ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۲۸۷۹

آیا پنجره نجات طبقه متوسط ایران بسته شده است؟

آیا پنجره نجات طبقه متوسط ایران بسته شده است؟

تورم ۵۰ درصدی با افزایش چشمگیر هزینه‌های خوراک، اجاره و خدمات، قدرت خرید خانوارهای شهری را به شدت کاهش داده است و طی یک دهه گذشته، بخش قابل توجهی از طبقه متوسط ایرانی به دهک‌های پایین‌تر منتقل شده‌اند

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با تورم بالا دست به گریبان بوده و بابت کاهش ارزش پول ملی، جهش‌های ارزی و رشد هزینه‌های زندگی ضربات سختی خورده. طبقه متوسط در نتیجه این فشارها به شکلی چشمگیر آب رفته‌ است.

به گزارش فرارو؛ این گروه تا پیش از این موتور محرک بازار به حساب می‌آمد و اقتصاد آنها را به چشم عامل ثبات اجتماعی و نیروی خلاق اقتصادی نگاه می‌کرد. هرچقدر جلو رفتیم اوضاع شکل دیگری به خود گرفت تا جایی که امروز به نظر می‌رسد این طبقه فرسوده شده و به روایتی بدبینانه در حال ناپدید شدن است.

تورم ۵۰ درصدی چگونه طبقه متوسط را تحت فشار قرار داد؟

اقتصاد ایران در یک سال اخیر، با تورم ۵۰ درصدی دست‌وپنجه نرم کرده اما دستمزدها با سرعت بسیار کمتری افزایش پیدا کرده‌اند. حداقل دستمزد رسمی در ایران، فعلا حدود ۱۰.۳ میلیون تومان در ماه است که با توجه به نرخ دلار تقریباً معادل ۷۰ دلار در ماه می‌شود.

از سوی دیگر چون بخش زیادی از افزایش هزینه‌های خانوارهای شهری تحت تاثیر تورم بالا رقم می‌خورد، قدرت خرید واقعی مردم به طور مداوم کاهش پیدا می‌کند. در شهری مانند تهران هزینه‌های ماهیانه برای یک خانواده، شامل خوراک، اجاره، درمان و آموزش به‌طور چشمگیری افزایش پیدا کرده است و خانوارها مجبور هستند بخش بزرگی از درآمدشان را به پرداخت اجاره و خوراک اختصاص دهند و سهم پس‌انداز و مصرف سایر کالاها به طور مداوم کم شده است.

طبقه متوسط ایران؛ از میانه جدول درآمد تا نزدیک شدن به خط فقر

طبقه متوسط در ادبیات اقتصادی به گروهی از خانوارها گفته می‌شود که درآمدشان بالاتر از خط فقر اما پایین‌تر از گروه‌های ثروتمند است. آنها معمولا قادر هستند بیش از نیازهای اولیه پول خرج کنند و در حوزه‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، آموزش، مسکن و رفاه نیز فعالیت داشته باشند.

تخمین‌زده می‌شود که اندازه طبقه متوسط ایرانی طی یک دهه گذشته به‌طور قابل توجهی آب رفته؛ بخش قابل توجهی از این اتفاق در طول سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹ رخ داده و عمده این افراد حالا در دهک‌های پایین‌تر قرار می‌گیرند.

تحلیل‌های رسمی‌ نشان می‌دهند در این دوره طبقه متوسط تقریباً سالی 11 درصد کوچک‌ شده است. سال‌ها پیش حدود ۵۷ درصد ایرانی‌ها در این دسته قرار داشتند و نزدیک ۳۵ درصد زیر خط فقر بودند. با این حال تحلیل‌های تازه‌ به‌ویژه پس از اوج‌گیری تورم و فشار اقتصادی، می‌گویند درصد کسانی که زیر یا نزدیک خط فقر هستند افزایش پیدا کرده است.

آیا می‌توان چیزی جز افزایش هزینه‌های زندگی، تورم بالا، کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی اقتصادی را عامل این اتفاق دانست؟

کافه کافی ‌شاپ و قهوه 2نجات طبقه متوسط بدون مهار تورم مزمن، بازتعریف حمایت‌های اقتصادی و همسان‌سازی واقعی درآمد با هزینه زندگی امکان‌پذیر نیست

اثرات سقوط طبقه متوسط بر اقتصاد ایران

ردپای کاهش درآمد واقعی و پسرفت طبقه متوسط را می‌توان در جایی فراتر از سبد هزینه‌ای خانوار جستجو کرد. به عنوان مثال وقتی جمع زیادی از خانوارها مجبور به محدود کردن مصرف خود می‌شوند، بازار کالاها و خدمات کاهش تقاضا را تجربه می‌کند و بخش خصوصی با رکود مواجه می‌شود.

کاهش قدرت خرید همچنین باعث می‌شود بسیاری از جوانان و خانواده‌ها نسبت به آینده اقتصادی خود بدبین شوند. اثرات این موضوع در مهاجرت نیروی کار و افت نیروی فعال به چشم می‌آید.

کسری بودجه، تأمین مالی دولت از مسیرهای تورم‌زا و تعویق اصلاحات ساختاری بیشترین آسیب را متوجه حقوق‌بگیران ثابت کرده است. این گروه برخلاف ثروتمندان امکان پوشش ریسک تورم با دارایی‌های متنوع را ندارد و برخلاف اقشار کم‌درآمد، از حمایت‌های مستقیم گسترده برخوردار نیست.

در سال‌های اخیر، افزایش حداقل دستمزد و حقوق کارکنان کمتر از نرخ تورم تعیین شده است. این شکاف، به‌تدریج قدرت خرید را فرسوده کرده و اقشار حقوق‌بگیر را به عقب رانده است.

جهش‌های ارزی پیاپی هزینه زندگی را ناگهان افزایش داده‌اند. قیمت مسکن، اجاره، خوراک و خدمات نیز همگی گوش به فرمان نرخ ارز بوده‌اند. در نتیجه، طبقه متوسط به طور پیوسته از رشد هزینه‌های دلاری و محدودیت‌های مربوط به درآمد ریالی متحمل آسیب و زیان شده است.

آیا نجات طبقه متوسط ایران غیرممکن است؟

برخلاف تصور رایج، طبقه متوسط ایران هنوز به‌طور کامل حذف نشده است هرچند دیگر نمی‌تواند به ایفای نقش کلاسیک خود بپردازد. این خانوارها نه آنقدر درآمد دارند که بتوانند خود را در برابر تورم بیمه کنند و نه آنقدر فقیر هستند که از حمایت‌های مستقیم و پایدار برخوردار شوند.

در نتیجه جایی میان بقا و سقوط در خلاء معلق مانده‌اند و عملاً کمتر احساس رفاه و امنیت اقتصادی می‌کنند. خیلی از آنها بابت تحمل یک شوک اقتصادی دیگر نگران هستند و می‌دانند افزایش دوباره نرخ ارز، جهش قیمت انرژی، بیماری، بیکاری یا حتی یک تصمیم سیاستی ناگهانی باعث می‌شود به دهک‌های پایین‌تر سقوط کنند.

نجات طبقه متوسط بدون مهار تورم مزمن، بازتعریف حمایت‌های اقتصادی و همسان‌سازی واقعی درآمد با هزینه زندگی امکان‌پذیر نیست. کاهش شوک‌های ناگهانی و ثبات نسبی در سیاست‌های اقتصادی نیز ستون‌های دیگر بازسازی وضعیت این طبقه هستند. اگر چنین تغییرات زودتر اجرایی نشوند، برنامه نجات در آینده پرهزینه‌تر از هر زمان دیگری خواهد بود. در حال حاضر داده‌های اقتصادی نشان می‌دهند طبقه متوسط هنوز نفس می‌کشد اما فاصله‌اش با سقوط از همیشه کمتر است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات