ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۷۷۳۴

اعلام پایان جنگ، مانور حقوقی ترامپ برای آغاز جنگ اقتصادی علیه ایران

پشت پرده نقشه «دونالد ترامپ» علیه «ایران»

پشت پرده نقشه «دونالد ترامپ» علیه «ایران»

اعلام پایان جنگ با ایران از سوی ترامپ بیش از آنکه نشانه صلح باشد، مانوری حقوقی برای عبور از فشارهای کنگره و آغاز مرحله‌ای تازه از فشار اقتصادی ارزیابی می‌شود. واشنگتن با تبدیل وضعیت جنگی به بازدارندگی، می‌کوشد بدون محدودیت قانونی، تهران را زیر محاصره و فرسایش اقتصادی به امتیازدهی وادار کند. هم‌زمان، هزینه واقعی جنگ برای آمریکا تا حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد شده و پیامدهای آن به اقتصاد و خانواده‌های آمریکایی نیز سرایت کرده است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- واشنگتن پس از اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره پایان جنگ، منطقه را در برابر فصل تازه‌ای از پیچیده‌ترین منازعات عصر جدید قرار داد. اطلاع‌رسانی ترامپ به قانون‌گذاران کنگره مبنی بر اینکه جنگ علیه ایران «پایان یافته است»، نه به‌عنوان اعلام صلحی فراگیر، بلکه همچون یک بمب راهبردی بود که بار دیگر معادلات حقوقی، نظامی و سیاسی را درهم ریخت.

اعلام پایان جنگ؛ مانور حقوقی ترامپ برای آغاز جنگ اقتصادی علیه ایران

به گزارش فرارو، اعلام پایان جنگ با ایران در زمانی بسیار حساس صورت گرفته است؛ زمانی که ترامپ در داخل «کاپیتول هیل» با فشارهای فزاینده قانون‌گذاران درباره اختیارات جنگی و ضرورت کسب مجوز از کنگره برای هرگونه اقدام نظامی بلندمدت روبه‌رو است. از همین رو، کارشناسان مسائل سیاسی، راهبردی و نظامی بر این باورند که اعلام «پایان جنگ» در درجه نخست، یک مانور حقوقی زیرکانه است که هدف آن، خلع سلاح سیاسی مخالفان ترامپ از ابزار قانون اختیارات جنگی است.

به گفته کارشناسان، ترامپ با اعلام پایان عملیات نظامی، درِ هرگونه بازخواست حقوقی درباره ادامه آماده‌باش نیروها را می‌بندد و حضور نظامی را از «وضعیت جنگ» به «وضعیت بازدارندگی و ثبات» تغییر می‌دهد؛ وضعیتی که در مدیریت پرونده منازعه، انعطافی بی‌سابقه و فراتر از گذشته برای او فراهم می‌کند، آن هم بدون محدودیت‌های قانون‌گذاری.

در همین چارچوب، تحلیلگران این تحول را چنین تفسیر می‌کند که ترامپ در حال پیروی از چیزی است که می‌توان آن را «استراتژی شوک و عقب‌نشینی تاکتیکی» نامید. تحلیلگران تأکید می کنند که ترامپ به‌خوبی می‌داند جنگ سنتی پرهزینه است، منابع را فرسوده می‌کند و محبوبیت سیاسی را کاهش می‌دهد؛ از همین رو ترجیح می‌دهد آن را با یک «محاصره ساختاریِ خاموش» جایگزین کند. این محاصره با هدف فلج‌کردن مفاصل دولت ایران بدون شلیک حتی یک گلوله طراحی شده است. واشنگتن در این مسیر بر این شرط‌بندی می‌کند که زمان به سود آمریکا عمل خواهد کرد و توان اقتصادی و اجتماعی رقیب به‌تدریج فرسوده خواهد شد. از این منظر، اعلام پایان جنگ در بُعد «نظامی»، در واقع اعلام آغاز «جنگ بزرگ اقتصادی» است.

ترامپ و وسوسه «پیروزی ساختگی» در برابر ایران

دولت آمریکا امروز خود را در برابر دشوارترین آزمون «اراده‌ها» در چند دهه اخیر در خاورمیانه می‌بیند. در حالی که راهبرد نهایی کاخ سفید در قبال تهران همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، نشانه‌های رویارویی‌ای در حال شکل‌گیری است که از دیپلماسی سنتی فراتر می‌رود و رئیس‌جمهور ترامپ را در برابر دو گزینه سرنوشت‌ساز قرار می‌دهد: یا اعلام یک «پیروزی تبلیغاتی» یک‌جانبه یا «تشدید تنش نظامی» با هدف گرفتن امتیاز از ایران از راه زور.

گزینه پیروزی یک‌جانبه، قلب تپنده دکترین عمل‌گرایانه ترامپ را تشکیل می‌دهد؛ دکترینی که جنگ‌های بی‌پایان را فرسایشی بی‌دلیل برای سرمایه سیاسی و اقتصادی آمریکا می‌داند. ترامپ که با وسواس شعار «اول آمریکا» پیش می‌رود، به‌خوبی می‌داند رأی‌دهنده‌ای که به او اختیار داده، از او در داخل کشور معجزه‌های اقتصادی می‌خواهد. در سوی دیگر، فرضیه «تشدید تنش نظامی» به‌عنوان تنها ابزار برای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی مطرح می‌شود؛ تهرانی که نشان داده در برابر تحریم‌های اقتصادی، تجربه و توان پایداری دارد.

در اینجا سخن از یک تهاجم زمینی گسترده در میان نیست، بلکه بحث بر سر «جنگ فرسایشی راهبردی» است؛ جنگی که هدف آن شکستن ستون فقرات نفوذ منطقه‌ای ایران است. کارشناسان امور سیاسی و راهبردی می‌گویند ترامپ ممکن است به «ساختن یک پیروزی» روی آورد؛ یعنی هرگونه عقب‌نشینی ایران را، حتی اگر صرفاً شکلی و ظاهری باشد، بزرگ‌نمایی کند. از نگاه او، گرفتن یک «تعهد شفاهی» یا توقف موقت برخی فعالیت‌های هسته‌ای کافی است تا در برابر جهان ظاهر شود و از «معامله بزرگ» سخن بگوید.

شرط‌بندی مشترک آمریکا و اسرائیل به سمت ایجاد «فلج ساختاری» در توانایی‌های ایران و متحدانش متمایل است؛ آن هم از طریق حملات ویرانگری که تأسیسات حیاتی و لجستیکی را هدف قرار می‌دهد. هدف آمریکا از این گام آن است که رهبری ایران را در برابر دو گزینه قرار دهد: یا فروپاشی کامل اقتصادی و داخلی یا نشستن پشت میز مذاکره برای دادن «امتیازهای تعیین‌کننده»؛ امتیازهایی که شامل کنار گذاشتن بلندپروازی هسته‌ای، برنامه موشکی و برچیدن نفوذ فرامرزی ایران می‌شود.

خوانش عمیق‌تر صحنه نشان می‌دهد ترامپ ممکن است هیچ‌یک از دو مسیر را به‌طور جداگانه انتخاب نکند، بلکه آن‌ها را در وضعیتی از «مذاکره زیر آتش» با هم ترکیب کند؛ به این معنا که تهدید نظامی را به‌عنوان «اهرم»ی برای تقویت موقعیت مذاکراتی خود به کار گیرد.

روزنامه «وال‌استریت ژورنال» گزارش داده است که محاصره دریاییِ اعمال‌شده از سوی ایالات متحده بر بندرهای ایران، اثر مستقیم خود را بر قلب اقتصاد ایران آغاز کرده است؛ محاصره‌ای که به توقف تقریباً کامل صادرات نفت انجامیده است. به نوشته این روزنامه، این تحولات نقطه عطفی در مسیر منازعه به شمار می‌رود؛ زیرا ایران که از شکستن محاصره آمریکا ناتوان مانده، دیگر فقط با فشارهای مالی روبه‌رو نیست، بلکه با محدودیت‌های فیزیکی‌ای مواجه است که جریان تجارت آن را متوقف می‌کند.

این روزنامه اشاره کرده است که رویارویی کنونی بر یک شرط‌بندی دوگانه استوار است. ایران شرط بسته است که ایالات متحده برای کاهش فشار بر بازارها و پایین آوردن قیمت سوخت، ناچار خواهد شد محاصره را پایان دهد. در مقابل، واشنگتن باور دارد تشدید بحران اقتصادی، تهران را به دادن امتیاز وادار خواهد کرد. اما این موازنه همچنان شکننده است؛ زیرا برآوردها نشان می‌دهد تصمیم‌گیران در ایران ممکن است به این جمع‌بندی برسند که هزینه از سرگیری رویارویی نظامی، از هزینه ادامه وضعیت زیر محاصره‌ای طولانی کمتر است؛ امری که در مرحله آینده می‌تواند در را به روی سناریوهای پرتنش‌تر بگشاید.

شکاف ۲۵ میلیارد دلاری در روایت واشنگتن از جنگ با ایران

مقام‌های آمریکاییِ آگاه از ارزیابی‌های داخلی اعلام کرده‌اند که هزینه واقعی جنگ علیه ایران به حدود ۵۰ میلیارد دلار نزدیک شده است؛ رقمی که تقریباً دو برابر برآورد علنی ارائه‌شده از سوی وزارت جنگ آمریکا، در جلسه شهادت این هفته در کنگره است. در جلسه استماع روز چهارشنبه در «کاپیتول هیل»، یکی از مقام‌های وزارت دفاع، هزینه عملیات «خشم حماسی» را حدود ۲۵ میلیارد دلار برآورد کرد؛ رقمی که همه تجهیزات آسیب‌دیده یا منهدم‌شده و نیز تأسیسات نظامی آمریکا را که دچار خسارت شده‌اند، به‌طور کامل دربرنمی‌گیرد.

این موضوع هم‌زمان با حضور پیت هگست، وزیر دفاع و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در برابر قانون‌گذاران مطرح شد؛ حضوری که هدف آن دفاع از درخواست بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری پنتاگون بود. در همین حال، مقام‌های آگاه از ارزیابی‌های داخلی گفته‌اند هزینه جنگ تا این مرحله به حدود ۵۰ میلیارد دلار نزدیک شده است. بخش بزرگی از فاصله میان این دو برآورد به مهماتی بازمی‌گردد که مصرف شده و اکنون باید جایگزین شود. پنتاگون ۲۴ فروند پهپاد MQ-9 Reaper را از دست داده است؛ پهپادهایی که هزینه هر فروند آن‌ها ممکن است به ۳۰ میلیون دلار یا بیشتر برسد.

جولز هرست، سرپرست امور مالی پنتاگون، روز پنجشنبه در جلسه‌ای در مجلس سنا گفت برآورد هزینه‌های ساخت‌وساز نظامی دشوار است. او تاکید کرد: «ما نمی‌دانیم وضعیت آینده ما چگونه خواهد بود یا شکل ساخت آن پایگاه‌ها چه خواهد بود.»  پیش‌تر شبکه «سی‌ان‌ان» گزارش داده بود که برآورد واقعی هزینه‌ها بین ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار است. کریس کونز، سناتور دموکرات، نیز نسبت به این ادعا که هزینه جنگ تاکنون فقط ۲۵ میلیارد دلار بوده، ابراز تردید کرده و گفته است این رقم هزینه اعزام نیروها، حفظ آن‌ها در میدان عملیات به مدت دو ماه و سایر هزینه‌ها را شامل نمی‌شود.

مارک کانسیان، مشاور ارشد در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی گفت مهمات بزرگ‌ترین بخش هزینه در چنین جنگ‌هایی را تشکیل می‌دهد؛ اما هزینه‌های دیگری نیز وجود دارد که کمتر دیده می‌شوند، از جمله افزایش هزینه سوختی که وزارت جنگ برای به‌کارگیری هواپیماها، کشتی‌ها و خودروها مصرف می‌کند. او تاکید کرد وزارت جنگ اصلی‌ترین نهادی است که هزینه‌های جنگ را بر دوش می‌کشد، اما تنها نهاد درگیر نیست؛ وزارت امنیت داخلی نیز هزینه‌های اضافی متحمل می‌شود. به گفته او، جایگزین کردن مهمات مصرف‌شده «چندین سال» زمان خواهد برد تا ذخایر به سطح پیش از جنگ بازگردد.

کانسیان همچنین اشاره کرد که اثر جنگ مستقیماً دامن‌گیر شهروندان آمریکایی می‌شود. رو خانا، نماینده دموکرات، در جلسه‌ای در کنگره از وزیر جنگ پرسید این جنگ از نظر افزایش قیمت سوخت و مواد غذایی در سال آینده چه هزینه‌ای برای شهروندان خواهد داشت؛ اما هگست پاسخ مستقیمی نداد و تنها گفت: «هزینه دستیابی ایران به بمب هسته‌ای چقدر است؟» او همچنین خانا را به طرح «پرسش‌های تحریک‌آمیز» متهم کرد.

در همین زمینه، مؤسسه «امریکن اینترپرایز» برآورد کرده است که افزایش هزینه‌های سوخت و کود می‌تواند ماهانه حدود ۱۵۰ دلار به هزینه هر خانواده آمریکایی اضافه کند. کانسیان معتقد است جنگ از نظر اقتصادی هم بر ایالات متحده و هم بر ایران تأثیر می‌گذارد و ادامه این وضعیت در بلندمدت پایدار نخواهد بود.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات