ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۰۴۷۸

علی بیگدلی در گفتگو با فرارو تحلیل کرد:

بازی دوگانه ترامپ

تحلیلگر سیاست خارجی معتقد است در شرایطی که فضای سیاسی همچنان شکننده است، هرگونه توافق اولیه می تواند از سوء برداشت های امنیتی جلوگیری کرده و احتمال بازگشت طرفین به رویارویی مستقیم را کاهش دهد؛ موضوعی که در تجربه بسیاری از مذاکرات بین المللی نیز مشاهده شده است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر احتمال از سرگیری حملات علیه ایران در صورت به بن‌بست رسیدن مذاکرات، بار دیگر سایه تنش را بر مناسبات خاورمیانه انداخته است. همزمان با این موضع‌گیری، سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن، توجه ناظران و تحلیلگران بین‌المللی را به مهم‌ترین متغیر تعیین‌کننده روزهای آینده خاورمیانه معطوف کرده است.

به گزارش فرارو، بازتاب این دیدار در رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی نشان می‌دهد که «پرونده ایران» و مهار نفوذ منطقه‌ای تهران، در صدر دستور کار مشترک ترامپ و نتانیاهو قرار دارد. این رایزنی‌های دوجانبه در واشنگتن، از ظرفیتی برخوردار است که می‌تواند مسیر آینده خاورمیانه را بین دوگانه احیای دیپلماسی یا بازگشت به گزینه‌های پرخطر نظامی تغییر دهد.

هرچند دونالد ترامپ همچنان بر استراتژی «فشار حداکثری همگام با مذاکره» پافشاری می‌کند، اما برآوردها حاکی از آن است که برخلاف لفاظی‌های جنگ‌طلبانه مقامات تل‌آویو، کاخ سفید در مقطع کنونی تمایلی برای درگیر شدن در یک جنگ فراگیر و فرسایشی در خاورمیانه ندارد.

در چنین شرایط پیچیده‌ای، علی بیگدلی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل و استاد دانشگاه، در گفتگو با فرارو به بررسی ابعاد این رویداد پرداخته است. وی معتقد است که بازنگه‌داشتن مجاری دیپلماتیک و تبدیل سیگنال‌های اولیه به مذاکرات ساختاریافته، حیاتی‌ترین راهکار برای جلوگیری از رسیدن بحران به نقطه انفجار است.

سایه دیدار واشنگتن بر تحولات منطقه

علی بیگدلی در ارزیابی خود از چشم‌انداز توقف تنش‌ها میان تهران و واشنگتن و تحولات پیش رو توضیح داد: «برای تحلیل دقیق وضعیت کنونی، پیش از هر چیز باید ابعاد سفر نتانیاهو به ایالات متحده و دیدار برنامه‌ریزی‌شده او با دونالد ترامپ را زیر ذره‌بین قرار دهیم. نطق نتانیاهو در فرودگاه بن‌گوریون پیش از پرواز نیز این پیام روشن را مخابره کرد که اگرچه محورهای متعددی در روابط دوجانبه آمریکا و اسرائیل وجود دارد، اما مسئله ایران در رأس تمامی پرونده‌ها خواهد بود.»

این تحلیلگر ارشد افزود: «باید این واقعیت را بپذیریم که نخست‌وزیر اسرائیل همواره با ادعاهای اطلاعاتی و امنیتی گسترده‌ای درباره ایران راهی واشنگتن می‌شود. اگرچه این سفر در ظاهر یک دیدار دیپلماتیک عادی به نظر می‌رسد، اما همزمان با انجام آن، پتانسیل بالایی برای تشدید نگرانی‌ها وجود دارد؛ چرا که هنوز مشخص نیست لابی‌های تل‌آویو تا چه اندازه بتوانند هیئت حاکمه آمریکا را برای ورود به یک ماجراجویی نظامی جدید متقاعد کنند.»

بیگدلی با اشاره به موانع پیش‌روی سناریوی نظامی تصریح کرد: «با وجود تمام این سیگنال‌های نگران‌کننده، رصد رفتارهای اخیر ترامپ نشان می‌دهد که او لزوماً قصد ندارد به نتانیاهو فرصت دهد تا سیاست‌های جنگ‌طلبانه خود را بر واشنگتن تحمیل کند. امروز افکار عمومی شهروندان آمریکا با ترامپ در جهت گسترش درگیری‌ها همراه نیست و حتی در داخل حزب جمهوری‌خواه نیز انتقادات جدی نسبت به هزینه‌های گسترش تنش نظامی مطرح است. بنابراین ادامه درگیری‌ها یا به راه‌انداختن یک جنگ تمام‌عیار و همه‌جانبه، به هیچ‌وجه مطلوب و در راستای منافع آمریکایی‌ها نیست.»

تهدید جنگ برای اقتصاد خاورمیانه

این استاد دانشگاه در ادامه صحبت‌های خود به پیامدهای اقتصادی تنش‌های منطقه‌ای اشاره کرد و گفت: «توسعه دامنه جنگ، آسیب‌های جبران‌ناپذیر و گسترده‌ای را متوجه زیرساخت‌ها و اقتصاد تمامی کشورهای منطقه خواهد کرد.» وی با اشاره به رویدادهای سال‌های گذشته از جمله حمله به تأسیسات نفتی آرامکو افزود: «نباید اجازه دهیم تبعات آتش‌افروزی‌های خاورمیانه بیش از این به چشم ما برود. در مقطع فعلی، اولویت اساسی ما باید تمرکز بر بازسازی اقتصاد سیاسی و کاهش فشارهای معیشتی از روی دوش مردم باشد.»

وی در تحلیل انگیزه‌های شخصی نخست‌وزیر اسرائیل تأکید کرد: «هیچ تردیدی وجود ندارد که نتانیاهو برای بقای خود، شکل‌گیری جنگی دیگر در منطقه را آرزو می‌کند. با در نظر گرفتن این چشم‌انداز که به احتمال بسیار زیاد او در دور بعدی انتخابات شکست سختی خواهد خورد و همچنان سایه سنگین پرونده‌های فساد مالی بر سر او و همسرش سنگینی می‌کند، عملاً تمامی پل‌های پشت سر و پیش روی او خراب شده است. بلافاصله پس از پایان کار وی در عرصه سیاست، روند رسیدگی به دادگاه‌هایش آغاز خواهد شد و کاملاً واضح است که در چنین بن‌بستی، او گسترش جنگ‌های منطقه‌ای را ترجیح می‌دهد.»

بیگدلی درباره شروط مطرح‌شده از سوی ترامپ مبنی بر احتمال شکل‌گیری درگیری نظامی در صورت فقدان مذاکره گفت: «امضای یک تفاهم‌نامه اولیه، منطقی‌ترین و عقلانی‌ترین رویکرد در شرایط غبارآلود کنونی است؛ کمااینکه تفاهم‌نامه‌های پیشین نیز بسیار ارزشمند و کارگشا بودند. در ادبیات سیاست خارجی، دستیابی به تفاهم بدین معناست که طرفین توانسته‌اند درک متقابلی از انتظارات یکدیگر پیدا کنند و برای حل‌وفصل این انتظارات، وارد فرایند گفتگو شوند.»

وی افزود: «تا زمانی که مذاکرات رسمی آغاز نشده است، یک تفاهم‌نامه می‌تواند نقش نقشه‌راهی را ایفا کند که ما و آمریکا را به سمت دیپلماسی عمیق‌تری هدایت نماید. این چهارچوب، چراغ راهی برای ادوار بعدی دیپلماسی خواهد بود. هنر دیپلماسی ایجاب می‌کند که دیپلمات‌ها ابتدا بر سر موضوعات جزئی و کم‌تنش‌تر گفتگو کنند تا فضا منعطف‌تر شود؛ سپس با شناخت بهتر از یکدیگر و حل مسائل کوچک، به سمت مدیریت مسائل کلان‌تر حرکت کنند.»

بیگدلی ادامه داد: «تجربه تاریخی ادوار مختلف مذاکرات بین‌المللی ثابت کرده است که در فضاهای به‌شدت شکننده سیاسی، دستیابی به هرگونه توافق اولیه می‌تواند به‌طور مؤثری از سوءبرداشت‌های امنیتی جلوگیری کرده و احتمال بازگشت طرفین به رویارویی مستقیم را به حداقل برساند.»

ضرورت برخورداری از اختیارات کامل در دیپلماسی

این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی بر الزامات موفقیت دستگاه دیپلماسی تأکید کرد و گفت: «یک دیپلمات ارشد برای پیشبرد اهداف کشور، باید از اختیارات کامل و همه‌جانبه برخوردار باشد. نگاهی به مصاحبه اخیر آقای عراقچی نشان می‌دهد که ایشان برای مواجهه با چنین بحران‌هایی، به قدرت مانور و توان تصمیم‌گیری لحظه‌ایِ بسیار بالاتری نیاز دارد.»

وی در ادامه با اشاره به چالش‌های جناحی در سیاست خارجی تصریح کرد: «نباید اجازه دهیم برخی ایدئولوژی‌های تندروانه بر دیپلماسی کشور غلبه کنند و مسیر دستیابی به منافع ملی را مسدود نمایند.»

بیگدلی گفت: «در نهایت باید تأکید کرد که در تقاطع حساس کنونی، جایی که همزمان پیام‌های تهدیدآمیز و پیشنهادهای مذاکره از سوی واشنگتن مخابره می‌شود، موفقیت دستگاه دیپلماسی ایران بیش از هر زمان دیگری به انسجام در ساختار تصمیم‌گیری داخلی و برخورداری مذاکره‌کنندگان از اختیارات کافی گره خورده است.»

او ادامه داد: «اگرچه سفر نتانیاهو به آمریکا می‌تواند بر فضای محاسباتی تصمیم‌گیران کاخ سفید اثرگذار باشد، اما داده‌های میدانی نشان می‌دهد که هنوز نشانه‌های قطعی از حرکت واشنگتن به سمت یک جنگ فراگیر دیده نمی‌شود. در این کارزار حساس، حفظ مسیر گفتگو، تقویت ابزارهای دیپلماسی و پرهیز از تصمیم‌های شتاب‌زده، مهم‌ترین راهبردی است که می‌تواند مانع سقوط مجدد منطقه به چرخه جدیدی از درگیری و بی‌ثباتی شود.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات