کد خبر: ۳۸۱۹۴۰
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۴ - ۰۷ آذر ۱۳۹۷
حسن محمدرضایی؛ «خاشقچی» روزنامه‌نگاری است که معمای مرگ یا به عبارت دقیق‌تر کشته شدن وی در کنسولگری کشورش در استانبول ترکیه از حدود سه هفته پیش افکار عمومی، رسانه‌ها و برخی کشور‌های جهان را مستقیما به خود مشغول کرده است. آنچه این پرونده را بیش از همه پیچیده کرده است کشته شدن این منتقد نه چندان تندروی رژیم آل سعود در خاک ترکیه است، آن هم در کنسولگری کشورش که قرار است جایی امن برای مراجعان باشد.
 
در اینجا قصد پرداختن به چند و، چون ماجرای قتل خاشقچی را نداریم بلکه می‌خواهیم مسئله را از زاویه تعامل دولت ترکیه با آن بررسی کنیم.
 
ترکیه به عنوان کشوری که این حادثه در خاک آن اتفاق افتاد ناخواسته وارد پرونده‌ای شد که در اصل به این کشور ارتباطی ندارد، اما وقوع جنایت در خاک ترکیه و خدشه‌ای که به امنیت ملی و حق حاکمیت این کشور وارد کرد باعث شد پای این کشور نیز به عنوان یکی از طرف‌های پرونده به این ماجرا کشیده شود.
 
تردیدی نیست که عربستان سعودی از قتل خاشقچی در ترکیه اهدافی را دنبال می‌کرد که شاید بتوان هشدار به مخالفان آل سعود در خارج و جلوگیری از افتادن خاشقچی به دامان ترکیه از طریق ازدواج با خدیجه چنگیز شهروند ترکیه‌ای و افتادن گنجینه اطلاعات وی درباره خاندان آل سعود به دست دولت اردوغان را از جمله این اهداف دانست.
 
از جمله زوایای مهم این پرونده که می‌تواند جالب توجه باشد تعامل دولت ترکیه با این پرونده و مدیریت آن است. دولت ترکیه پس از وقوع حادثه و ناپدید شدن خاشقچی تا زمان اعتراف عربستان به مرگ و نه کشته شدن وی بر اثر درگیری فیزیکی در کنسولگری، بر عزم خود برای پیگیری مسئله تا روشن شدن ابهامات آن تاکید کرد، اما در این مسیر سیاست یکی به نعل و یکی به میخ را در پیش گرفت.
 
دولت ترکیه نمی‌خواست خودش همه اطلاعاتی را که در اختیار داشت منتشر و سرنوشت این پرونده را به یکباره روشن کند بلکه تصمیم گرفت به نوعی سعودی‌ها را زجر کش کند و آن‌ها را بین زمین و آسمان و در حالت بلاتکلیفی نگه دارد تا این دغدغه پیوسته با آن‌ها باشد که ترکیه چه اطلاعاتی درباره این پرونده دارد و در واقع ترکیه می‌خواست از این ماجرا به عنوان استخوان لای زخم بهره برداری کند. از سوی دیگر موضع‌گیری‌های دیپلماتیک ترکیه در تعامل با این پرونده کاملا کنترل شده بود.
 
ترکیه تلاش کرد در این ماجرا کافه را به هم نریزد، روابط خود را با عربستان قطع نکند، به این کشور هشدار دهد، اما تا جایی که به قطع روابط منجر شود پیش نرود، زیرا این کار نه تنها ترکیه را به نتیجه نمی‌رساند بلکه امکان داشت با توجه به کثرت متحدان عربستان که به برکت دلار‌های نفتی رفیق بند کیف این کشور هستند، ترکیه را در انزوا هم قرار دهد و عربستان را به همان اهدافی که از ارتکاب این جنایت در خاک ترکیه داشت برساند.
 
به همین سبب ترکیه با سیاست آرام و گام به گام خود چنان با عربستان بازی کرد و این کشور را با انتشار قطره چکانی اطلاعاتی که در اختیار داشت تحت فشار قرار داد که مقامات ریاض پس از هجده روز ناچار شدند به مرگ و نه به کشته شدن خاشقچی در کنسولگری کشورشان در استانبول ترکیه اعتراف کنند. ترکیه تا این جا به اولین هدف خود رسید و توانست ریاض را وادار کند پس از هجده روز انکار و اظهار بی‌اطلاعی از سرنوشت خاشقچی و حتی ادعای خروج وی از کنسولگری به آنچه در نمایندگی دیپلماتیک عربستان بر سر وی آمده است اعتراف کند. عربستان در واقع با این اعتراف ضربه بزرگی به اعتبار و وجهه خود وارد کرد، هر چند بسیاری از جیره‌خواران این کشور این اعتراف را به منزله شفاف‌سازی تلقی کردند و به رسم نوچه‌هایی که در هر حال از گنده لات خود تعریف و تمجید می‌کنند، به مدح و ثنای شاه سعودی پرداختند و از وی تعریف و تمجید کردند.
 
