تورمِ بیامان، قیمتهای سرسامآور و نابرابری آشکار در سبک زندگی، نه فقط سفره مردم را کوچک کرده، بلکه روانشان را هم خسته و فرسوده ساخته است.
۸۴ مطلب
تورمِ بیامان، قیمتهای سرسامآور و نابرابری آشکار در سبک زندگی، نه فقط سفره مردم را کوچک کرده، بلکه روانشان را هم خسته و فرسوده ساخته است.
ایران برای عبور از بحرانهای امروز خود، بیش از هر زمان دیگری به انسجام ملی و اعتماد عمومی نیاز دارد. بدون بازسازی این بنیان نرم، همه تلاشها در عرصههای دیگر، بر پایهای سست و ناپایدار بنا خواهند شد. جامعهای که سرمایه اجتماعیاش را از دست داده، حتی اگر ثروتمند باشد، دچار فقر معنایی و گفتمانی خواهد بود و این موضوع، بزرگترین تهدید برای آینده ایران است.
تئوریسین جریان اصلاحات معتقد است «جامعه امروز ایران با یک پیشرفت عظیم و بهموازات آن یک پسرفت قابل توجه دست به گریبان شده است: از یک سو، تا بدانجا پیش رفتهایم که جامعه بهواسطه دغدغه و کنجکاوی خود دائماً در معرض تغذیه اطلاعاتی است، به خودبسندگی رسیده و قابلیت تحلیل بهدست آورده است؛ از سوی دیگر، همین جامعه با چنین مختصاتی، بهدلیل خروج از معیارهای متعارف «دموکراسی» و «ملت- دولت» در مسائل متعددی به نقطه غلیان رسیده است.»
«رهبری در حکم من گفتند جامعه انقلابی را مورد هدف تبیین قرار دهید. وقتی از ایشان سوال کردم گفتند معلوم است من تمام جامعه ایران را انقلابی میدانم نه عده خاصی را.»
جامعه تلاشهای بسیار زیادی برای اصلاح نظام سیاسی و اجتماعی کرد، مردم با گرایشات چپ، راست، اصولگرایانه و اصلاحطلبانه مشارکت حداکثر داشتند و اینطور نبود که مردم فقط دوم خرداد حداکثری آمده باشند، بلکه در تمام دورههای بعد هم مشارکت حداکثر داشتند. دیگر این مردمِ بیچاره چهقدر باید به صدای اصولگراها و اصلاحطلبها گوش بدهند؟
مقصود فراستخواه؛ جامعه شناس، گفت: در ایران همیشه نوعی سیکل معیوب وجود داشته است؛ چرخهای که با تمرکزگرایی شدید وجود داشته و در مقابلش هم خشونت بوده است.
علی مرشدیزاد گفت: یکی از برکاتی که خداوند به جمهوری اسلامی داده، این است که اپوزیسیون ضعیفی نصیبش شده است. جامعهای که نارضایتی و بحران دارد، امکان همنوایی با هر صدای معترضی را دارد. این همنوایی اما بدینمعنا نیست که آن اپوزیسیون بتواند خواستههای جامعه را محقق کند؛ چهبسا مشکلاتی نیز بر مشکلات پیشین جامعه بیافزاید. این وضعیت جامعه ایران و اپوزیسیون خارجنشین است.
هادی خانیکی نوشت: باید به هر نگاه و صدای متفاوتی احترام گذاشت و هر فرد و گروه و نسل و صنفی را آنقدر به رسمیت شناخت که سخنها و فهمشان موجب بازاندیشیدن و اصلاح دیدگاههای جزمی و متصلب شود.
مرتضی افقه گفت: دهک دهم از جمله افرادی هستند که می توان آنها را ابرثروتمند تلقی کرد؛ طبقه متوسط اما به شدت کوچک شده، حتی میتوان تا دهک ششم را در دهک درآمدی پایین تلقی کرد.
وحیدی گفت: یکی از القائات غلط به کشور ما این است که میگویند ایرانیها بلد نیستند کار تیمی انجام دهند این مورد قبول نیست، بسیاری کارهای بزرگ در کشور با کمک تیمی انجام شده است. دیگر القائات این است که میگویند جامعه ما دچار افسردگی است که این حرف غلط و بیربطی است.