ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۹۰۰۲

راغفر، استاد دانشگاه:

کنترل تنگه هرمز می‌تواند معادلات جهانی را دگرگون کند

کنترل تنگه هرمز می‌تواند معادلات جهانی را دگرگون کند

«در شرایطی که کشور با هزینه‌های سنگین ناشی از تنش‌ها و تخریب زیرساخت‌ها مواجه شده، همزمان فرصت‌های کم‌سابقه‌ای برای افزایش درآمدهای ارزی و تغییر جایگاه اقتصادی ایران در حال شکل‌گیری است.»

حسین راغفر با اشاره به تحولات اخیرمنطقه، از شکل‌گیری ظرفیت‌های تازه برای اقتصاد ایران سخن گفت.

به گزارش جماران،  وی در ادامه گفت: 

«در شرایطی که کشور با هزینه‌های سنگین ناشی از تنش‌ها و تخریب زیرساخت‌ها مواجه شده، همزمان فرصت‌های کم‌سابقه‌ای برای افزایش درآمدهای ارزی و تغییر جایگاه اقتصادی ایران در حال شکل‌گیری است.»

آنچه در حال شکل‌گیری است، یک رویداد تاریخی و تاریخ‌ساز است

 حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا، با بیان اینکه آنچه در حال شکل‌گیری است، را یک رویداد تاریخی و هم تاریخ‌ساز و مقدمه شکل‌گیری یک تمدن متفاوت از آنچه که غرب به آن شکل داده دانست و اظهارداشت: «این اتفاقی که رخ داده، به خلاف آنچه که بسیاری در ایران جامعه را به اصطلاح انذار می‌دادند از اینکه به اصطلاح پا روی دم غرب نگذارد، امری ناخواسته است که با تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور رقم خورد. آنچه که تاکنون رخ داده ظرفیت‌های بسیار بزرگی را برای تحول و دگرگونی در مناسبات جهانی دارد، البته این مسئله برای کشور ما بسیار پرهزینه است و جنگی که اینها رقم زدند و تخریب زیرساخت‌های اقتصادی کشور، هزینه‌های بسیار سنگینی به همراه داشته، اما در عین حال دستاوردهای بسیار بزرگی نیز تاکنون داشته است.»

ایران از تحریم‌شونده به تحریم‌کننده تبدیل شده است.ظرفیت ارزی جدید می‌تواند از درآمدهای نفتی پیشی بگیرد

وی ادامه داد: «بخش قابل توجهی از این دستاوردها با شکل‌گیری برخی رویدادها آشکار شده است؛ از جمله مسئله تنگه هرمز و آنچه امروز در کنترل و اختیار نیروهای مسلح ما قرار گرفته، موضوعی تاریخ‌ساز است. امروز ما از یک کشور تحریم‌شده به یک کشور تحریم‌کننده تبدیل شده‌ایم و می‌توانیم کشورهایی را که در ائتلاف آمریکا علیه ما شرکت کرده بودند، تحریم کنیم. ظرفیت بسیار بزرگی برای درآمدهای ارزی کشور فراهم شده که می‌تواند از درآمدهای نفتی نیز فزونی بگیرد. مهم‌ترین عنصری که امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی را نگران کرده، این است که خلیج فارس در کنترل قدرت نظامی ایران قرار بگیرد و مانع از بازسازی پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه شود. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، آن دگرگونی تمدنی، محقق خواهد شد؛ تحولی که سال‌هاست محققان برجسته جهانی آن را پیش‌بینی کرده‌اند.»

پیش‌بینی والرشتاین درباره افول آمریکا در حال تحقق است

راغفر در ادامه با اشاره به دیدگاه‌های امانوئل والرشتاین، جامعه‌شناس برجسته، اظهار داشت: «وی سال ۱۹۹۷ و حتی پیش‌تر از آن، سقوط قدرت تاریخی امپریالیسم آمریکا را پیش‌بینی کرده و گفته بود که تا میانه قرن بیست و یکم این تحول تاریخی قطعا رخ خواهد داد. وی دلایل خود را نیز مطرح کرده است. این در حالی است که همین اندیشمند در سال ۱۹۷۱ نیز پیش‌بینی کرده بود که امپریالیسم شوروی سابق سقوط خواهد کرد که این امر ۱۸ سال بعد در سال ۱۹۸۹ محقق شد. این نشان می‌دهد که بسیاری از پیش‌بینی‌های او که مبتنی بر تحلیل‌های تاریخی و نشانه‌های اقتصادی و سیاسی کشورها بوده، محقق شده است و امروز نیز ما شاهد تحقق افول قدرت آمریکا در منطقه هستیم. این افول تنها به خروج آمریکا از منطقه محدود نخواهد شد، بلکه بقای رژیم صهیونیستی را نیز به شدت تضعیف خواهد کرد.»

قرن بیست‌ویکم با دگرگونی‌های عمیق و آشفتگی همراه است.نظم جهانی وارد مرحله‌ای پرتنش و پیچیده شده است

راغفر با تاکید بر پیچیدگی شرایط کنونی جهان گفت: «همان‌طور که در پیش‌بینی‌های سال ۱۹۹۷ مطرح شده، در نیمه اول قرن بیست و یکم شاهد دگرگونی‌های گسترده‌ای در جهان خواهیم بود و این دوره با آشفتگی‌های فراوان همراه خواهد بود؛ به‌گونه‌ای که این دوره از هر آنچه در قرن بیستم تجربه شده، آشفته‌تر و دشوارتر خواهد بود.»

ایران بدون تمایل به جنگ، در تجاوز ۱۲ روزه پیروز شد.ایران با مقاومت هوشمندانه، تجاوز خارجی را مهار کرد

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: «پس از آن نیز تلاش‌های آمریکا برای گسترش نفوذ جهانی ادامه داشته و تا تجاوزهای اخیر به کشور ما پیش رفته است. این در حالی است که ایران بسیاری از شروطی را که حتی آمریکایی‌ها در مذاکرات مطرح کرده بودند، پذیرفته بود، اما به دلایلی که امروز برای همگان روشن است، از جمله تلاش رژیم صهیونیستی برای کشاندن آمریکا به جنگ با ایران، این تجاوزها در قالب جنگ ۱۲ روزه و رخدادهای ماه رمضان به کشور تحمیل شد. شواهد نشان می‌دهد که ایران هیچ تمایلی به ورود به این جنگ نداشته، اما نتایج حاصل‌شده و تحلیل‌های بسیاری از استراتژیست‌های برجسته جهانی حکایت از آن دارد که ایران در این جنگ پیروز خواهد بود. همان‌طور که والرشتاین نیز اشاره کرده، این دوره انتقال، دوره‌ای آسان نخواهد بود و مملو از آشفتگی‌ها و اقدامات خشونت‌آمیز از سوی قدرتی است که در حال افول است.»

مدیریت مسیرهای دریایی، فرصت تاریخی برای اقتصاد و قدرت ایران

راغفر گفت: «طبیعی است که این قدرت‌ها به‌سادگی اجازه وقوع چنین تحولی را نخواهند داد و تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن به کار خواهند گرفت. این روند هزینه‌های بسیار سنگینی را بر کشور ما تحمیل می‌کند، اما اگر کنترل تنگه هرمز محقق شود، می‌توان درآمدهای ارزی حاصل از تعرفه‌های حمل‌ونقل دریایی را به سطحی بالاتر از درآمدهای نفتی رساند، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را عملا غیرممکن کند و زمینه شکل‌گیری نظمی جدید مبتنی بر اراده کشورهای منطقه را فراهم سازد؛ نظمی که حتی می‌تواند به بهبود روابط میان کشورهای مسلمان منطقه نیز منجر شود، هرچند که این مسیر با هزینه‌های بسیار همراه خواهد بود.»

استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا، در ادامه این گفت‌وگو با اشاره به نقاط قوت ایران در شرایط کنونی اظهار داشت: آنچه به عنوان نقاط قوت ایران می‌بینم، انسجام و همبستگی اجتماعی است که پیرو تجاوز آمریکا به کشور پدید آمده است. ترامپ تاکنون چندین بار این مسئله را مطرح کرده و جسارت‌های بسیار بزرگی نسبت به تجزیه کشور داشته و اخیرا نیز گفته است که نفت ایران متعلق به ماست و از سوی دیگر اشاره کرده که تنگه هرمز را نیز آزاد خواهد کرد. شواهد بسیار زیادی وجود دارد و محققین برجسته آمریکایی او را برحذر داشته‌اند و ادامه حضور آمریکا در این منطقه را منتهی به شکست این کشور می‌دانند، به همین دلیل نیز او را از ادامه این مسیر برحذر می‌دارند. با این حال، این مسئله منجر به آسیب‌های بسیار جدی به کشور ما خواهد شد، اما در عین حال ظرفیت‌های بزرگی برای مقابله نیز وجود دارد.

هر اقدام علیه زیرساخت‌های ایران، هزینه‌های سنگین برای دشمن خواهد داشت.ظرفیت مقابله‌به‌مثل ایران، بازدارنده تهدیدهای منطقه‌ای است

این اقتصاددان افزود: یکی از این ظرفیت‌های بزرگ، آسیب‌هایی است که کشورهای در خط منافع آمریکا با آن مواجه هستند. این کشورها تهدید کرده‌اند که ظرفیت‌های تولید برق در ایران را از بین خواهند برد، اما خودشان نیز اذعان دارند که آنچه ایران بگوید، عمل خواهد کرد و حداقل به صورت مقابله‌به‌مثل، برق کشورهای منطقه نیز می‌تواند مورد تهاجم قرار بگیرد. این امر سبب می‌شود که نه تنها زیرساخت‌های صنعتی و تجاری آنها با مشکلات جدی روبه‌رو شود، بلکه آب‌شیرین‌کن‌های آنها که وابسته به برق هستند نیز از کار بیفتد و در نتیجه این کشورها از اصلی‌ترین عنصر بقا یعنی آب محروم شوند. بنابراین اگر آمریکایی‌ها چنین اقداماتی را اجرا کنند، باید به پیامدهای آن نیز واقف باشند که به نظر می‌رسد هستند. همین مسئله عاملی بازدارنده است، هرچند برخی اقدامات پیش‌دستانه نیز صورت گرفته، از جمله حمله به مراکز تولید صنعتی و برق در ایران که به دلیل نگرانی از احتمال مصالحه ترامپ با ایران انجام شده است.

ظرفیت‌های راهبردی ایران، بازیگران منطقه‌ای را به مصالحه واداشته است

راغفر با بیان اینکه اگر کشور ما نیز اقدام به مقابله‌به‌مثل کند و به مراکز تولید برق این کشورها آسیب وارد شود، امکان تداوم حیات در این مناطق عملا از بین خواهد رفت و به همین دلیل این کشورها به شدت حاضر هستند به آمریکا باج بدهند، به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا اشاره کرد و گفت: وی اخیرا اعلام کرده که از هر یک از سه کشور عربستان، قطر و امارات، دو تریلیون دلار دریافت کرده است. این پرداخت‌ها برای جلوگیری از تداوم جنگ و وخیم‌تر شدن شرایط این کشورها صورت می‌گیرد. این کشورها برای جلوگیری از آسیب به منابع حیاتی خود، از جمله آب و تاسیسات آب‌شیرین‌کن، چنین هزینه‌هایی را می‌پردازند و حتی بدون نیاز به حمله مستقیم، قطع برق می‌تواند این بحران را برای آنها ایجاد کند. از این رو، آنها از جمله مهم‌ترین بازیگرانی هستند که مانع از گسترش بیشتر جنگ می‌شوند.

ابعاد حماسی مقاومت ایران با حضور گسترده مردم تقویت شده است.هیچ گریزی از مقاومت در برابر این جنگ تحمیلی وجود ندارد

راغفر گفت: در کنار ابعاد حماسی این موضوع، باید توجه داشت که تمامیت ارضی کشور هدف قرار گرفته و بنابراین هیچ گریزی از مقاومت در برابر این جنگ تحمیلی وجود ندارد. این ظرفیت با حمایت گسترده مردمی همراه شده و مهم‌ترین عنصر مقاومت نیز همین حمایت مردمی است.

زمان بازنگری در سیاست‌های اقتصادی مخرب فرا رسیده است

وی یادآورشد: شرایطی که به وجود آمده، بر اساس یک فرض استوار بوده است؛ به این معنا که در دو تجاوزی که به کشور صورت گرفت، نتانیاهو تلاش کرد ترامپ را متقاعد کند که در صورت حمله به ایران، انفجار از درون رخ خواهد داد. این فرض بر پایه این ادعا شکل گرفته که سیاست‌های اقتصادی ۳۷ سال گذشته در کشور، زمینه نارضایتی‌های داخلی را فراهم کرده است و به نظر می‌رسد این موضوع بخش مهمی از طراحی این فشارها علیه کشور بوده است. این نارضایتی‌ها بر اساس سیاست‌های اقتصادی شکل گرفته و همین امر موجب شد که برای متقاعد کردن ترامپ تلاش کنند و ادعا کردند اگر به ایران حمله کند، نظام سیاسی از درون خاتمه خواهد یافت یا فرو می‌پاشد. این طمع در آمریکا و اسرائیل چگونه تقویت شد؟ در واقع این مسئله محصول سیاست‌های اقتصادی ۳۷ سال گذشته است که چنین امکانی را فراهم کرد.

تجربه رخدادهای ۱۹ دی، درس بزرگی برای اصلاح سیاست‌های اقتصادی است

استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا ادامه داد: به نظر می‌رسد زمان بازنگری در این سیاست‌های مخرب که آثار امنیتی، اقتصادی و سیاسی داشته‌اند، فرا رسیده و قطعا باید به شیوه‌ای دیگر عمل شود. در جنگ ۱۲ روزه نیز شاهد فداکاری‌های مردم بودیم، اما متاسفانه تداوم سیاست‌های اقتصادی متاثر از الگوهای غربی که با افزایش قیمت ارز و بالا رفتن هزینه‌های زندگی همراه شد، در مدت کوتاهی واکنش بازندگان این سیاست‌ها، یعنی مردم، را به دنبال داشت. به دنبال این روند، پیامدهایی همچون رخدادهای ۱۹ دی‌ماه نیز مشاهده شد که به نظر می‌رسد یک درس بسیار بزرگ است و باید در زمان مناسب به این سیاست‌های مخرب پرداخته شود. تداوم این سیاست‌ها تاکنون هزینه‌های هنگفتی برای کشور به همراه داشته و از این پس نیز می‌تواند تبعات نگران‌کننده‌ای ایجاد کند. در موقع مناسب باید به این موضوع پرداخت که چه اقداماتی می‌توان انجام داد و چه خطاهای سیاستی گسترده‌ای رخ داده است.

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