فرارو | (تصاویر) داستان اعجاب‌انگیز زندگی یک زن بی دست و پا
تعداد نظرات: ۱۷ نظر
کد خبر: ۴۰۵۰۹۲
اگرچه امی دوران بسیار سخت و طاقت فرسایی را گذرانده اما اکنون به طور کامل مستقل شده و حالا در حال یادگیری رانندگی است.
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۴ - ۱۸ تير ۱۳۹۸

فرارو- یک زن که از بدو تولد بدون داشتن دست و پا متولد شده کارهایی خارق العاده انجام می دهد.

به گزارش فرارو، امی بروکس 37 ساله اهل شهر پیتسبرگ در ایالت پنسیلوانیای آمریکاست و اجازه نمی دهد نقص مادرزادی بر روند کارهای روزمره در زندگی اش تاثیر بگذارد. او قادر به آشپزی، نوشتن، رانندگی و حتی خیاطی است!

وی می گوید: پزشکان در ابتدا از اینکه من بتوانم به زندگی خود ادامه دهم دچار تردید بودند اما پدر و مادرم حرف آنان را قبول نکردند.

امی پس از مدتی از پدر و مادرش جدا شد و حتی از کارکنان مرکزی که در آن حضور داشت خواسته بود او را در یک اتاق قرار دهند و به او غذا ندهند.

اگرچه او دوران بسیار سخت و طاقت فرسایی را گذرانده اما اکنون به طور کامل مستقل شده و حالا در حال یادگیری رانندگی است.

وی از دهان و چانه و شانه هایش برای انجام کارها کمک می گیرد.

امی می گوید من فقط بر روی چیزهای مثبت تمرکز می کنم. او اکنون کلاس های انگیزشی نیز برگزار می کند.

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

(تصاویر)

مجله خواندنی ها
انتشار یافته: ۱۷
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
درود بر اراده اش
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۴۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
محیط ما هم باید اصلاح شود
تا افراد و جوانان سالم ما بیکار نباشند
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۹
انگیزه گرفتم.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
ولمون کن بابا حوصله داری
اینها برای اونجاست
من که تا دو سه سال پیش هفته ای 120 ساعت کار میکردم الان هم روتعطیل کردم انگیزه ندارم از جام بلند شم چون اگه پشتوانه نداشته باشی تو این خرابشده فقط زور علکی زدی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۵۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
چون شما حوصله نداری بقیه هم نباید داشته باشن؟!!
به جای غر زدن (که عادت ما شده) کمی از خانم یاد بگیر. می تونست صد برابر شما آه و ناله کنه اما روی اراده خودش تکیه کرده نه دولت آمریکا!!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
علکی !
هیچ فردی تو را مجبور نکرده و گیره نکرده تا این خبرها را بخوانی و بعد اینگونه واکنش نشان بدهی و بگی ولمون کن!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
والا ماها منفی نیستیم. اما هرچی تلاش میکنیم فایده نداره.
یونس
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
لایک
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۹
هر چیز سر جای خودش...
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۹
سلام؛ فارسی را پاس بداریم : علکی نه «الکی»
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۶ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۹
دوست عزیز قضیه این خانم و چیزی که شما میگی دو تا چیز متفاوته
ناشناس
-
۱۴:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
آفرین!
..
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
من حاضرم با ایشان ازدواج کنم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۹
و اقامت امریکا را گرفته و بعد از مدتی رویکرد متفاوتی را اتخاذ کنی
ایرانی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۴ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۹
مشکلی نیست ولی باید بیاریش ایران ...یه موقع فکر نکنی اونجا بهت اقامت و کار و خونه میدن ها...
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۸
لعنت به اين زندگي بي ارزش و درود به انگيزه و تلاش اين خانم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۱۶ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۹
سعدی » بوستان » باب دوم :
یکی روبهی دید بی دست و پای
فرو ماند در لطف و صنع خدای

که چون زندگانی به سر می‌برد؟
بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟

در این بود درویش شوریده رنگ
که شیری در آمد شغالی به چنگ

شغال نگون بخت را شیر خورد
بماند آنچه روباه از آن سیر خورد

دگر روز باز اتفاق اوفتاد
که روزی رسان قوت روزش بداد

یقین، مرد را دیده بیننده کرد
شد و تکیه بر آفریننده کرد

کز این پس به کنجی نشینم چو مور
که روزی نخوردند پیلان به زور

زنخدان فرو برد چندی به جیب
که بخشنده روزی فرستد ز غیب

نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست
چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست

چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش
ز دیوار محرابش آمد به گوش

برو شیر درنده باش، ای دغل
مینداز خود را چو روباه شل

چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر
چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟

چو شیر آن که را گردنی فربه است
گر افتد چو روبه، سگ از وی به است

به چنگ آر و با دیگران نوش کن
نه بر فضلهٔ دیگران گوش کن

بخور تا توانی به بازوی خویش
که سعیت بود در ترازوی خویش

چو مردان ببر رنج و راحت رسان
مخنث خورد دسترنج کسان

بگیر ای جوان دست درویش پیر
نه خود را بیفکن که دستم بگیر

خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است

کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست
که دون همتانند بی مغز و پوست

کسی نیک بیند به هر دو سرای
که نیکی رساند به خلق خدای
عناوین برگزیده
قیمت دلار؛ چرا
تقاضای سوداگرانه و سرمایه‌ای از بازار ارز خارج شد

قیمت دلار؛ چرا "ارز" ارزان شد؟

پربیننده ترین
گزارش تصویری