ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۰۲۶۸

صادق ملکی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

نباید اجازه دهیم برگ های برنده از دستان ما خارج شود

نباید اجازه دهیم برگ های برنده از دستان ما خارج شود

موضوع تنگه هرمز از یک سو و حملاتی که ما به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه انجام می دهیم از سویی دیگر، می تواند جبهه های جنگ را گسترده تر کند. این گسترش جنگ و فرسایشی شدن آن می تواند معادلات را تغییر دهد، بنابراین نباید اجازه دهیم برگ های برنده از دستان ما خارج شود.

فرارو- مسیر جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل در شرایطی ادامه دارد که بخشی از ژنرال های ارتش ایالات متحده اخراج شده اند و دونالد ترامپ تهدیدهای خود در خصوص زیرساخت های برق و آب ایران را تکرار می کند. موازی با این موضوعات، ایران نیز به پاسخ های خود علیه حملات اسرائیل و آمریکا ادامه می دهد.

به گزارش فرارو، صادق ملکی، کارشناس، استراتژیست و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی در گفتگو با فرارو به تحلیل وضعیت موجود پرداخته است:

نباید اجازه دهیم برگ های برنده از دستان ما خارج شود

صادق ملکی  صادق ملکی به فرارو گفت: «این که فراز و نشیب جنگ یا پایان آن چگونه طی شود چندان قابل پیش بینی نیست چرا که تصمیم شروع جنگ با شماست اما پایان آن الزاماً با شما نخواهد بود. آمریکایی ها اهدافی را در روزهای ابتدایی جنگ در نظر داشتند که هیچ‌کدام تحقق نیافته است. عدم تحقق اهداف آنی ترامپ و ظاهر شدن قدرتمند ایران در میدان سبب تغییر محاسبات و معادلات مد نظر آمریکا شده است. با این وجود ما به عنوان ایران نباید دچار محاسبات اشتباه شده و به پیشنهادهای آتش بسی که می تواند ملاحظات ایران را لحاظ کند، دست رد بزنیم.»

وی افزود: «مسئله جنگ در حال حاضر بسیار پیچیده و در ادامه می تواند پیچیده تر گردد. موضوع تنگه هرمز از یک سو و حملاتی که ما به آمریکا در کشورهای منطقه انجام می دهیم از سویی دیگر، می تواند جبهه ها و جغرافیای جنگ را گسترده تر کند. این گسترش جنگ و فرسایشی شدن آن می تواند معادلات را تغییر دهد، بنابراین نباید اجازه دهیم برگ های برنده از دستان ما خارج شود. اگر امروز شرایط ایران از سوی آمریکایی ها پذیرفته شود، پیروز این جنگ ایران است، چرا که ایران با یک ائتلاف منطقه ای و جهانی جنگیده است. علیرغم این که آمریکا مدعی بود، اهدافی را در ایران تعیین کرده، تا کنون به هیچ یک از این اهداف نرسیده است. اما باید توجه کنیم فرسایشی شدن جنگ، می تواند موجب گسترش آن و آسیب های جدی به زیرساخت هایی شود که برای ما ضمن اینکه حائز اهمیت حیاتی است، بازسازی آن در قیاس با جبهه مقابل به بخاطر تحریم ها و شرایط اقتصادی سال های زیادی طول بکشد.»

این استراتژیست سیاسی درخصوص ترورهای اخیر اسرائیل و تلاش این رژیم برای حذف مسیر دیپلماسی از طریق ترور اشخاصی از جمله علی لاریجانی و کمال خرازی گفت: «جنگ 12 روزه چگونه تمام شد؟ در آن زمان، نمایش قدرت ایران در روزهای آخر سبب شد با وساطت ترامپ جنگ به آتش بس ختم شود. بنابراین برخلاف بسیاری از تحلیل ها، من معتقد نیستم که آمریکا در خدمت اسرائیل است. وقتی اهداف و منافع اسرائیل و آمریکا همپوشانی داشته باشد، حتما اقداماتی مشترک انجام می دهند اما آمریکایی ها این تسلط را روی اسرائیلی ها دارند که هر زمان صلاح ببینند، پایان جنگ و آتش بس را اعلام کنند. اما در مورد مسیر دیپلماسی باید به این نکته دقت کنیم که گرچه فقدان چهره هایی مثل علی لاریجانی تاثربرانگیز است اما دیپلماسی در کشورها، قائل به شخص نیست. این نکته مهمی است که اسرائیل چگونه می تواند این ترورها را انجام دهد. ما باید در اسرع وقت روی افزایش ضریب امنیتی کشور متمرکز شویم و جان چهره های سرشناس و تاثیرگذار کشور را با دقت بالاتری حراست کنیم. فقدان این نوع اشخاص فارغ از آسیب دیپلماتیک، بار روانی زیادی نیز دارد.»

وی افزود: «دیپلماسی اگر اراده نظام حکمرانی باشد ترور ها نمی تواند مانع اجرای آن شود. در تصمیم گیری ها و راهبردهای سیاسی و نظامی یک کشور جایگاه و وجهه افراد مهم هستند اما مهمتر از آن تصمیم ساختاری و سیستمی نظام حکمرانی می باشد. اگر بنا بر پیمودن مسیر دیپلماسی و مذاکره باشد، ترور افراد نمی تواند تاثیری بر اراده ایران بگذارد.»

تمام اظهارات متناقض ترامپ بخشی از یک تاکتیک است

این تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی در مورد حملات به زیرساخت های کشور و تاثیر آن بر روند کلی جنگ گفت: «اگرچه تهدیدهای ترامپ بیشتر شده و حملاتی نیز به تاسیسات زیر بنایی کشور انجام شده اما حمله گسترده در سطح وسیع به نیروگاه‌های برق یا سدهای کشور را دور از ذهن می بینم. در صورت انجام چنین اقدامی، ترامپ مستقیما مرتکب جنایت جنگی خواهد شد. انجام چنین اقداماتی در راستای پیشبرد جنگ محسوب نمی شود بلکه حمله مستقیم به بشریت است. من ترامپ را آدم دیوانه ای نمی‌بینم، معتقدم تمامی حرکات و اظهارات او، حتی اظهارات متناقض او، بخشی از یک تاکتیک است. او در راستای پیشبرد اهداف استراتژیک خود، اینگونه رفتار می کند. او دائم با افکار مردم منطقه، جامعه جهانی، مردم ایران و آمریکا در حال بازی است. در واقع ترامپ به دنبال ایجاد نوعی خستگی روحی و روانی است. بی حسی ناشی از تکرار این تاکتیک در بلندمدت به ترامپ کمک می کند راحت تر به اهداف مورد ادعای خود دست پیدا کند.»

وی افزود: «فارغ از این ها، این که ترامپ بخواهد مستقیما زیرساخت های برق و آب کشور را در حجم بزرگ مورد حمله قرار دهد، به حدی خطرناک است که می تواند برای شخص او و حزب جمهوری‌خواه و کل آمریکا تبعاتی سنگین داشته باشد‌ تخریب سدهای بزرگ کشور، عامل فاجعه ای است که تصور آن نیز سخت است. حدس من این است که آمریکایی ها به دنبال دستاورد سازی برای خود هستند. تا این لحظه آمریکای ترامپ نه تنها نتوانسته سقف خواسته های خود را در جنگ محقق کند، بلکه کف خواسته های خود را نیز به دست نیاورده است. بنابراین خروج آمریکا از جنگ بدون هیچ دستاوردی، می تواند با توجه به حساسیت های افکار عمومی، انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا و آسیب هایی به وجهه ایالات متحده در سطح جهان بزند که برای این کشور بسیار دردناک و تأثیر گذار باشد. به همین دلیل آمریکا برای دستاورد سازی، به دنبال انجام عملیات هایی است که آورده ای ایجاد کند. با این وجود و علیرغم حمله گسترده به زیرساخت های ایران، مقابله مثل ایران در حمله به پایگاه های آمریکا و اسرائیل ابعاد جنگ منطقه ای را گسترش داده و می تواند آن را از کنترل خارج کرده و موازنه وحشتی ایجاد کند که خاورمیانه را سرزمین سوخته نماید.»

وی تاکید کرد: «ترامپ می خواهد به هر شکلی که شده حتی در ظاهر، خود را پیروز جنگ تلقی کرده و آن را به نمایش بگذارد. ما تا کنون پیروز جنگ هستیم چرا که در این جنگ در ابعاد فراتر از انتظارات منطقه ای و جهانی ظاهر شده و در نگاه ملی و جهانی قبول و مورد تحسین قرار گرفته ایم. عملکردی که ایران از خود نشان داد و دستاوردی که کسب کرد بسیار بزرگ و مهم است. بنابراین اگر بتوانیم این دستاورد را حفظ کنیم و به شکل منطقی بین خواست های خود و طرف متقابل نقطه تعادل ایجاد کنیم، می توانیم ایران را با اقتدار و با حفظ پرنسیب از این جنگ خارج کنیم. هماهنگی میان میدان و دیپلماسی و توجه به ظرفیت های کشور در درک زمان خروج از جنگ و اولویت دادن به دیپلماسی ضمن حفظ غرور ملی، از آمار و نرخ خرابی های زیر ساخت ها کاسته، شرایط بهتری برای مدیریت ایران پس از جنگ فراهم خواهد کرد.»

مقاله ظریف و حاشیه ها

ملکی در خصوص مقاله اخیر ظریف و مخالفت های پیرامون آن گفت: «به جای پرداخت به حاشیه ها سوال این است که در نگاه کلی از اظهارات آقای ظریف باید حمایت کرد یا آنرا به باد انتقاد گرفت. اکنون زمانه جسارت و صراحت لهجه است. شعار را به خدمت شعور در آورده و نه با احساس، بلکه با عقلانیت جنگ و... را مدیریت کنیم. نگاهی به میزان و حجم تخریب های میدانی زیرساخت‌های دو طرف ، و آینده بازسازی آن در دو جبهه، شاید عامل تشویق و توجه به واقعیت های میدانی شود. نکته آنکه اظهارات آقای ظریف با آقای عراقچی در مورد جنگ و آتش بس و‌... فاصله زیادی از یکدیگر نداشته و بیشتر ناشی از جایگاه و مسولیت این دو می باشد. بر این نظرم که ظریف دغدغه مند ایران و ایرانیان بوده و اظهارات ایشان با بخش دیپلماسی کشور هماهنگی داشته و این مقاله ناشی از کیاست و عقلانیتی است که به ماندگاری ایران اندیشیده در پی سبز ماندن ایران است.»

وی افزود: «در وضعیت قرمزی که ایران گرفتار آن شده است دیپلمات در ارائه نظرات خود نباید وسط بازی کرده گاهی به نعل و گاهی به میخ بزند. همانگونه که گفتیم و گفتند امروز، روز جسارت و صراحت لهجه است. اگر با کلیات نظر و هدف یک فرد و در این نوشتار دکتر ظریف موافق باشیم، نباید به برخی ملاحظات بپردازیم که بر هر یادداشت و نظری می توان نوشت.الان ظریف سیبل افراطیون شده است. حمله را به ظریف خواندن خطاست. این حمله، در نطفه خفه کردن عقلانیت در مسیر جنگ است. ظریف را می زنند تا دیگران درس گرفته سکوت کنند. این گروه که کشور را به گروگان خود گرفته و در نگاه خوشبینانه عامل غیر مستقیم و ناآگاه دشمن صهیونی هستند، اگر میدان دار شوند نه امروز و نه فردایی برای ایران و ایرانیان نمی ماند. حمایت از ظریف را نه با صدای بلند، بلکه باید فریاد زد. هرکس که دغدغه ایران را دارد باید پشت خط حملات به ظریف را درک کرده نه با ظرافیت و غیر مستقیم، بلکه با بی پروایی ضمن حمایت از ظریف و تفکری که مطرح می کند به مقابله با فکر یا اندیشه ای که ایران را به لبه پرتگاه برده است، بپردازد.»
نویسنده : صادق ملکی خبرنگار : رویا پاک سرشت
ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۷ نظر)
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات متنی