ایران و آمریکا؛ آیا جنگ نزدیک است؟
«در فضای انسداد کانال های سیاسی و دیپلماتیک و البته فراهم بودن بسترهای زمینهساز برای اوج گیری تنشها میان ایران و آمریکا، باید بر طبق قواعد رئالیستی و قانون جنگل فکر کرد: اگر حدی بیشتری از امنیت میخواهید، قوی شوید و آماده جنگ باشید.»
فرارو- در روزهای گذشته طیف متنوعی از کارشناسان و صاحب نظران سعی داشته اند به این سوال پاسخ دهند که آیا درگیری نظامی میان ایران و آمریکا نزدیک است یا خیر، ورای مواضع مقام های دو طرف، باید انتظار تنشزدایی را داشت؟ عده ای در چند روز گذشته انتظار داشتند در پی موضع گیری ترامپ مبنی بر شانس بالای اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، این کشور دست به یک ماجراجویی تازه علیه تهران بزند. با این حال، ترامپ اندکی بعد اعلام کرده که قانع شده نباید به ایران حمله کند.
به گزارش فرارو؛ منابع رسانه ای مدعی شده اند که برخی طرف های ثالث از جمله کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در رایزنی های خود با رئیس جمهور آمریکا وی را قانع کرده اند تا علیه ایران دست به اقدام نظامی نزند. درست به همین دلیل، حامیان ایده تنشزدایی میان ایران و آمریکا معتقدند که بعید است دو طرف به سمت تشدید تقابل نظامی با یکدیگر حرکت کنند و دلیل این مساله نیز روشن است: زیرا آمریکا نمی خواهد هزینه های گزاف تقابل با ایران را بپذیرد.
به هر حال طیف متنوعی از پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه زیر آتش ایران هستند و البته که نفوذ منطقه ای این کشور نیز هنوز پابرجاست و در عین حال، تهران پس از جنگ 12 روزه به نحوی فعال توان نظامی و امنیتی خود را تقویت و احیا کرده است. ورای این ها، نه اسرائیل و نه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس آمادگی مواجهه با ماجراجویی واشینگتن علیه تهران و پذیرش تبعات آن را ندارند.
کافی است در این زمینه توجه داشته باشیم که به تازگی بازرس نظامی ارتش اسرائیل اعلام کرده که این رژیم آمادگی مقابله با موشک های ایرانی را ندارد. آویگدور لیبرمن از منتقدان نتانیاهو و وزیر خارجه اسبق صهیونیستها هم گفته که ایران در جریان جنگ 12 روزه اهداف راهبردی اسرائیل را زیر ضربه قرار داد و تلآویو هنوز آمادگی ندارد تا با حملات جدید ایران مقابله کند.
با این همه، سوال اصلی هنوز پابرجاست: آیا آمریکا به سمت تشدید تنش با تهران حرکت می کند یا خیر، عطای تقابل نظامی با ایران را به لقایش، حداقل در کوتاه مدت بخشیده است؟ به نظر می رسد حداقل به 3 دلیل عمده، ساده انگارانه است اگر تصور کنیم آمریکا در پی تنشزدایی با ایران است. درست به همین دلیل است که میبینیم دستگاه های نظامی و امنیتی ایران نیز فارغ از هرگونه محاسبه و معادله ای، در آماده باش هستند و آماده جنگند.
اول اینکه پس از عملیات هفتم اکتبر 2023 حماس، اسرائیل و آمریکا و متحدان آن ها، به صورت جدی و میدانی تقابل صریح با ایران را در دستورکار قرار داده اند و این تصور را دارند که پله پله باید جبهه مقاومت را تضعیف و به آن ضربات جدی وارد کنند. به بیان ساده تر، این جریان ها این تصور را دارند که فرصتی برایشان پیش آمده که نباید آن را از دست بدهند.
اقدامات آن ها در ترور شهید سید حسن نصرالله یا زمینهچینی برای سقوط نظام سیاسی سوریه به ریاست جمهوری بشار اسد و البته تشدید تقابل با ایران و به راه انداختن جنگ علیه این کشور، همه و همه نمودهای عینی این مساله هستند. هم اسرائیل و هم آمریکا و هم البته متحدان اروپایی آن ها قویا سعی دارند نظم جدیدی را در خاورمیانه مستقر سازند که در آن قدرت منطقه ای ایران تضعیف شود و فضای مانور آن محدود باشد. این چشمانداز هنوز محقق نشده و جبهه مقاومت در منطقه هنوز پابرجاست. از این رو، در شرایطی که نظم تازه ای مستقر نشده، باید انتظار تحولات تازه ای را در روزها و ماه های آتی داشت.
نکته دوم اینکه برخی مولفه ها در مقام پیشران تنشزایی علیه ایران عمل می کنند. به عنوان مثال مشکلات اقتصادی مردم و یا به بنبست خوردن مذاکرات هسته ای میان ایران و آمریکا از جمله مواردی هستند که حل نشده اند. همین مسائل، برای آمریکا بهانه های خوبی را فراهم می سازند تا باز هم علیه ایران دست به اقدامات مخرب بزند و آن ها را توجیه کند. وقتی بسترهای تنش زایی علیه ایران فراهم هستند و اتفاقا پیشران های قوی نیز وجود دارند، اینکه تصور کنیم به یکباره فضای آرامش و صلح برقرار می شود چندان منطقی نیست. باید از خود بپرسیم آیا نشانه ها و پیشرانهایی از تنشزدایی نیز قابل مشاهده هستند؟ حداقل در وضعیت فعلی که وزن مولفه های تنشزا بیشتر از تنشزدا است.
و نکته سوم اینکه هم انتخابات میاندوره ای آمریکا و هم انتخابات پارلمانی اسرائیل در ماه های آتی برگزار میشوند. نتانیاهو و ترامپ به زعم خود سعی دارند به دستاوردهای بزرگ به ویژه در پرونده ایران دست یابند. به طور خاص نتانیاهو این تصور را دارد که اگر بتواند ضربه ای جدی را به ایران بزند، این مساله می تواند برگ برنده وی در انتخابات آتی پارلمان اسرائیل باشد.
ترامپ هم ایران را معادله ای مجهول در سیاست خارجی آمریکا می بیند و سعی دارد با اقدامات و سیاست های خود اینطور وانمود کند که او مساله ایران را حل کرده و افراد پیش از وی بیعرضه و بی کفایت بوده اند. اساسا ترامپ به این قبیل دستاوردسازیها و روایت سازی ها علاقه زیادی نشان می دهد. از این منظر نیز، شانس تشدید تنشزایی علیه ایران در روزها و ماه های آتی زیاد به نظر می رسد. درست به همین دلیل است که در فضای انسداد کانال های سیاسی و دیپلماتیک و البته فراهم بودن بسترهای زمینه ساز برای اوج گیری تنش ها میان ایران و آمریکا، باید بر طبق قواعد رئالیستی و قانون جنگل فکر کرد: اگر حدی بیشتری از امنیت میخواهید، قوی شوید و آماده جنگ باشید!