زیدآبادی به نبویان: صداوسیما در اختیار شماست؛ چه کسی جرأت میکند حرف بزند؟
احمد زیدآبادی اعلام کرد: اگر آقای نبویان و دوستانش به جای متهم کردن مخالفان خود به برخورداری و بیدردی و تسلیمخواهی یک بار به طور روشن اعلام میکردند که چه نوع توافقی از نظر آنها «تسلیم» نیست و میتوان آن را پذیرفت، بخش بزرگی از مشکل حل میشد.
احمد زیدآبادی، فعال رسانه، در کانال تلگرامی خود در یادداشتی با عنوان «عدهای قلیل!» نوشت: سید محمود نبویان نوشته است: «عدهای قلیل و برخوردار و بیدرد که مردم هم برایشان مهم نیست و متأسفانه رسانه دارند، زیاد حرف از صلح میزنند. منظور اینها از صلح، تسلیم در مقابل دشمن است.»
زیدآبادی اظهار کرد: اولاً، با جوّی که آقای نبویان و دوستانش به وجود آوردهاند چه کسی جرأت میکند دم از صلح بزند؟ ثانیاً، کدام رسانه در اختیار آنهاست؟ تمام دم و دستگاه عریض و طویل صدا و سیما که دربست در اختیار طیفِ خود اینهاست؟ ثالثاً، آنها که صلح به معنای ترک مخاصمه را طلب میکنند، طبق ارزیابی من، قریب به تمام ایرانیان هستند، پس چطور به چشم آقای نبویان «عدهای قلیل» آمدهاند؟
وی افزود: ما در عصر سلطهی اسکولاستیک به سر نمیبریم که برای دانستن تعداد دندانهای اسب، مجبور به ارائهی استدلالهای انتزاعی و یا ارجاع به نظرات مرحوم ارسطو باشیم! الان برای پایان جنگ یک تفاهمنامهی امضاشده و رسمی موجود است. میتوان در بارهی آن، در حالی که سلاحها از غرش افتاده است نظر مردم را با یک همهپرسی ساده جویا شد.
زیدآبادی تصریح کرد: اگر حامیان تفاهمنامه «عدهای قلیل» بودند که گوی و میدان تمامش در اختیار شما! تا آنجا که میلتان میکشد بیهیچ بحث و جدلی به جنگ ادامه دهید! اما اگر مخالفان تفاهمنامه «عدهای قلیل» از کار درآمدند، در آن صورت برایتان مقدور و ممکن است که از جانب عموم مردم صحبت نکنید و به اندازهی تعدادتان مدعی باشید و اجازه دهید مملکت روی آسایش و آرامش به خود ببیند؟
او در ادامه اعلام کرد: با یک گشت و گذار در خیابانهای شهر و صحبت با مردم میتوان فهمید که حامیان پایان جنگ از قضا بیبرخوردارترین و دردمندترین اقشار این جامعهاند و از شدت فشار زندگی جانشان به لبشان رسیده است. حالا اینکه آقای نبویان از چه راهی برخورداری و بیدردی آنها را احراز کرده است قاعدتاً با نحوهی شمارش آنها که در نظرش عدهای قلیل آمدهاند، بیارتباط نیست!
این فعال رسانه خاطرنشان کرد: اگر آقای نبویان و دوستانش به جای متهم کردن مخالفان خود به برخورداری و بیدردی و تسلیمخواهی یک بار به طور روشن اعلام میکردند که چه نوع توافقی از نظر آنها «تسلیم» نیست و میتوان آن را پذیرفت، بخش بزرگی از مشکل حل میشد. اگر همین یک نکته را روشن کنند، حداقل مشخص میشود که این همه دعوا و جار و جنجال بر سر چه چیزی است!