کشف شواهد جدید از قدرت خود-بازسازی قلب
یافتههای جدید علمی امیدها را برای تقویت توان ترمیم طبیعی قلب و کاهش عوارض مرگبار حملات قلبی افزایش داده است.
فرارو- پژوهشهای تازه نشان میدهد قلب انسان برخلاف تصور پیشین میتواند پس از سکته بخشی از سلولهای خود را بازسازی کند؛ کشف مهمی که راه را برای درمانهای نوین هموار میکند.
به گزارش فرارو به نقل از پاپیولر مکانیکس، پژوهش تازهای که در استرالیا انجام شده، دیدگاه دیرینه دانشمندان درباره ناتوانی قلب در ترمیم خود پس از سکته قلبی را به چالش کشیده و نشان میدهد این اندام حیاتی، برخلاف تصور پیشین، ظرفیت بازسازی دارد.
این یافته میتواند راه را برای توسعه درمانهایی هموار کند که با تحریک تقسیم سلولی، عملکرد قلب را پس از یک حمله قلبی بهبود میبخشند و از بروز نارساییهای جدی جلوگیری میکنند.
برای دههها، باور غالب در پزشکی این بود که قلب انسان پس از یک حمله قلبی آسیبهایی جبرانناپذیر میبیند. در ایالات متحده، سالانه نزدیک به یک میلیون نفر بر اثر بیماریهای قلبی جان خود را از دست میدهند؛ بیماریهایی که اغلب با سکتههای قلبی شدید همراه هستند. در جریان یک حمله قلبی، جریان خون بهطور ناگهانی قطع میشود و در نتیجه، اکسیژن و مواد مغذی به سلولهای قلب نمیرسد. همین قطع ناگهانی تغذیه سلولی میتواند تا یکسوم سلولهای عضله قلب را از بین ببرد و بافتی زخمی و ناکارآمد بر جای بگذارد.
اما اکنون نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد داستان به همینجا ختم نمیشود. پژوهشی که در نشریه تخصصی Circulation Research منتشر شده، از توانایی شگفتانگیز قلب برای تولید سلولهای عضلانی جدید پس از سکته پرده برداشته است؛ یافتهای که میتواند نگاه ما به درمان بیماریهای قلبی را تغییر دهد.
پژوهشگران برای بررسی فرضیه خود، در جریان جراحیهای بایپس عروق کرونر که پس از سکته قلبی انجام میشود، با رضایت بیماران نمونههایی از بافت قلب را جمعآوری کردند. این نمونهها شامل بخشهای سالم و آسیبدیده قلب بود.
سپس تیم تحقیقاتی با انجام آزمایشهای پیشرفته و توالییابی RNA، میزان «میتوز کاردیومیوسیتها» یا همان تقسیم و تکثیر سلولهای عضله قلب را بررسی کرد. نتایج نشان داد که پس از ایسکمی، وضعیتی که در آن خونرسانی و اکسیژنرسانی کاهش مییابد، سلولهای قلبی نهتنها از بین میروند، بلکه بخشی از آنها میتوانند مجدداً تکثیر شوند و به بازسازی بافت کمک کنند.
رابرت هیوم، نویسنده اصلی این پژوهش از مؤسسه بیرد، در بیانیهای اعلام کرد: «تا پیش از این تصور میکردیم با مرگ سلولهای قلبی پس از سکته، آن نواحی برای همیشه آسیب میبینند و توانایی قلب برای پمپاژ خون کاهش مییابد. اما تحقیقات ما نشان میدهد هرچند قلب پس از سکته دچار آسیب میشود، اما در عین حال سلولهای عضلانی جدیدی تولید میکند. این موضوع افقهای تازهای پیش روی درمانهای آینده میگشاید.»
اگرچه این نخستین بار نیست که پدیده بازسازی سلولهای قلبی مشاهده میشود اما این نخستین بار است که چنین فرایندی بهطور مستقیم در بافت قلب انسان مستند میشود. همین تفاوت، اهمیت این مطالعه را دوچندان میکند.
یافتههای تازه این احتمال را تقویت میکند که اگر بدن انسان بهطور طبیعی قادر به ترمیم بخشی از آسیبهای سلولی ناشی از کاهش اکسیژن باشد، شاید بتوان با مداخلات درمانی این روند را تقویت کرد. چنین رویکردی میتواند از بروز پیامدهای خطرناکی مانند نارسایی قلبی جلوگیری کند؛ عارضهای که کیفیت زندگی میلیونها بیمار را تحت تأثیر قرار میدهد.
شان لال، نویسنده ارشد این مطالعه از بیمارستان رویال پرینس آلفرد، در اینباره گفت: «ما در بررسی این نمونههای انسانی چندین پروتئین را شناسایی کردهایم که پیشتر نقش آنها در بازسازی قلب موشها ثابت شده بود. اکنون این فرصت هیجانانگیز فراهم شده که این دانش را به درمانهای انسانی منتقل کنیم.» او افزود استفاده از بافت زنده قلب انسان، دادههایی دقیقتر و قابل اعتمادتر برای توسعه درمانهای نوین بیماریهای قلبی فراهم میکند.
همزمان، تلاشهای دیگری نیز برای بهبود وضعیت بیماران پس از سکته قلبی در جریان است. در پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ توسط دانشگاه تگزاس انجام شد، محققان موفق به طراحی وصلهای زیستی شدند که حاوی ذرات میکروسکوپی موسوم به اینترلوکین-۴ (IL-4) است؛ مولکولی که نقش مهمی در تنظیم سیستم ایمنی دارد.
این وصله با ایجاد آنچه پژوهشگران «محیطی مساعد برای ترمیم» توصیف میکنند، باعث میشود سلولهای ایمنی موسوم به ماکروفاژها از حالت التهابی به وضعیت ترمیمی تغییر کنند. نتیجه این تغییر، کاهش تشکیل بافت اسکار و بهبود شرایط بازسازی قلب است. کاهش التهاب در کنار افزایش تقسیم سلولهای عضله قلب، میتواند ترکیبی مؤثر برای بازگرداندن عملکرد قلب باشد.
مجموع این تحقیقات نشان میدهد آینده درمان سکتههای قلبی ممکن است دیگر تنها به پیشگیری از آسیب محدود نشود، بلکه به تقویت ظرفیتهای طبیعی بدن برای ترمیم نیز گسترش یابد. اگر این رویکردها به درمانهای بالینی موفق منجر شوند، بیماران بیشتری خواهند توانست پس از تجربه یک حمله قلبی شدید، زندگی طولانیتر و باکیفیتتری داشته باشند.
آنچه زمانی آسیب «غیرقابل بازگشت» تلقی میشد، اکنون در پرتو دادههای علمی جدید، به فرایندی پویا و بالقوه قابل اصلاح تبدیل شده است؛ تحولی که میتواند فصل تازهای در پزشکی قلب و عروق رقم بزند.