ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۳۳۹۰

مذاکره زیر سایه «ناو»/ گزارشی از تناقض‌گویی‌های دولت ترامپ در قبال ایران

مذاکره زیر سایه «ناو»/ گزارشی از تناقض‌گویی‌های دولت ترامپ در قبال ایران

مجموعه مواضع و اقدامات اخیر ایالات متحده در قبال ایران، از اظهارات متناقض دونالد ترامپ تا تحرکات میدانی نظامی و فشارهای اقتصادی، به‌روشنی از تداوم یک راهبرد آگاهانه مبتنی بر «ابهام راهبردی» حکایت دارد.

تبلیغات
تبلیغات

در پی اعتراضات داخلی ایران و تحولات پس از آن، فضای سیاست خارجی بار دیگر با مجموعه‌ای از مواضع متناقض و چندلایه از سوی مقامات آمریکایی همراه شده است؛ مواضعی که هم‌زمان پیام‌هایی از آمادگی برای گفت‌وگو و تهدید به تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی را مخابره می‌کند و بر ابهام راهبرد واشنگتن در قبال تهران می‌افزاید.

به گزارش شرق، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز پنجشنبه در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس و هم‌زمان با مراسم امضای منشور موسوم به «شورای صلح» درباره غزه، ادعا کرد ایران علاقه‌مند به مذاکره است و ایالات متحده نیز آمادگی گفت‌وگو با تهران را دارد. این اظهارات در حالی مطرح شد که ترامپ در همان سخنرانی و در ادامه رویکرد مداخله‌جویانه خود، تهدیدهایی صریح علیه ایران بیان کرد.

او مدعی شد واشنگتن اوضاع داخلی ایران را «از نزدیک» زیر نظر دارد و هشدار داد در صورت انجام هرگونه اعدام در ایران، آمریکا به این کشور حمله خواهد کرد. 

رئیس‌جمهور آمریکا همچنین از اجرای قریب‌الوقوع تعرفه ۲۵درصدی علیه کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند، خبر داد؛ اقدامی که در چارچوب تشدید فشار اقتصادی بر تهران ارزیابی می‌شود. ترامپ در ادامه گفت آمریکا یک نیروی نظامی «عظیم» را به سمت ایران در حال حرکت دارد، هرچند مدعی شد این اقدام صرفا برای مقابله با «شرایط اضطراری» است و ترجیح می‌دهد هرگز از این نیرو استفاده نشود. او درعین‌حال ادعا کرد ایران باید سال گذشته و پیش از آنچه «حمله آمریکا» خواند، با واشنگتن به توافق می‌رسید. 

این در حالی است که دیگر مقامات آمریکایی، به‌ویژه در سطح دیپلماتیک، روایت‌هایی متفاوت و اغلب متناقض ارائه کرده‌اند. استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، پیش‌تر تصریح کرده بود واشنگتن درحال‌حاضر وارد مذاکره مستقیم با ایران نشده، اما تماس‌های دیپلماتیک میان دو طرف در جریان است.

او روز چهارشنبه و در گفت‌وگو با عرب‌نیوز در حاشیه اجلاس داووس، تأکید کرد «ایران باید پای میز دیپلماسی بیاید» و افزود حل‌وفصل این موضوع برای کل منطقه اهمیت دارد.

ویتکاف همچنین در مصاحبه‌ای با شبکه سی‌ان‌بی‌سی بار دیگر تأکید کرد مذاکره‌ای رسمی آغاز نشده، اما کانال‌های ارتباطی فعال هستند. 

در کنار این پیام‌های دیپلماتیک، مقامات اقتصادی دولت آمریکا نیز صراحت بیشتری در بیان اهداف فشار حداکثری داشته‌اند. اسکات بنست، وزیر خزانه‌داری آمریکا، با اشاره به سیاست تحریم‌ها علیه ایران، اذعان کرد واشنگتن از مسیر فشار اقتصادی و بدون شلیک حتی یک گلوله تلاش کرده است شرایط داخلی ایران را تحت تأثیر قرار دهد؛ اظهاراتی که بار دیگر ماهیت ابزارهای غیرنظامی آمریکا در مواجهه با تهران را برجسته کرد. هم‌زمان با این مواضع لفظی، تحرکات میدانی آمریکا در منطقه نیز افزایش یافته است.

