ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۵۱۶۵۰

چهارمین سالگرد جنگ روسیه و اوکراین:

چهار سال بن‌بست خونین: چرا جنگ روسیه و اوکراین تمام نمی‌شود؟

چهار سال بن‌بست خونین: چرا جنگ روسیه و اوکراین تمام نمی‌شود؟

چهار سال از آغاز بزرگ‌ترین درگیری نظامی اروپا پس از جنگ جهانی دوم می‌گذرد و هنوز هیچ‌یک از طرفین به پیروزی معناداری دست نیافته‌اند. جنگی که قرار بود «چند روزه» باشد، به طولانی‌ترین و خونبارترین جنگ فرسایشی قرن بیست‌ویکم تبدیل شده؛ جایی که روسیه با صدها هزار کشته و زخمی همچنان نتوانسته کی‌یف را تسلیم کند و اوکراین با وجود حمایت‌های بی‌سابقه غربی، خاک از دست‌رفته را بازپس نگرفته است. این بن‌بست، نه تصادفی، بلکه نتیجه مستقیم تقابل عمیق ژئوپلیتیک میان روسیه و غرب است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- امروز، ۲۴ فوریه ۲۰۲۶، چهارمین سالگرد آغاز حمله روسیه به اوکراین است؛ جنگی که قرار بود سریع و قاطع باشد، اما به یک درگیری فرسایشی طولانی تبدیل شده و هیچ یک از طرفین نتوانسته‌اند به پیروزی معناداری دست یابند.

به گزارش فرارو، این جنگ نه تنها مرزهای اروپا، بلکه ساختار ژئوپلتیک جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده و بن‌بستی عجیب در مناسبات بین‌المللی ایجاد کرده است. اگرچه عوامل متعددی مانند گسترش ناتو، مسائل امنیتی روسیه، اقتصاد جنگی و حمایت‌های غربی، این بن‌بست را ایجاد کرده‌اند اما واقعا چرا هیچ‌یک از طرفین درگیر قادر به کسب پیروزی معنادار در جنگ نیستند و اگر به این امر واقفند چرا جنگ را خاتمه نمی‌دهند؟

ریشه‌های ژئوپلتیک جنگ: از گسترش ناتو تا بحران هویت

جنگ روسیه و اوکراین ریشه در تنش‌های ژئوپلتیک پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دارد. روسیه همواره گسترش ناتو به سمت شرق را به عنوان تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود تلقی کرده است. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، بارها هشدار داده که عضویت احتمالی اوکراین در ناتو، خط قرمز مسکو است، زیرا این امر می‌تواند پایگاه‌های نظامی غربی را به نزدیکی مرزهای روسیه بیاورد. این دیدگاه بر اساس جغرافیای آسیب‌پذیر روسیه شکل گرفته؛ اروپای شمالی همواره دروازه‌ای برای حمله به روسیه بوده و کنترل مناطق شرقی اوکراین تا رودخانه دنیپر، یک خط دفاعی طبیعی برای مسکو فراهم می‌کند.

علاوه بر این، کودتای ۲۰۱۴ در کی‌یف که روسیه آن را "غیرقانونی و حمایت‌شده توسط غرب" می‌داند، جرقه اصلی درگیری بود. این رویداد منجر به جدایی کریمه و شورش در دونباس شد، جایی که جمعیت غالب آن روسی‌زبان است. از دیدگاه ژئوپلتیک، این جنگ بخشی از تلاش روسیه برای بازسازی حوزه نفوذ خود در برابر هژمونی غربی است، اما غرب آن را تجاوز آشکار به حاکمیت اوکراین می‌بیند. تحلیل‌گرانی مانند جان میرشایمر از دانشگاه شیکاگو، مذاکرات صلح را "تئاتر کابوکی" توصیف می‌کنند، زیرا اهداف طرفین کاملاً متضاد هستند: روسیه خواهان خلع سلاح اوکراین و عدم عضویت در ناتو است، در حالی که کی‌یف و غرب بر بازپس‌گیری کامل قلمروتصرف شده اصرار دارند.

دلایل طولانی شدن جنگ: نبرد فرسایشی و تعادل قدرت

یکی از اصلی‌ترین دلایل طولانی شدن این جنگ، تبدیل آن به یک "جنگ فرسایشی" است. روسیه بر این باور است که می‌تواند اوکراین را با گذشت زمان از پای درآورد، اما پیشرفت‌های نظامی‌اش بسیار کند بوده است. برای مثال، در عملیات پوکروسک، نیروهای روسی تنها ۷۰ متر در روز پیشروی کرده‌اند، که حتی کندتر از نبرد سام در جنگ جهانی اول است. گفته می‌شود روسیه از ابتدای جنگ بیش از ۱.۲ میلیون تلفات (کشته، زخمی و مفقود) داشته، که بیشترین تعداد از زمان جنگ جهانی دوم برای یک قدرت بزرگ است، اما همچنان به پیشروی ادامه می‌دهد.

از سوی دیگر، حمایت‌های غربی از اوکراین – شامل تسلیحات، تحریم‌ها و کمک‌های مالی – جنگ را طولانی کرده است. اروپا و آمریکا بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار به اوکراین کمک کرده‌اند، اما این حمایت‌ها ناکافی بوده و اوکراین با کمبود نیروی انسانی روبرو است؛ گفته می‌شود تنها ۱۰ درصد شهروندان اوکراین داوطلبانه به جبهه می‌روند. اقتصاد روسیه نیز تحت فشار است: رشد اقتصادی در ۲۰۲۵ به ۰.۶ درصد کاهش یافته، تورم بالا است و کمبود نیروی کار وجود دارد، اما مسکو با تمرکز بر اقتصاد جنگی، توانسته مقاومت کند. این تعادل قدرت جنگ را به یک بن‌بست تبدیل کرده است.

ناتوانی روسیه در کسب پیروزی معنادار: هزینه‌های استراتژیک

روسیه نتوانسته به اهداف اولیه خود مانند تصرف کی‌یف یا سرنگونی دولت زلنسکی دست یابد. پوتین جنگ را به عنوان "عملیات ویژه نظامی" توجیه کرد، اما پس از چهار سال، تنها اندکی از خاک اوکراین را اشغال کرده است. تحلیل‌گران شورای روابط خارجی (CFR) تأکید می‌کنند که روسیه با وجود کنترل برخی مناطق، شکست استراتژیک خورده زیرا نتوانسته اوکراین را به یک دولت دست‌نشانده تبدیل کند و حتی ناتو را تقویت کرده است.

از دیدگاه ژئوپلتیک، روسیه در برابر تحریم‌های غربی آسیب‌پذیر است. وابستگی به چین و ایران برای دور زدن تحریم‌ها، روسیه را به یک قدرت ثانویه تبدیل کرده و اقتصادش را تضعیف می‌کند. علاوه بر این، مقاومت اوکراین و حمایت ناتو، پوتین را در تنگنایی قرار داده که نمی‌تواند بدون از دست دادن اعتبار داخلی، عقب‌نشینی کند. کارشناسان CSIS هشدار می‌دهند که ادامه جنگ، روسیه را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد.

ناتوانی اوکراین در کسب پیروزی: محدودیت‌های نظامی و سیاسی

اوکراین نیز نمی‌تواند پیروزی معناداری کسب کند. کی‌یف نتوانسته اراضی اشغالی را بازپس گیرد و با کمبود تجهیزات و نیروی انسانی روبرو است. تحلیل‌گران می‌گویند که حتی با کمک‌های غربی، اوکراین نمی‌تواند روسیه را شکست دهد، زیرا مسکو منابع بیشتری دارد. از سوی دیگر، مذاکرات صلح – مانند اجلاس آلاسکا – نشان می‌دهد که روسیه خواسته‌های حداکثری مانند به رسمیت شناختن الحاق کریمه و ممنوعیت عضویت در ناتو دارد، که اوکراین نمی‌پذیرد.

در سطح ژئوپلتیک، جنگ اوکراین را به یک دولت وابسته به غرب تبدیل کرده، اما این وابستگی پایدار نیست. با تغییر سیاست‌های آمریکا – مانند دوره ترامپ – حمایت‌ها کاهش یافته، که اوکراین را در موقعیت ضعیف‌تری قرار داده. علاوه بر این، جنگ جامعه اوکراین را خسته کرده و اقتصادش را نابود کرده است.

چشم‌انداز آینده

این جنگ، جهان را به سمت چندقطبی‌گرایی سوق داده است. روسیه و چین در برابر غرب متحد شده‌اند، در حالی که اروپا مجبور به افزایش بودجه نظامی شده است. اما بدون مذاکره واقعی، جنگ ادامه خواهد یافت. کارشناسان پیشنهاد می‌کنند که تمرکز بر امنیت روسیه و حاکمیت اوکراین، تنها راه خروج از بن‌بست است، اما با اهداف متضاد، چشم‌انداز صلح کمرنگ است.

 

تبلیغات
نویسنده : مصطفی جرفی
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات