جامعه - حوادث

مرد رمال گفت این لیوان را سر بکش تا ارواح خبیثه از تو دور شوند!

مهندس جوان گفت: به پیشنهاد دوستم راهی خانه‌ای در جنوب تهران شدیم و مرد رمال برایم نسخه‌هایی پیچید. یکبار گفت باید کاغذی را در قبرستانی متروکه دفن کنی و یکبار هم گفت باید کاغذی را آتش بزنی. سه بار به خانه مرد رمال رفتم و هر بار نسخه‌های او را اجرا کردم، اما بی‌فایده بود و اوضاع بهتر که نشد بدتر هم شد. برای بار چهارم به سراغ مرد رمال رفتم و او گفت ارواح خبیثه خانه ات را احاطه کرده‌اند و به همین دلیل است که نسخه‌ها کارساز نیست.

خودکشی مرد جوان بعد از دستگیری؛ قرص برنج خورده بود؟

مرد جوان پس از تهدید زوج جوان به سمت خودرو‌های عبوری رفت و با تهدید سعی داشت آن‌ها را متوقف کند. او مقابل ۴ خودرو را گرفت، اما هیچ کدام او را سوار نکردند در این هنگام، مأموران پلیس از راه رسیده و مرد جوان را خلع سلاح و او را سوار بر خودروشان کردند، اما هنوز چند لحظه‌ای نگذشته بود که وی مدعی شد قرص برنج خورده است.

تیزهوشی مرد صراف گروگانگیران را به دام انداخت

گروگانگیر جوان که در صرافی بازداشت شده بود به تیم تحقیق گفت: خواهرم یک سال قبل در دفتر مرد تاجر کار می‌کرد، اما بعد از مدتی از شرکت او بیرون آمد. از حرف‌های خواهرم و وضعیت شرکت متوجه شده بودم که وضع مالی مرد تاجر خیلی خوب است. بعد از مدتی که از کار بیکار شدم و بدهی زیادی به بار آوردم برای رهایی از این بدهی به هر جایی فکرش را بکنید سر زدم، اما نتیجه‌ای نداد.

این بار شاکی به اتهام دزدی دستگیر شد!

فرمانده انتظامی «ارسنجان» گفت: مردی با مراجعه به پلیس اعلام کرد شب قبل و زمانی که در خانه حضور نداشته منزلش مورد دستبرد سارق یا سارقان قرار گرفته و حدود یک کیلو و ۴۰۰ گرم طلا که متعلق به اقوامش و به صورت امانت نزد او بود به سرقت رفته که بررسی موضوع در دستور کار مأموران قرار گرفت.

سر و صدای گوسفندان گرسنه، قاتل نامرئی را لو داد!

این حادثه تکان‌دهنده شب جمعه گذشته در بلوار توس مشهد هنگامی فاش شد که اهالی محل از سروصدا‌های عجیب چند گوسفند در منزل همسایه به تنگ آمدند و برای اعتراض به صاحبخانه، زنگ منزل او را به صدا درآوردند، اما فقط بع‌بع گوسفندان به گوش می‌رسید و هیچ کس در حیاط را باز نمی‌کرد.
دختر ۲۲ ساله

«شماره‌ام را در فضای مجازی به عنوان زن صیغه‌ای منتشر کردند»

دختر ۲۲ ساله گفت: پس از آن خلوت شیطانی، دیگر «امید» مرا رها کرد و بعد از گذشت دوماه از این ماجرا نزد پزشک زنان رفتم و تازه فهمیدم که چه بلایی به سرم آمده است. زمانی که دوباره با «امید» تماس گرفتم و ماجرا را توضیح دادم با خودروی مادرش به در منزل مان آمد و با لبخندی تمسخرآمیز گفت: اگر می‌خواهی با من ازدواج کنی، باید تا ۳۰ سالگی صبر کنی، بعد هم من از آن روز شیطانی، فیلم و عکس دارم! حالا هم گم شو برو پایین!
مادر باران کوچولو لب به اعتراف گشود؛

قاتل دختری که جسدش در یخچال پیدا شد چه کسی است؟

اسرار این جنایت هولناک سی‌ام مهر امسال زمانی که مأموران پلیس برای بازداشت یک مرد موادفروش وارد خانه‌ای در شهرری شدند فاش شد. آن روز وقتی جسد دختربچه ۶ساله‌ای در یخچال خانه مرد قاچاقچی پیدا شد تیمی از مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات خود را در این پرونده آغاز کردند.

چوپان جوان ۸ سال پس از کشتن پدر دختر مورد علاقه‌اش آزاد شد

رسیدگی به این پرونده از آذر سال ۹۳ با گزارش یک درگیری در منطقه شهریار آغاز شد. بلافاصله مأموران به محل اعزام شدند و مشخص شد که درگیری میان پسر ۱۹ ساله‌ای به نام حبیب با مرد میانسالی رخ داده است که در این میان حبیب با ضربه چاقو وی را مجروح و روانه بیمارستان کرده بود، اما پس از ۳ هفته به علت شدت جراحت وارده مرد میانسال جان باخت و حبیب به اتهام قتل عمد بازداشت شد.

سرقت خودرو با جرثقیل کرایه‌ای!

آنطور که شواهد به‌دست آمده نشان می‌داد سارق با پرسه زدن در خیابان، خودرو‌هایی را که چند ساعت از پارک آن‌ها کنار خیابان گذشته بود و به‌نظر می‌رسید صاحب‌شان تا ساعتی دیگر به سراغ‌شان نمی‌آید را با استفاده از جرثقیل سرقت می‌کند.
راز سرقت‌های مرد عنکبوتی تهران؛ نمی‌توانم بدون دزدی زندگی کنم!
صحبت‌های عجیب قدیمی‌ترین سارق پایتخت که بیش از ۴۰ بار دستگیر شده است:

راز سرقت‌های مرد عنکبوتی تهران؛ نمی‌توانم بدون دزدی زندگی کنم!

مشهورترین سارق تهران گفت: من سال‌هاست که سرقت می‌کنم. دیگر در این کار حرفه‌ای شده‌ام. نمی‌توانم دست از سرقت بکشم، چون احساس می‌کنم این کار در خونم است و به آن اعتیاد پیدا کرده‌ام. برای همین نیازی به آموزش ندارم. البته اوایل هر بار که به زندان می‌رفتم شیوه‌ای جدید یاد می‌گرفتم. ولی الان گاو پیشانی سفید هستم. خودم آموزش می‌دهم. به زندان که می‌روم به خیلی‌ها روش‌های مختلف دزدی را می‌آموزم. من قدیمی این کار هستم و به استاد تبدیل شده‌ام. در دنیای سارقان به من احترام زیادی می‌گذارند.

رابطه پنهانی زن جوان فقط برای سرگرمی!

زن گفت: من خیلی تنها بودم، شوهرم من را دوست ندارد و حالا هم با شکایتش می‌خواهد وادارم کند که مهریه‌ام را ببخشم تا طلاقم بدهد، اما من می‌دانم او به خاطر خودش شکایت کرده و از کار من ناراحت نیست.
bato-adv