درگیری بیرون مجتمع کوی پس از این که دستگاه بیسیم یکی از افراد میان دانشجویان به زمین افتاد و درگیری میان او و یک دانشجوی دختر پیش آمد، کلید خورد. با توجه به سوابق تاریخی، این موضوع بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. قائلان به سناریوی تنش معتقد هستند که این صحبتها مطرح شد تا بحرانسازی صورت بگیرد.
معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات و یکی از تحلیلگران مسائل دانشگاهی و فرهنگی گفت: «اتفاق تلخی برای دانشجویان رخ داده است. دانشجویی به قتل رسیده و دانشگاهیان حضور پیدا کرده و اعلام کردند که یک دانشگاه امن و نه امنیتی میخواهند. دانشجویان درخواست کردند در فضای امن به امور تحصیلیشان بپردازند. این مطالبه حق طبیعی دانشجویان است، اما همان رخدادهایی که مکرر رخ داده و فضای دانشگاهها را از شکل طبیعی خود خارج میسازند، این بار هم بحرانساز شد. ناگهان برخی افراد بدون شناسنامه که همواره هم ناشناخته میمانند، برخوردهایی را با چند دانشجو صورت میدهند. این افراد و گروهها بیشتر بهدنبال التهابآفرینی هستند تا مهار بحران!»
بر اساس قانون، پلیس واشنگتن موظف است نشان خود را روی لباس پرسنل خود نصب کند. اما در تصاویر ویدئویی مقامهای ناشناس فدرال فاقد نشان و بدون اطلاعات قابل شناسایی با سلاحهای بزرگ در خیابانها حضور داشتند. برخی از آنها پس از اینکه درباره هویتشان یا سازمانی که زیر نظر آنها کار میکنند، مورد سؤال قرار گرفتند، نهایتا به پاسخهای مبهم اکتفا کردند.
« لباس شخصی » اولین فیلمِ بلندِ امیرعباس ربیعی میانهی این نگاه حرکت کرده. فیلم سوژهای جذاب دارد که کمتر کسی سراغ اش رفته و دلایل اش هم مشخص است که چرا بسیاری نمیتوانند چنین سوژههایی را بسازند. « لباس شخصی » ماجراهای حزبِ توده در سالهای ۶۱ و ۶۲ را نشان میدهد.
علی صوفی در گفتوگو با فرارو بررسی کرد
در دولت اصلاحات هر 9روز یک بحران داشتیم. خب این بحرانها را چه کسانی ایجاد میکردند؟ اینها کفنپوشانی بودند که میآمدند و مشکل ایجاد میکردند. این کفنپوشان جز کدام دسته بودند؟
در ادامه انتفاضه سوم در سرزمین اشغالی
اسماعیل کوثری در گفت و گو با فرارو