اساطیر ایران؛ اسطوره آفرینش جهان در ایران باستان
اسطوره آفرینش در ایران باستان، روایت بسیار زیبا و درعینحال دیگرگونهای دارد. این روایت بهنوعی سلفِ بسیاری از روایتهای پساز خود درمُورد آفرینش جهان به شمار میرود.
فرارو- اساطیر ایران، بخشهای گستردهای از مفاهیم طبیعی و غیرطبیعی را دربرمیگیرد. مطابق با این اساطیر، هریک از پدیدههای جهان بنابر علتی اساطیری شکل گرفتهاند.
به گزارش فرارو، درمُورد اینکه جهان چگونه به وجود آمده است، روایتهای مختلفی وجود دارد. بااینحال ریشه یکی از اولین و مهمترین روایتها درباره شکلگیری جهان به اساطیر ایرانی بازمیگردد.
اسطوره آفرینش جهان در ایران باستان
شکل و چگونگی شکلگیری جهان در نگاه ایرانیان باستان، بهگونهای متفاوت با باورهای امروزین ما بوده است. مطابق با اساطیر ایران باستان، جهان همانند بشقابی گرد و مسطح، و آسمان همچون سنگی سخت است. زمین سطحی صاف بوده که هیچ پستی و بلندیای در آن دیده نمیشده است؛ نه درهای و نه کوهی. بااینحال وجود اهریمن در جهان باعث شد تا آسمان شکافته شده و سطح صاف زمین نیز دارای خلل شود و بهاینشکل کوهها و درهها پدید بیایند.
کوه البرز نقش بسیار مهمی در اساطیر ایرانزمین دارد. مطابق با این اساطیر، 800 سال طول کشید تا رشتهکوه البرز از دل زمین بهدرشود. دویست سال طول کشید تا به «ستاره پایه» برسد؛ دویست سال تا به «ماه پایه»؛ دویست سال تا به «خورشید پایه» و درنهایت نیز دویست سال تا به بالاترین طبقه آسمان.
البرز، یکی از مهمترین نمادهای اساطیری ایران از روزگار باستان تا به امروز بوده است. حتما به یاد داریم که فریدون نیز درنهایت ضحاک را در همین رشتهکوه به بند کشید. مطابق با اساطیر ایران، همۀ رشتهکوههای دیگر از ریشههای رشتهکوه البرز -که در دل زمین قرار دارند- به وجود آمدهاند و همچنین، پُل چینوَت -که پلی است که در روز رستاخیز روان انسانها از آن عبور داده میشود- نیز در این رشتهکوه اساطیری قرار گرفته است.
افزونبر زمین، با حضور اهریمن نظم موجود در آسمان نیز از بین رفت و ستارهها و خورشید و ماه که تا پیشاز آن در آسمان ثابت بودند نیز در آسمان سرگردان شدند. ازاینرو ستارهها پیرامون جهان در گردشاند و هرروز از 180 روزن برفراز البرز سَربَرکشیده و در هنگام غروب نیز در 180 روزن در مغرب آسمان پنهان میشوند.
دراِدامه، تیشتر قطرات باران را آفرید و با بارش باران بر زمین، دریای گیهانی یا وروکَشَه به وجود آمد که آنسویِ رشتهکوه البرز قرار دارد. وروکشه، هزاران دریا را شامل میشود که در راس آنها چشمههای ایزدبانو آناهیتا قرار دارند. با به وجود آمدن دریای گیهانی، زمین به هفت بخش تقسیم شد که مهمترین بخش آن «خونیرَث» نام دارد و بیشاز نیمی از زمین را تشکیل میدهد. خونیرث در بین شش بخش دیگر زمین احاطه شده و هر شش بخش دیگر را «کشور» مینامند.
انسانها برای آنکه در بین هفت بخش جهان در رفتوآمد باشند، سوار بر پشت گاوی آسمانی به نام «سریشوک» یا «هَذَیوش» میشدند. این گاو، همان گاوی است که درنهایت در روزگاری «بازسازی جهان» برای آنکه همه انسانها جاودانه بشوند، قربانی خواهد شد.