محسن جلیلوند در گفتگو با فرارو تحلیل کرد
«جنگ» تا چه زمانی ادامه پیدا میکند؟
این جنگ چه به لحاظ استراتژیک و چه به لحاظ ژئوپلیتیک باید به نتیجه برسد. این موضوع بستگی به تاب آوری طرفین دارد. تاب آوری نه به این معنا که هر یک از طرفین چقدر تاب بیاورد، بلکه به این معنا که هر طرف چقدر در زمینه هزینه هایی که متحمل می شود، تاب بیاورد.
فرارو- حمله آمریکا و اسرائیل به تاسیساتی از جمله صنایع فولاد مبارکه اصفهان و خوزستان و ادامه حملات به جنوب کشور، پایتخت و شهرهای بزرگ کشور که با حملات متقابل ایران به مواضع آمریکا و اسرائیل همراه شده، از دید برخی تحلیلگران نشان می دهد پایان این جنگ به زودی رخ نخواهد داد.
به گزارش فرارو، محسن جلیلوند، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی و استاد دانشگاه در گفتگو با فرارو به بررسی شرایط موجود پرداخته است:
محسن جلیلوند به فرارو گفت: «از روز نخست جنگ مشخص بود که مدت زمان این جنگ بیشتر از جنگ 12 روزه خواهد بود و در گفتگوی پیشین با فرارو اشاره کردم جنگ بین 5 تا 7 هفته طول خواهد کشید. به نظر می رسد برنامه ریزی طرف مقابل روی بلندمدت تنظیم شده است. برخوردهای اخیر اسرائیل در حمله به کارخانه های فولاد، سیمان و امثالهم گرچه مثل زیرساخت های انرژی از جمله برق و گاز، به سرعت نشان داده نمی شود اما در بلندمدت و میان مدت اثرات محسوسی بر کشور خواهد داشت.»
وی افزود: «البته شرایط برای هر دو طرف یکسان است و ایران نیز هر زمانی که تصمیم می گیرد، موشک های خود را به آسمان تل آویو می فرستد. با توجه به شرایط موجود پیش بینی من، ورود جنگ به فاز زمینی است. البته این موضوع به معنای جنگ سرزمینی نیست، بلکه احتمالا به برخی از جزایر ایران حمله خواهد شد.»
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در خصوص اهمیت جزایر ایران و نوع حمله احتمالی به این جزایر گفت: «در سطح استراتژیک، آمریکا رقابت سنگینی با قدرت های نوظهور از جمله چین دارد. بالای 80 درصد تجارت جهانی روی دریا انجام می شود. 4 تنگه اصلی در جهان نیز وجود دارد که تجارت جهانی را مدیریت می کند. این 4 تنگه شامل، تنگه جبل الطارق، تنگه هرمز، تنگه باب المندب و تنگه مالاکا است. آمریکا تقریبا روی 2 تنگه تسلط دارد که شامل جبل الطارق و مالاکا است. اما در باب المندب که حوثی ها حضور دارند و آمریکا و متحدانش را تهدید می کنند و وضعیت تنگه هرمز هم این روزها مسدود است.»
وی در خصوص تجارت جهانی افزود: «آمریکا نیاز چندانی به منابعی که از خلیج فارس رد می شود، ندارد. اما چین و اروپا و کشورهای نوظهوری مثل برزیل به این منابع نیاز دارند. بنابراین اگر کنترل این تنگه به دست آمریکا بیفتد، عملا گلوگاه زندگی این ها به دست آمریکا خواهد افتاد. مسئله گرینلند با ایران و تنگه هرمز بسیار متفاوت است. روس ها در حال کار روی قطب شمال بودند که تجارت چین که به عبارتی «جاده ابریشم جدید» نامیده می شود را تقویت کنند. آمریکا از طریق تصرف گیرینلند در تلاش بود این مسیر تجاری را مسدود کند. بخشی از این مسیر تجاری نیز از خاورمیانه به اروپا می رود. آمریکا با این روش مانع از این مسیر هم می شود. در حال حاضر فقط بحث خلیج فارس مطرح نیست. بحث هلیوم و کودهای شیمیایی نیز مطرح است که منابع اصلی آن از خلیج فارس عبور می کند. آمریکا، خود تولید کننده این اقلام است اما کشورهایی که تولید کننده مواد غذایی هستند، از جمله چین و هند با افزایش قیمت سرسام آور کودهای شیمیایی رو به رو هستند. آن ها نیز تحت فشار قرار دارند.»
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «با توجه به شرایط موجود، آمریکا نیاز دارد که تنگه هرمز را کنترل کند و جمهوری اسلامی نیز به عنوان مخالف سیاست های آمریکا به دنبال حذف نفوذ آمریکا از این منطقه است. در سطح ژئوپلیتیک، اسرائیلی ها حضور دارند. اسرائیل نیاز دارد هژمونی خود را در منطقه حفظ کند. آمریکا می خواهد از خاورمیانه خارج شود اما پیش از خروج، مدیریت منطقه را به اسرائیل بسپارد. در حال حاضر این جنگ سه جانبه شده است. جنگ برای آمریکا حیثیتی، برای ایران موجودیتی و برای اسرائیل امنیتی است. از دید من همه آن چه که ترامپ درباره مذاکره مطرح کرده، عملیات فریب است. آمریکایی ها نمی خواهند به ادعای خودشان، استخوان لای زخم باقی بگذارند.»
وی افزود: «این جنگ چه به لحاظ استراتژیک و چه به لحاظ ژئوپلیتیک باید به نتیجه برسد. این موضوع بستگی به تاب آوری طرفین دارد. تاب آوری نه به این معنا که هر یک از طرفین چقدر تاب بیاورد، بلکه به این معنا که هر طرف چقدر در زمینه هزینه هایی که متحمل می شود، تاب بیاورد. به نظر می رسد اگر محور جنگ به تنگه هرمز منتقل شود، کانون محوری از درگیری امنیتی با اسرائیل و آمریکا، روی جزایر مهمی مثل لارک و تمبک منتقل می شود. اگر حمله زمینی رخ دهد شرایط بسیار پیچیده تر می شود.»
این کارشناس مسائل منطقه در خصوص رفتارهای کشورهای منطقه گفت: «کشورهای منطقه به دنبال توسعه ساختاری هستند. بنابراین برای پیشرفت خود به یک امنیت پایدار نیاز دارند. این امنیت مدنظر کشورهای منطقه از دید آنان مدام توسط ایران و نیروهای محور مقاومت مختل می شود. حالا از دید خودشان در تلاشند از طریق این جنگ ایران را محدود کنند تا به توسعه پایدار مدنظر خود برسند. حتی عمان نیز جزو کشورهایی قرار گرفته که ترجیح می دهد تکلیف همه چیز مشخص شود. تا همین چند وقت پیش این کشورها به دنبال جمهوری اسلامی ضعیف بودند چرا که احساس می کردند امنیت سرمایه گذاری ها و پولی که در منطقه هزینه می کنند در حال از بین رفتن است.»
وی افزود: «اما کشورهای منطقه یک اشتباه استراتژیک کردند. آن ها پایگاههای آمریکا را به عنوان یک موضوع «امنیت زا» میزبانی کردند اما همین پایگاهها تبدیل شده به یک موضوع «امنیت زدا». پایگاههایی که قرار بود برای آن ها امنیت ایجاد کند، امنیت آنان را مختل کرده است. اکنون مهمترین مسئله ای که باید مدنظر قرار دهیم، تمامیت ارضی کشور و به ویژه جزایر سه گانه است. می دانیم که حتی چین و روسیه نیز بیانیه ای که مدعی بود این جزایر متعلق به امارات است امضا کرده اند. اگر این جزایر تسخیر شود و اداره موقت آن توسط شورای امنیت به امارات سپرده شود، برای ایران بسیار دردناک خواهد بود. اعراب به دنبال چنین سناریویی هستند.»
جلیلوند تاکید کرد: «تصمیم گیری درباره این جنگ در سطحی بالاتر از رئیس جمهور آمریکا انجام شده و رئیس جمهور، فقط مجری است. آن ساختاری که برای چنین جنگی تصمیم گرفته تا آخر ادامه می دهد و حاضر است هزینه هم بدهد. رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر اسرئیل مجری هستند. جنگ ایران باعث شده تولید کارخانه های اسلحه سازی آمریکا چندین برابر شود. در بور س آمریکا معمولا شرکت های بزرگ بین 200 تا 400 میلیارد معامله می شوند. اما تنها شرکت هایی که بالای هزار میلیارد معامله انجام می دهند، شرکت های اسلحه سازی هستند. افزایش قیمت کود و امثالهم هم به نفع آمریکاست نه به ضرر آمریکا. آمریکا به دنبال ادامه جنگ است و احتمال توافق و مذاکره را زیر صفر می بینم.»