ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۵۱۷۷۹

فریدون مجلسی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

آمریکا دنبال جنگ کوتاه با ضربات دقیق است / ترامپ نمی‌خواهد به دام بزرگ ایران بیفتد / جلوگیری از جنگ برای ایران مهم‌تر از هر موضوع دیگری است

آمریکا دنبال جنگ کوتاه با ضربات دقیق است / ترامپ نمی‌خواهد به دام بزرگ ایران بیفتد / جلوگیری از جنگ برای ایران مهم‌تر از هر موضوع دیگری است

باید به‌طور جدی به این موضوع اندیشید که جلوگیری از جنگ، به‌ویژه برای ایران، مهم‌تر از هر موضوع دیگری است. ایران در شرایط اقتصادی حساسی قرار دارد و جامعه به‌شدت تحت‌تأثیر فضای روانی ناشی از تهدید نظامی است. جنگ، حتی اگر کوتاه باشد، می‌تواند به اعتماد عمومی آسیب بزند، سرمایه اجتماعی را فرسوده کند و روندهای اقتصادی را دچار اختلال جدی سازد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- در آستانه برگزاری دور سوم مذاکرات ایران و ایالات متحده در ژنو، همچنان برخی تحلیل‌ها در رابطه با جنگ، نوع جنگ، محدود بودن یا مرحله بودن آن در برابر گسترده بودن یا ضربتی بودن جنگ مطرح است.

به گزارش فرارو،  فریدون مجلسی، دیپلمات با سابقه ایرانی و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی، به بررسی احتمالات مرتبط با جنگ و سناریوهای پیش رو پرداخته است:

آمریکا به دنبال جنگ کوتاه و ضربه دقیق است

فریدون مجلسی به فرارو گفت: «وقتی از صف‌آرایی گسترده ایالات متحده در منطقه سخن می‌گوییم، باید به یک واقعیت بنیادین توجه کنیم: آمریکا هرگز بدون محاسبه وارد چنین آرایش نظامی نمی‌شود و هزینه‌های سنگینی که برای استقرار تجهیزات و نیروهایش در منطقه صرف کرده، نشانه‌ای است از اینکه سناریویی فراتر از یک نمایش نمادین در ذهن تصمیم‌سازان آن کشور وجود دارد. آمریکا در قبال ایران، همان الگوی آشنای فشار حداکثری را دنبال می‌کند، اما این بار ابزارها، زمان‌بندی و چینش نیروها نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی‌ها از دقت بسیار بالاتری برخوردار است. از نگاه من، حداقل‌ترین چیزی که در ذهن واشنگتن ترسیم شده، اجرای سناریویی مشابه جنگ ۱۲ روزه یا حملاتی محدود اما ویرانگر است؛ حملاتی که هدفشان تسلیم‌سازی سیاسی ایران با کمترین هزینه مستقیم برای آمریکا باشد.»

وی افزود: «اگر کارنامه سیاست خارجی ایالات متحده را مرور کنیم، متوجه می‌شویم که این کشور نسبت به بهره‌گیری از «جنگ کوتاه» و «ضربه دقیق» برای تغییر محاسبات طرف مقابل، دیدگاه مثبتی دارد. همان الگویی که در عراق، یوگسلاوی، افغانستان و حتی در برخوردهای اخیر علیه گروه‌های مسلح منطقه دنبال شد. اما موضوع مهم این است که قیاس ایران و عراق از پایه اشتباه است. عراق کشوری بود که به‌دلیل تجاوز به کویت، تهدید امنیت اسرائیل، استفاده از سلاح شیمیایی و سرکوب گسترده داخلی، عملاً سرمایه اخلاقی و سیاسی خود را در سطح بین‌المللی از دست داده بود. دولت عراق در آن زمان به‌نوعی خود را از چتر حمایت ساختارهای بین‌المللی محروم کرده بود و همین موضوع دست واشنگتن را برای اقدام نظامی باز گذاشت.»

ایران راهبرد دفاعی چندلایه ای دارد

مجلسی در خصوص تفاوت های وضعیت ایران و عراق گفت: «ایران نه عراق است و نه در شرایطی مشابه آن دوران قرار دارد. ایران نه سابقه تجاوز به کشورهای دیگر را دارد و نه رفتارهایی از جنس آنچه رژیم صدام انجام می‌داد در کارنامه‌اش دیده می‌شود. علاوه بر این، ساختار نظامی ایران، وسعت سرزمینی، عمق استراتژیک و توانمندی در حوزه‌های غیرمتعارف سبب شده که هرگونه سناریوی تهاجمی علیه ایران برای آمریکا ریسک‌های بسیار بیشتری داشته باشد. باید توجه داشت که «جنگ گسترده» یعنی پیاده‌سازی نیروی زمینی و اشغال خاک؛ چیزی که در فاز محاسبات منطقی، درباره ایران تقریباً محال است. آمریکایی‌ها به‌خوبی می‌دانند که ورود سرباز به خاک ایران، به معنای مواجهه با جنگی طولانی، پیچیده و بسیار پرهزینه خواهد بود؛ جنگی که برخلاف عراق، بدون سرعت، بدون فتح سریع و بدون تضمین نتیجه خواهد بود.»

وی در ادامه گفت: «در مقابل، ایران نیز بی‌تفاوت و منفعل نیست. سال‌هاست که راهبرد دفاعی کشور بر مبنای ایجاد بازدارندگی چندلایه طراحی شده و این بازدارندگی نه فقط مبتنی بر سلاح و تجهیزات، بلکه بر پراکندگی دفاعی، توان موشکی، شبکه متحدان منطقه‌ای و عمق استراتژیک شکل گرفته است. از نگاه تصمیم‌سازان ایرانی، اگر قرار باشد جنگی بر ایران تحمیل شود، باید همان جنگ به دام بزرگی برای طرف مقابل تبدیل شود؛ دامی که هزینه آن برای آمریکا و متحدانش گزاف باشد و فضای سیاسی منطقه را علیه آنان بسیج کند. آمریکایی‌ها نیز این موضوع را به‌خوبی می‌دانند و حتی اگر دام واقعی وجود نداشته باشد، همین تصور از احتمال دام، نگرانی بزرگی برای آنان ایجاد کرده است.»

وی تاکید کرد: «با این همه، با وجود این حجم از تنش و آرایش نظامی، به باور من احتمال وقوع جنگ گسترده با سناریوی اشغال ایران بسیار بعید است. آنچه محتمل‌تر است، استفاده آمریکا از ظرفیت «جنگ محدود» برای امتیازگیری سیاسی است؛ ضربه‌ای کوتاه و محدود با هدف تغییر رفتار ایران در میز مذاکره. این همان الگویی است که واشنگتن بارها در مناطق مختلف جهان به کار گرفته است. با این حال، باید به این نکته مهم توجه کنیم که حتی جنگ محدود نیز برای ایران هزینه‌های سنگین اقتصادی، روانی و اجتماعی خواهد داشت؛ هزینه‌هایی که شاید خسارت آن حتی از جنگ زمینی بیشتر باشد، زیرا اقتصاد ایران امروز در معرض شکنندگی‌های گوناگون قرار دارد و هر تکانه امنیتی می‌تواند اعتماد عمومی را تضعیف و وضعیت معیشتی مردم را دشوارتر کند.»

هنر دیپلماسی و مذاکره پیشگیری از جنگ است

این دیپلمات با سابقه ایرانی با تمرکز بر اهمیت دیپلماسی گفت: «در چنین شرایطی، هنر دیپلماسی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. دیپلماسی موفق، یعنی جلوگیری از رسیدن تنش‌ها به نقطه‌ای که گزینه نظامی تبدیل به ابزار تعیین‌کننده شود. واقعیت این است که اگر مذاکره در زمانی انجام شود که هنوز جنگی در کار نیست، امکان چانه‌زنی و دادن امتیازات کمتر بسیار بیشتر خواهد بود. اما زمانی که سایه جنگ یا حمله محدود بر سر یک کشور سنگینی کند، دامنه امتیازات ناگزیر بزرگ‌تر خواهد شد و ضرورت جلوگیری از خسارت، طرف مقابل را مجبور می‌کند در شرایط سخت‌تری پای میز مذاکره بنشیند. بنابراین عقلانیت حکم می‌کند که پیش از آنکه تنش از کنترل خارج شود، مسیر تعامل و گفت‌وگو فعال گردد.»

وی افزود: «از نگاه من، باید به‌طور جدی به این موضوع اندیشید که جلوگیری از جنگ، به‌ویژه برای ایران، مهم‌تر از هر موضوع دیگری است. ایران در شرایط اقتصادی حساسی قرار دارد و جامعه به‌شدت تحت‌تأثیر فضای روانی ناشی از تهدید نظامی است. جنگ، حتی اگر کوتاه باشد، می‌تواند به اعتماد عمومی آسیب بزند، سرمایه اجتماعی را فرسوده کند و روندهای اقتصادی را دچار اختلال جدی سازد. همین مسئله ضرورت مذاکره را دوچندان می‌کند. البته این به معنای تسلیم یا چشم‌پوشی از منافع ملی نیست؛ بلکه هنر دیپلماسی درست آن است که در معامله‌ای حساب‌شده، آسیب‌های احتمالی به کشور را به حداقل رساند و در عین حال از منافع و امنیت ملی دفاع کرد.»

هیچ توافقی کاملا رضایت بخش نیست

این تحلیلگر ارشد امور سیاست خارجی در ادامه گفت: «در جهان سیاست، هیچ توافقی کاملاً رضایت‌بخش نیست. امتیازدهی و امتیازگیری بخشی از واقعیت مذاکره است. ممکن است توافق احتمالی با طرف مقابل از دید برخی مطلوب و ایده‌آل نباشد، اما اگر بتواند فضای تنش را کاهش دهد، فشارهای اقتصادی را سبک‌تر کند و مسیر کشور را از خطر جنگ دور نگه دارد، بی‌شک تأثیر مثبتی بر زندگی مردم و ثبات کشور خواهد داشت. هیچ کشوری بدون توجه به شرایط داخلی و وضعیت جامعه خود تصمیم‌گیری نمی‌کند. ایران نیز باید همین مسیر عقلانی را طی کند. مهم آن است که تصمیم‌گیرندگان به این درک برسند که جنگ، آخرین گزینه و پرهزینه‌ترین سناریوی ممکن است و مذاکره، ابزار مدیریت بحران و کاستن از فشارهاست. شرایط حساس کنونی نیازمند نگاه واقع‌گرایانه، پرهیز از شعارزدگی و تمرکز بر منافع ملی است.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات