ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۰۹۵۳

پیچیدگی‌های مذاکرات ایران و آمریکا از زبان رئیس سابق سیا

پیچیدگی‌های مذاکرات ایران و آمریکا از زبان رئیس سابق سیا

برنز دیپلماتی بود که پس از اضافه شدن تیم آمریکایی به مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵ در اواخر دوران ریاست‌جمهوری بوش پسر، برای اولین بار مقابل سعید جلیلی نشست. همچنین او رئیس هیئت مذاکره‌کننده آمریکایی در مذاکرات محرمانه و مستقیم ایران و آمریکا بود که از اواخر دولت احمدی‌نژاد در عمان کلید خورد، در دولت روحانی ادامه پیدا کرد و در نهایت با پیوند این روند با مذاکرات ۱+۵ به توافق هسته‌ای معروف به برجام رسید. او اکتبر ۲۰۱۴ و در میانه مذاکرات هسته‌ای با ایران بازنشسته شد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو– رئیس سابق سازمان سیا و دیپلمات بازنشسته وزارت خارجه آمریکا که نقشی کلیدی در مذاکرات هسته‌ای با ایران داشت، در کتاب خاطرات خود مسائلی را مطرح می‌کند که امروز نیز برای تحلیل و شناخت وضعیت مشابه میان تهران و واشنگتن کاربرد دارد.

به گزارش فرارو، ویلیام برنز که در دوران جو بایدن ریاست سیا را بر عهده داشت، در سال‌های حضورش در وزارت خارجه آمریکا در پست‌های مختلفی خدمت کرد که سفیر آمریکا در روسیه و اردن و همچنین فعالیت به عنوان معاون، دستیار و در نهایت قائم‌مقام وزیر خارجه پررنگ‌ترین آن‌هاست. برنز دیپلماتی بود که پس از اضافه شدن تیم آمریکایی به مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵ در اواخر دوران ریاست‌جمهوری بوش پسر، برای اولین بار مقابل سعید جلیلی نشست.

همچنین او رئیس هیئت مذاکره‌کننده آمریکایی در مذاکرات محرمانه و مستقیم ایران و آمریکا بود که از اواخر دولت احمدی‌نژاد در عمان کلید خورد، در دولت روحانی ادامه پیدا کرد و در نهایت با پیوند این روند با مذاکرات ۱+۵ به توافق هسته‌ای معروف به برجام رسید. او اکتبر ۲۰۱۴ و در میانه مذاکرات هسته‌ای با ایران بازنشسته شد. کتاب خاطرات برنز با عنوان گفت‌وگوهای پشت پرده، سال ۱۳۹۸ با ترجمه آرمین منتظری از سوی نشر کتابسرا به بازار عرضه شد و پس از پایان چاپ اول، دیگر تجدیدچاپ نشد. برنز در فصل نهم کتابش به موضوع مذاکرات با ایران می‌پردازد.

مذاکره مستقیم ایران و آمریکا: عنصر گم‌شده

او اگرچه روایت و خاطرات خود از این موضوع را تعریف می‌کند، اما تحلیل‌هایی از وضعیت نیز ارائه می‌دهد که امروز نیز می‌تواند کاربردی باشد. برنز درباره شرایط حاکم بر پرونده هسته‌ای ایران و تهران - واشنگتن در سال ۲۰۱۳ می‌گوید: «با توجه به این که برنامه هسته‌ای ایران سرعت گرفته بود و خطر رویارویی میان دو کشور افزایش یافته بود، اهمیت دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شد. عرصه سیاسی در هر دو کشور بسیار حساس بود و فضای کافی برای مانور دیپلماتیک وجود نداشت. دیپلماسی بین‌المللی در قبال ایران به بن‌بست رسیده بود و از یک عنصر اساسی بی‌بهره بود. مذاکره مستقیم میان ایران و آمریکا به عنوان دو دشمن اساسی، همان عنصر گم شده بود.»

این دیپلمات آمریکایی در ادامه روایتش به علت ایجاد این فضا میان ایران و آمریکا با نگاهی به تاریخ می‌پردازد و از مسائل بین دو کشور پس از انقلاب آغاز می‌کند و به دوران جدیدتر می‌رسد و از تلاش‌هایی در دولت کلینتون و دولت اول بوش می‌گوید. به گفته برنز، سال ۲۰۰۳ در زمان دولت اول بوش پسر، سفیر سوئیس در ایران طرحی برای گفتگو میان ایران و آمریکا به واشنگتن برد که به گفته او با همکاری سفیر ایران در فرانسه – صادق خرازی – تهیه شده بود. طرحی که برنز آن را مبهم می‌خواند و می‌گوید ارزیابی‌شان این بوده است که مورد تائید مقامات عالی ایران نیست. برنز می‌گوید به رغم مبهم بودن این طرح، پیشنهاد می‌دهند که مسیر آزمایش و «کانال ارتباطی با ایران که از یک سال پیش بسته مانده بود» باز شود.

ظریف و کری

در این دوران برای اولین بار تماس‌های مستقیم میان وزرای خارجه ایران و آمریکا برقرار بود

این دیپلمات آمریکایی، فضای کاخ سفید در مواجهه با ایران طرح را به این شکل توصیف می‌کند: «در بحبوحه‌ پیامدهای حمله به عراق هیچ کس در کاخ سفید علاقه نداشت با یکی از "محورهای شرارت" گفتگو کند چرا که معتقد بودند گفتگوی مستقیم با ایران به عنوان پاداشی برای رفتار بد این کشور تلقی خواهد شد. محاسبات دیک چینی و همفکرانش در دولت بسیار روشن بود: اگر ایرانی‌ها فکر می‌کنند در فهرست حملات نظامی در دومین جایگاه بعد از صدام قرار دارند، بد نیست کمی نگران باشند.»

برنز اگر چه می‌گوید ایران جزو سرسخت‌ترین کشورها برای مذاکره و «برای دیپلمات‌ها میدان مینی بود که هیچ کس نقشه آن را در اختیار نداشت.» اما به این موضوع هم اشاره می‌کند که در دولت اول و تا سال آخر دولت دوم بوش (۲۰۰۸)، در کاخ سفید هم تمایل برای ورود به مذاکرات مستقیم با ایران وجود نداشت: «در حالی که دولت بوش گرفتار آسیب‌های وارده از جنگ عراق بود، برخی از چهره‌های شاخص آن به این نتیجه رسیدند که اصرار سرسختانه بر نپیوستن به مذاکرات گروه ۵+۱ با ایران کار بیهوده و نادرستی است.»

برنز در نقاط مختلف روایت خود اشاره می‌کند که ایران و آمریکا در وضعیت دشمنی با یکدیگر هستند و ورود آن‌ها به مذاکرات از سر خیرخواهی برای کمک به ایران و حل این پرونده نیست. بلکه در نهایت آن‌ها خواستار مهار ایران و محدود کردن برنامه هسته‌ایش هستند؛ با امید به این که تحریم‌های اقتصادی ایران را مجبور کند تا پای معامله بیاید. اما عدم حضور آمریکا به عنوان طرف اصلی این دعوا پشت میز مذاکره، خالی از معناست.

در نهایت هم گره هسته‌ای ایران زمانی با برجام باز می‌شود که ایران و آمریکا از سال ۲۰۱۳ مذاکرات محرمانه و دوجانبه‌ای را آغاز می‌کنند که مسیری هموار نداشت. برنز در تعریف جلسات گفتگوهای محرمانه با دیپلمات‌های ایرانی در دولت احمدی‌نژاد و روحانی، به عدم اعتماد و سوءظن دو طرف نسبت به یکدیگر اشاره می‌کند.

روانچی و عراقچی

عراقچی و روانچی دو معاون ظریف بودند که در مذاکرات محرمانه با ویلیام برنز کار را پیش می‌بردند

​او اهمیت تماس مستقیم را اینگونه نشان می‌دهد: «پیشرفت‌ ما در گفتگوهای دوجانبه [محرمانه] زمینه مناسبی فراهم کرد تا روز ۲۵ سپتامبر در حاشیه نشست وزرای گروه ۱+۵ در سازمان ملل دیدار دوجانبه‌ای با هم داشته باشند. ظریف و کری در گفتگوی خصوصی سی دقیقه‌ای خود نتایج نویدبخش گفتگوهای محرمانه را بررسی کرده و بر ادامه همین مسیر توافق کردند. این دیدار نیم ساعته، آغاز ی بر ساعت‌ها نشست رودررو و گفت‌وگوهای تلفنی میان کری و ظریف بود؛ به گونه‌ای که رابطه‌ای که میان‌شان برقرار شده بود به علاوه عزم و جدیت‌شان عامل اصلی تحقق همه دستاوردهایی بود که بعدها حاصل شد.»

نگرانی درباره سیاست رژیم چنج

نویسنده حداقل در چهار نقطه از روایت خود به موضوع نگرانی ایرانی‌ها و سوءظن به آمریکایی‌ها در جهت براندازی نظام سیاسی اشاره می‌کند. برنز سال ۲۰۰۹ به عنوان معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا، سه روز بعد از ادای سوگند هیلاری کلینتون به عنوان وزیر جدید، یادداشتی با عنوان راهبرد جدید در قبال ایران، خطاب کلینتون می‌نویسد: «با توجه به این که ایران یک بازیگر مهم منطقه‌ای محسوب می‌شود، هدف اساسی ما باید همزیستی با نفوذ ایران در منطقه باشد. در عین حال، باید زیاده‌خواهی ایران در منطقه را محدود کنیم. هدف ما تغییر رفتار ایران است، نه تغییر رژیم ایران.»

برنز درباره اولین پیام نوروزی اوباما خطاب به ایران می‌گوید: «در ماه مارس [۲۰۰۹] اوباما پیام ویدیویی تبریک نوروز برای ایرانی‌ها ارسال کرد. اوباما در این پیام با اشاره به دولت ایران با استفاده از نام رسمی‌اش – جمهوری اسلامی ایران – نشان داد علاقه‌ای به تغییر نظام ایران ندارد.»

باراک اوباما

باراک اوباما - رئیس‌جمهور پیشین آمریکا

قائم‌مقام سابق وزارت خارجه آمریکا درباره اولین نامه اوباما به مقام معظم رهبری نیز نوشته است: «او در این نامه بر تصمیم آمریکا مبنی بر ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای تاکید کرده و حمایت خود از موضع گروه ۱+۵ در وادار کردن ایران به دنبال کردن برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز را اعلام کرده بود. او همچنین در این نامه تصریح کرد دولتش قصد دنبال کردن برنامه تغییر رژیم را نداشته و آماده است مذاکره با ایران را آغاز کند.»

برنز در روایت جلساتش با عراقچی و روانچی به عنوان دو معاون ظریف، این جملات را از آن‌ها نقل به مضمون می‌کند: «اغلب درباره دشواری‌هایی که از داخل ایران با آن مواجه هستند، بسیار محافظه‌کارانه حرف می‌زدند. البته گاهی اوقات نیز می‌گفتند که رهبری عالی دارند که ممکن است بگوید: من که به شما گفته بودم. حالا ثابت شد که آمریکایی‌ها قابل اعتماد نیستند و اوباما هم به اندازه بوش به دنبال سیاست تغییر رژیم است.»

گزینه‌های روی میز

قائم‌مقام پیشین وزیر خارجه آمریکا در بخشی از خاطراتش به وضوح نشان می‌دهد که اصطلاح همه گزینه‌ها روی میز است که آن زمان مدام از سوی سیاستمداران آمریکایی مطرح می‌شد، پشت صحنه در جریان بوده است. او در موضوع نگرانی و فشارهای اسرائیل به دولت اوباما برای حل این پرونده، می‌گوید: «اوباما و [هیلاری] کلینتون سعی می‌کردند با دقت تمام، فشارهای نتانیاهو را مدیریت کرده و نشان دهند دولت آمریکا با توسل به هر ابزاری از دستیابی ایران به بمب هسته‌ای جلوگیری خواهد کرد. تام دانیلون، مشاور امنیت ملی اوباما در جلسات متعددی با اسرائیلی‌ها درباره مسائل اطلاعاتی – امنیتی، نظام تحریم‌ها و استراتژی دیپلماتیک در قبال ایران، مشورت می‌کرد. در ادامه سیستم‌های پیشرفته نظامی به اسرائیل فروختیم و پس از آن نیز به تلاش‌هایمان برای ساخت بمب‌های پانزده‌تنی که قابلیت نفوذ به تاسیسات فردو را داشت سرعت بخشیدیم. علاوه بر همه این اقدامات، اسرائیل و آمریکا با مشارکت یکدیگر ویروس اکستاتکس‌نت را وارد سیستم‌های کامپیوتری ایران کردند تا حداقل به طور موقت برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند.»

برنز در این بخش به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران در فاصله سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ اشاره نمی‌کند.

هسته‌ای یکی از پرونده‌هاست

مذاکره‌کننده آمریکایی در چند بخش از فصل مربوط به ایران در کتاب خود به به این موضوع اشاره می‌کند که پرونده هسته‌ای ایران و نگرانی از دستیابی تهران به بمب اتم، یکی از پرونده‌های فی‌مابین تهران و واشنگتن است: «برنامه هسته‌ای ایران در مشکلات ما با تهران قرار می‌گرفت. به همین دلیل بود که ما جامعه بین‌المللی را علیه ایران متحد کرده و فشار زیادی بر ایران وارد کرده بودیم. به نظر می‌رسید ایرانی‌ها هم دوست دارند در خصوص همین مسئله [هسته‌ای] علاوه بر این، متحدان عرب ما در حاشیه خلیج فارس تاکید کرده بودند در گفتگوها با ایران صرفاً بر مسئله هسته‌ای متمرکز شویم و بدون حضور آن‌ها هیچ توافقی با ایران در مسائل دیگر صورت ندهیم.»

او در بخش دیگری می‌گوید: «ما می‌دانستیم که باید هر پیشرفتی در موضوع هسته‌ای را با استراتژی فراگیرتری که هدفش از میان بردن رفتارهای تهدیدآمیز ایران است، تعمیم داده و از اهرم تحریم‌های غیرهسته‌ای تا زمان محقق شدن این هدف استفاده کنیم.»

جان کری

جان کری در دولت دوم اوباما وزیر خارجه بود و نقشی کلیدی در مذاکرات هسته‌ای داشت

برنز در بخشی از همان یادداشت خطاب به کلینتون، در توضیح مفهوم تلاش آمریکا برای تغییر رفتار ایران می‌گوید: «باید مانع از دستیابی ایران به توانایی ساخت بمب هسته‌ای شده و رفتار ایران را در مسیری قرار دهیم که منافع اساسی ما در عراق و افغانستان را تهدید نکرده و از این دو کشور برای تزریق خشونت در منطقه استفاده نکند. در ادامه باید ظرفیت ایران برای تهدید ما و دوستانمان را کاهش داده و مانع از حمایت این کشور از گروه‌های تروریستی شویم. همچنین باید مدام نسبت به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کنیم.»

قائم‌مقام سابق وزارت خارجه آمریکا در بخش پایانی این فصل در این باره و وجود نگرانی کشورهای منطقه از فعالیت‌های ایران به خصوص بعد از بهار عربی نوشت: «ما می‌توانستیم بیشتر تلاش کرده و به آن‌ها نشان دهیم که توافق هسته‌ای آغاز است نه پایان و سیاست سخت‌گیرانه آمریکا در قبال ایران ادامه خواهد یافت.» او در بخش‌های دیگر هم چند بار به موضوع نگرانی کشورهای منطقه از قدرت گرفتن ایران، برنامه هسته‌ای و توان موشکی اشاره می‌کند.

غنی‌سازی صفر ممکن نیست

در کتاب گفتگوهای پشت پرده، می‌توان رد این نگاه را دید که وقتی ایرانی‌ها قبول کردند محدودیت‌هایی را بر برنامه هسته‌ای خود بپذیرند و آمریکایی‌ها فهمیدند که برای آن‌ها کار از کار گذشته و نمی‌توانند توانایی هسته‌ای ایران را از بین ببرند. از رهگذر این فهم مشترک، فرمول اعتمادسازی و نظارت در مقابل تعلیق / رفع تحریم‌های ایران به دست می‌آید که دیپلمات‌های ایرانی هنوز از آن به عنوان فرمول برجام یاد می‌کنند.

برنز می‌نویسد: «ما باید به دقت به ایرانی‌ها تفهیم می‌کردیم که اگر آن‌ها آماده باشند دست به انتخاب‌های دشوار بزنند و محدودیت‌های درازمدت بر برنامه هسته‌ای را پذیرفته و توافقاتی در خصوص اعمال رژیم‌های بازرسی و نظارتی گسترده بر برنامه هسته‌ای‌شان صورت دهند، ما نیز آماده خواهیم بود در چارچوب توافقی جامع امکان ادامه نوع محدودی از برنامه غنی‌سازی بومی در ایران بررسی کنیم.»

ترامپ

ترامپ اردیبهشت ۱۳۹۷ آمریکا را از برجام خارج کرد

او در بخش دیگری از این قسمت که به تعریف چارچوب‌های مد نظر اوباما برای گفتگوهای محرمانه با ایران در سال ۲۰۱۳ اشاره دارد، می‌گوید: «اوباما کاملاً متقاعد شده بود بدون پذیرفتن شکل محدودی از برنامه غنی‌سازی بومی، به هیچ توافقی با ایران دست نخواهیم یافت. آن‌ها از دانش غنی‌سازی برخوردار بودند و این دانش با بمباران و تحریم و آرزو در سر پختن، از بین نمی‌رفت. شاید ۱۰ سال پیش (۲۰۰۳) که آن‌ها تنها چند سانتریفیوژ در حال چرخش داشتند می‌توانستیم به توافقی با ایران دست پیدا کنیم که در آن برنامه غنی‌سازی در حد صفر باشد. اما دست یافتن به چنین توافقی در سال ۲۰۱۳ غیرممکن بود.»

او در بخشی دیگر هم نوشته است: «تحریم‌ها بر ایران اثر گذاشت چون از حمایت گسترده بین‌المللی برخوردار  بود. وقتی روحانی و ظریف به قدرت رسیدند و چهره‌ای عمل‌گرا و ملایم از ایران تصویر کردند، دیگر زمان آن فرا رسیده بود به دیپلماسی فرصتی دوباره بدهیم. سوال این بود که آیا ایران حاضر است محدودیت‌های هسته‌ای سخت و درازمدت را در ازای رفع تحریم‌ها و برخورداری از حقوق غنی‌سازی محدود بپذیرد. اگر قرار نبود محدودیت‌های سخت و نظارت‌های همه‌جانبه‌ای بر تاسیسات هسته‌ای ایران اعمال شود، مطمئناً توافقی در کار نمی‌بود. از سوی دیگر، اگر قرار بود ما اصرار داشته باشیم که ایران به هیچ عنوان غنی‌سازی نداشته باشد، باز هم توافقی در کار نبود.»

مشکلی به نام ترامپ

بخش پایانی در فصل ۹ کتاب ویلیام جوزف برنز، به خروج ترامپ از برجام هم می‌پردازد و در واقع نگاه او به موضوع دیپلماسی را نشان می‌دهد. برنز نوشته است: «دونالد ترامپ با حملات شدید به برجام وارد کاخ سفید شد و توافق هسته‌ای را بدترین توافق تاریخ آمریکا معرفی کرد. او هیچ توجهی به معیارهای عملی برجام در محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران نداشت. ترامپ توجهی به ارزش‌های دیپلماسی کلاسیک در ائتلاف‌سازی و دست یافتن به راه حل از طریق مذاکره و بده و بستان نداشت. راه کار او در قبال برجام کاملاً یک طرفه بوده و معطوف به توافقی بهتر با ایران نیست. تنها برنامه او فشار حداکثری است ایران را به تسلیم شدن وادار کند. به رغم این که همه طرف‌های دیگر در برجام باقی ماندند و به رغم این که هیچ مدرکی مبنی بر تخلف ایران از تعهداتش مشاهده نشد، ترامپ در ماه می ۲۰۱۸ آمریکا را از برجام خارج کرد.»

نویسنده در خلال این بحث، به پیچیدگی‌های سیاسی آمریکا و ایران و موانع بزرگ سیاسی و قانونی توافق دو کشور نیز اشاره می‌کند.

برجام

او فصل مربوط به ایران را با این جملات به پایان می‌رساند: «تصمیم آمریکا در خروج از برجام بار دیگر خاطره یک جانبه‌گرایی قلدرانه آمریکا در جنگ سال ۲۰۰۳ عراق را در اذهان زنده کرده و بار دیگر نشان داد آمریکا هیچ اعتقادی به دیپلماسی ندارد. این تصمیم از همان نوع تصمیمات بی‌ملاحظه و قمارهای خطرناکی است که در گذشته نفوذ آمریکا در جهان را در خطر قرار داد.»

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات