تحلیل زیدآبادی از تصمیمهای ترامپ درباره جنگ/ او هیچ استراتژی مشخص و روشنی ندارد
ما اینک با جنگی روبرو هستیم که ممکن است همین امشب به پایان برسد و یا تا ماهها ادامه یابد. طبع دمدمی و ناپایدار شخص ترامپ، هر لحظه ممکن است به سمتی گرایش پیدا کند. به واقع او هیچ استراتژی مشخص و روشنی در مورد این جنگ ندارد و فقط آرزوهایی را در سر میپروراند.
احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت: یک ماه از این جنگ ویرانگر و لعنتی و تحمیلی علیه کشور ما میگذرد. این جنگ آثار خود را نمایان کرده است. نه یک عملیات ضربتی است، نه تمیز است و نه به سرنگونی نظام منجر شده است. آنچه در این جنگ قربانی میشود، جان و سرمایه و اعصاب و روان مردم ایران و دیگر کشورهای دخیل در این جنگ در منطقه است.
وقتی شرایط جنگی میشود، دیگر در بارهٔ خیلی چیزها نمیتوان و شاید نباید حرف زد. در وسط یک آتشسوزی مهیب، اظهار نگرانی از هر امر دیگری به جز مهار آتش در نزد عدهای مضحک جلوه میکند و اصلاً دیده و شنیده نمیشود.
ما اینک با جنگی روبرو هستیم که ممکن است همین امشب به پایان برسد و یا تا ماهها ادامه یابد. طبع دمدمی و ناپایدار شخص ترامپ، هر لحظه ممکن است به سمتی گرایش پیدا کند. به واقع او هیچ استراتژی مشخص و روشنی در مورد این جنگ ندارد و فقط آرزوهایی را در سر میپروراند.
تلاش برخی از اصطلاحاً تحلیلگران ایرانی که میکوشند تا پشت چرند و چارهای ترامپ، وجود نوعی استراتژی پیچیده و محرمانه و غیر قابل ادراک را به مخاطب بیچارهٔ خود بقبولانند، درست شبیه نسبت دادن معجزه به یک رمال نا به کار توسط مریدان مروج اوست!
متأسفانه افرادی به ظاهر موجه، از همان ابتدا، زمینهسازیهای روانی و سیاسی برای توجیه این جنگ را نفهمیدند و بدبختانه در آن سهیم شدند و اکنون نیز نمیخواهند بفهمند که این جنگ مثل عموم جنگهای عالم، جز مرگ و تخریب، هیچ عایدی حتی برای خود آنان ندارد.
از این رو، پس از ارتکاب حماقت تاریخی دعوت از ترامپ برای حمله به کشور و سپس حمایت از جنگ، اکنون با ظاهر شدن آثار جنگ نیز شهامت تجدیدنظر در خطمشی خود برای محکوم کردن جنگ را ندارند و به طرزی فرصتطلبانه در انتظار نشستهاند که بلکه شاید از بمباران و موشکباران بیامان منابع حیاتی کشور توسط ترامپ و نتانیاهو "معجزی" سر زند و در نهایت پس از کلنگی شدن و تخریب بیسابقهٔ ایران، نظام حاکم هم بر اثر آن سقوط کند تا بر ویرانهها جشنی به پا کنند و خود را پیروز غایی این نبرد فاجعهآمیز نشان دهند!
خب، برخی از این افراد که قرار بود با فعالیتهای بینالمللی خود از محنت و مرارت مردم ما بکاهند و به توسعه و دموکراسی آن کمک کنند، آیا آنطور که آقای کاظم علمداری مدعی شده است، واقعاً دیوار کوتاهی دارند یا اینکه در خوشبینانهترین تعبیر از سر ندانمکاری و بیاطلاعی از کثافتکاریها و بیرحمیهای سیاست بینالملل، به افتادن کشورمان در چاهی کمک کردند که مشخص نیست کِی و چگونه از آن بیرون خواهیم آمد!
بدون شک تاریخ ثبت خواهد کرد که عدهای صرفاً به دلیل نفرت از عمامه و عشق به تاج، کشور و جامعه و مردم خود را به دم تیغی دادند که تا بن استخوان هر سه را برید!