فرارو | پیدا و پنهان زندگی فرزند محسن رضایی
کد خبر: ۹۶۵۰۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۶ - ۰۳ آذر ۱۳۹۰


فرارو- "احمد معمولا پنجشنبه شبها پيش آيت الله بهاءالديني ميرفت و جمعه ها در منزل ايشان از ميهمانان آيت الله پذيرايي ميكرد يك روز احمد به اتفاق پدر؛ مادر و اعضاي خانواده به ديدار آيت الله بهاءالديني ميروند آيت الله رو به جمع ميكنند و ميفرمايند احمد آقا با عشق به اينجا مي​آيند و من براي او دعا ميكنم انشاءالله عاقبت بخير شوند".

پایگاه اطلاع رسانی محسن رضایی امروز در مطلبی با عنوان «پيدا و پنهان زندگي احمد رضايي» گزارشی از زندگی فرزند محسن رضایی منتسر کرده است.

در این مطلب آمده است:

در سال 1355 در حالي كه پدر و مادرش به دليل مبارزات انقلابي پدر عليه رژيم پهلوي، شديداً تحت تعقيب سازمان امنيت شاه بوده و در مخفيگاه زندگي ميكردند ديده به جهان گشود.

مردم ايران زمين خصوصاً مردمان خونگرم زاگرس نشين، به رسم ديرين خود آنگاه كه فرزندي برايشان متولد ميشود به ويژه اگر فرزند اول باشد، مجلس جشن و سروري بر پا ميكنند و اقوام و فاميل و همسايگان به قدم مباركي نورسيده ميآيند. 

تولد احمد رضايي اما حكايتي ديگر دارد. پدر و مادرش در سال 1355 مخفيانه از تهران به دزفول ميروند. در دزفول تحت تعقيب قرار ميگيرند و از آنجا به قم ميروند. در قم نيز تنها پس از گذشت چند ماه شناسايي ميشوند و ناگزير به كاشان و سپس به اصفهان ميروند كه پس از مدتي مجدداً ناچار به بازگشت به دزفول ميشوند. محسن رضايي از مادر احمد در چنان شرايطي كه در انتظار تولد فرزند است ميخواهد كه با او همراهي نكند اما او نمي​پذيرد و چون خود را در مبارزات انقلابي همسرش سهيم ميداند با او همراه ميشود.
 
روزهاي نزديك به تولد احمد فرا ميرسد و مادر او از اضطرار مخفيانه به خانه پدري محسن رضايي رفته و در آنجا به دور از شور و هيجانات مرسوم وضع حمل ميكند و به گوش احمد اذان و اقامه ميخواند. با اين حال نيز ساواك متوجه حضور همسر محسن رضايي در خانه پدري وي ميشود اما قبل از رسيدن مامورين ساواك، مادر با طفل شيرخواره​اش آنجا را ترك و به مخفيگاه نزد شوهرش برميگردد. 

دوران طفوليت احمد رضايي در همان شرايط سخت مبارزاتي پدرش سپري ميشود تا در نتيجه مبارزات جوانمردانه جوانان مومن و پايداري مردم مسلمان ايران انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري امام راحل به پيروزي ميرسد. پس از پيروزي انقلاب با توجه به نقش موثر پدرش در مبارزه با گروههاي ضدانقلاب، دفاع مقدس و سپس فرماندهي سپاه پاسداران، دوران كودكي و نوجواني احمد نيز مانند دوران طفوليتش متفاوت از همسن وسالانش رقم ميخورد، به طوري كه معمولا هرچندماه يكبار چشمان كودكانهاش چهره خسته پدر را به نظاره مينشيند. 

در چنان شرايطي سنگيني بار اداره خانه بر دوش مادر است. احمد، برادر و سه خواهرش در جريان حضور كمرنگ پدر در كانون خانواده و تنها در سايه محبت مادرشان به مدرسه ميروند. سختيهاي زندگي هيچگاه بر زبان مادر احمد جاري نميشود تا پدر احمد تمام توانش را روي جنگ و بيرون راندن متجاوزان از مرزهاي كشورمان متمركز نمايد. احمد بارها گفته بود يكي از آرزوها​يش اين بوده است كه در دوران كودكي روزي دست در دست پدر به خيابان، پارك يا تفريح ميرفت. آرزويي كه البته هيچگاه برآورده نشد.

احمد بزرگ ميشود، با معدل بالايي دوران متوسطه را سپري ميكند، در دانشگاه تربيت معلم پذيرفته ميشود. ولي پس از دو ترم به حوزه علميه آيت الله مجتهدي رفته و مدتي هم در آنجا به تحصيل علوم حوزوي مشغول ميشود. سپس به فكر ادامه تحصيل در خارج از كشور ميافتد. تصميم ميگيرد كه به اين منظور به استراليا و نزد داييهاي مادرش عزيمت نمايد. در اين هنگام گروهي بر سر راهش قرار ميگيرند و او را به ادامه تحصيل در امريكا تحريك ميكنند.

خانوادهاي كه يكي از بستگانشان در سازمان فضايي امريكا (ناسا) مشغول به كار است به ايشان پيشنهاد رفتن به امريكا و ادامه تحصيل در آنجا را ميدهند. احمد چنين امكاني را در امريكا ممكن ندانسته و پيشنهاد آنها را رد ميكند. تا اينكه آنها پروفسوري از بستگان فردي كه در ناسا شاغل بوده را به ايران دعوت ميكنند و از طريق او به احمد قول ادامه تحصيل و شغل مناسب در امريكا ميدهند و در نتيجه او را متقاعد به رفتن به امريكا مينمايند.
 
از آنجا كه احمد ميداند چنين اقدامي با مخالفت پدرش مواجه خواهد شد، موضوع را كتمان كرده و بدون اينكه چيزي به پدر يا ساير اعضاي خانواده بگويد به امريكا ميرود. چند ماه پس از سفر متوجه ميشود كه از تحصيل و شغل خبري نيست. لذا از آن خانواده فاصله ميگيرد.
 
دو هفته بعد از طرف پليس فدرال امريكا (F.B.I)احضار و تحت بازجويي قرار ميگيرد. پليس پس از انگشت​نگاري احمد به او ميگويد كه اطلاعات آنها حاكي از آن است كه شما از سوي پدرت محسن رضايي فرمانده سپاه پاسداران براي اقدامات خرابكارانه به امريكا آمده اي. 

درحين بازجويي نيز اطلاعات دقيقي درباره محل زندگي پدر و حتي مدرسه خواهرانش به او نشان ميدهند و او را تحت فشار قرار ميدهند سپس از او ميخواهند كه هر گاه از خانه خارج شد و به هر كجا كه ميرود بايد به پليس اطلاع دهد. شرايط سختي براي احمد رقم ميخورد در بلاتكليفي و ابهام قرار ميگيرد. تا اينكه كساني با او تماس گرفته و تنها راه نجاتش از بلاتكليفي را مصاحبه عليه نظام جمهوري اسلامي با رسانه​هاي خارجي ميدانند.
 
احمد نيز در آن شرايط طي يك ماه سه بار با رسانه​هاي خارجي مصاحبه مينمايد و پس از آن نيز براي هميشه سكوت كرده و هيچگونه موضعي نميگيرد.

حتي در جريان حوادث پس از انتخابات خرداد 88 نيز با وجود مراجعات مكرر گروههاي ضدانقلاب به احمد و تمايل آنها به موضعگيري ايشان عليه نظام جمهوري اسلامي، وي كوچكترين موضعي اتخاذ نكرده و دست رد به سينه آنها ميزند.
 
لازم به ذكر است كه در طول 14 سال اقامت احمد در خارج از كشور و رفت و آمدش به ايران و ساير كشورها با هيچ گروه ضدانقلابي ارتباط برقرار نكرده بلكه همواره گروههاي ضدانقلاب خصوصا منافقين مورد نفرت احمد بوده و آنها را قاتلين ملت ايران ميدانست.

احمد براي امرار معاش و گذراندن زندگي مدتي در رستورانهاي امريكا به عنوان كارگر و بعد از يك سال به دليل دستمزد پايين كار در رستوران در يك شركت مخابراتي مشغول به كار ميشود. بعد از مدتي متوجه ميشود كه منافقين به اسم كمكهاي انساني و بشردوستانه، ميليونها دلار جمع آوري و براي پادگان اشرف و نيروهاي نظامي خود هزينه ميكنند لذا براي جلوگيري از اين فريبكاري موضوع را با پليس امريكا در ميان ميگذارد و بارها پيگير موضوع ميشود.

احمد نسبت به مردم بسيار مهربان بود. معتقد بود كه نه تنها به انسانها كه حتي به هيچ موجود زندهاي نبايد آزار رساند. شديدا به نذورات معتقد بود. براساس اعداد مقدس نذر ميكرد و نذورات خود را با كمك اطرافيان در مناطق جنوبي شهر بين نيازمندان و در مناسبتهاي مختلف توزيع ميكرد. انس احمد با قرآن مثال زدني بود.

حتي در هنگام خواب قرآن را بالاي سرش ميگذاشت. بخش اعظمي از آيات قرآن را حفظ بود. در هر موضوعي كه بحث ميكرد به آيهاي از قرآن كريم استناد ميكرد. در طول عمر كوتاه خود سه بار به خانه خدا مشرف شد. در جريان يكي از سفرهايش به مكه آقاي نجفي از مداحان قديم تهران با احمد همسفر بود و نقل ميكند در خانه خدا و مدينه آن قدر نماز امام زمان(عج) را به صورت مستمر ميخواند كه ما شگفت زده شديم. وقتي احمد تازه ديپلم گرفته بود بارها نزد مرحوم آيت الله آقاي بهاءالديني عارف بزرگ در شهر قم ميرفت. 

روزي يك كيلو كيوي كه تازه در بازار ميوه و سبد خوراكي مردم قرار گرفته بود خريده بود پدرش از او ميپرسد براي چه كسي خريدهاي؟ ميگويد براي آقاي بهاءالديني چون دكتر گفته كيوي برايش خوب است. 

نقل ميكنند روزي خانواده رضايي گوسفندي نذر كرده و توزيع ميكردند فردي از دوستان از آنها ميخواهد كه يك ران از گوسفند را براي خودشان بردارند مادر احمد تعجب ميكند چند شب بعد احمد نزد آيت الله بهاءالديني بوده بدون اينكه سوالي مطرح كند آقاي بهاءالديني خطاب به احمد ميگويد به مادرت بگو هر وقت نذر ميكنيد ميتوانيد به اندازه يك سهم براي خودتان برداريد. احمد معمولا پنجشنبه شبها پيش آيت الله بهاءالديني ميرفت و جمعه ها در منزل ايشان از ميهمانان آيت الله پذيرايي ميكرد يك روز احمد به اتفاق پدر؛ مادر و اعضاي خانواده به ديدار آيت الله بهاءالديني ميروند آيت الله رو به جمع ميكنند و ميفرمايند احمد آقا با عشق به اينجا مي​آيند و من براي او دعا ميكنم انشاءالله عاقبت بخير شوند.

لازم به ذكر است تا آن ديدار اعضاي خانواده از ملاقاتهاي منظم احمد با ايشان بياطلاع بودند. طي دو سال اخيري كه در ايران زندگي ميكرد هر شب چهارشنبه به مسجد جمكران در قم ميرفت و در آنجا به عبادت مشغول ميشد.
 
امامزادهاي به نام «روزبهان» در ميان ارتفاعات سر به فلك كشيده زاگرس در اطراف شهرستان لالي در استان خوزستان واقع شده است. براي رسيدن به امامزاده بايد بيش از سه ساعت پياده روي كرد. احمد اين اواخر به زيارت امامزاده روزبهان ميرفت، شب را درآنجا بيتوته و عبادت ميكرد.
 
احمد هميشه به ايراني بودن خود افتخار مي کرد، گرچه در اين اواخر به منظور رعايت مسائل امنيتي گاهي از گذرنامه غير ايراني و اسم مستعار استفاده مي کرد اما هرگز مليت و تابعيت ايراني خود را تغيير نداد و براي هميشه به عنوان يک ايراني باقي ماند. لازم به ذکر است از احمد دو دختر به نام هاي ديانا و ريحانه هفت و سه ساله به يادگار مانده است.

برچسب ها: محسن رضایی زندگی
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۷:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۹
لطفا و هزاران بار خواهش که به شعور مردم اهانت نکنید.
نویسنده بی نام و نشان اول علم و دانش خود را بالا ببر و بعد اقدام به نوشتن کن.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۸:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۸
چه بچه ي مثبتي. از اولياء الله بوده ايشون!!!

خجالت بكشيد. چه فكر مي كنيد؟ مردم ابله نيستند.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۵:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۸
جدا همه سردمداران مملکت در مورد ملت اینجوری فکر میکنند؛ ؟؟ و به خاطر این انقدر پشت تریبونهای رسمی دروغ تحویل ملت میدن ؟این داستانها و قصه ها چی برای مردم تعریف میکنید ؟ خدا بیامرزه آقای احمد رضائی رو ؟؟ایشون یک انسان بوده مثل همه انسانها مجموعه ای از خوبیها و بدیها خاکستری رنگ .....هرچند پدر ایشان و دوستانش معتقدند که خودشون بهترین مخلوقات خدا هستند و نمیشه که بهترین مخلوقات خدا پسری خاکستری داشته باشه .
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۱:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۸
رحم الله من قرا الفاتحه مع الصلوات...تا جایی که میددونم نباید پشت سر مرده بد گفت ثانین اون به خاطر این مرد که پسر رضایی بو دثالثن محسن رضاییم حالش خیلی بده چو پسرش به خاطر اون به این روز افتاد
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۸
از 300000000000000000 تومان چه خبر؟
14 سال امريكا بعد ........
مجله خواندنی ها
انتشار یافته: ۳۲
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
14 سال رفت وآمد به خارج با کدام پول
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
در مطلب این همه از ارادت ایشان به اهل بیت سخن رفت، اسم دخترشان دیانا؟؟؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
خدایش رحمت کند ولی این مقاله سئوالهای بی پاسخی را در ذهن متبادر میکند اینکه اگر ایشان پاسپورت آمریکایی داشته شهروند آمریکایی به حساب آمده و این مستلزم سوگند وفاداری به آمریکا است و اینکه سفارت آمریکا قبل از اخذ ویزا بخصوص به شهروندان کشورهای خاورمیانه از آنان تحقیقات کامل بعمل آورده و از بسیاری از مراجع ذیصلاح خود در مورد آن فرد استعلام بعمل می آورد لذا باور اینکه قبل از اخذ ویزا ایشان از طرف دولت آمریکا ناشناخته بوده کمی ثقیل است
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
خب ظاهرا دعای آیت الله بهائالدینی مستجاب و ایشان عاقبت بخیر شدند
ناشناس
-
۱۲:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
همه اين مطالب يه طرف !! اون پاراگراف آخرهم يه طرف!!!
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
واقعاً علت مرگش چي بود ؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
يك جايي مي خواهند بگويند كه مثلا اوفريب خورده و و به آمريكا ميرود ودر آن جا تحت بازجويي قرار گرفته و شرايط سختي را مي گذراند و در جاي ديگر مي گويند در طي 14 سال اقامت در خارج از كشور به ايران رفت و آمد داشته!!! حالا اگر اين سفر با فريب بيگانگان بوده واز طرفي زندگي در آن شرايط در بلاد كفر سخت بوده ! سوال اينجاست كه چرا بعد از آن ماجراها به وطنش و به
آغوش ملت باز نگشت؟ هر چقدر هم كه دوستان ايشان آسمان و ريسمان به هم ببافند واورا فردي مومن حافظ قرآن وعاشق ايران امثال اين ها بنامند به هيچ عنوان نمي تواند رفتار ها و خيانتهاي ايشان را به كشور عزيزمان توجيه كنند.
ناشناس
FRANCE
۱۴:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
اینکه می فرمایید "احمد براي امرار معاش و گذراندن زندگي مدتي در رستورانهاي امريكا به عنوان كارگر و... مشغول به كار ميشود" ولی اقامتش در هتل شبی پنج هزار دلار در دبی چی؟ اینکه می فرمایید احمد خیلی مذهبی بود، از اسم دخترانش(دیانا و ریحانه)معلوم است! مثل همان علاقه به وطن و تابعیت آمریکاییش! لطفاً اینقدر به شعور مردم اهانت نکنید! مردم از زندگی مقامات و آقازاده هایشان مطلعند و روزی صبرشان لبریز می شود!
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۴:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
خوبه.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۵:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
اشاره ای به ازدواج ایشان نشد.
ناشناس
CZECH REPUBLIC
۱۵:۳۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
ما که همه را باور کردیم بقیه هم خوددانند!
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۷:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
باسلام
خداوند او را عفو و رحمت کند
اما ای شرح نکته جالبی نداشت
همه نذرمیکنند . همه میبخشند و همه عبادت میکنند.
اما همه علیه نظام مقدس و زحمات طاقت فرسای پدر خویش مصاحبه نمیکنند
پس آنانی که خون و جان خودشون رو دادن چی؟ و هیچ ادعاعی هم نداشتند
ناشناس
-
۱۸:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۳
عجب!
ناشناس
-
۰۲:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
خدا رحمتش کنه. اما خداییش ما خر نیستیما!!!
حالا چون پسر آقای رضاییه حتماٌ باید اینجوری ازش تعریف بشه؟ البته بنده صحبت های ایشون رو شنیدم و مطمئن هستم که اون حرفها را با صداقت کامل و از ته دل زده و اطمینان داشته که در ایران چه خبره. خدا رحمتش کنه
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۴:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
کسیکه تحت نظرپلیس امریکابوده چگونه دههاباربه ایران سفرکرده است وتایکماه پیش هم ایران بوده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
آقای رضایی هنوز هم مردم را در همین حد فرض می کنید.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۸:۰۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
چون پسر رضایی باید همه چی خوب تموم شه
ولی خدا خودش بهتر میدونه
اگه واقعا خوب بود خدا رحمتش کنه
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۸:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
اگرباباش ادم عادي بود چه ميشد؟
ناشناس
-
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۵
چرا هیچ جا اثری از نویسنده این داستان نیست !؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۶:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۵
خداوندرحمتش کندبادستمزد اندک کارگری دررستوران وقناعت توانست درمدت کوتاه عمرش سه باربه خانه خدامشرف شود
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۹:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۵
خدا رحمتش کنه دیگه دستش از دنیا کوتاه شده
ولی من ازاین تعجب می کنم که این آقای رضایی فکر کرده گوشای ملت مخملین
ایشان نتونسته پسرشو جمع وجور کنه چطوری می خواست زمام امور این ملت رو بعنوان رییس جمهور بدست بگیره
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۰:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۵
چه خزعبلاتی نوشتید فرارو؟!! .اگه یه آدم عادی بود با این همه کارها آیا اینچنین تجلیلش هم میکردید؟!! تمام افتخارش این بوده که با آیت اله ... زمانی حشر ونشر داشته و14 سال در حال خوشگذرانی بوده درحالیکه جوانان این مرزو بوم در فقر وبدبختی دسته 1نجه نرم میککند ایشان همواره در هتل 5ستاره دبی اقامت میکرده!
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۳:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۶
احتمالا اسم دخترهاش "دیانا" و "ریحانا" بوده که ریحانا رو ریحانه گفتن.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۳:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۶
من نمی دونم بر چه اساسی نظرها رو چاپ می کنین ولی بیشترش رو می دونم که سانسور میکنین.
این رو هم قطعا سانسور می کنین ولی در هر صورت نظرم اینه که با تمام ایرادهاش پسر نسبت به پدر خیلی با شرفتر بوده
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۷:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۶
بركسي از انقلابيون پوشيده نيست كه آقاي محسن رضايي براي اين كشور چه قدر خدمت كرد ولي نويسنده اين مطلب پيدا و پنها زندگي فرزند محسن رضايي چرا آخرتش را به دنيا پسر آقاي رضايي فروخته است.
ناشناس
-
۰۸:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۷
نویسنده داستان راست میگه.صدای مرحوم از صدای امریکا پخش شد و ما ارادتش را به نظام دیدیم.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۷
چرا اینقدر تنگ نظر هستند بعضی ها خدا رحمتش کند جوان این مرزوبوم بود مسلمان ومسلمان زاده بود حال بعضی از مسائل را برایش حل نشده بود چه اشکالی دارد اینها کفتر های جلدی هستند که می روند چند گاهی پری میزندد می بیندد خبری نیست برمی گردند سعه صدر داشته باشید برای کسی که دستش از این دنیا کوتا است فقط باید طلب غفران و رحمت ئواسعه را بخواهید نه مثل بعضی از خوانندگان چرا هتل رفته پولش را از کجا اورده بتو چه وبه من چه انشالله خداوند همه ما را هدایت کند که هر مسلمان باید روزانه حد اقل 10 نوبت بخواهد اهدنا الصراط المستقیم
عناوین برگزیده
پرطرفدارترین عناوین
پاورقی