ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۸۰۲۴

فریدون مجلسی در گفتگو با فرارو تحلیل می کند

«جنگ» تا اینجا چگونه پیش رفته است و چگونه پیش خواهد رفت؟

«جنگ» تا اینجا چگونه پیش رفته است و چگونه پیش خواهد رفت؟

سیاست خارجی، عرصه انتخاب میان «گزینه‌های مطلوب» نیست، بلکه انتخاب میان «گزینه‌های ممکن» است. در شرایط فعلی، بهترین گزینه برای ایران، نه تشدید بی‌محابای تنش است و نه عقب‌نشینی یک‌جانبه؛ بلکه اتخاذ رویکردی است که در آن، بازدارندگی حفظ شود، اما در عین حال، مسیرهای دیپلماتیک نیز باز بماند.به بیان روشن‌تر، ایران باید بتواند این پیام را منتقل کند که ادامه فشار و درگیری، به افزایش هزینه‌ها برای همه طرف‌ها منجر خواهد شد، اما در عین حال، آماده است در چارچوبی عادلانه و متوازن، به سمت کاهش تنش حرکت کند.

فرارو-در آستانه یک ماهگی جنگ ایران، اسرائیل و ایالات متحده، همچنان نشانه ای از پایان جنگ دیده نمی شود و گرچه ترامپ مدعی صحبت با طرف ایرانی است اما، این ادعا از سوی هیچ یک از مقامات رسمی کشور مورد تایید قرار نگرفته است.

به گزارش فرارو، برخی تحلیلگران سیاست خارجی بر اساس شواهد موجود، معتقدند ایران به دنبال هزینه زایی تصاعدی برای طرف مقابل است تا مشخص کند شروع جنگ علیه ایران چه تبعاتی دارد. همچنین در طرف مقابل ایالات متحده نیز با افزایش تهدیدها و به میان کشیدن نام تنگه هرمز، جزیره خارک و حتی تهدید به حمله به زیرساخت های انرژی ایران (با وجود پس گرفتن این تهدید) در تلاش است بازنده جنگ نباشد.

فریدون مجلسی، دیپلمات با سابقه ایرانی و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در گفتگو با فرارو به بررسی این موضوعات پرداخته است:

مواجهه کنترل‌شده اما پرریسک 

فریدون مجلسی به فرارو گفت: «اگر بخواهیم با نگاهی واقع‌بینانه و به دور از هیجان به تحولات اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل نگاه کنیم، باید بپذیریم که آنچه امروز در جریان است، نه یک جنگ تمام‌عیار به معنای کلاسیک آن، بلکه نوعی «مواجهه کنترل‌شده اما پرریسک» است که هر لحظه می‌تواند از سطح فعلی خارج شود. در چنین شرایطی، تحلیل‌گر ناچار است میان داده‌های میدانی، رفتار سیاسی بازیگران و تجربه‌های تاریخی، یک جمع‌بندی متوازن ارائه دهد. واقعیت این است که در روزهای اخیر، شدت و دامنه حملات متقابل افزایش یافته، اما آمریکا، علی‌رغم ادامه فشارهای نظامی، دامنه اهداف خود را محدودتر کرده و از ورود به برخی حوزه‌های حساس مانند زیرساخت‌های انرژی لااقل تا کنون و پس از آن تهدید عجیب و شتابزده خودداری کرده است.»

وی افزود: «رفتار اخیر ترامپ را نمی‌توان صرفاً یک ملاحظه انسانی یا اقتصادی دانست؛ بلکه بیش از هر چیز، نشان‌دهنده نگرانی از گسترش غیرقابل کنترل جنگ است. تجربه‌های گذشته، از عراق تا افغانستان، به‌خوبی به واشنگتن آموخته که ورود به یک درگیری باز در منطقه، الزامات و هزینه‌هایی دارد که به‌سادگی قابل مدیریت نیست.»

ایجاد هزینه های سنگین برای طرف مقابل

این دیپلمات با سابقه ایرانی در ادامه گفت: «پاسخ‌های نظامی ایران، به‌ویژه در قالب حملات موشکی، نشان داده که ظرفیت بازدارندگی همچنان برقرار است و کشور در موقعیتی نیست که صرفاً در موضع انفعال قرار گیرد. با این حال، نکته مهم این است که این پاسخ‌ها نیز تا حد زیادی در چارچوبی محاسبه‌شده انجام شده‌اند. به بیان دیگر، ایران تلاش کرده ضمن حفظ اعتبار بازدارندگی خود، از ورود به یک چرخه تصاعدی غیرقابل کنترل پرهیز کند. در چنین فضایی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، درک «منطق رفتار بازیگران» است. آمریکا به‌دنبال آن است که با ترکیب فشار نظامی و تهدید، ایران را به پذیرش شرایطی وادار کند که در قالب مذاکرات مستقیم به‌دست نیامده است. این همان الگوی آشنایی است که در سال‌های گذشته نیز مشاهده شده؛ یعنی استفاده از ابزار نظامی برای تقویت موقعیت چانه‌زنی. در مقابل، ایران نیز تلاش دارد نشان دهد که این فشارها نه‌تنها به نتیجه نخواهد رسید، بلکه می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای طرف مقابل ایجاد کند.»

وی افزود: «اما مسئله‌ای که نباید از نظر دور داشت، این است که تداوم این وضعیت، به‌ویژه در قالب یک جنگ فرسایشی، لزوماً به نفع هیچ‌یک از طرف‌ها نیست. برای ایران، ادامه درگیری می‌تواند به تشدید فشارهای اقتصادی، آسیب به زیرساخت‌ها و افزایش نااطمینانی در فضای داخلی منجر شود. برای آمریکا نیز، درگیر شدن در یک بحران جدید در خاورمیانه، آن هم در شرایطی که با چالش‌های داخلی و رقابت‌های بین‌المللی مواجه است، گزینه‌ای پرهزینه محسوب می‌شود. اسرائیل نیز، به‌عنوان بازیگری که در معرض مستقیم تهدیدات قرار دارد، بیش از دیگران از گسترش دامنه جنگ متضرر خواهد شد. از این منظر، می‌توان گفت که نوعی «توازن در ناتوانی» شکل گرفته است؛ به این معنا که هیچ‌یک از طرف‌ها قادر نیستند اراده خود را به‌طور کامل بر دیگری تحمیل کنند، اما در عین حال، همه آن‌ها توانایی ایجاد هزینه برای یکدیگر را دارند. این وضعیت، اگرچه در کوتاه‌مدت به تداوم تنش منجر می‌شود، اما در بلندمدت می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت به مسیرهای دیپلماتیک باشد.»

آینده بحران 

این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی تاکید کرد: «نکته کلیدی آن است که سیاست خارجی، عرصه انتخاب میان «گزینه‌های مطلوب» نیست، بلکه انتخاب میان «گزینه‌های ممکن» است. در شرایط فعلی، بهترین گزینه برای ایران، نه تشدید بی‌محابای تنش است و نه عقب‌نشینی یک‌جانبه؛ بلکه اتخاذ رویکردی است که در آن، بازدارندگی حفظ شود، اما در عین حال، مسیرهای دیپلماتیک نیز باز بماند. به بیان روشن‌تر، ایران باید بتواند این پیام را منتقل کند که ادامه فشار و درگیری، به افزایش هزینه‌ها برای همه طرف‌ها منجر خواهد شد، اما در عین حال، آماده است در چارچوبی عادلانه و متوازن، به سمت کاهش تنش حرکت کند. این همان نقطه‌ای است که می‌تواند منافع ملی را در شرایط پیچیده کنونی تأمین کند. آینده این بحران، بیش از آنکه در میدان نبرد تعیین شود، به نحوه مدیریت آن در سطح سیاسی و دیپلماتیک بستگی دارد.»

خبرنگار : رویا پاک سرشت
ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