ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۷۸۳۴

جبار رحمانی در گفت‌وگو با فرارو مطرح کرد

چرا خشونت بروز کرد و چگونه جامعه از این وضعیت خارج می شود؟

چرا خشونت بروز کرد و چگونه جامعه از این وضعیت خارج می شود؟

جامعه‌شناسان هشدار می‌دهد وقتی خشونت به مهم‌ترین الگوی ارتباطی، ابزار یا رسانه تبدیل شود، گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز تعطیل و جامعه وارد چرخه‌ای از خشونت متقابل خواهد شد.

فرارو- تایید هزاران آسیب‌دیده چشمی، زخمی حاد و جان‌باخته با انواع سلاح‌ها در ناآرامی‌های دی ۱۴۰۴، صحنه‌هایی کمتر دیده شده و غیرقابل انتشار مانند بریده شدن سر یا به آتش کشیدن فرد که همگی از سوی مسئولان اعلام شده‌اند، پرسش‌ها درباره خشونت عریان در جامعه را بیش از پیش مطرح می‌کند.

به گزارش فرارو، تاکید مکرر راویان وقایع دی بر خشونت، جامعه‌شناسان، تحلیلگران و مردم را به همان مسئله بنیادین بازمی‌گرداند. باید یک گام به عقب برداشت و پرسید: ریشه‌های این خشونت از کجا نشات می‌گیرد؟ 

جبار رحمانی، انسان‌شناس و جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با فرارو به بررسی ریشه‌های خشونت در وقایع دی پرداخته و می‌گوید: «مساله اصلی نفس خشونت است. چرا این میزان از خشونت عریان و تقبیح ناشده در طرفین ماجرا دیده شد؟ خود این مساله که این میزان خشونت در تمامی روایت‌ها و ابعاد وجود دارد از کجا می‌آید؟ این یکی از اصلی‌ترین مسائلی است که در جامعه کنونی ایران باید مورد توجه باشد.»

خشونت دیده شده پرمعناست

جبار رحمانی به فرارو می‌گوید: «در رویدادهای اخیر، اتفاقاتی معنادار رخ داد که میزان بالای خشونت در شکل‌های بسیار رها شده و بی‌چارچوب بود؛ یعنی نوعی خشونت عریان و به عبارتی بدون حد و مرز که جامعه شاهد آن بود. فارغ از اینکه چه کسی راوی این خشونت است، بر این خشونت بی‌رحمانه تأکید می‌شود. این نشان می‌دهد که همه روایت‌ها از هر چشم‌اندازی به این مسئله اشاره دارند که چنین خطری کلیت ماجرا را تهدید می‌کند. اما نفس وجود خشونتی ویرانگر در همه روایت‌ها پذیرفته شده است.»

مهم‌ترین پرسش از دید او این است که اصلا چرا چنین خشونتی وجود دارد؟ که در پاسخ به آن می‌گوید:‌ «همیشه در جنبش‌های اعتراضی و مدنی ایران، مهم‌ترین تکنولوژی یا ابزار رسانه، ابزارهای مسالمت‌آمیز و مدنی همچون گفت‌وگو و سکوت بوده است. اما این بار، خشونت تبدیل به رسانه یا ابزار واسطه اصلی مواجهه طرفین شد که باید به آن دقت کرد.»

خشم اولیه، مبنای اعتراض است

پرسش مهم بعدی از دید او این است که این خشونت یله و رها کی و کجا بروز پیدا می‌کند؟ پاسخ این انسان‌شناس این است که:‌ «هر جنبش و اعتراضی مبتنی بر یک نارضایتی درونی و روانی یا احساس خشم نسبت به وضعیت موجود است که ما به آن اعتراض می‌کنیم، اما خشم یک احساس درونی است و وقتی تبدیل به رفتار بیرونی خشن می‌شود، آن رفتار خشونت‌آمیز اهمیت پیدا می‌کند. خشم اولیه، مبنای اعتراض است، اما از جایی به بعد می‌تواند به روندی خشن تبدیل شود. این روند در تمام چشم‌اندازها دیده می‌شود و جامعه باید به آن توجه کند.»

خشونت حاضر یعنی پایان گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز

او می‌افزاید: «وقتی مهم‌ترین الگوی ارتباطی طرفین ماجرا از هر چشم‌اندازی خشونت باشد، این چند معنا دارد: اول، پایان گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز است و هر نوع رابطه این‌چنینی تعطیل شده و به انزوا می‌رود که خود نوعی خشونت متقابل را به زنجیره خشونت تبدیل می‌کند.»

نکته دوم از دید رحمانی این است که: «از جایی به بعد، مهم‌ترین شرط عضویت و همبستگی بین گروه‌ها و طرفین ماجرا، ابراز، اعمال و انجام عمل خشونت‌آمیز است. یعنی در تمام گزارش‌های تصویری و چشم‌اندازها، ممانعت از عمل خشونت‌آمیز رخ نمی‌دهد و اعضای هر گروه پذیرفته‌اند که باید با خشونت رفتار کنند.»

خشونت عریان نشان از استیصال و یاس است

پاسخ به این پرسش که چه زمانی این خشونت عریان موجه می‌شود؟ نکته سوم است که از دید او: «آن جایی بروز می‌یابد که طرفین اعتراض می‌گویند به استیصال رسیده‌ایم و خواسته‌های معقول و منطقی‌مان از نظام فعلی برآورده نمی‌شود. یعنی ساختاری روبه‌روی آنان است و اعتراض شکل می‌گیرد، اما وقتی به استیصال، درماندگی و یأس می‌رسند، دست به عمل خشونت‌آمیز می‌زنند؛ عملی که برگرفته از تصلب نهادهای برابرنده این درخواست‌های مشروع و معقول است. اگر این درخواست‌ها برآورده می‌شد، نیازی به برخوردهای خشونت‌آمیز نبود.»

این خشونت آتشی درون خرمن است

این جامعه‌شناس با اشاره به جنبش‌های پیش از دی ۱۴۰۴ می‌گوید:‌ «همانطور که در جنبش‌های قبلی، رفتار خشونت‌آمیز وجود داشت، اما توسط کلیت اجتماع طرفین این منازعه پذیرفته نمی‌شد و رفتاری مقطعی، ناگهانی و موضعی بود، این بار رفتار خشونت‌آمیز، غالب تمام طرفین شد. در این نقطه باید پرسید چرا این خشونت ابراز می‌شود و اگر جلوی آن گرفته نشود، می‌تواند به زنجیره‌ای از خشونت‌های درون‌گروهی در جامعه منجر شود. در این صورت، مانند آتشی است که در خرمن می‌افتد و دیگر نمی‌توان آن را جمع کرد.»

نیروهای میانجی فرشته نجات این وضعیت‌اند

چگونگی خارج شدن از این وضعیت خشونت‌بار را به گفته رحمانی می‌توان به سه بخش تقسیم کرد: «اول، وجود نیروهای میانجی و نهادهای مدنی است. از شخصیت‌ها تا نهادهای مدنی، این گروه‌ها مهم‌ترین تسهیل‌گران گفت‌وگوی قطع‌شده محسوب می‌شوند.»

او ادامه می‌دهد: «دوم، پذیرش از سوی صاحبان قدرت است؛ کسی که قدرت در دست دارد، اولین فردی است که باید در این منازعه کوتاه بیاید، زیرا دست بالا را دارد و می‌تواند اعتمادسازی کند، به ویژه در فضایی که بسیاری از ابزارها در اختیار اوست.»

و در نهایت: «ایجاد بسترهای تعاملی است؛ میانجی‌ها می‌توانند میان طرفین منازعه مذاکره و گفت‌وگو برقرار کنند و به این ترتیب اعتماد در جامعه شکل بگیرد. وقتی جامعه بدون استیصال نسبت به برآورده شدن نیازهایش قرار گیرد، مشکلات حل می‌شوند و جامعه پله‌به‌پله با اعتماد پیش می‌رود. این فرایند تنها از طریق همکاری صاحبان قدرت و نیروهای مدنی و میانجی امکان‌پذیر است. البته در شرایط فعلی بسیار دشوار است، اما دیر یا زود باید از جایی شروع شود.»

خبرنگار : طناز سادات حسینی‌فر
ارسال نظرات
خط داغ