۴۵۰ هزار نفر بیشتر از مقدار فعلی می‌رسید.

وزارت ارتباطات به همین خاطر برای حمایت از کسب و کارهای اقتصاد دیجیتال آسیب دیده بیش از ۱۰ هزار میلیارد ریال پس از جنگ ۱۲ روزه در نظر گرفت. با این وجود هنوز آمار شاغلان ایرانی تا پایان پاییز ۱۴۰۴ اعلام نشده تا بتوان میزان تاثر کار از وقایع اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ ۱۲ روزه را بررسی کرد. اما گزارش‌های میدانی نشان می‌دهند پس از حوادث دی ۱۴۰۴ و قطعی گسترده اینترنت برای ۲ هفته متوالی، حداقل مشاغلی که به اینترنت وابستگی داشته‌اند با چالش‌های زیادی مواجه شده‌اند.

در یک نگاه کلی، سایت ای‌نماد وزارت صمت، نشان می‌دهد فقط فروشگاه‌های اینترنتی که مجوز ای‌نماد دریافت کرده‌اند، بالغ بر ۲۰۰ هزار نفر است که از اینترنت استفاده و در این فضا فعالیت می‌کنند؛ این ارقام به این معناست که بخشی از مشاغل وابسته به اینترنت با چند صد کارمند دچار مشکل شده‌اند. به جز آن، مشاهدات میدانی از وضعیت بازارها هم نشان از کسادی کسب و کار دارد که به تعدیل گروهی از افراد انجامیده. همانطور که  بر اساس آخرین آمارهای سازمان تأمین اجتماعی، در دو ماهه تیر و مرداد و پس از جنگ ۱۲ روزه، بیش از ۶۰۰ هزار نیروی کار رسمی در سطح کشور از بنگاه‌های مشمول تأمین اجتماعی تعدیل شده‌اند.

وضعیت بازار هم دستخوش دگرگونی شده. گزارش ایسنا در تاریخ ۲ بهمن درباره بازارهای تهران نشان می‌دهد که مغازه‌ها باز است اما مشتری نیست. در بخشی از این گزارش آمده: «در بازار بزرگ تهران، با وجود باز بودن اغلب مغازه‌ها، فضای کلی بازار خلوت‌تر بود؛ موضوعی که علاوه بر شرایط رکودی، به تعطیلی زودهنگام بازار در روزهای پنج‌شنبه نیز بی‌ارتباط نیست.»

روایاتی از تعدیل و خروج نیرو از ایران

«وقتی کسی برای خرید شلوار ۱ میلیون تومانی وارد مغازه می‌شود و قیمت ۲ میلیون تومان را می‌شنود، از همان دری که آمده، دست خالی خارج می‌شود.» این روایت علی ۵۰ ساله، صاحب فروشگاه لباس زنانه است. او اشاره دارد پیش از وقایع ۱۴۰۴ به واسطه چک‌های برگشتی‌اش مجبور به تعدیل ۲ تن از فروشنده‌هایش شده و با ادامه افزایش قیمت لباس در ایران  حالا خودش مانده و یک فروشنده از مجموع ۱۲ فروشنده‌ای که پیش‌تر برای شیفت‌های مختلف داشته. او می‌گوید: «در حال برگشت زدن برخی اجناس هستم. جنس جدید نمی‌آورم و به محض پاس کردن چک‌ها فروشگاه را جمع خواهم کرد.»

وضعیت موجود به گفته علی تنها به او و کسب و کارش منتهی نمی‌شود. در راسته‌ای که او مشغول به کار است اکثرا مشکلاتی  مشابه دارند. این نکته را  آمار چک‌های برگشتی آبان ۱۴۰۴ نیز ثابت می‌کند:  حدود ۷۳۹ هزار فقره چک به ارزشی بالغ بر ۱۶۳۲ هزار میلیارد ریال به دلایل کسری یا فقدان موجودی برگشت خورده‌اند. به بیانی دیگر در کل کشور از نظر تعداد ۹۷.۲ درصد و از نظر مبلغ ۹۳.۷  درصد چک‌های برگشتی به دلایل مذکور بوده‌اند.

۷ عدد میگوی سوخاری میلیونی شد

کافه‌ها و  رستوران‌ها هم وضعیت مشابهی دارند. ملیکا، دختر ۲۵ ساله‌ای که اکثرا پس از تایم کاری برای خوردن عصرانه سری به کافه‌ای در تهران می‌زده می‌گوید: «از دور به نظر کافه‌ها پر می‌رسند اما همگی به صرف یک چای یا قهوه. پیش‌تر همین افراد به صرف عصرانه به کافه و رستوران می‌رفتند.» صاحب یکی از کافه‌ها در تهران می‌گوید: «افزایش قیمت اقلام خوراکی باعث شده از عید تا به حال ۳ بار قیمت‌های منو را تغییر دهیم. مشتری وقتی وارد می‌شود توقع قیمت قبل را دارد ولی با دیدن قیمت‌های جدید فقط یک نوشیدنی سفارش می‌دهد. بسیاری از مشتری‌های ثابت قهر کرده‌اند و دیگر این طرف‌ها پیدایشان نمی‌شود.»

او در ادامه اشاره می‌کند که تصمیم دارد طبقه پایین کافه را برای اجاره بگذارد؛ این بدان معناست که «نصف نیروها تعدیل خواهند شد.» یکی از مشتری‌های این کافه می‌گوید: «پیش‌تر پک میگو سوخاری که ۷ عدد با مقداری سالاد بود را ۴۰۰ هزار تومان تهیه می‌کرده و حالا با دیدن قیمت ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان شوکه شده است.» و ادامه می‌دهد از این به بعد در خانه برای پسر کوچکش میگو سوخاری درست خواهند کرد. از این روست که روزنامه دنیای اقتصاد با تحلیل اقتصادی یادآور شده  انتشار نرخ تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها در آذرماه، علاوه بر آنکه خطری برای تامین معیشت خانواده‌ها است، زنگ خطر تعطیلی کافه‌ها و رستوران‌ها را هم به صدا درآورده است.

سرمایه‌ها ایران را به مقصد کشورهای همسایه ترک کردند

از سویی دیگر افرادی که به هر شکلی برای پیشبرد کار خود به اینترنت وابسته بودند در حال حاضر با چالشی جدی مواجه و برخی از صاحبان این کسب و کارها تدابیر جدیدی اندیشیده‌اند. حسین، ۳۰ ساله، که به دولوپری در ایران مشغول بود پس از یک هفته قطعی اینترنت از سوی صاحب شرکت پیامی دریافت می‌کند که باید با همسرش به ترکیه برود و کارها را در این کشور به انجام برساند؛ تا زمانی که تکلیف اینترنت در ایران روشن شود.

پژوهشگران نیز متاثر از وضعیت کنونی هستند. برخی از  آنان برای پیشبرد کار خود مجبور شده‌اند ایران را به مقصد کشورهای همسایه ترک کنند. مریم که عازم عمان  است می‌گوید: «احتمال اینکه بتوانم در این کشور شغلی پیدا کنم زیاد است. برای پرستاران در کشورهای حاشیه خلیج فارس به خوبی کار پیدا می‌شود در حالی که امنیت شغلی برای پرستاران در ایران وجود ندارد.  اما مساله من در حال حاضر پژوهشی است که برای مقطع ارشد در حال انجام هستم. قطعی اینترنت، لب مرز دفاع، چالشی جدی است. هیچ استاد راهنما و دانشگاهی هم برای دانشجوی سنواتی بخشش  ویژه‌ای قائل نخواهد بود.»  از این روست که کارشناسان باور دارند قطعی اینترنت موج مهاجرت و خروج سرمایه اقتصادی و انسانی از ایران را گسترده‌تر می‌کند.

زیبایی دیگر مهم نیست/ همه جا بحث اخراج است!

یکی دیگر از مشاغلی که دستخوش چالش شده مراکز زیبایی است. فرحناز، مدیر سالن آرایشی از افزایش قیمت مواد اولیه صحبت می‌کند و می‌گوید: «از تابستان تا کنون مشتری‌هایمان ۷۰ درصد کاهش داشته. بسیاری از پرسنل که صندلی اجاره کرده بودند خانه نشین شده‌اند.»

مهیار، منشی یک کلینیک زیبایی نیز از وضعیتی مشابه صحبت می‌کند. او اشاره دارد: «بسیاری از افراد جلسات لیزر را کنسل می‌کنند، ۶۰ درصد زیباجویانی که ژل تزریق می‌کردند در هفته‌های گذشته آن را ریمو کردند و عملا بیکار شده‌ایم. اما این موضوع مربوط به ما نیست تقریبا همه جا بحث اخراج است!»  این در حالی است که به زعم مهرداد ناظری، جامعه‌شناس زیبایی و بدن در قرن ۲۱ مهم شده و برای نشاط جامعه مهم است. او به فرارو در این باره می‌گوید: «مشاغلی همچون آرایشگری و جراحی‌های زیبایی در حال حاضر کمرنگ شده چون در جامعه فضای ناامیدی پدید آمده است.

رابطه کار، پاداش و زیست متعادلی که زیر سوال رفته

آمار و ارقام بیکاری، گفته‌های علی،  صاحب کافه، مشتری‌های رستوران‌ها، حسین و مریم به گفته جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی رنگ و بویی از ناامیدی دارند چراکه هر یک از آنان اگر چشم‌انداز مثبتی از وضعیت اقتصادی ایران داشتند تصمیم به کناره‌گیری از کار، کوچک کردن کسب و کار یا مهاجرت نمی‌گرفتند.

مهرداد ناظریمهرداد ناظری، جامعه شناس و استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با فرارو وضعیت بیکاری در ایران را با دیدی جامعه‌شناختی بررسی کرده و اشاره دارد موضوع بیکاری  دیگر صرفا یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه پدیده‌ای چندوجهی است که باید از منظرهای جامعه‌شناختی، فرهنگی، فلسفی و سایر حوزه‌ها بررسی شود، نه با نگاهی تک‌بعدی. 

اقتصاد تعیین‌کننده است

ناظری با بررسی وضعیت بیکاری پیش و پس از وقایع اخیر می‌گوید: «عدم تناسب بین درآمد حاصل از مشاغل و تورم می‌تواند یکی از دلایل اصلی نارضایتی مردم باشد. مارکس سال‌ها پیش گفته است که اقتصاد تعیین‌کننده است؛ زمانی که زندگی آبرومند، عادی و نرمال افراد امکانپذیر نباشدٰ، به‌طور طبیعی مردم به سمت اعتراض سوق داده می‌شوند. دولت باید پیش از آنکه نارضایتی‌ها به اعتراض تبدیل شود، با تشکیل تیم های اقتصادی، جامعه‌شناسی، روانشناسی و ... شرایط را به روال عادی بازگرداند. رها کردن همه امور و اکتفا به یک جابه‌جایی ساده در بانک مرکزی، نتیجه مثبتی به همراه نخواهد داشت. در شرایط فعلی، کشور گویی توجه به معیشت رها شده است و لازم است به‌طور جدی راه‌های خروج از بحران اقتصادی شناسایی و دنبال شود.»

ایران دچار چرخه بیکاری نهادی‌شده

این جامعه‌شناس معتقد است: ایران پیش از ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ دچار «چرخه بیکاری نهادی» شده بود. او در توضیح این مفهوم می‌گوید: «این چرخه شبیه به غده‌ای است که در بدن جامعه شکل گرفته و درمان آن دشوار است. عوامل متعددی در شکل‌گیری این چرخه مؤثر بوده‌اند که این مقوله، جنبه‌های بیرونی و درونی دارد؛ جنبه بیرونی آن تحریم‌هاست که حرکت‌های اقتصادی را با انسداد مواجه کرده‌اند. تحریم تنها به معنای کمبود ارز نیست، بلکه به معنای ناتوانی نهادهای اقتصادی ما در پیوند با زنجیره‌های جهانی است». 

اقتصاد نفتی ما موجب شکل‌گیری یک اقتصاد رانتی شده

ناظری می‌گوید: «اقتصاد نفتی ما موجب شکل‌گیری یک اقتصاد رانتی شده و ما را دچار نفرین منابع کرده است؛ یعنی به جای آنکه منابع طبیعی باعث رشد و حرکت به سوی توسعه شوند، به ضد خود تبدیل شده‌اند. نروژ نیز نفت دارد، اما آیا آن را وارد بودجه سالانه می‌کند؟ خیر، بلکه آن را صرف احیای زیرساخت‌ها می‌کند».

به گفته او، اقتصاد رانتی شرایطی ایجاد کرده که «فردی که امکان استفاده از رانت را دارد در پایان خط دو میدانی قرار می‌گیرد و فردی که به‌صورت عادی در این میدان حضور دارد، با وزنه‌ای ۱۰۰ کیلویی به پا، در ابتدای خط می‌ایستد».

ناظری این وضعیت را با ضعف مدیریت دولت‌ها به‌عنوان مجری پیوند می‌زند و می‌افزاید: «هرچقدر هم از وجود موانع اقتصادی سخن بگوییم، دولت خلاق می‌تواند با بهره‌گیری از سرمایه های انسانی،  اجتماعی، فرهنگی جامعه را به سمت تغییرات مطلوب هدایت کند. در دولت‌ها دو مشکل اساسی وجود دارد؛ نخست، بی‌ثباتی قوانین از جمله قوانین گمرکی و مالیاتی که مانع شکل‌گیری اقتصاد پایدار می‌شود. دوم، نبود امنیت سرمایه‌گذاری اقتصادی. عدم وجود امنیت، باعث می‌شود سرمایه‌دار به جای ایجاد کارخانه، سرمایه خود را به شکل ارز نگه دارد و در نتیجه تولید و اشتغال شکل نگیرد. مجموعه این عوامل به بروز بیکاری در ایران دامن می‌زند.» 

 درآمد حاصل از کار مشاغل با تورم همخوان نیست

این استاد دانشگاه علاوه بر این سه عامل، به سه عامل حساس‌گر دیگر نیز اشاره می‌کند که به باور او در شکنندگی اقتصاد و ضعف تولید نقش مهمی دارند و در این راستا به وجود آمدن چرخه ناکارآمدی بر روی روحیه روان جمعی جامعه تأثیر گذاشته است. نخستین عامل «عدم همخوانی درآمد افراد با تورم» است. او در این‌باره می‌گوید: «این عامل باعث شده در بسیاری از موارد شغل وجود داشته باشد، اما کسی حاضر به پذیرش آن نباشد. این به معنای نداشتن نیاز مالی نیست، بلکه فرد می‌داند با این درآمد نمی‌تواند زندگی خود را اداره کند. این مسئله به‌ویژه در میان نسل جدید پررنگ‌تر است.» 

عامل دوم از نگاه ناظری «ذهنیت یک‌شبه پولدار شدن» است. وی توضیح می‌دهد: «وقتی افراد می‌بینند برخی به‌سرعت رشد کرده و به امکانات اقتصادی دست یافته‌اند، این پرسش برایشان شکل می‌گیرد که چرا خودشان نمی‌توانند به آن جایگاه برسند. در حالی که اگر اقتصاد توسعه‌گرا حاکم بود، این ذهنیت تا حد زیادی کمرنگ می‌شد.» 

عامل سوم نیز به گفته او «غلبه‌ی نگاه انسان مصرفی» است. ناظری می‌گوید: «امروزه در همه‌جا تبلیغ‌ها و آگهی هایی دیده می‌شود که نوع خاصی از زندگی را تبلیغ می‌کنند و این مسئله افراد را به فکر دستیابی به آن سبک زندگی می‌اندازد. حتی برای طبقات پایین جامعه نیز دستیابی به کالاهای تبلیغ‌شده به نوعی ارزش تبدیل شده است. در نتیجه، تفکر مصرف‌گرایی غالب شده و افراد به سمت فعالیت هایی سوق پیدا می کننند که تولیدی نیست. این چرخه نه‌تنها جامعه را به سوی کار مولد هدایت نمی‌کند، بلکه اجازه نمی‌دهد پول درآوردن به‌مثابه کار تعریف شود. این گفتار بدین معناست که فرد باید درآمدی داشته باشد که بتواند با سبک مصرف انبوه مطابق یابد. همین مسأله باعث می شود تا فرد یا شغل های با درآمد کم را نپذیرد و یا این که به سوی دو یا سه شغله شدن پیش رود.»

دانشگاه‌ها  به پارکینگ بیکاران تبدیل شده‌اند

از نظر این جامعه‌شناس، از مهم‌ترین انواع بیکاری می‌توان به بیکاری در انتظار فارغ‌التحصیلی و بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی اشاره کرد. او می‌گوید: «در شرایط فعلی، فردی با مدرک دیپلم راحت‌تر از فردی با مدرک لیسانس و بالاتر جذب بازار کار می‌شود. فضای موجود این پیام را به دانشجو منتقل می‌کند که دیگر از مسیر علم نمی‌توان به پول رسید. دانشگاه‌ها به جای آنکه پله‌های ترقی باشند، به پارکینگ بیکاران تبدیل شده‌اند. بسیاری از رشته‌ها دیگر دانشجو ندارند و تنها تعداد معدودی از رشته‌ها مانند روان‌شناسی، حقوق و معلمی و حسابداری با وجود اشباع بازار، همچنان امیدی برای استخدام در ذهن دانشجویان ایجاد می‌کنند. در نتیجه، امید به تحصیل برای دستیابی به شغل از بین رفته است. در چنین فضایی، تب ورود به مقطع کارشناسی کاهش یافته، به این دلیل که دیگر با مدرک کارشناسی نمی توان شغل مناسبی پیدا کرد و گرایش به تحصیل در مقاطع تکمیلی افزایش پیدا کرده است؛ هرچند با ادامه این روند، این تب نیز فروکش خواهد کرد. به این دلیل که هم اکنون در برخی از رشته‌ها حتی با اخذ مدرک فوق لیسانس و دکترا شغل مناسبی وجود ندارد».  

در نرخ بیکاری تک رقمی، بیکاری پنهان نادیده مانده

ناظری به نوع دیگری از بیکاری نیز اشاره می‌کند که آن را «بیکاری پنهان» می‌نامد و در این‌باره می‌گوید: «اغلب اعلام می‌شود نرخ بیکاری تک‌رقمی است، اما آنچه مهم است بهره‌وری ناشی از کار است. در حالی که نیروی کار باید قادر به تولید بهره‌وری باشد. علاوه بر این، بسیاری از مشاغل اساساً شغل به معنای واقعی کلمه نیستند. بیکاری پنهان شامل افرادی است که تقاضای رسمی برای استخدام ندارند اما عملا بیکارند؛ مانند دست‌فروشان، زباله‌گردها و امثال آن‌ها. این افراد در بخش‌هایی از اقتصاد فعال‌اند، اما دیده نمی‌شوند».

نوع دیگر بیکاری پنهان فرو کاستن تخصص ها است. یعنی فرد در شغلی است که بسیار پایین تر از سطح توانمندی اوست. مثلا یک فوق لیسانس مکانیک به عنوان پیک موتوری کار می کند. نوع دیگر بیکاری پنهان، بیکاری در بخش دولتی است. در بسیاری از نهادهای دولتی برای کاری که یک نفر می تواند انجام دهد، پنج نفر استخدام شده اند. این افراد صبح کارت می‌زنند، چای می خورند، در راهروها گفتگو می کنند و عصر کارت می زنند و به خانه می روند. آنها شغل دارند اما کار نمی کنند. از جمله، اینها می تواند به اقتصاد آسیب وارد نماید.»

فرار سرمایه  منجر به  قتل  جنین اشتغال پیش از تولد شده

ناظری به زمان بهار عربی اشاره کرده و می‌گوید: «در آن زمان در کشورهایی مثل تونس و مصر شاهد فرار سریع سرمایه‌ها شدیم. در حال حاضر در  ایران نیز چیزی که بر بیکاری تاثیر می‌گذارد فرار شتابان سرمایه است. ما می‌گوییم سرمایه ترسوست و به امنیت و پیش‌بینی نیاز دارد. بنابراین وقتی احساس عدم امنیت کند فرار خواهد کرد و از حالت مولد به حالت پرواز درمی‌آید؛ اساسا دیگر یک جا بند نمی‌شود. به همین دلیل ما در فضایی هستیم که فرار سرمایه‌ها به شدت اتفاق می‌افتد. قابل توجه است که فرار سرمایه فقط به معنای خروج چمدان‌های دلار نیست. منظور خروج صاحبان سرمایه، کارآفرینان، ایده‌پردازان و غیره است. در این شرایط به عنوان مثال فردی که می‌خواسته در ایران خط تولید پوشاک راه بیاندازد به این فکر می‌افتد که کارخانه خود را در کشور دیگری مثل ترکیه راه بیاندازد. درنتیجه ده‌ها شغلی که می‌توانست متولد شود، خاموش خواهد شد؛ این یعنی قتل  جنین اشتغال پیش از تولد».

اینستاگرام پاساژی عمومی است که الان مغازه‌های آن بسته شده

این جامعه‌شناس با اشاره به قطعی گسترده اینترنت می‌گوید: «فضایی مانند اینستاگرام، با وجود آنکه باید سواد رسانه ای و سطح آگاهی درباره نحوه استفاده از آن در جامعه افزایش پیدا کند، در عمل به یک پاساژ عمومی تبدیل شده است؛ بسیاری از افراد در این فضا مغازه دارند و با تعطیلی آن، انگار کرکره بسیاری از این مغازه‌ها پایین کشیده شده است. این افراد بدون فشار بر دولت در حال درآمدزایی بودند. برای مثال، فردی که در یک روستا ترشی می‌فروخت و از طریق اینستاگرام مشتری جذب می‌کرد، اکنون درآمد مجازی او متوقف شده است؛ این درآمد در خود آن روستا مصرف می شد و به توسعه بومی کمک می کرد».  

او ادامه می‌دهد: «در شرایط فعلی، مسئله بیکاری در جامعه از یک موضوع صرفا اقتصادی و اجتماعی، در حال تبدیل شدن به مسئله‌ای روانی است؛ به این معنا که روان جمعی جامعه در این وضعیت دچار نوعی افسردگی شده است. بنابراین لازم است ثبات در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی ایجاد شود تا بستر شکوفایی اقتصاد فراهم شود، در غیر این صورت به‌تدریج با مسائل متعددی روبه‌رو خواهیم شد».

باید به احیای امید و نشاط اجتماعی فکر کرد

ناظری تاکید می‌کند: «برای بهبود این وضعیت، در گام نخست باید به احیای امید و نشاط اجتماعی فکر کرد. پس از آن، اقتصاد باید به سمت پیش‌بینی‌پذیری حرکت کند و در مرحله بعد، کرامت کار و کارگر زحمتکش به‌عنوان معیار اصلی در نظر گرفته شود. در حال حاضر، سطح دستمزد برخی مشاغل نشان می‌دهد که به جای حفظ کرامت نیروی کار، او را استثمار کرده‌ایم؛ مسئله‌ای که فرد را از وضعیت خوددرگیر به وضعیت کاردرگیر سوق می دهد. وضعیت خود درگیر یعنی فرد با مسئولیت و عاشقانه کار خود را انجام می دهد و کار درگیر صرفا فرد به دریافت حقوق سر ماه فکر می کند. گاهی بیکاری به معنی «اخراج از هستی» تلقی می‌شود. اما ما باید بتوانیم کار با کرامت و هویت فردی را مدنظر قرار دهیم. نظام حکمرانی باید با رانت‌خواری به شدت مبارزه کند تا به جای زالوهای اقتصادی(سوداگری و رانت)، بازوی کارگر و فکر متخصص مورد توجه قرار گیرد. یکی دیگر از پیشنهادها در این حیطه ایجاد بیمه بیکاری فراگیر است تا زمانی که فرد در جستجوی کار است مجبور نباشد برای نان شب به کارهای سیاه روی آورد. این بیمه باید فرصت فکر کردن و انتخاب درست را به افراد جامعه بدهد.»

تبلیغات
نویسنده : طناز سادات حسینی فر
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات