هر لحظه ممکن است ترامپ اتاق مذاکره را با بمب به هوا بفرستند
برخی به این نکته اشاره دارند که شاید ترامپ از این طریق سعی دارد به نوعی هرگونه اقدام آتی خود علیه ایران را مشروعیتبخشی کند. تحلیلگران میگویند وقتی صحبت از مذاکره با ترامپ است، باید فردی را در نظر داشت که هرلحظه امکان دارد فضای بازی را عوض کند و با بمب، اتاق مذاکره را به هوا بفرستد!
فرارو- در روزهای اخیر و البته وضعیت کنونی، شاهد مطرح شدن طیفی متنوعی از گمانه زنی ها با محوریت نزدیکبودن ماجراجویی نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران بوده ایم. به طور خاص دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا تهدیدات مختلفی را علیه ایران مطرح می کند و دیگر چهره های دولت وی نیز به همین منوال، همان خطی را برجسته سازی می کنند که ترامپ آن را نوشته است. در جدیدترین تحول، ترامپ فرمان اعزام ناو هواپیمابر جرالد فورد به عنوان بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکایی به خاورمیانه و آبهای مجاور با ایران را صادر کرده است.
به گزارش فرارو؛ موضوعی که با بازتاب های گستردهای همراه شده است. در جبهه مقابل اما مقام های ارشد سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی تاکید می کنند که بنای تسلیم شدن در برابر واشینگتن را ندارند و در روند مذاکرات دیپلماتیک که اکنون با میانجیگری عمان در جریان است نیز صرفا توافقی را می پذیرند که به ایران و منافع این کشور نیز احترام بگذارد.
در این بحبوحه، ورای اینکه در آینده چه خواهد شد و ما شاهد جنگ خواهیم بود یا خیر، روند دیپلماتیک، به مدیریت تنش می انجامد، اینطور به نظر می رسد که در مورد ماجراجویی احتمالی علیه ایران، سه نکته وجود دارد که توجه به آن ها ضروری است.
اول اینکه ایران سال ها در بخش توان رزمی دریایی، خود را تقویت و مجهز کرده است. با توجه به توان دریایی ناشناخته ایران و مجهز بودن آن به انواع موشک و پهپادها و ادوات دریایی، یک ریسک بزرگ برای هر بازیگر خارجی است. طوری که اگر ایران چند تانکر نفتکش در خلیج فارس و دریای عمان را هدف قرار دهد، این مساله به خودیِ خود می تواند به یک شوک جدی برای اقتصاد جهانی تبدیل شود.
ایجاد فضای تنش، خود می تواند سناریوهای ناخوشایندی را برای اقتصاد جهانی و به طور خاص اقتصادهای غربی رقم بزند. در این شرایط، یک ماجراجویی نظامی علیه ایران که سالهاست خود را آماده جنگ دریایی با آمریکا می کند، به شدت ریسکی است. اینکه ترامپ حاضر باشد این ریسک را بپذیرد یا خیر، مساله ای است که با اما و اگرهای فراوانی همراه است.
نکته دوم اینکه آمریکا به دنبال تکرار مدل حمله به عراق این مرتبه به ایران نیست. ایران، نه عراق است و نه شبیه به هیچ کشور دیگری در خاورمیانه محسوب می شود. ناامنی در ایران می تواند خسارت های جدی را به منافع ملی آمریکا و طیف متحدان آن وارد کند.
ورای این ها، ترامپ با شعار پایان دادن به جنگ های نامحدود آمریکا وارد کاخ سفید شده و اگر قرار باشد وارد تله جنگ فراگیر با ایران شود، این موضوع تا حد زیادی بر سرمایه سیاسی وی و جمهوریخواهان متحدش در انتخابات میاندورهای آتی کنگره آمریکا اثرگذاری منفی خواهد گذاشت. اضافه بر این ها، جنگ به هر شکل با ریخته شدن خون تعدادی سربازان آمریکایی همراه میشود. این نیز موضوعی نیست که هم افکار عمومی آمریکا و هم نخبگان سیاسی این کشور تحمل پذیرش آن را داشته باشند.
ترامپ همین حالا در صحنه سیاست داخلی آمریکا، کم دشمن و مخالف ندارد. حال در این وضعیت، اقدام نظامی عیله ایران برای ترامپ شبیه به چیزی نظیر راه رفتن روی لبه تیغ است.
اگر ترامپ به دنبال نمایش قدرت در اطراف ایران باشد، اینکه به جنگ با ایران کشیده شود، میتواند اقدام وی را دقیقا به چیزی تبدیل کند که در نقطه مقابل اهداف ذهنی اوست. در حقیقت او به دنبال قدرتنمایی برای تهران است و واکنش های نامشخص ایران می تواند او را با چالش های جدی رو به رو سازد.
و مساله سوم اینکه بسیاری به روند مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمانی ها خوشبین هستند. مذاکره در دنیای دیپلماسی پدیدهای مثبت است و تا جای ممکن باید درهای دیپلماسی را باز نگه داشت.
با این حال، برخی نیز به این نکته اشاره دارند که شاید ترامپ از این طریق سعی دارد به نوعی هرگونه اقدام آتی خود علیه ایران را مشروعیتبخشی کند و به جهان بگوید که با ایران مذاکره کرد و تلاش کرد تهدید علیه صلح و ثبات جهانی را از بین ببرد اما نشد و در نهایت، مجبور به حمله نظامی علیه ایران شد.
تحلیلگران میگویند وقتی صحبت از مذاکره با ترامپ است، باید فردی را در نظر داشت که هرلحظه امکان دارد فضای بازی را عوض کند و با بمب، اتاق مذاکره را به هوا بفرستد!