فرارو | هفت روایت معتبر از یک روز کسالت‌بار در بازار موبایل
تعداد نظرات: ۲۸ نظر
کد خبر: ۴۰۲۷۴۵
ویترین مغازه‌ها هنوز شکوه و جلال خود را حفظ کرده‌اند. درست است که خیلی از موبایل‌های پرزرق و برق ماکت هستند، اما هنوز می‌توان جعبه‌های آکبند آیفون را با چشمان غیرمسلح تشخیص داد. آیفون‌های ۲۵۶ و ۶۴ گیگابایتی دسته دسته کنار هم نشسته‌اند. اگر قیمت‌ها را بدانید نگران می‌شوید. باید از خودتان بپرسید طرف چطور دلش آمده موبایل‌های ۱۷، ۱۸ میلیون تومانی را این طوری بی‌ترس و لرز پشت ویترین بگذارد
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۲ - ۲۸ خرداد ۱۳۹۸
هفت روایت معتبر از یک روز کسالت‌بار در بازار موبایل
 
فرارو- خبرنگار ما به یکی از پاساژ‌های بزرگ موبایل رفته و تلاش کرده آنچه می‌بیند را روایت کند. او در گفتگو با فروشنده‌ها گپ زده و قیمت‌ها را مقایسه کرده است تا بلکه بفهمد در این بازار واقعا چه خبر است. چیزهایی که می‌خوانید ممکن است شما را ناامید و حتی عصبانی کند اگر چه هنوز می‌توان با درک قوانین جدید بازار، استراتژی‌هایی نو طراحی کرد. 

روایت شماره یک
به گزارش فرارو، انگار گرد مرده در فضا پاشیده‌اند؛ خلوت و آرام. این حکایت یکی از بزرگترین و مدرن‌ترین پاساژ‌های موبایل فروشی است. از خود صبح تا شب مغازه‌ها طبق معمول باز می‌شوند. ویترین‌ها هنوز می‌درخشند و روی در و دیوار همچنان می‌توان تبلیغات سنگین و غلیظ شرکت‌ها را دید. ولی وضع فروش خیلی خوب نیست. موبایل‌های گرانقیمت مثل آیفون طوری در ویترین‌ها نشسته‌اند که انگار هیچ امیدی به بیرون آمدن از جعبه و خودنمایی ندارند. الکی که نیست. قیمت‌ها به شکلی بالا رفته‌اند که دیگر نمی‌توان مثل سابق وارد مغازه شد، یک موبایل انتخاب کرد و پس از پرداخت بهای آن با دلی خوش روانه خانه شد. حرف از ۱۰ میلیون و ۹ میلیون و هشت میلیون تومان است. با این رقم‌ها همین چند سال پیش می‌توانستید یک پراید بخرید و در آژانس محل مشغول به کار شوید. اگر خیلی در قید و بند ماشین نو نباشید، همین حالا هم می‌توان با چنین پول‌هایی صاحب یک ماشین شد. اما وقتی همین برچسب قیمت روی گوشی‌های موبایل می‌خورد، دست و دل همه می‌لرزد. با این تفاوت که حالا دیگر آیفون تنها موبایل گرانقیمت بازار نیست و محصولاتی مانند گلکسی هم قیمت‌شان تا بالا دست‌ها پرکشیده است. ۱۴ میلیون، ۱۵ میلیون! چطور می‌توان از این بازار نترسید؟

روایت شماره دو
یک فروشنده بی‌حوصله را در مغازه خلوتش گیر می‌اندازیم. حوصله حرف زدن ندارد و ترجیح می‌دهد بقیه بازی‌اش را روی iPhone X دنبال کند. وقتی می‌گوییم بعضی مردم شما را مقصر اوضاع می‌دانند، به رگ غیرتش برمی‌خورد. می‌گوید مگر من رفته‌ام از دوبی گوشی وارد کرده‌ام که قیمت‌ها را تعیین کنم؟ به چیزی که می‌خواهیم رسیده‌ایم. زبانش باز شده و از شرکت‌های توزیع کننده می‌گوید. از آن‌هایی که هر روز حوالی ساعت ۱۰ و ۱۱ صبح لیستی را در کانال‌های تلگرام ارسال می‌کنند و در آن تعیین می‌کنند حداقل قیمت فروش در آن روز چقدر است. می‌گوید در بهترین حالت می‌توانیم ۱۰ تا ۱۵ درصد روی این قیمت‌ها بکشیم و سودمان را افزایش دهیم، اما در شرایطی که مشتری نیست و قیمت‌ها ترسناک شده، ترجیح این است که همان معدود مشتری‌های موجود را هم نگه داریم. ولی زیر قیمت شرکت می‌توان گوشی فروخت؟ می‌گوید سر ماه پول اجاره مغازه، پول آب و برق و گاز را از کجا بیاوریم؟
 

روایت شماره سه
مغازه بعدی مخصوص فروش لوازم جانبی است. خیلی خودشان را با خود گوشی طرف نمی‌کنند. از قدیم می‌گویند این دسته فروشنده‌ها نان‌شان در روغن است، چون می‌توانند با دردسر کمتری به سود برسند. فروشنده به نسبت بقیه همکارانش پرانرژی‌تر به نظر می‌رسد. با خنده می‌گوید حالا که مردم نمی‌توانند گوشی جدید بخرند، با تعویض قاب و محافظ و عروسک آن را نونوار می‌کنند. خدا را شکر! کاسبی خوب است. او از تولیدکننده‌های ایرانی حرف می‌زند که حالا بخشی از بازار لوازم جانبی را به دست گرفته‌اند. قاب ایرانی با شکل‌ها و طرح‌های مختلف تولید می‌کنند و هر روز کارشان را گسترش می‌دهند.

روایت شماره چهار
نمایندگی یکی از برند‌های موبایل را با داستانی شگفت‌انگیز به یاد می‌آورم. با جوانی که جلوی فروشگاه ایستاده بود و تلاش می‌کرد با زبان‌بازی مردم را بکشد داخل، چون نمایندگی‌شان یک طرح تعویض گوشی اجرا می‌کرد. به این ترتیب که مشتری گوشی موبایل قدیمی‌اش را تحویل می‌داد و یک مدل جدیدتر برمی‌داشت. اگر چه موبایل قدیمی را با قیمت خوبی برنمی‌داشتند، ولی در عوض با فروش اقساطی تلافی می‌کردند. حالا امروز انگار آن خاطره مال سال‌ها پیش است. دور و کم رنگ. کسی جلوی نمایندگی نیست. فروشنده‌ها روی صندلی‌ها نشسته‌اند و انگار خودشان می‌دانند کسی که پایش را داخل می‌گذارد حتما مشتری نیست. قیمت یکی از جدیدترین گوشی‌هایشان را می‌پرسم. یکی دو تایشان سرشان را بیشتر از قبل داخل صفحه موبایل‌شان فرو می‌کنند. یکی انگار که صدایش از ته چای بیرون بیاید، می‌گوید نداریم. می‌پرسم کی موجود می‌شود و صدایی از ته چاه جواب می‌دهد: معلوم نیست!

روایت شماره پنج
ویترین مغازه‌ها هنوز شکوه و جلال خود را حفظ کرده‌اند. درست است که خیلی از موبایل‌های پرزرق و برق ماکت هستند، اما هنوز می‌توان جعبه‌های آکبند آیفون را با چشمان غیرمسلح تشخیص داد. آیفون‌های ۲۵۶ و ۶۴ گیگابایتی دسته دسته کنار هم نشسته‌اند. اگر قیمت‌ها را بدانید نگران می‌شوید. باید از خودتان بپرسید طرف چطور دلش آمده موبایل‌های ۱۷، ۱۸ میلیون تومانی را این طوری بی‌ترس و لرز پشت ویترین بگذارد. فروشنده می‌گوید لااقل دلمان خوش بود که موبایل دزدی به لطف رجیستری ور افتاده، اما در اصل قیمت‌ها آنقدر بالا رفته که گوشی دزدی را یک راست اوراق می‌کنند تا از قطعاتش به عنوان یدکی استفاده کنند. بعضی گوشی‌ها را هم به خارج کشور، به جا‌هایی مثل افغانستان قاچاق می‌کنند.
 

روایت شماره شش
حسین آقا را مدت‌هاست می‌شناسم. مغازه کوچکش را با چنگ و دندان اداره می‌کند و خیلی روی حلال و حرام معامله حساسیت به خرج می‌دهد. حرف‌هایش قابل اطمینان است. می‌گوید ترجیح می‌دهد خطر نکند. به این معنی که حاضر نیست از شرکت گوشی جدید تحویل بگیرد. اگر مشتری داشته باشد، همان روز گوشی را از انبار شرکت سفارش می‌دهد. پولش را می‌دهد، سودش را حساب می‌کند و خلاص! ویترین فروشگاهش به اشغال موبایل‌های کم خطر درآمده. قبلا باید آن‌ها را موبایل‌های ارزانقیمت و اقتصادی صدا می‌زدیم، اما حالا باید برای همان‌ها حداقل یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خرج کنید. از آن زیر یک A30 بیرون می‌آورد. می‌گوید قبل این داستان‌ها طرف می‌آمد با یک میلیون، یک میلیون و ۱۰۰ و حتی ۹۵۰ هزار تومان یکی از این گوشی‌ها می‌خرید. قیمت امروز بالای سه میلیون تومان و در خوشبینانه‌ترین حالت دو میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است. از مشتری‌ها می‌پرسم؛ از اینکه چطور خودشان را با اوضاع جدید وفق می‌دهند. می‌گوید بعضی‌ها چاره‌ای ندارند. اگر موبایلشان خراب شود تعمیر می‌کنند، اما اگر نابود شده باشد، به ناچار باید یک جدیدش را بخرند. برای همین سراغ موبایل‌هایی می‌آیند که بین دو تا سه میلیون تومان فروخته می‌شود. از طرف دیگر بازار موبایل‌های دست دوم رونق گرفته. قبلا سخت با این بازار کنار می‌آمدیم. حالا دردسرش هم زیاد شده‌اند و باید علاوه بر نگرانی‌های سابق، با سامانه رجیستری و گزینه تغییر مالکیت درافتاد، اما چاره‌ای نیست. بازار آیفون دست دوم پررونق‌تر است. چون مردم ترجیح می‌دهند با پنج، شش میلیون تومان عوض موبایل میان‌رده جدید اندرویدی لااقل آیفون اپل دست‌شان باشد.

روایت شماره هفت
پاساژ بزرگ و مدرن را در حالی ترک می‌کنم که حالا جمعیت بیشتری در آن به چشم می‌خورد. در فودکورت جمعیت زیادی سرگرم ور رفتن با سفارش‌شان هستند. یک طبقه پایین‌تر می‌توان مغازه‌های فروش لوازم جانبی را با چراغ‌های روشن دید. در فروشگاه‌های موبایل انگار گرد مرگ ریخته‌اند. بعضی فروشنده‌ها سنگر را حفظ کرده‌اند، ولی بیشترشان با موبایل سرگرم هستند و جواب آن‌هایی که وارد مغازه می‌شوند را سرسنگین می‌دهند. در فروشگاه‌های آنلاین اوضاع بهتر از این نیست. اگر آن‌ها را بکاوید زیر بیشتر گوشی‌ها نوشته شده «موجود نیست»
نام:
ایمیل:
* نظر:
انتشار یافته: ۲۸
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
کل پاساژ علاالدین انگل جامعن. یک مشت دزد به پول رسیده. کاش کل پاساژ رو خراب کنن تعطیل که هیچ.‌‌..
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
واقعا. الان که دیجیکالا و امثالهم هست دیگه این بیزینسها توجیهی نداره
حق
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۵۸ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۹
ديجي كالا گرون ميده ،‌پاساژهاي ديگه اطراف علاالدين خيلي بهترند و توشون فروشنده هاي منصف پيدا ميشه
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۹
دیجی کالا عامل به هم خوردن بازاره
کالاهای موجود رو زیر قیمت میفروشه و کالاهای کمیاب رو 4 برابر قیمت
امیدوارم تعزیرات پلمپش کنه
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۲۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۹
حالا همه رو که نباید با یه چوب زد. اما اونا انگل ، بقیه بازارها چی؟ بخش بزرگی از اقتصاد جامعه متوقف شده به خاطر ممنوعیت واردات. بازار خودرو ، پوشاک ، مواد اولیه، قطعات .... همه چیز به سمت سقوط اقتصاد میره . صدها هزار نفر این روزها عملا بیکار شدند
ناشناس
Germany
۰۹:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۹
دیجی کالا هم دزده!یک خودکار ازش خریدم 24000 تومن وقتی یک روز توی شهر خودمون رفتم لوازم التحریر بخرم دیدم همون خودکار زد 13200 عین واقهیته.همه دیگه دزدشدن.
ناشناس
United States
۱۱:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
تمام بازار ها همین است از خوذرو مسکن بگیر تا پوشاک مردم به زور فقط مایحتاج بخور نمیر دارند از روزی که پول کشور ارزشش چنین شد وضع همه به هم خورد و کاسبی نیست
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۹ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
من کسیو میشناسم که استرس دخل و خرجش داره دیوونه اش می کنه ولی رفته یه آیفون 18 میلیونی خریده
انقدی که ملت ما ایفون دستشونه بخدا تو اروپا نیست
حماقت و تجمل گرایی ابلهانه ملت ما پایانی ندارد...
ali
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۶ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
عملکرد باند اقای جهرمی جز خسارت و بدبختی در حوزه ارتباطات چیزی نبوده .

دهها شرکت مخابراتی تولید کننده یا تعطیل شده اند یا نیروهای خود را تعطیل کرده اند چون هدف اقای جهرمی و دوست عزیزش اقای صدری فقط و فقط مکیدن توان مالی مخابرات برای سهامدار است.
مسعود
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۸ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
با سلام مطالب خوبی رو ارائه دادید. همیشه حرف های حق و درست و عامیانه به دل آدم میشینه من و آدم رو با شرایط حال جامعه آشنا میکنه، واقعا گرد مرگ سنگینی به مردم جامعه پاشیده شده امیدوارم اوضاع جامعه رو شاد و پر رونق ببینیم ...
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
والا ما رفيق داريم هر وقت بهش بگي ٥٠ تومن بده نداره واقعاًً نداره ، ولي آيفون ١٩ ميليوني دستشه.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
تقصیر مغازه دار هست؟
مغازه دار بنده خدا
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
بسياري از فروشنده هاي علاالدين دنبال كلك زدن به مشتري هستند ، يكي از همين فروشنده هاي موبايل ميگفت من خودم وقتي تو علاالدين ميرم بدنم ميلرزه
حقيقت
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۵۶ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۹
احتمالا اين يه نفري كه منفي زده خودش فروشنده علاالدينه ، الان بمراتب پاساژهاي ديگه مثل چهارسو و بازارموبايل شلوغ ترند و تو علاالدين پرنده پر نميزنه فقط بخاطر غالتاق بودن فروشنده هايي كه ميخوان يك شبه ره صد ساله برند و از بغل مشتري بدبخت پولدار بشند.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
تو جهان سومی که همه چیش فیلتره اصلا نباید دست کسی گوشی باشه...مثل ادم برید دید و بازدید هم.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
با همین فرمون پیش بریم به عصر تلفن هندلی بر میردیم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۳۴ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
حلال و حرام شناس در بازار موبایل؟!!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۹
آدم خوب و بد در تمام اصناف هست. منم چند تا آدم حسابی تو همین کار موبایل میشناسم که همیشه پیش اونا میرم
اهل دل
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
خوب گرون نفروشند وبا سود کمتر بفروشند تا بخریم،من نزدیک ۲سال هست که می خوام گوشی بخرم،چون قیمت ها غیر منصفانه افزایش یافت نخریدم ونمی خرم.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
بالاخره روزی که گوشی تان خراب شد و قابل تعمیر هم نبود مجبورید بخرید.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۰۹ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
سود یک گوشی برای فروشنده زیر 5 درصد است
بسیار هم اتفاق می افتد که با دراپ خوردن ضرر میکنه
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
من تمام همکارانم غر می زنند پول نداریم ، بعد هم خودشان و هم خانمشان ه آیفون X دارند. نمیدونم والله...
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۱۹ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
بازار کاسبی داغونه حتی مواد غذایی را هم مردم اکتفا کردن به ضروریات
عباس
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
واقعا چند درصد مردم آیفون میخرن الان یک گوشی بدرد نخور شده دو سه میلیون بااین گزارش تهیه کردنت
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۳۴ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
داشتم به سالهایی فکر میکردم که وارد کنندکان اجناس بجای اینکه سرمایه‌شان را در صنعت داخلی قرار داده و تولید داخلی بپردازند با واردات فراوان جنس‌ها بازار را در انحصار اجناس خارجی قرار دادند. در این بین شرکتهای تولید کننده داخلی به تدریج بازار خود را از دست داده و ورشکسته شدند و نیروهای متخصص و کارآمد به کشورهای پیشرفته مهاجرت کردند و همان آیفونی که هم‌اکنون در دستان شماست توسط همان متخصصانی ساخته شد که توسط همین وارد کنندگان از کشور طرد شدند. هم اکنون چنین وضعیتی در بازار ایران بوجود آمده و میزان وابستگی بقدری بالاست و وقتی پول نفت از چرخه اقتصاد خارج می‌شود اینگونه تمام چیزها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و اگر ما مانند تولید گندم و سیب زمینی و ... در تولید موبایل و ماشین کیفیت بالا و ... خود کفا بودیم یا حداقل توانایی تولید داشتیم آن وقت اینگونه بازارمان براحتی توسط چند تحریم و مشکل اینچنینی نابود نمی‌شد. اینجاست که می‌توان فهمید افرادی که با تصمیمات ناخردانه و تنها برای بدست آوردن سودهای سریع، چگونه در بلند مدت صدمات جبران ناپذیری به چرخه اقصاد کشور زدند. آیا کسی بازخواست می‌شود؟ آیا همین افراد با ثروتهای بادآورده‌ای که با این خیانتشان به جامعه وارد ساختند، ثروتشان را با خود به کشورهای پیشرفته انتقال نمی‌دهند؟
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۴۴ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۸
گوشی من خراب شد و قابل تعمیر هم نیست ولی دیگه نخریدم چون گرونه. 1.5 ساله نوکیا چراغ قوه ای دارم هیچ وقت هم خراب نمیشه
رایش سوم
Iran, Islamic Republic of
۰۶:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۹
واقعا کشور داره به کدام سو میره
مسکن .خودرو.پوشاک.مواد غذایی
فساد.
واقعا موندن تو این کشور یک لحظه
اشتباست.تصمیم گرفتم از ایران بدم
امیدی نیست.
کرزنگرو
Iran, Islamic Republic of
۰۶:۵۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۹
جالبه یه تیکه های ریزی هم به مغازه دار رفته بودی نویسنده محترم!
در محدوده بازار تلفن همراه از ارز دولتی بگیر و بزن به چاک تا ارز دولتی بگیر و با نرخ آزاد بفروش(بماند تو این بین شرکت تولیدی دسته بیل و واحد توضیع علوفه وزارت جهاد! رفت ارز گرفت برا واردات موبایل) تا عامل دپو چند صد هزار گوشی تو گمرکات مختلف و چندید عامل دیگه گذشتی و گیر دادی به مغازه دار؟! آخرین حلقه ای که مردم می بینن و از قضا فکر میکنن مقصر اصلی همینه؟! بابا انصافت رو شکر!
پیشنهاد
برگزیده*
بی‌خوابی؛ علائم، علل و درمان بی‌خوابی
بی‌خوابی را چگونه درمان کنیم؟

بی‌خوابی؛ علائم، علل و درمان بی‌خوابی

پربیننده ترین