فرارو | گیسو، قسمت هفتم؛ گیسو و در جا زدن
هفتمین قسمت از سریال گیسو به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی هومن کبیری در روز چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ماه وارد شبکه نمایش خانگی شد.

فراروـ قسمت هفتم سریال گیسو به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی هومن کبیری روز چهارشنبه ۲۵ فروردبن ۱۴۰۰ وارد شبکه نمایش خانگی شد.

در خلاصه داستان این قسمت آمده است:

«پگاه به لوسی کمک می‌کند تا بتواند اطلاعاتی از پدر و مادرش به دست بیاورد. سهیل و پیمان هم که فکر می‌کنند رضا دستگیر شده، پیش حاج یونس می‌روند و...»

سهیل و پیمان بعد از دستگیری رضا به مخفی‌گاه حاج رضا می‌روند تا از او درخواست کمک کنند. حاج یونس فکر می‌کند علت بازداشت رضا تحت فشار قرار دادن خودش است و از آن جایی که می‌داند رضا نقشی در پرونده ندارد، خیالش راحت است که به زودی آزاد می‌شود.رضا برای تحت فشار قرار گرفتن پدرش بازداشت شده است؛ اما نه توسط پلیس. همان کسانی که گیسو را از پا درآوردند، رضا را دستگیر کرده‌اند و به زور شکنجه می‌خواهند جای مخفی شدن حاج رضا و پول‌ها را از زبان رضا بیرون بکشند.

لوسی با رفت و آمد بیشتر با پگاه با او صمیمی‌تر از قبل می‌شود و پیش او می‌ماند. ماجرای این که لوسی زبان فارسی را متوجه می‌شود هم دیگر لو می‌رود و پگاه و سهیل هر دو موضوع را می‌فهمند. پیش رفتن داستان گیسو به قدری کند است که فرقی با درجا زدن ندارد. در هر کدام از هفت قسمت گذشته سریال به اندازه ۳ دقیقه پیش رفته است که بیش از چهل دقیقه چیز‌های به درد نخور در کنارش آمده است. ماجرای پدر و مادر لوسی، ماجرای پیمان و درسا، ماجرای پگاه و منشی‌اش، ماجرا‌های پگاه وسهیل، ساخت کلیپ تبلیغاتی، روابطی که با نازی و کتی ایجاد می‌شود و... هر کدام قرار است که در کنار موضوع پرونده اقتصادی حاج رضا خرده داستان‌‎هایی باشند که سریال را سر پا نگه دارند و جذاب‌ترش کنند.
 
اما هرکدام از این خرده داستان‌ها به وزنه‌های سنگینی می‌مانند که جلوی پیش رفتن گیسو را گرفته‌اند. هیچ‌کدامشان عملاً پیش نمی‌روند و در کنار موضوع اصلی فقط مشتی دیالوگ اضافی و حوصله سر بر می‌بینیم که به هیچ‌جا هم نمی‌رسند. منوچهر هادی در سریال دل یک موضوع را تا حد دیوانه شدن مخاطب کش داد و در گیسو برای ده موضوع این کار را می‌کند. بسیاری از سریال‌های ایرانی با حجم فیلم‌نامه‌ای دو برابر گیسو تازه به مرحله‌ی تولید و کارگردانی و بازی می‌رسند و در آن جا توفیقی نمی‌یابند؛ اما گیسو با این فیلم‌نامه بچگانه با کارگردانی همراه می‌شود که هیچ چیز به آن اضافه نمی‌کند و سر آخر تولید کنندگانش ژست پیروزی و موفقیت نیز می‌گیرند.
 
جمع شدن امکانات برای منوچهر هادی و ساخته‌هایش چیزی جز تنزل فرهنگی و تنزل سلیقه مخاطب به همراه نداشته است. این امکانات در صورتی که در اختیار بسیاری از جوان‌های با استعداد این عرصه قرار می‌گرفت، قطعاً شاهد آثاری جذاب‌تر و دوست داشتنی‌تر بودیم...
مجله فرارو
پرطرفدارترین عناوین