دو مقام آمریکایی روز پنجشنبه اعلام کردند یک ناوگروه ضربتی ناو هواپیمابر ایالات متحده به همراه دیگر تجهیزات نظامی، در روزهای آینده وارد خاورمیانه خواهد شد.

خبرگزاری رویترز گزارش داد ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» به همراه چندین ناوشکن و جنگنده نظامی، از هفته گذشته حرکت خود را از منطقه آسیا-اقیانوسیه آغاز کرده‌اند. این تحرکات هم‌زمان با افزایش تنش‌ها میان تهران و واشنگتن و در پی تحولات داخلی ایران انجام شده است. 

یکی از مقامات آمریکایی همچنین از بررسی استقرار سامانه‌های پدافند هوایی اضافی در خاورمیانه خبر داد و تأکید کرد ایالات متحده در دوره‌های افزایش تنش منطقه‌ای، معمولا سطح حضور نظامی خود را بالا می‌برد؛ حضوری که به گفته برخی کارشناسان، می‌تواند ماهیتی بازدارنده و تدافعی داشته باشد، هرچند پیام‌های سیاسی خاص خود را نیز به همراه دارد. این تحرکات و تهدیدها با واکنش و نگرانی بازیگران منطقه‌ای مواجه شده است.

هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، با ابراز مخالفت صریح کشورش با هرگونه ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران، خواستار ایجاد سازوکاری برای آغاز مذاکرات جدی میان تهران و واشنگتن شد.

او هشدار داد احساس محاصره می‌تواند ایران را به سمت «بدترین سناریوهای ممکن» سوق دهد و یادآور شد تحریم‌ها تاکنون آسیب‌های درخور توجهی به اقتصاد ایران وارد کرده‌اند. 

ابهام آگاهانه

مجموعه مواضع و اقدامات اخیر ایالات متحده در قبال ایران، از اظهارات متناقض دونالد ترامپ تا تحرکات میدانی نظامی و فشارهای اقتصادی، به‌روشنی از تداوم یک راهبرد آگاهانه مبتنی بر «ابهام راهبردی» حکایت دارد. در این چارچوب، سیاست آمریکا نه بر یک مسیر شفاف و پیش‌بینی‌پذیر، بلکه بر ایجاد فضایی سیال و چندلایه استوار شده که در آن تصمیمات نهایی واشنگتن عمدا در هاله‌ای از نبود قطعیت باقی می‌ماند.

چنین رویکردی به ترامپ امکان می‌دهد هم‌زمان چند هدف را دنبال کند: حفظ اهرم فشار حداکثری بر تهران، ارسال پیام بازدارنده به بازیگران منطقه‌ای و درعین‌حال باز نگه‌داشتن درِ دیپلماسی به صورت مشروط و کنترل‌شده. در این الگو، تهدید به استفاده از زور، اعمال تحریم‌های اقتصادی و نمایش قدرت نظامی در کنار اشاراتی به آمادگی برای مذاکره، نه نشانه سردرگمی، بلکه بخشی از یک طراحی حساب‌شده است.

واشنگتن می‌کوشد با ترکیب فشار سخت و نرم، هزینه‌های تصمیم‌گیری را برای ایران افزایش دهد و درعین‌حال مانع از شکل‌گیری یک پاسخ قطعی و هماهنگ از سوی تهران شود. ابهام در نیت و اقدام، خود به ابزاری برای مدیریت رفتار طرف مقابل تبدیل شده است. 

با این حال، پیامدهای این راهبرد صرفا محدود به روابط دوجانبه تهران-واشنگتن نیست. نوسان مستمر میان تهدید و دعوت به دیپلماسی، سطح نااطمینانی را در کل منطقه افزایش داده و نگرانی کشورها درباره تشدید تنش و احتمال بروز خطای محاسباتی را تشدید کرده است.

