به روایت تحلیلگر میدل ایست آی:
پیامدهای ویرانگر «شورای صلح» ترامپ برای جهان
طرح ترامپ تحت عنوان «شورای صلح» پس از یک «آتشبس» سهماهه در غزه ارائه شده است؛ آتشبسی که در عمل پس از آن نیز همچنان با کشته شدن صدها فلسطینی، ویرانی گسترده و مرگ کودکان بر اثر سرمای شدید همراه بود.
تحلیلگر رسانه انگلیسی زبان با برشمردن پیامدهای ویرانگر طرح موسوم به «شورای صلح» رئیسجمهور آمریکا برای مردم غزه و نظم بینالمللی این طرح را نه تنها نقابی برای ادامه یافتن مصائب و رنجهای فلسطینیان، بلکه یک ضربه اساسی به نهادهای بینالمللی و حاکمیت قانون میداند.
به گزارش ایسنا، «جاناتان کوک» تحلیلگر رسانه انگلیسی «میدل ایست آی» در مطلبی تحت عنوان «شورای صلح ترامپ میخ آخر بر تابوت غزه است» بر ماهیت فریبنده این به اصطلاح «شورای صلح» تاکید کرده و اهداف واقعی آن را در راستای ادامه یافتن رنجهای فلسطینیها و کنار گذاشتن نهادهای بینالمللی و حاکمیت قانون میداند.
طرح ترامپ تحت عنوان «شورای صلح» پس از یک «آتشبس» سهماهه در غزه ارائه شده است؛ آتشبسی که در عمل پس از آن نیز همچنان با کشته شدن صدها فلسطینی، ویرانی گسترده و مرگ کودکان بر اثر سرمای شدید همراه بود.
او نوشته است: « دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در حالی "آتشبس" سهماهه در غزه را یک "موفقیت بزرگ" اعلام کرده که اکنون میخواهد به سمت اجرای مرحله دوم به اصطلاح "طرح صلح" خود برای این باریکه حرکت کند. اما این موفقیت ادعایی چه شکلی بوده است؟ سربازان اسرائیلی از اکتبر به این سو بیش از ۴۶۰ فلسطینی از جمله حداقل ۱۰۰ کودک را کشتهاند. همچنان اسرائیل ۲۵۰۰ ساختمان دیگر که از جمله معدود ساختمانهای آخر باقیمانده فلسطینیها هستند را با خاک یکسان کرده است. و از سوی دیگر در ضمن یک فاجعه انسانی مستمری که اسرائیل آن را با اعمال محاصره در جهت قطع دسترسی به غذا، آب، دارو و سرپناه مهندسی کرده، تایید شده که حداقل هشت نوزاد در اثر سرمای زمستان جان باختهاند.»
به عقیده جاناتان کوک، این وضعیت و این واقعیت نشان میدهد اصطلاحات «صلح» و «آتشبس» در این پسزمینه معنایی کاملاً وارونه و از جنس آثار ویرانشهر نویسنده مشهور انگلسیی «جورج اوروِل» هستند. به گفته جاناتان کوک همچنین هدف اصلی این به اصطلاح شورای صلح ترامپ، مدیریت «بازسازی» غزه پس از ۲ سال نسلکشی بوده اما از طرفی این بازسازی در واقع به معنای «پاکسازی نهایی حیات فلسطینی در غزه» و تحقق رؤیای دیرینه اسرائیل برای خلاص شدن از ساکنان آن است.
نویسنده خاطر نشان کرده است: «ترامپ حدود یک هفته پیش برای نشان دادن گذار به این مرحله جدید از یک به اصطلاح "شورای صلح" برای تعیین آینده این منطقه محصور رونمایی کرد. اما "صلح" و "آتشبس" در اینجا دقیقا معنایی از جنس اثر مشهور ۱۹۸۴ جورج اوروِل دارند. موضوع این شورای صلح پایان دادن به رنج مردم غزه نیست بلکه مساله بر سر کنترل روایت به سبک مفهوم "برادر بزرگ" در کتاب ۱۹۸۴ است؛ طرحی که در واقع نابودی نهایی حیات فلسطینی ها در غزه را به عنوان "صلح" میفروشد. طبق این طرح پیچش روایت در این است که وقتی حماس خلع سلاح شود، این شورا وظیفه بازسازی غزه را بر عهده خواهد گرفت.
در عین حال فرض ضمنی آن این است که زندگی برای بازماندگان نسلکشی ۲ ساله اسرائیل علیه غزه – جنگی که هیچ رهبر غربی آن را به عنوان نسلکشی به رسمیت نشناخته و اهمیتی به رقم فلسطینیهای کشته شده در نتیجه این حملات نداده است - به تدریج به حالت عادی بازخواهد گشت.»
اهداف تجاری در پشتپرده طرح صلح غزه
از سوی دیگر در ادامه این مطلب تصریح میشود «شورای صلح» غزه تحت مدیریت شخص ترامپ و عضویت منتخبان مد نظر او از جمله افرادی مانند «ویکتور اوربان» نخست وزیر مجارستان و «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی در آن قصد دارد جایگزین نهادهای بینالمللی بهویژه سازمان ملل متحد در تعیین سرنوشت غزه شود. همچنین در حالی که ترامپ برای خرید عضویت دائم در این به اصطلاح شورای صلح هزینه میلیاردی تعیین کرده قصد دارد اهداف تجاری خود را نیز در پشت این طرح به پیش ببرد.
جاناتان کوک تصریح میکند: « اما، چنانکه خواهیم دید، صلح قطعاً چیزی نیست که این شورا به عنوان هدف دنبال کند. این یک طرح ریاکارانه و فریبنده است. اصطلاح "شورا" در اینجا نه تنها ترجیح ترامپ برای استفاده از ادبیات تجاری به جای سیاسی را نشان میدهد، بلکه همچنین فاش میکند که او قصد دارد فرصتهایی تجاری را به موجب اجرای "تغییر شکل" غزه به دست آورد. همچنین به این ترتیب هدف این طرح او محروم کردن سازمان ملل متحد - و بنابراین جامعه بینالمللی - از هرگونه نظارتی بر سرنوشت غزه است. انگار به نظر میرسد ما به دوران فرمانداران مستعمراتی بازگشتهایم و استعمارگری دوباره خودش را عیان کرده است.»
تحلیلگر میدل ایست آی در ادامه این مطلب با اشاره به قصد ترامپ برای حمله به نهادهای بینالمللی و حاکمیت قانون از طریق این طرح همچنین استدلال میکند فلسطینیها و مردم غزه به عنوان «موش آزمایشگاهی» برای آزمودن محدودیتهای نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفتهاند. در این میان رژیم صهیونیستی و آمریکا با همدستی با یکدیگر در پیشبر عملیات خود علیه غزه، نظام قانونی و بشردوستانه بین المللی موجود را تا مرز نابودی پیش بردهاند.
او تصریح کرده است: «"شورای صلح" ترامپ بلندپروازیهای بسیار بزرگتر از صرفاً مدیریت تسخیر غزه را در نظر دارد. در واقع، در اساسنامه این به اصطلاح شورای صلح غزه که به پایتختهای چندین کشور فرستاده شده، حتی نامی از این منطقه محصور برده و اشارهای به آینده آن نشده است.
در دعوتنامه واشنگتن به رئیسجمهور آرژانتین برای مشارکت در این شورا که مفاد آن به بیرون درز کرده، ترامپ به این شورا به عنوان "یک رویکرد جدید جسورانه برای حل مناقشات جهانی" اشاره کرده است. اساسنامه آن همچنین ادعا کرده که این یک شورای "نتیجهمحور" خواهد بود و "شجاعت دوری از رویکردها و نهادهایی که اغلب شکست خوردهاند" را خواهد داشت.
برخی از ما از مدتها پیش هشدار دادهایم اسرائیل و آمریکا، فلسطینیها را به عنوان موش آزمایشگاهی در حوزههای مختلف در یک زمان برای آزمایش سلاحها و فناوریهای نظارتی و در یک زمان دیگر برای تغییر هنجارهای ضد ایدئولوژیهای فاشیستی، نظامیگرا و توسعهطلبانه که از پس از جنگ جهانی دوم رشد یافتند و محافظت از خود در برابر این هنجارها میبینند.»
ضربه نهایی به نظام چندجانبهگرایی
به گفته جاناتان کوک، ریاست جمهوری دوم ترامپ به دنبال تشدید روند از بین بردن نظام قوانین بینالمللی بوده و خروج آمریکا از دهها نهاد و معاهده بینالمللی، تحریم مقام های دیوان بینالمللی کیفری به بهانه پیگرد قضایی رهبران اسرائیلی، و بیاعتنایی به دیوان بینالمللی دادگستری همگی نشانههای این تهاجم هستند.
در این مطلب آمده است: «ساختار حیاتی حقوقی و بشردوستانه ایجادشده در دوران پس از جنگ جهانی دوم شامل نهادهایی همچون سازمان ملل و نهادهای مختلف وابسته به آن از جمله دیوان بینمللی دادگستری (ICJ) و دیوان بینالمللی کیفری (ICC) بوده است.
اما اسرائیل و آمریکا از همان آغاز نسلکشی ۲ ساله اخیر خود علیه غزه که در جریانش اسرائیل خانهها، مدارس، بیمارستانها، ساختمانهای دولتی و نانواییها را در این باریکه محصور هدف بمباران فرشی قرار داده تلاش داشتهاند تا این ساختار را تا مرز نابودی تحت فشار بگذارند. در این میان ریاست جمهوری دوم ترامپ این دستورکار را در بالاترین حدش تشدید کرده است.»
کوک معتقد است طرح «شورای صلح» ترامپ به عنوان «ضربه نهایی» به نظام چندجانبهگرایی با هدف جایگزین ساختن یک «نظم جهانی جدید» مد نظر ترامپ به جای آن در نظر گرفته میشود؛ نظمی که در آن میلیاردرها و قدرتهای سلطهگر آشکارا سرنوشت ملتهای ضعیف را بر اساس منافع مالی و غریزههای غارتگرانه تعیین میکنند.
او خاطرنشان کرده است: « تنها در همین ماه جاری میلادی کاخ سفید اعلام کرد آمریکا در حال خروج از ۶۶ سازمان و معاهده جهانی است که حدود نیمی از آنها وابسته به سازمان ملل هستند.
پیش از این هم قضات و دادستانهای دیوان بینالمللی کیفری به دلیل صدور حکم بازداشت برای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و وزیر جنگ سابق دولتش، یوآو گالانت، تحت تحریمهای شدید آمریکا قرار گرفتهاند. همچنین دیوان بین المللی دادگستری که اسرائیل را به دلیل نسلکشی تحت تحقیقات قرار داد به نظر میرسد مرعوب شده و به سکوت گراییده است.
ربوده شدن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا به دستور ترامپ و توقیف قریبالوقوع گرینلند توسط او، به اندازه کافی گواهی میدهند که نظم بینالمللی "قانون محور" سابق در دنیا حالا دیگر ناکارآمد و چند پاره شده است. هم سازمان ملل و هم ائتلاف به اصطلاح دفاعی ناتو نیز به دلیل سیاستهای ترامپ در وضعیت نامساعدی قرار گرفتهاند.
رئیسجمهور آمریکا امیدوار است طرح «شورای صلح» او ضربه آخر را وارد کند و جایگزین سازمان ملل و نظام حقوق بینالمللی که برای حفظ آن وجود دارد شود.»
این تحلیلگر در ادامه به نقشههای اقتصادی پشت طرح شورای صلح غزه و نادیده گرفتن کامل مردم غزه در این طرح اشاره کرده و تصریح میکند قدرت واقعی طبق این طرح قرار نیست در شورای عمومی بلکه قرار است در یک «شورای اجرایی مؤسس» متشکل از افراد نزدیک به ترامپ (شامل جارد کوشنر، داماد ترامپ، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه او و تونی بلر، نخست وزیر اسبق انگلیس) متمرکز باشد. این شورا فاقد هرگونه نماینده فلسطینی است.
به گفته جاناتان کوک از سوی دیگر مدارک و اظهاراتی قابل توجه (از جمله یک مصاحبه کوشنر در سال ۲۰۲۴ که مساله غزه را یک «مناقشه املاک» خواند و ویدئوی جنجالی ساخته شده با هوش مصنوعی که ترامپ و نتانیاهو را در ساحل غزه به تصویر کشد) نشان میدهند نقشه اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تبدیل غزه به یک منطقه تفریحی لوکس و مرکز فناوری (با عناوینی پر طمطراق مانند «پروژه سانشاین» یا «ریویرای غزه») برای ثروتمندان است.
در این میان از نظر مجریان این طرح، فلسطینیهای ساکن غزه برای تحقق این رؤیای اقتصادی، به عنوان یک «مانع» دیده میشوند. آنها طرحهایی برای به اصطلاح «اسکان مجدد داوطلبانه» فلسطینیهای غزه در ضمن پرداخت مبالغی ناچیز به آنها مطرح ساختهاند. علاوه بر اینکه آنها وضعیت فاجعهبار انسانی این فلسطینیها را در نظر نمیگیرند، زمانبندی غیرواقعبینانه پنجسالهای که ترامپ برای به اصطلاح «دوران گذار» در غزه تعیین کرده یک دهنکجی به هشدارهای سازمان ملل درباره دههها زمان مورد نیاز برای بازسازی واقعی غزه به حساب میآید.
تحلیلگر میدل ایست آی همچنین به نقش تونی بلر، نخست وزیر اسبق انگلیس، در تلاش برای بهرهبرداری از میادین گازی غزه به نفع اسرائیل در دوران کارش به عنوان فرستاده ویژه خاورمیانه اشاره کرده و معتقد است او اکنون نیز میتواند و به دنبال آن است که در ادامه غارت منابع غزه نقش ایفا کند.
نقشهراه برای سلطه بر گرینلند و ونزوئلا
جاناتان کوک همچنین نسبت به پیامدهای گسترده رویکرد قلدرمآبانه ترامپ نسبت به مسائل جهان هشدار داده و تصریح میکند حالا این طرح «شورای صلح» غزه میتواند از سوی ترامپ به عنوان نقشه راهی برای سلطه بر مناطق دیگر مانند گرینلند و ونزوئلا در نظر گرفته شود.
او معتقد است غزه به عنوان الگویی برای «نظم جهانی جدید ترامپی» عمل میکند.
از سوی دیگر اما رهبران اروپایی سستعنصر (مانند کِر استارمر، نخست وزیر انگلیس) پیشتر با حمایت نظامی و دیپلماتیک خود از رژیم صهیونیستی، زمینه بروز این وضعیت را فراهم کردند، اما اکنون با عواقب خودخواسته این حمایتهایشان از جمله در مسائل گرینلند و اوکراین مواجه شده و حالا همچون یک «خریدار پشیمان از خرید» هستند.
کوک پیشنهاد میدهد آنها در راستای مقابله با این به اصطلاح «نظم جدید ترامپی» رو به دفاع از نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل، دیوان بینالمللی دادگستری و دیوان بینالمللی کیفری آورده و از پیوستن به «شورای صلح» ترامپ خودداری کنند اما نویسنده نسبت به اینکه آنها در این راستی اقدام قاطعی صورت دهند بدبین است.
تحلیلگر میدل ایست آی در پایان طرح «شورای صلح» ترامپ برای غزه را ابزاری برای مشروعیتبخشی به پروژهای مرگبار میداند که ۲ هدف اصلی را دنبال میکند:۱. حذف نهایی فلسطینیان از غزه و تحقق رؤیای ارضی صهیونیستها. ۲. جایگزینی نظام چندجانبه و قوانین بینالمللی با یک نظام امپریالیستی جدید که در آن قدرت و سرمایه به طور بیرحمانهای بر سرنوشت ملتها حاکم میشود بنا بر این، این طرح، «میخ نهایی» بر تابوت غزه و همچنین تابوت نظم سابق مبتنی بر قوانین بینالمللی است.