محمدعلی جمالزاده؛ پدر داستاننویسی مدرن ایران
محمدعلی جمالزاده در کنار تعداد دیگری از نویسندگان تاریخ معاصر ایران، بهعنوان بنیانگذاران داستاننویسی مدرن ایران به شمار میرود. آثار زیادی از وی به جا مانده که از مهمترین آثار در حوزه ادبیات داستانی در ایران به شمار میروند.
فرارو- محمدعلی جمالزاده، از مهمترین نویسندگان معاصر ایرانی است که بسیاری وی را یکی از اصلیترین چهرهها در نوسازی چهره داستاننویسی در ایران میدانند.
به گزارش فرارو، نام جمالزاده معمولا در کنار افرادی مانند صادق هدایت، بزرگ علوی و صادق چوبک قرار میگیرد. این نویسندگان بهعلاوه تنیچند از دیگر نویسندگان معاصر ایرانی، جریان داستاننویسی ایران را متحول کرده و جایگاه ویژهای در تاریخ ادبیات ایران به دست آوردهاند.
پدر داستاننویسی مدرن ایران
در روزهای سرد دیماه سال 1270، کودکی در شهر اصفهان متولد شد. پدرش، واعظ اصفهانی، نام وی را محمدعلی گذاشت. محمدعلی در خانوادهای رشد کرد که سختگیریها و اصول بسیار ویژهای داشت. پدری که از خطیبان مهم مشروطهخواه در اصفهان بود، از همان روزگار کودکی در امر تحصیل و رشد فرزندش سختگیریهای ملالآوری را لحاظ کرده بود. این بود که محمدعلی علارغم آسیبهای روانی زیادی که دید، و جدا از روزگار سختی که پشتسر گذاشت، در زمینه تحصیل رشد قابلتوجی داشت.
روزگار نوجوانی را بهخوبی پشتسر نگذاشته بود که به دستور پدر و برای ادامه تحصیل، روانه بیروت شد. پساز مدتی و این بار هم برای پیگیری تحصیلاتش، مسیرش را به سمت فرانسه تغییر داد. بااینحال، فرانسه نیز مقصد نهایی این دانشجوی سرگردان نبود. با رفتن به فرانسه، بلافاصله به پیشنهاد سفیر ایران لبیک گفت و مسیرش را به سمت لوزان سوییش تغییر داد. قریب به یکسال بعد به فرانسه بازگشت و مدتی را نیز در پاریس بهسربرد.
میل جمالزاده به نوشتن در وهله اول، در روزنامهنگاری بود که خودش را نشان داد. مدتهای زیادی را با فعالیت در این حوزه بهسربرد. تجربه روزنامهنگاری باعث شد تا جسارت محمدعلی برای نوشتن داستان نیز بیشتر و بیشتر شود. این شد که شروع به نوشتن کرد. باوجوداین، زمانی که برای اولین بار «فارسی شکر است» را در حضور عدهای از افراد فرهنگی آن دوره خواند، فکر نمیکرد که این داستان مورد استقبال قرار بگیرد. با بذلِ توجه محمد قزوینی به داستان جمالزاده، وی مسیر نویسندگی را جدیتر از همیشه درپیش گرفت. حالا در کنار فعالیتهایی که در دیگر زمینهها داشت، داستاننویسی نیز به یکی از مشغلههای اصلی جمالزاده بدل شده بود. از سال 1310، همزمان که کارمند دفتر بینالمللی ایران در ژنو بود، داستانهایش را نیز منتشر کرد.
با انتشار «یکی بود، یکی نبود» حیثیت ادبی جمالزاده ارتقا پیدا کرد و جامعه فارسیزبان وی را بهعنوان نویسندهای حاذق پذیرفت. در ادامه ترجمه و پژوهش را نیز به مشاغل خود افزود و آثار زیادی را در این زمینه از خود به جا گذاشت.
جمالزاده، نویسندهای سختکوش بود. داستان را بهخوبی میشناخت و از زیروبم فنون داستاننویسی سَردرمیآورد. ازاینگذشته، آثار وی زبان بسیار شیوا و درعینحال طنازی داشت. این طنازی زبان باعث شده بود تا گستره مخاطبین جمالزاده بیشتر از دیگر نویسندگان ایرانی باشد.
جمالزاده از زبان مردم کوچهوخیابان و اصلاحات عامیانه آنها بهکرات در نوشتههایش استفاده کرده است. باوجوداین، داستانهای او دربردارنده نقدهای بسیار مهم اجتماعی هستند که تضادها و ضعفهای اجتماعی را در دوران حیات نویسنده نشان میدهند.