اصغر مهاجری در گفتوگو با فرارو مطرح کرد:
خطر لاغر شدن سوپاپ اطمینان جامعه ایران
پیشبینی واکنشی که جامعه در برابر فشار اقتصادی پس از خروج از وضعیت جنگی خواهد داشت، زیر ذره بین جامعهشناسان قرار گرفته؛ مهاجری میگوید: «در اکثر موارد جامعه ایران جامعه تابآوری نیست، بلکه متحمل است.»
فرارو- میگویند مردم ایران تابآوری بالایی دارند؛ مفهومی که گاه به ریشههای فرهنگی نسبت داده میشود و گاه به تجربه تاریخیِ «زیستن در شرایط پرتنش». با این حال، آنچه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، تمایز معنادار میان «تاب آوردن» و «تحمل کردن» است؛ فاصلهای ظریف اما تعیینکننده که مستقیم بر کیفیت زندگی و چشمانداز اجتماعی افراد اثر میگذارد.
به گزارش فرارو، فشارهای اقتصادی در روزهای اخیر بیش از پیش در زندگی روزمره جامعه نمود یافته؛ فشاری ملموس که نهتنها در معیشت، بلکه در جزئیترین سطوح زیست روزانه قابل مشاهده است. با این وجود، بخش قابل توجهی از جامعه همچنان در برابر این شرایط ایستاده و در بستر تحولات و تنشهای جاری، بهگونهای موازی در مسیر حفظ ثبات و منافع جمعی حرکت میکند؛ حرکتی آهسته، پیوسته و همراه با احتیاط.
در چنین وضعیتی، پرسش اساسی این است که آیا آنچه امروز در جامعه ایران جریان دارد، مصداق «تابآوری» فعال و آگاهانه است یا صرفا «تحمل» شرایطی که امکان تغییر آن محدود به نظر میرسد؟
اصغر مهاجری، جامعهشناس و استاد دانشگاه در مصاحبه با فرارو میگوید: «یکی از واژگانی که امروز رسانهها و مسئولین به کرات به کار میبرند «تاب آوری» است. کلیدواژهای که به جای کلمه «تحمل» مورد استفاده قرار میگیرد. این در حالی است که تاب آوری به لحظهای پیش از وقوع بحران و تنش اشاره دارد؛ بستر تابآور پیش از وقوع بحران باید ایجاد شده باشد؛ بسترهای عمرانی، اقتصادی، اجتماعی یا حتی روانی.»
اصغر مهاجری به فرارو میگوید: «زمانی که بحران رخ میدهد، جامعه تابآور با بحران حالت کشسانی پیدا میکند؛ به تعبیر دیگر، تعادل خود را حفظ میکند، تکامل پیدا میکند و وارد تعامل میشود. یعنی در عین حال که در بحران قرار دارد، دچار فروپاشی و اختلال جدی نمیشود. از سویی به دلیل اینکه در ۵۰ سال اخیر جنگها و تحریمهای مختلف را پشت سر گذاشتهایم نیز به این مساله بازمیگردد. البته مسئولین ما، چه در حوزههای فرهنگی و اجتماعی و چه در حوزههای سیاسی و اقتصادی، فرصت کافی برای ایجاد زیرساختهای واقعی تابآوری نداشتهاند.»
در واقع جامعه ایران از دید او: «در اکثر موارد جامعه تابآوری نیست، اما یک ویژگی فرهنگی و تاریخی دارد که جامعهمان را متمایز میکند. ما به دلایل مختلف، جامعهای خاص با ظرفیت تحمل بالا هستیم. در طول تاریخ، به واسطه اتفاقات و فشارهایی که بر ما وارد شده و ظلمپذیری که داشته، جامعه ایرانی به جامعهای متحمل تبدیل شده و قدرت تحمل بالایی پیدا کرده است. این ویژگی میتواند یک مؤلفه متغیر و حتی عاملی مؤثر در پیروزی در جنگها باشد، اما به معنای تابآوری ساختاری نیست. جامعه ایران از نظر تابآوری در وضعیت مناسبی قرار ندارد و زیرساختهای ما در حوزههای مختلف تابآورانه نیستند؛ چه در شرایط جنگی و چه در مواجهه با بحرانهای طبیعی مانند زلزله و سیل.»
نکته دوم به گفته این جامعهشناس این است که: «یکی از نقاط ضعف جدی ما، پایین بودن سطح تابآوری اقتصادی است. یکی از شاخصهای آن نیز وضعیت پول ملی است. حتی پیش از جنگها نیز شاهد بودهایم که ارزش پول ملی ما بهصورت لحظهای، روزانه و حتی ساعتی دچار افت شده است. این موضوع به حوزه اقتصاد مربوط میشود. در همین حوزه، مشکلات عدیدهای داریم که مهمترین و ضربهپذیرترین بخش آن به شاخص پول ملی بازمیگردد. پس از آن، ظرفیتهای تولیدی ما قرار دارد و سپس شکاف اقتصادی یا همان فاصله طبقاتی. به بیان دقیقتر، فاصله میان اقشار جامعه بهشدت نگرانکننده است؛ عدهای کشتی کشتی نعمت هستند و عدهای دیگر در دریا غرق.»
در این میان، مهمترین قشر جامعه یعنی طبقه متوسط، که نقش سوپاپ اطمینان جامعه را دارد از دید او: «بهشدت تضعیف شده است. این طبقه هر روز نحیفتر و لاغرتر میشود، از نظر اقتصادی افت میکند و بخشی از آن به سمت طبقات پایینتر سرریز میشود. فاصله طبقاتی در حال افزایش است و عوامل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز در این روند نقش دارند. در عین حال، طبقات بالا از ظرفیتهای بسیار بالایی برخوردارند و در زمان بحران، این ظرفیتها حتی دوچندان میشود؛ از قدرت رانتی گرفته تا سایر امکانات.»
بنابراین اگر یکپارچگی نظام اقتصادی مورد توجه قرار گیرد از دید مهاجری: «باید بیشترین تمرکز بر طبقه متوسط باشد؛ همان بخشی که شامل تولیدکنندگان، تکنسینها و نیروهای مولد جامعه است و امروز بیشترین آسیب را متحمل میشود. فرآیند تولید ما به دلیل آنومی قیمتها با مشکلات جدی مواجه است. من در سخنرانیای در جمع فرهیختگان دانشگاهی نیز عرض کردم و اکنون هم تاکید میکنم که مسئولین، چه آنها که جنگ را مدیریت میکنند و چه آنها که سیاستگذاری میکنند، باید به این نکته توجه داشته باشند که کشورها زمانی جنگ را میبازند که نظام اقتصادی خود را از دست بدهند.»
او هشدار میدهد: «باید بسیار هوشیار باشیم؛ آمریکا بهعنوان یک نظام سلطه، معمولا اقتصاد خود را از جنگ دور نگه میدارد. در جنگهای جهانی اول و دوم و سایر درگیریها نیز منافع خود را در جایی دیگر دنبال کرده و جنگ را به نقاط دیگر کشانده است، بنابراین آسیبپذیری کمتری دارد. باید مراقب ورودیها و خروجیهای مرزی باشیم تا بازار صادرات بتواند از نظام تولیدی ما پشتیبانی کند و این نظام دچار آسیب جدی نشود.»
در ادامه میافزاید: «کشورهایی که جنگها را باختهاند، ابتدا اقتصاد خود را از دست دادهاند. بنابراین لازم است مردم از طریق نظام رسانهای، فرهنگی و سایر سازوکارهای اجرایی، سیاسی و اجتماعی به انسجام برسند و بتوانیم با تکیه بر تولید داخلی، بخشی از مشکلات اقتصادی را مدیریت کنیم. البته یکی از بزرگترین موانع تولید داخلی، خود بروکراسی دولتی است. در بسیاری از موارد، بیشترین ضربه را دولت به اقتصاد وارد میکند؛ به دلیل خلاهای قانونی، دستورالعملهای ناکارآمد، عدم درک شرایط تولیدکننده، نبود پشتیبانی کافی، ضعف نظام بانکی و ناترازی در تامین نهادهها.»
در چنین شرایطی، به گفته این استاد دانشگاه: «دولت باید یک تصمیم فورسماژور اتخاذ کند تا با حمایت واقعی از تولید داخلی، اقتصاد در مسیر آسیب جدی قرار نگیرد. برخی تصمیمات که به نفع گروههای خاص یا بنگاههای محدود است، مانند محدودیتهای اینترنتی و موارد مشابه، میتواند به این بحران دامن بزند. امروز ما در میدان اقتصادی به سربازان اقتصادی نیاز داریم که هوشمندانه، منطقی و با پشتوانه لجستیکی کافی عمل کنند.»
در نهایت، در پاسخ به این پرسش که واکنش مردم، بهویژه طبقه متوسط، در برابر سالها تحمل چه خواهد بود، او میگوید: «باید گفت در شرایط آنومیک، جامعه بیشتر به سمت اضطراب، افسردگی، انزوا، پرخاشگری در چنین شرایطی کمتر اتفاق میافتد. به نظر میرسد جامعه بیش از پیش به سمت گوشهگیری پیش میرود؛ بهویژه زمانی که اشتغال و تولید تضعیف میشود. این وضعیت میتواند خطرناک باشد. حتی اگر مطالبهگری شکل بگیرد، میتواند به پویایی جامعه کمک کند، اما نگرانی من از ایستاتیک شدن جامعه است. امروز پویایی جامعه کاهش یافته و این موضوع نگرانکننده است.»
او میافزاید: «در چنین شرایطی، صاحبنظران، رسانهها، جامعهشناسان و همه فعالان حوزه دانش و پژوهش باید وارد میدان شوند، مطالبات را مطرح کنند و به دولت در مدیریت شرایط کمک کنند تا جامعه از وضعیت رخوت و آنومی خارج شود. تاکید میکنم که جامعه ایرانی در حوزههای مختلف، بهویژه در حوزه اقتصاد، با نوعی آنومی مضاعف مواجه است؛ وضعیتی که پویایی را از جامعه میگیرد و اگر این پویایی از بین برود، نهتنها اقتصاد، بلکه سایر حوزهها نیز دچار آسیب خواهند شد.»