در فضایی که خطوط قرمز به طور شفاف ترسیم نمی‌شود، خطر سوءبرداشت و واکنش‌های ناخواسته افزایش می‌یابد؛ مسئله‌ای که می‌تواند ثبات شکننده منطقه را بیش‌ازپیش در معرض مخاطره قرار دهد. از این منظر، سیاست ابهام آمریکا، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت کارکرد بازدارنده داشته باشد، اما در بلندمدت بر پیچیدگی معادلات امنیتی و دیپلماتیک درباره ایران می‌افزاید. 

محمدعلی وکیلی: ترامپ به دنبال کم‌هزینه‌ترین سناریو در قبال ایران است

در شرایطی که فضای روابط تهران-واشنگتن بار دیگر در هاله‌ای از تهدید، پیام‌های متناقض و تحرکات هم‌زمان دیپلماتیک و نظامی قرار گرفته، محمدعلی وکیلی اعتقاد دارد: «آنچه امروز از سوی کاخ سفید مشاهده می‌شود، نه سردرگمی، بلکه «ابهام راهبردی» به عنوان یک سیاست آگاهانه است؛ راهبردی که مختص پرونده ایران نیست و در کلیت رفتار دونالد ترامپ در سیاست خارجی آمریکا قابل ردیابی است».

به گفته نماینده ادوار مجلس: «ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، ابهام را به یک ابزار حکمرانی تبدیل کرده است؛ ابزاری که او را به بازیگری پیش‌بینی‌ناپذیر بدل می‌کند و هم‌زمان دیگران را در وضعیت دائمی گمانه‌زنی نگه می‌دارد. این الگو نه‌تنها در قبال ایران، بلکه در موضوعاتی مانند اروپا، گرینلند، کانادا، اوکراین و دیگر پرونده‌های جهانی نیز مشاهده می‌شود». 

از نگاه این فعال سیاسی: «همین ویژگی سبب شده است ترامپ همواره در مرکز توجه باشد و محاسبات بازیگران مقابل را با دشواری مواجه کند». البته این فعال حوزه رسانه‌ای تأکید می‌کند: «مسئله ایران برای ترامپ یک موضوع ساده و تک‌بُعدی نیست‌»؛ چون به باور او و برخلاف پرونده‌هایی مانند ونزوئلا، ایران با مجموعه‌ای از متغیرهای پیچیده، منطقه‌ای و بین‌المللی گره خورده است؛ امری که خود ترامپ نیز به آن آگاه است.

همین چندلایه‌بودن پرونده ایران باعث می‌شود رئیس‌جمهور آمریکا به‌طور هم‌زمان مواضع متناقضی اتخاذ کند؛ از یک سو نمایش قدرت و لشکرکشی نظامی و از سوی دیگر، بازگذاشتن مسیر مذاکره. به باور وکیلی، این دوگانه نه تناقض، بلکه بخشی از همان راهبرد ابهام است؛ جایی که ابزار نظامی بیشتر نقش «چماق بالای میز مذاکره» را ایفا می‌کند تا مقدمه‌ای برای جنگ. نماینده اسبق مجلس با ارجاع به تجربه دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ می‌گوید: «برخلاف تصور عمومی، «کارت‌خوانی ترامپ» چندان هم پیچیده نیست‌».

از دید وکیلی: «ترامپ اساسا علاقه‌ای به سناریوهای پرهزینه مانند جنگ با ایران ندارد و در دکترین او، ورود به جنگ‌های گسترده و طولانی‌مدت جایگاهی ندارد؛ کمااینکه درباره ونزوئلا هم چنین روی داد. از همین منظر، احتمال جنگ با ایران پایین‌تر از احتمال مذاکره ارزیابی می‌شود؛ چراکه هرگونه درگیری نظامی با ایران، به‌طور اجتناب‌ناپذیر پرهزینه، طولانی و دارای پیامدهای منطقه‌ای گسترده خواهد بود؛ سناریویی که با منطق تصمیم‌گیری ترامپ همخوانی ندارد». 

بااین‌حال، فعال سیاسی اصلاح‌طلب میان «مذاکره برای امتیازگیری» و «مذاکره برای بهانه‌سازی» تمایز قائل می‌شود و به تعبیر او: «اگر هدف واشنگتن از بازکردن باب گفت‌وگو، افزایش اهرم‌های فشار برای کسب امتیاز در میز مذاکره باشد، امکان رسیدن به نتیجه وجود دارد. اما اگر مذاکره صرفا ابزاری برای ایجاد اجماع جهانی و مشروعیت‌بخشی به برخورد باشد، آنگاه نباید به آن امید بست‌».

با وجود این دو سناریو، وکیلی شخصا احتمال اول را قوی‌تر می‌داند و معتقد است: «لشکرکشی‌های اخیر بیشتر با هدف تقویت موقعیت مذاکره‌ای آمریکا صورت گرفته است‌». در کنار سیاست خارجی، تحلیلگر حوزه سیاسی به‌طور مفصل به تحولات داخلی ایران هم می‌پردازد؛ تحولاتی که به باور او نشانه‌ای از «غافل‌گیری ساختاری» در حکمرانی است.

با چنین برداشتی، وکیلی معتقد است: «جمهوری اسلامی در ماه‌های اخیر بار دیگر با پدیده‌ای مواجه شد که نشان داد برآورد حاکمیت از تاب‌آوری جامعه، به‌ویژه نسل جوان، با واقعیت فاصله معناداری دارد». ازمنظر او: «رخدادهای ۱۰ تا ۲۰روزه اخیر در دی‌ماه آن‌چنان شگفت‌آور بوده که می‌تواند موضوع ده‌ها کتاب جامعه‌شناسی درباره «زیر پوست جامعه ایران» باشد». این فعال رسانه‌ای، ریشه این وضعیت را در سبکی از حکمرانی می‌داند که به‌تدریج ارتباط محاسباتی خود با جامعه را از دست داده و به نوعی «زیست در پلتفرم غافلگیری» خو گرفته است. 

از نگاه این کارشناس: «وقتی تصمیمات به‌طور مکرر و بدون درک پیامدهای اجتماعی اتخاذ می‌شود، غافلگیرشدن نیز امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود». این وضعیت، به باور وکیلی حاصل غفلت‌های تاریخی و از دست رفتن فرصت‌هایی است که می‌توانست مسیر اصلاحات را هموار کند. بااین‌حال، وکیلی تأکید می‌کند: «تحولات داخلی ایران لزوما نقش تعیین‌کننده‌ای در محاسبات ترامپ ندارد. معیار اصلی رئیس‌جمهور آمریکا، منافع ایالات متحده است و نه حقوق بشر یا منافع سایر کشورها. از همین رو، حتی با وجود مشکلات عمیق داخلی ایران، ترامپ همچنان از ورود به سناریوهای پرهزینه پرهیز خواهد کرد».

این بهارستان‌نشین اسبق در پایان به فرصتی اشاره می‌کند که به‌زعم او پس از جنگ ۱۲روزه پیش‌روی حاکمیت ایران قرار گرفت؛ فرصتی که می‌توانست با اتکا بر انسجام اجتماعی و سرمایه اعتماد عمومی، به اصلاحات بنیادین در حوزه‌های اجتماعی، جنسیتی و قومیتی منجر شود. به گفته وکیلی: «بی‌اعتنایی به این فرصت‌ها، آن‌ها را به تهدید تبدیل کرده و امروز کشور در نقطه‌ای ایستاده است که پیامدهای این غفلت‌ها بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد». 

محسن پاک‌آیین: ترامپ به دنبال ایجاد فرسایش روانی و سیاسی و نگه‌داشتن ایران در وضعیت انتظار و تعلیق است

در ادامه تحلیل بین خطوط مواضع متناقض دولت دونالد ترامپ درباره ایران، محسن پاک‌آیین معتقد است: «آنچه امروز از سوی واشنگتن دنبال می‌شود، نه حرکت جدی به سمت جنگ است و نه اراده واقعی برای مذاکره، بلکه سیاستی آگاهانه برای حفظ وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و نگه‌داشتن ایران در شرایط بلاتکلیفی است‌». 