شاید ترکیه به اندازه کافی مدارک در اختیار داشته باشد که بتواند تکلیف این پرونده را به سرعت روشن کند، اما آنکارا طولانی شدن روند این پرونده و به اصطلاح کِش دادن آن را به نفع خود می‌داند و با این کار می‌خواهد افکار عمومی و کشور‌های جهان را هر چه بیشتر علیه عربستان بسیج و آن‌ها را در موضع‌گیری علیه ریاض با خود همراه کند. ترکیه می‌خواهد با انتشار قطره چکانی اطلاعات و نگه داشتن عربستان در حالت بلاتکلیفی و گاهی اوقات ارسال سیگنال‌هایی برای آن‌ها در خصوص اطلاعاتی که درباره این جنایت در اختیار دارد آن‌ها را وادار کند اندک اندک به نقش خود در این جنایت اعتراف کنند همانگونه که پس از هجده روز انکار و اظهار بی‌اطلاعی از سرنوشت خاشقچی، با اعتراف به مرگ وی در کنسولگری اولین پرده این نمایش را طبق خواست ترکیه بازی کردند.
 
مشکل ریاض این است که نمی‌داند آنکارا چه میزان اطلاعات درباره جنایت قتل خاشقچی در اختیار دارد به همین علت باید منفعلانه منتظر بازی بعدی آنکارا باشد تا برگه بعدی خود را بازی کند.
 
بر همین اساس ترکیه همانگونه که پیشتر گفتیم برای وادار کردن عربستان به همراه شدن با قواعدی که آنکارا آن را تعریف کرده است سیاست یکی به نعل و یکی به میخ را در پیش گرفت. در نتیجه گاهی رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه از شاه سعودی تعریف و تمجید می‌کند و از اعتماد به او و حسن نیت او سخن می‌گوید، اما دیری نمی‌پاید که مشاور وی از آغشته بودن دست‌های محمدبن‌سلمان ولیعهد عربستان به خون جمال خاشقچی سخن می‌گوید.
 
بازی ترکیه با عربستان بدون شک بازی منافع است. سردی روابط آنکارا و ریاض پس از تغییر موضع ترکیه در قبال بحران سوریه و فاصله گرفتن این کشور از موضع عربستان و نزدیک شدن به موضع ایران روسیه سبب شده است ترکیه ماجرای خاشقچی را فرصت خوبی برای وارد کردن ضربه‌ای سیاسی به عربستان از یکسو و کسب منافع از سوی دیگر بداند.
 
اکنون این سوال مطرح است که آیا موضعگیری‌های تند ترکیه در قبال عربستان صرفا به خاطر جلوگیری از پایمال شدن خون شخصی به نام جمال خاشقچی است یا پای مسائل دیگری مثلا کسب امتیاز در میان است؟ درست است که خاشقچی در دنیای رسانه و روزنامه‌ نگاری منتقدی بزرگ علیه آل سعود بود، اما آیا در سطح روابط بین دو کشور می‌تواند محلی از اعراب داشته باشد؟
 
ترکیه در این ماجرا تا کجا پیش خواهد رفت؟ آیا روشن شدن حقیقت را به همه چیز ترجیح خواهد داد یا آن که به محض گرفتن سهم خود از سفره‌ای که با وقوع این جنایت پهن شده است، از خون او خواهد گذشت؟
 
آیا در دنیایی که روزانه صد‌ها نفر بی گناه جان خود را در جنایات مختلف از دست می‌دهند، خون شخصی مثل خاشقچی حتی اگر به عنوان روزنامه نگار و منتقد یک رژیم، اندکی با عوام الناس تفاوت داشته باشد، آنقدر ارزشمند است که هفته‌ها افکار عمومی و رسانه‌ها را به خود مشغول کند و حتی تنش‌هایی بین ترکیه و عربستان به وجود آورده است؟
 
هر چند با نگاهی به گذشته می‌توان پاسخ برخی از این پرسش‌ها را گرفت، اما باید منتظر سکانس‌های بعدی این نمایش بود.
مجله خواندنی ها
عناوین برگزیده
جنگ سرد دوم ترامپ
بیل پاول در مجله نیوزویک تحلیل کرد

جنگ سرد دوم ترامپ

خطای رحیم‌پور ازغدی کجاست؟
تغییرات تازه ای در روند فرهنگی کشور در راه است

خطای رحیم‌پور ازغدی کجاست؟

پربیننده ترین
شاید نخوانده باشید