فرجی راد: ایران و آمریکا یک مقداری کوتاه آمدهاند و تهدیدات را برای شروع مذاکرات کم کردهاند
عبدالرضا فرجی راد، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه گفت: من اعتقاد دارم در عین اینکه تنش لفظی بین ایران و آمریکا بالا است و یا بیشتر از گذشته است، اما ارتباطات بین آقای عراقچی و ویتکاف که طی دو-سه ماه گذشته قطع یا خیلی کم شده بود، دوباره برقرار شده و حتی صحبتهایی در رابطه با مذاکره صورت گرفته و ممکن است که یک مقدار پیشرفتهتر هم در این تماسها صحبت کرده باشند.
عبدالرضا فرجی راد، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه گفت: از نظر ژئوپلیتیکی، اسرائیل میخواهد نشان بدهد که قدرت برتر نظامی منطقه است. از 1948 هیچ کشور عربی که با اسرائیل درگیر بوده، نتوانسته شهرهای مهم اسرائیل را مورد هدف جدی قرار بدهد؛ که متلاطم شوند و مثلا پنج بار در شب خانوادهها به زیرزمین بروند و در پناهگاهها پناه بگیرند. اینها بحرانهای سیاسی و اجتماعی است که برای اسرائیل به وجود آمده و اسرائیل نمیخواهد تکرار شود. یعنی هدف قرار گرفتن شهرهای مهم مثل تل آویو، حیفا و... اهمیت ژئوپلیتیکی اسرائیل را کاهش میدهد. اینها مسائل مهمی است که کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
به گزارش جماران، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه با تأکید بر اینکه متحدین آمریکا چندان به این کشور اعتماد ندارند، گفت: حملات موشکی قبلی ایران که اسرائیلیها تلاش میکردند آنها را خیلی کوچک جلوه بدهند، اثرگذار بوده و روی جامعه اسرائیل اثر گذاشته است. شما سخنان اخیر لیبرمن را شنیدید که در یک سخنرانی اعلام کرده سه میلیون نفر در مقابل حملات موشکی ایران بیدفاع هستند و اسم مدارس و جاهای دیگر را آورده؛ مگر جمعیت اسرائیل چقدر است؟ لذا این طور نیست که تبلیغات میشود همه دارای پناهگاه هستند و همه به سرعت با آژیر خطر وارد پناهگاه میشوند و آسیبی برای آنها وجود ندارد.
به نظر شما چرا کشورهای منطقه با ترامپ برای عدم حمله به ایران رایزنی کردند؟
کشورهای منطقه، به ویژه آنهایی که پایگاه آمریکایی در خاک خودشان دارند، این احساس را دارند اگر حملهای به ایران صورت بگیرد، حتما عکسالعمل نشان میدهد. یک بار هم این عکسالعمل را سال جاری ایران در رابطه با پایگاه العدید قطر نشان داد و قبلا هم در رابطه با مسائل دیگر، نسبت به پایگاه الاسد در عراق نشان داد. اما این بار با توجه به اینکه تنش بالا رفته و ترامپ تحریکاتی هم انجام داده که این تحریکات هزینه هایی هم برای کشور داشته، در عربهایی که آمریکا در خاک آنها پایگاه دارد، این احساس وجود دارد که تهدید ایران حتما عملی میشود و حتما هم محکمتر از دفعات قبل خواهد بود.
لذا به همین خاطر نگران هستند که این درگیری ایران و آمریکا طولانی شود و از مسأله پایگاه هم خارج شود؛ یعنی علاوه بر اینکه پایگاه آمریکایی مورد حمله قرار بگیرد، ممکن است به خاطر اعتراض و عکسالعمل آنها، زیرساختهایی هم مورد حمله قرار بگیرد. ما سالهای قبل دیدهایم که اتفاقاتی در بعضی کشورهای عربی منطقه افتاده است. بنابراین، اینها خیلی دلشان برای جمهوری اسلامی نمیسوزد اما برای خودشان دلسوزی دارند.
از یک طرف هم به ترامپ اعتماد ندارند؛ با اینکه بعضی از آنها توافقات امنیتی امضاء کردهاند. یعنی مثلا عربستان و قطر با آمریکا توافق کردهاند که از خاکشان دفاع شود، اما به خاطر سیاستهای نامتعادل ترامپ هنوز هیچ کدام آنها به سیاستهای ترامپ اعتماد ندارند که کاملا از آنها دفاع کند. نه تنها در رابطه با عربهای متحد در جنوب خلیج فارس چنین چیزی وجود دارد، بلکه در بقیه متحدین آمریکا هم چنین ناامیدی و نااطمینانی وجود دارد.
الآن اروپا را ببینید که چه وضعیتی با اروپا دارد. حتی ژاپنیها احساس کردند که با توجه به سیاستهای یک بام و دو هوای ترامپ ممکن است مثلا آمریکا در مقابل چین از آنها دفاع نکند یا دفاع سستی داشته باشد و یا دفاعش را مثلا در تعرفه بگذارد. لذا خود نخست وزیر جدید ژاپن وارد کارزار شد و گفت اگر مثلا تایوان تصرف شود، خود ما ایستادگی خواهیم کرد. اینگونه عکسالعملها نشان از این دارد که در واقع متحدین آمریکا خیلی به آمریکا اعتماد ندارند. اما اگر بخواهیم بگوییم که بازدارندگی آمریکا یا عدم حمله آمریکا تا کنون صرفا به خاطر تماسهای کشورهایی است که آمریکا در آنها پایگاه دارد، اشتباه است.
در این قضیه واقعا عجیب بود که حتی اسرائیل هم با این حمله ترامپ مخالفت کرد و رئیس موساد را به آمریکا فرستادند که جلوی حمله آمریکا به ایران را بگیرد. آیا این هم در راستای ترس از عکسالعمل ایران بود؟
قضیه اسرائیل دو چیز است؛ یکی مثل همان مسأله اعراب و یکی هم اضافه است. یعنی اسرائیل تصور میکرد که حمله ترامپ باعث میشود که این تحولات و تظاهرات در ایران متوقف شود. یعنی چون مردم نسبت به حمله خارجی حساس هستند و مخالف هرگونه حمله خارجی هستند و اسرائیل امیدوار بود که تحولات در ایران صورت بگیرد. دوم اینکه اسرائیل در واقع نسبت به حملات موشکی ایران بسیار حساس شده است. یعنی اکثریت مردم آنجا احساس نگرانی کردهاند
لذا نشان میدهد که حملات موشکی قبلی ایران که اسرائیلیها تلاش میکردند آنها را خیلی کوچک جلوه بدهند، اثرگذار بوده و روی جامعه اسرائیل اثر گذاشته است. شما سخنان اخیر لیبرمن را شنیدید که در یک سخنرانی اعلام کرده سه میلیون نفر در مقابل حملات موشکی ایران بیدفاع هستند و اسم مدارس و جاهای دیگر را آورده؛ مگر جمعیت اسرائیل چقدر است؟ لذا این طور نیست که تبلیغات میشود همه دارای پناهگاه هستند و همه به سرعت با آژیر خطر وارد پناهگاه میشوند و آسیبی برای آنها وجود ندارد.
به ویژه اینکه این احساس هم برای اسرائیل به وجود آمده که اگر بخواهد حمله مجدد داشته باشد، هم سیستم دفاعی ایران تقویت شده و هم تعداد موشکهای ایران بالا رفته و تقویت هم شده است. بنابراین، تجربه قبلی در عین اینکه ایران هم ضرباتی را متحمل شد، زمان که میگذرد، اسرائیلیها هم متوجه میشوند و یا دارد لو میرود ضرباتی را که ایران به اسرائیل زد و این ضربات اگر مجددا تکرار شود، هم از لحاظ ژئوپلیتیکی برای اسرائیل بد است و هم جامعه آنها را دچار مشکل میکند.
از نظر ژئوپلیتیکی، اسرائیل میخواهد نشان بدهد که قدرت برتر نظامی منطقه است. از 1948 هیچ کشور عربی که با اسرائیل درگیر بوده، نتوانسته شهرهای مهم اسرائیل را مورد هدف جدی قرار بدهد؛ که متلاطم شوند و مثلا پنج بار در شب خانوادهها به زیرزمین بروند و در پناهگاهها پناه بگیرند. اینها بحرانهای سیاسی و اجتماعی است که برای اسرائیل به وجود آمده و اسرائیل نمیخواهد تکرار شود. یعنی هدف قرار گرفتن شهرهای مهم مثل تل آویو، حیفا و... اهمیت ژئوپلیتیکی اسرائیل را کاهش میدهد. اینها مسائل مهمی است که کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
لذا به همین جهت، اسرائیل تمام عوامل را کنار هم چیده و دیده الآن به صلاح نیست که آمریکا حمله به ایران داشته باشد؛ اگر هم هم حمله موفقیتآمیز داشته باشد، برای اسرائیل موفقیتآمیز نخواهد بود و میتواند بحرانزا باشد.
ضمن اینکه یک نکته را هم نباید فراموش کنیم. همچنان که الآن اعراب، اروپاییها و ژاپنیها که من مثال زدم، نسبت به ترامپ و پشتیبانی صد درصدی او اعتماد ندارند، اسرائیل هم با اینکه متحد اصلی آمریکا هست و آمریکا هم خودش را متعهد میداند از اسرائیل دفاع کند، نسبت به گذشته اعتماد زیادی به حمایتهای ترامپ ندارد. لذا شما الآن میبینید در رابطه با غزه، سوریه و حتی لبنان اختلافات جدی دارند. در رابطه با غزه بر سر قطر و ترکیه اختلاف جدی است. اسرائیل میگوید به هیچ وجه اجازه نمیدهد و مارک روبیو که دوست صمیمی نتانیاهو است، از طرف ترامپ تلفن زده و گفته همین است که هست؛ هم ترکیه و هم قطر حضور خواهند داشت. اینها اختلافات جدی است و اعتماد و اطمینانها را کم میکند. لذا اسرائیل نمیتواند روی ترامپ اعتماد صد درصد داشته باشد.
نکته دیگر اینکه آمریکا درگیریهایی هم در نقاط دیگر عالم از جمله گرینلند و ونزوئلا دارد. این درگیریها چقدر ترامپ را در خصوص حمله به ایران مردد کرده است؟
این هم مهم است. پارامترهای مختلفی هست. آمریکای ترامپ احساس میکند که حمله به ایران، روابط ایران با چین و روسیه را نزدیکتر کرده است. الآن خودمان به صحنه نگاه کنیم و ببینیم روابط چین و روسیه با ایران، قبل از حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران نزدیکتر بود یا الآن نزدیکتر است؟ بالأخره یک سری سلاحها را قبل از حمله آمریکا به ایران نمیدادند، اما الآن گفته میشود که چینیها سیستم دفاعی ایران را تقویت کردهاند و روسها دارند هواپیماهایی برای ایران میسازند.
به طور کلی سیستم دفاعی ایران نسبت به گذشته تقویت شده و حتی گفته میشود هواپیماهای روسی کالاهای نظامی وارد ایران کردهاند. از نظر سیاسی هم حمایتهایشان در صحنههای بینالمللی، سازمان ملل و... نسبت به قبل از حمله آمریکا بیشتر شده و لذا اینها مسائلی است که آمریکا نگرانی دارد. ضمن اینکه عاقبت بحران بین ایران و آمریکا معلوم نیست. ممکن است همین باعث شود که روسها باز هم در اوکراین تقویت شوند و حتی ممکن است چین از این بحرانها برای انضمام تایوان به سرزمین خودش استفاده کند.
هنوز کار ترامپ در ونزوئلا تمام نشده؛ دارد کشتیهای نفتی را به سمت آمریکا هدایت میکند، اما هنوز چین، روسیه و ایران در ونزوئلا هستند. در خصوص گرینلند نیز اروپاییها دارند اجماع میکنند تا بتوانند با ترامپ مقابله کنند. مرحله دوم صلح غزه تازه دارد شروع میشود؛ که ترامپ خیلی به این امیدوار است و درگیری با ایران میتواند به این طرح صلح لطمه بزند که پیشرفتهایی هم داشته است. اگر بخواهد اینجا بحران ایجاد کند، میتواند قیمت نفت بالا برود و احتمال خطرات و درگیریهایی در حوزه خلیج فارس وجود دارد. اگر قیمت نفت بالا برود، به احتمال قوی ترامپ میتواند یک شکست خورده از انتخابات سنا بیرون بیاید.
با این اوصاف میتوان گفت مشورتهایی که به ترامپ داده شده او را از حمله به ایران منصرف کرده اما دو مسأله باعث نگرانی میشود؛ یکی حرکت ناو آبراهام لینکلن به سمت منطقه و دیگری مواضع ترامپ علیه مقام معظم رهبری است. آیا این تحرکات را میتوان در راستای همان سیاستهای نامتعادل ترامپ دانست؟
آمریکا در هر جایی که دچار تنش میشود و میخواهد اقداماتی را به صورت تهدیدآمیز انجام بدهد، ناو خودش را حرکت میدهد. مثلا اگر یک مقدار تنش در شرق دور و آبهای چین افزایش پیدا کند، ناو به آنجا میفرستد و یا در رابطه با جنگ غزه و ونزوئلا، ناو میفرستد. اینها چیزهای عادی است. من نمیخواهم صد درصد رد کنم. اما این مسأله نباید باعث شود که ما احساس کنیم چون دارد ناو میآورد-ناو آبراهام لینکلن که زیردریایی هم همراهش هست و یک ناو مجهز است که امکانات بیشتری دارد- معنایش این است که حتما میخواهد حملهای صورت بگیرد.
ضمن اینکه اگر ایران نگران حمله آمریکا است، خود آمریکا و اسرائیل هم نگران حمله پیشدستانه ایران هستند. دو-سه بار آمریکاییها پیام دادند و مصاحبه کردند و گفتند اگر ایران بخواهد منافع ما در منطقه را مورد حمله قرار بدهد، عکسالعمل نشان میدهیم. البته تحلیل آنها است که شاید ایران حمله پیشدستانه داشته باشد و نظر شخصی من این است که ایران هیچ وقت آغازگر جنگ نخواهد بود.