سفیر اسبق ایران در جمهوری آذربایجان با اشاره به «نوسان دائمی مواضع ترامپ میان تهدید نظامی، طرح مذاکره و حمایت از ناآرامی‌های داخلی»، این رویکرد را مصداق روشن «راهبرد ابهام» می‌داند. به گفته این کارشناس حوزه سیاست خارجی: «رئیس‌جمهور آمریکا گاهی از گفت‌وگو سخن می‌گوید، گاهی از گزینه نظامی و در مقاطعی نیز به طور علنی یا ضمنی از آشوب‌ها و اعتراض‌های داخلی در ایران حمایت می‌کند و حتی وعده می‌دهد در حمایت از آن‌ها به ایران حمله خواهد کرد».

این مجموعه رفتارها، از نگاه پاک‌آیین، «با هدف ایجاد فرسایش روانی و سیاسی و نگه‌داشتن ایران در وضعیت انتظار و تعلیق طراحی شده است».

سفیر پیشین کشورمان در ازبکستان تأکید می‌کند: «جمهوری اسلامی ایران در برابر چنین راهبردی باید هم‌زمان دو مسیر را دنبال کند؛ نخست، حفظ آمادگی کامل دفاعی برای مقابله با هرگونه تهدید احتمالی و دوم، معطل‌نکردن کشور و برنامه‌های داخلی به تهدیدها و فضاسازی‌های آمریکا». 

به باور پاک‌آیین: «تمرکز اصلی باید بر پیشبرد اهداف کلان داخلی، به‌ویژه بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم باشد، بدون آنکه سرنوشت کشور به تصمیمات متغیر و غیرقابل پیش‌بینی واشنگتن گره زده شود».

این دیپلمات اسبق با استناد به سند امنیت ملی آمریکا یادآور می‌شود: «تمرکز اصلی دولت ترامپ، دست‌کم در مقطع کنونی، معطوف به مسائل داخلی ایالات متحده است؛ مسائلی که هم در حوزه اقتصادی و هم در حوزه اجتماعی، چالش‌هایی جدی برای این کشور ایجاد کرده‌اند».

از این منظر، پاک‌آیین نیز مانند وکیلی، «احتمال ورود آمریکا به یک جنگ جدید و پرهزینه را اندک می‌داند» و معتقد است: «حتی اگر واشنگتن دست به اقدام نظامی بزند، چنین اقدامی نه گسترده خواهد بود و نه طولانی‌مدت، بلکه بیشتر ماهیتی محدود و ایذایی خواهد داشت‌». بااین‌حال، سفیر پیشین ایران در تایلند تأکید می‌کند: «این ارزیابی به‌هیچ‌وجه نباید موجب غفلت از ضرورت حفظ آمادگی دفاعی شود». 

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، پاک‌آیین به چهار پیش‌شرط مطرح‌شده از سوی استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، درباره پرونده هسته‌ای، برنامه موشکی و نقش منطقه‌ای ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «با وجود چنین شروطی، اساسا مذاکره در وضعیت فعلی معنای واقعی ندارد».

 چون به تعبیر او: «دولت ترامپ در عمل در مسیر تشدید فشار و خصومت علیه ایران حرکت می‌کند و طرح موضوع مذاکره بیشتر تلاشی برای تعدیل چهره جنگ‌طلبانه و مداخله‌جویانه آمریکا در افکار عمومی، به‌ویژه در داخل ایران است».

پاک‌آیین تصریح می‌کند: «شروطی مانند به صفر رساندن برنامه هسته‌ای، محدودکردن توان موشکی و مهار نفوذ منطقه‌ای ایران، خطوط قرمزی هستند که جمهوری اسلامی به‌طور طبیعی آن‌ها را نمی‌پذیرد». از این رو او نتیجه می‌گیرد: «در مقطع کنونی، بحث مذاکره عملا منتفی است و ایران باید بدون اتکا به گفت‌وگو با آمریکا، مسیر توسعه، پیشرفت و اداره کشور را دنبال کند».

به باور سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان: «نگاه به داخل و کاهش وابستگی به تحولات و تصمیمات واشنگتن، واقع‌بینانه‌ترین راهبرد در شرایط فعلی است‌».

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات