فرارو | "روسیه" در مسیر تبدیل شدن به ایرانی دیگر
کد خبر: ۱۹۳۵۱۰
مسکو تایمز بررسی کرد

"روسیه" در مسیر تبدیل شدن به ایرانی دیگر

در سال 1994 بود که توماس فریدمن، ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز در توصیف دورنمای روابط آمریکا- روسیه اینطور استدلال کرد که روسیه ممکن از به «فرانسه ای دیگر»، «چینی دیگر» یا «ایرانی دیگر» تبدیل شود. 20 سال طول کشید اما روسیه گذاری از هر سه این قالب ها را تجربه کرده است.
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۴ - ۱۹ خرداد ۱۳۹۳
فرارو- در سال 1994 بود که توماس فریدمن، ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز در توصیف دورنمای روابط آمریکا- روسیه اینطور استدلال کرد که روسیه ممکن از به «فرانسه ای دیگر»، «چینی دیگر» یا «ایرانی دیگر» تبدیل شود. 20 سال طول کشید اما روسیه گذاری از هر سه این قالب ها را تجربه کرده است. 

به گزارش سرویس بین الملل فرارو به نقل از مسکو تایمز، در تمام طول دهه 1990 میلادی روسیه پس از دهه ها انزواطلبی اتحاد جماهیر شوروی، بار دیگر از حق خود برای چرخش به سمت غرب حمایت کرد. مهمترین بخش این رویکرد، تلاش روسیه برای پیوستن به نهادهای غربی بود. با وجود آنکه این کشور صدای مخالف خود در بسیاری مسائل از جمله عراق، بوسنی و کوزو را حفظ کرد، هرگز پایه های ارزشی آینده مشترک خود با غرب را به چالش نکشید. روسیه «فرانسه ای دیگر» بود البته با اقتصادی ناکارآمد.

انتخاب ولادیمیر پوتین به عنوان رئیس جمهوری روسیه در سال 2000 تداوم همین تلاش برای جای دادن روسیه در اردوگاه غرب بود. اما این تلاش مذبوحانه به دلیل عدم اعتماد متقابل، نگرش ریاستی غرب، حس پیچیده قربانی بودن از سوی روسیه و بی میلی این کشور برای اصلاح خود، بی نتیجه ماند.

تا پایان سال 2004 پوتین به این نتیجه رسیده بود که پیمودن مسیر غرب با سیستم تصرف دولت و سرمایه داری که وی در حال بناکردن در روسیه بود، سازگاری ندارد. رشد اقتصادی سریعی که ناشی از بالا بردن قیمت نفت بود کرملین را متقاعد کرد که روسیه قدرتی بزرگ با حقوق خود است و می تواند بدون نهادها و ارزش های غربی به کار خود ادامه دهد. با این حال روسیه از ایجاد چالش امنیتی با غرب خودداری کرد، بجز جنگ سال 2008 با گرجستان. روسیه به «چینی دیگر» تبدیل شد؛ کشوری که بر نوسازی داخلی با تمایلی اندک به ماجراجویی های خارجی بی پروا متمرکز بود.

با این حال بازگشت پوتین به سمت ریاست جمهوری در سال 2012 گذار روسیه از یک قدرت نوظهور به یک قدرت بازار بود. سیاست های مدیریتی روسیه بار دیگر در اطراف یک رهبر که نمی توان اختیاراتش را به چالش کشید، سازماندهی شد.

حفظ حمایت مردمی با توجه به چشم انداز اقتصادی رو به افول، نیازمند یک ایدئولوژی استثناگرایی روسی و برتری اخلاقی نسبت به غرب بود. پویتن نیز دریافت که می تواند از رویکرد ضدآمریکایی خود اعتبار سیاسی گسترده ای کسب کند.

تضعیف غرب و نقش آن در نظم بین الملل به منبع مهم مشروعیت داخلی پوتین تبدیل شده است. مقابله و رقابت گزینشی با آمریکا باعث تقویت ائتلاف سیاسی وی در داخل و خارج شده است. و حال تاوان تبدیل شدن به «ایرانی دیگر» را می پردازد.

البته رویکرد غرب در مورد این دو کشور متفاوت است؛ غرب در مورد ایران باید با کشوری سرکش مقابله کند که در مسیر هسته ای شدن قرار دارد اما در مورد روسیه باید با کشور هسته ای مقابله کند که در مسیر سرکش شدن قرار دارد.
مجله فرارو