ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۱۵۷۷

سردرگمی عمیق بین‌المللی درباره گام بعدی آمریکا

سردرگمی عمیق بین‌المللی درباره گام بعدی آمریکا

تحلیلگر بلومبرگ، با اشاره به تغییر رویکرد کشورها در قبال آمریکا نوشت که بی‌ثباتی و تصمیم‌های لحظه‌ای دونالد ترامپ باعث شده متحدان و رقبای واشنگتن نسبت به سیاست خارجی این کشور دچار سردرگمی شوند و اعتماد سابق خود را به آمریکا از دست بدهند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- مکس هیستینگز، مورخ نظامی و تحلیلگر در یادداشتی تحلیلی با عنوان «آمریکا سردرگمی را به سراسر جهان صادر می‌کند» تاکید کرده است که ایالات متحده دیگر از آن محبوبیت و اعتبار هژمونیک گذشته در عرصه جهانی برخوردار نیست. به گفته او، بسیاری از کشورهای جهان در حال تطبیق و سازگار کردن سیاست‌های کلان خود با این واقعیت جدید و گذار به نظم چندقطبی هستند.

به گزارش فرارو به نقل از بلومبرگ، هیستینگز بحث خود را با یک تجربه ملموس شخصی آغاز می‌کند. او با اشاره به پروازی از اسکاتلند و مشاهده گروهی از گردشگران آمریکایی که برای بازی گلف به این کشور سفر کرده بودند، می‌نویسد: رفتار و نگرش این شهروندان نشان می‌داد که آن‌ها از تغییر بنیادین جایگاه آمریکا در جهان و ریزش شدید اعتماد بین‌المللی به واشنگتن، کاملاً بی‌اطلاع هستند.

وی تاکید می‌کند که این تغییر و افول جایگاه، تا حد بسیار زیادی نتیجه مستقیم سیاست‌های انزواگرایانه و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی دونالد ترامپ در عرصه بین‌المللی است.

این تحلیلگر در ادامه به داده‌های آماری استناد کرده و می‌افزاید: نظرسنجی‌های معتبر و مختلف جهانی نشان می‌دهند که پکن، علی‌رغم اختلافات ژئوپلیتیک گسترده با برخی از همسایگان و کشورهای غربی، اکنون در نگاه شمار زیادی از دولت‌ها به‌عنوان شریکی بسیار «قابل پیش‌بینی‌تر» و «باثبات‌تر» از ایالات متحده ارزیابی می‌شود.

به نوشته هیستینگز، در نتیجه این بی‌اعتمادی، شبکه روابط و ائتلاف‌های استراتژیک بین‌المللی در سراسر اروپا، آسیا، خاورمیانه و آمریکای لاتین در حال تجربه یک دگردیسی عمیق است.

افزایش تردیدها درباره تعهدات استراتژیک آمریکا

هیستینگز در بخش دیگری از مقاله، به اظهارات جنجالی ترامپ درباره حمایت احتمالی واشنگتن از برنامه هسته‌ای غیرنظامی و غنی‌سازی اورانیوم توسط عربستان سعودی می‌پردازد. او خاطرنشان می‌کند که هرچند این اظهارات پرحاشیه، بعداً از طریق پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی توسط تیم او تعدیل و اصلاح شد، اما پیامد اصلی آن پابرجاست: امروزه هیچ بازیگر بین‌المللی نمی‌تواند با قطعیت و اطمینان پیش‌بینی کند که آمریکا تا چه اندازه به تعهدات و وعده‌های امنیتی خود پایبند خواهد ماند.

این وضعیت مبهم، مستقیماً به سیاست‌های واشنگتن در قبال جزیره تایوان نیز سرایت کرده است. به نوشته او، پس از دهه‌ها که تعهد قاطع آمریکا به دفاع از تایوان به‌عنوان یکی از ارکان ثابت و لایتغیر سیاست خارجی واشنگتن در منطقه ایندو-پاسیفیک شناخته می‌شد، اکنون پیش‌بینی واکنش عملی ترامپ در صورت بروز هرگونه اقدام نظامی از سوی چین علیه تایوان، به معمایی دشوار بدل شده است.

هیستینگز همچنین با ارجاع به کتاب جدید «ایک فریمن» که به بررسی راهبردهای جلوگیری از جنگ با چین می‌پردازد، به تشدید فشارهای پکن بر تایوان اشاره می‌کند. او با بررسی استفاده فزاینده چین از تاکتیک‌های موسوم به «منطقه خاکستری» (اقداماتی تهاجمی که پایین‌تر از آستانه جنگ متعارف قرار می‌گیرند) تأکید می‌کند که هیچ نشانه روشن و قاطعی از اراده واقعی واشنگتن برای مقابله موثر با این دست‌اندازی‌ها به چشم نمی‌خورد.

دوگانگی در واکنش‌ها: شکاف میان اروپا و آسیا

این تحلیلگر تفاوت معنادار میان واکنش‌ پایتخت‌های اروپایی و آسیایی به بازگشت سیاست‌های ترامپ را بسیار قابل توجه و تامل می‌داند.

به نوشته او، کشورهای اروپایی روزبه‌روز انتقادهای خود را نسبت به اظهارات جنجالی و سیاست‌های حمایت‌گرایانه (Protectionist) و تجاری ترامپ با صراحت بیشتری علنی می‌کنند. با این حال، با وجود لفاظی‌های فراوان درباره ضرورت دستیابی به «استقلال استراتژیک و دفاعی اروپا»، این قاره همچنان برای تأمین هزینه‌های هنگفت نظامی و کاهش وابستگی امنیتی، با موانع و محدودیت‌های شدید سیاسی و اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

در نقطه مقابل، کشورهای آسیایی رویکردی کاملاً متفاوت اتخاذ کرده‌اند. آن‌ها در محافل دیپلماتیک خصوصی به‌شدت از سیاست‌های ترامپ و غیرقابل اتکا بودن آمریکا ناراضی هستند، اما در عرصه عمومی بسیار محتاطانه و دست‌به‌عصا رفتار می‌کنند. تعهدات سرمایه‌گذاری‌های کلانی که از سوی کره جنوبی و ژاپن در خاک آمریکا وعده داده شده است، نمونه‌ای بارز از تلاش این کشورها برای تعامل کج‌دار و مریز با این رویکرد است.

با این وجود، هیستینگز هشدار می‌دهد که بحران بی‌اعتمادی به چتر امنیتی آمریکا در آسیا به نقطه هشدار رسیده است؛ تا جایی که سئول به‌طور کاملاً جدی و بی‌سابقه‌ای، موضوع ایجاد و توسعه «توان بازدارندگی هسته‌ای مستقل» را در دستور کار بررسی قرار داده است؛ اقدامی که به گفته هیستینگز، تا همین یک دهه پیش حتی تصور آن نیز در معادلات امنیتی شرق آسیا غیرممکن به نظر می‌رسید.

دگردیسی ائتلاف‌ها در خاورمیانه

هیستینگز در تحلیل تحولات خاورمیانه، تاکید می‌کند که ساختار سنتی روابط و وفاداری‌های سیاسی در این منطقه پرالتهاب، در حال تجربه یک تغییر اساسی است. او به تعمیق شکاف‌ها و اختلافات راهبردی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی اشاره می‌کند.

او همچنین به حمله اسرائیل به قطر در سال ۲۰۲۵ اشاره کرد و نوشت خودداری آمریکا از محکوم کردن این اقدام، از سوی کشورهای منطقه به‌عنوان نشانه‌ای از حمایت واشنگتن از آزادی عمل دولت اسرائیل تلقی شد.

در ادامه تحلیل آمده است که پس از تحولات اخیر منطقه‌ای، ریاض به سمت امضای توافقنامه‌های دفاعی و امنیتی با پاکستان حرکت کرده و همزمان در حال امکان‌سنجی برای برقراری روابط استراتژیک‌تر با ترکیه و مصر است. هیستینگز پیش‌بینی می‌کند که احتمال شکل‌گیری یک بلوک و ائتلاف منطقه‌ای جدید در خاورمیانه بسیار بالاست؛ ائتلافی که واشنگتن کمترین نفوذ و کنترل را بر آن خواهد داشت.

این مورخ، رویکرد عمل‌گرایانه امارات متحده عربی در قبال تل‌آویو را نیز زیر ذره‌بین می‌برد و می‌نویسد: ابوظبی اکنون سیاست خارجی خود را صرفاً بر پایه منافع ملی محض و محاسبات پراگماتیک تنظیم می‌کند. رهبران امارات به این جمع‌بندی رسیده‌اند که فارغ از اینکه سیاست آینده آمریکا به چه سمتی برود، تل‌آویو همچنان یکی از قدرت‌های نظامی اصلی منطقه باقی خواهد ماند.

خیزش چین در حیاط خلوت آمریکا

هیستینگز در بررسی منطقه آمریکای لاتین می‌نویسد: کشورهایی که در دهه‌های گذشته واشنگتن را تنها شریک استراتژیک و حامی اصلی خود می‌دانستند، اکنون با تغییر جهت، به‌طور فزاینده‌ای در جستجوی گزینه‌های جایگزین و به‌ویژه گسترش روابط همه‌جانبه با پکن هستند.

طبق تحلیل او، استراتژی کلان چین در آمریکای لاتین این نیست که لزوماً نقش سنتی آمریکا را به‌عنوان ژاندارم و ضامن ثبات نظامی منطقه غصب کند؛ بلکه استراتژی پکن، مبتنی بر نفوذ نرم، بسط قدرت سیاسی و بهره‌گیری از اهرم‌های ناشی از سرمایه‌گذاری‌های عظیم اقتصادی است.

نمونه بارز این چرخش، در آرژانتین دیده می‌شود. هیستینگز با اشاره به روابط گرم خاویر میلی، رئیس‌جمهور آرژانتین با شخص ترامپ، یادآوری می‌کند که علیرغم این همسویی‌های ظاهری، الزامات اقتصادی باعث شده تا میلی در چرخشی معنادار، اخیراً چین را یک «شریک تجاری فوق‌العاده» توصیف کند.

نتیجه‌گیری: سایه سنگین غیرقابل پیش‌بینی بودن

هیستینگز مقاله خود را با این جمع‌بندی به پایان می‌برد که مخرج مشترک تمامی این تحولات پراکنده در گوشه و کنار جهان، یک پدیده است: سردرگمی عمیق بین‌المللی درباره گام بعدی ایالات متحده.

او معتقد است که سیاست «بازدارندگی سخت» در برابر رقبا و دشمنان می‌تواند یک استراتژی مؤثر باشد، همان‌طور که سیاست «مدارا و تنش‌زدایی» نیز در جای خود مزایای دیپلماتیک فراوانی دارد؛ اما نکته حیاتی اینجاست: هیچ‌یک از این دو استراتژی کلان، بدون وجود «ثبات در اهداف» و بدون «اعتماد متقابل» متحدان و دشمنان به اعتبار وعده‌ها و تهدیدهای آمریکا، کوچک‌ترین کارایی عملی نخواهند داشت.

در نهایت، این مورخ نظامی بزرگ‌ترین چالش و نقطه ضعف اساسی سیاست خارجی واشنگتن در عصر ترامپ را این‌گونه توصیف می‌کند: امروزه نه‌تنها ثبات و انسجام در هدف‌گذاری‌های کلان آمریکا از بین رفته، بلکه اعتماد جهانی به اعتبار وعده‌های حمایتی و حتی تهدیدهای بازدارنده واشنگتن نیز به‌طور جبران‌ناپذیری تضعیف شده است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات