اثر توافق احتمالی ایران و آمریکا بر بورس؛ ترس فعلی بازار، ترس از بحران نیست، احتیاط معاملهگری است
تحلیلگر بازار سرمایه معتقد است آنچه امروز بورس را تحت فشار قرار داده، بیش از آنکه تهدیدهای نظامی باشد، جنگ روانی و رسانهای است
بازار سرمایه ایران در روزهای گذشته با افت قابل توجهی مواجه بود. برخی تحلیل ها تنش ها بین ایران و آمریکا و فضای جنگی حاکم بر کشور را علت این وضعیت بازار سهام می دانند.
در همین زمینه بهمن فلاح تحلیلگر بازار سرمایه می گوید: «بازار در آستانه دور جدید مذاکرات و سفر آقای لاریجانی به عمان، رویکردی احتیاطی در پیش گرفته و در صورت مثبت بودن نتایج، میتوان در هفته آینده شاهد برگشت روند بازار بود».
*آقای فلاح! فضای فعلی بازار سرمایه را چگونه تحلیل میکنید؟ به نظر شما ریزشهای سنگین روزهای گذشته ناشی از سیگنالهای متناقض جنگ و مذاکره است یا عوامل دیگری در این میان نقش دارند؟
قسمت عمده این وضعیت به فضای روانی و رسانهای حاکم بر اقتصاد کلان بازمیگردد که به نوعی یک نوع جنگ محسوب میشود. در واقع، کشورها در کنار جنگ نظامی، جنگ رسانهای و روانی را نیز آغاز میکنند که به طور طبیعی بر اقتصاد تأثیر میگذارد و ریسک سرمایهگذاری را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، بازارهای سهام معمولاً با ریزش مواجه میشوند.
با وجود ارزندگی بالا، بازار هنوز به مدار مثبت برنگشته است
اما اتفاقی که افتاد با توجه به سقوط سنگین بازار از 10 روز پیش و ریزش بیش از ۵۰۰ هزار واحدی شاخص، انتظار فعالان بازار این بود که پس از مذاکرات هفته گذشته فضا به تعادل برسد، اما برخلاف انتظار و با وجود ثبات نسبی در قیمت جهانی انس، نقره و کامودیتیها روند ریزشی بورس ادامه یافت.
متأسفانه با وجود ارزندگی بالای سهام و ارزش معاملات مناسب، بازار هنوز به مدار مثبت بازنگشته است. به نظر میرسد، اگرچه متغیرهای بنیادی مانند حرکت به سمت تکنرخی شدن ارز و حذف قیمتگذاری دستوری برخی صنایع در وضعیت خوبی هستند، اما فشار فروش اوراق و تأمین مالی از این محل (مانند فروش ۵ همتی اوراق در هفته جاری) در کنار افزایش نرخ بهره در بازار پول، مزید بر علت شده و فشار فروش را حفظ کرده است.
به نظر میرسد بازار در آستانه دور جدید مذاکرات و سفر آقای لاریجانی به عمان و دوحه، رویکردی احتیاطی در پیش گرفته و در صورت مثبت بودن نتایج، میتوان در هفته آینده شاهد برگشت روند بازار بود.
حتی توافق نسبی هم میتواند موتور رشد صنایع صادراتی را روشن کند
*در صورت دستیابی به توافق، به نظرتان کدام صنایع از شرایط بهتری برای رشد برخوردار خواهند بود؟
با توجه به حرکت به سمت تکنرخی شدن ارز، شرکتها میتوانند سود خوبی از محل تسعیر ارز شناسایی کنند. حتی در صورت شکلگیری یک توافق نسبی و نیمبند، صنایع صادراتی ما و در صدر آنها صنعت پتروشیمی به دلیل رشد نرخ ارز متناسب با تورم و نقدینگی، شرایط مساعدی خواهند داشت.
بر اساس سامانه ارز توافقی که پیش از دوره آقای فرزین مطرح بود، میانگین نرخ ارز در ماههای ابتدایی سال حدود ۷۸ هزار تومان لحاظ میشد، اما اکنون با ادغام بازار اول و دوم، این میانگین به ۱۳۵ تومان رسیده که رشدی بیش از ۹۰ درصد را نشان میدهد. این موضوع با توجه به حاشیه سود شرکتهای پتروشیمی که به طور میانگین ۴۰ درصد است، میتواند سودآوری چشمگیری را رقم بزند و ارزآوری خوبی هم برای اقتصاد کشور داشته باشند.
تنها در 6 ماهه نخست سال، صنایع بورسی حدود ۲۰ میلیارد دلار تسعیر ارزی، حتی با قیمت های زیر 70 هزار تومان داشتهاند؛ بنابراین با حذف ارز دستوری و ترجیحی، صنایع صادراتی در سال آینده از این محل به شدت مورد استقبال قرار گرفته و رشد خوبی را تجربه خواهند کرد.
خروج بیش از ۴۷ همت نقدینگی، رکوردی وحشتناک برای بورس
*خروج نقدینگی قابلتوجه از بورس در ماههای گذشته را چگونه ارزیابی میکنید و به نظرتان این سرمایهها عمدتاً به کدام بازارها هدایت شدهاند؟
از ابتدای سال تاکنون شاهد خروج نقدینگی وحشتناکی از بازار بودهایم که رقم آن از ۴۰ همت فراتر رفته و الان به حدود ۴۷ همت رسیده است. با توجه به روند بازارها و ارزش معاملاتی که داریم، الان ارزش روزانه معاملات به طور میانگین 15 همت شده است. از سوی دیگر، ارزش معاملات در صندوقهای طلا به بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده که 2 برابر میانگین ارزش معاملات کل بازار بورس است.
این موضوع نشان میدهد جریان نقدینگی به سمت بازار طلا بوده است و در بازار رسمی که مقیاس کوچکی از آن را در صندوقهای طلا در نظر میگیریم، میبینیم 2 برابر بورس معامله صورت میگیرد.
مدیریت این نقدینگی، توسط رئیسکل پیشین بانک مرکزی و از طریق پیشفروش سکه و حراج شمش در مرکز مبادله انجام شد که از ابتدای امسال، مسیر پول را از بازار سرمایه به سمت بازارهای غیرمولد تغییر داد.
با وجود اینکه امسال سال سرمایهگذاری برای تولید نامگذاری شده بود، اما سیاستهای رئیس کل پیشین بانک مرکزی باعث آسیب به بازار سرمایه به عنوان بستر تأمین مالی تولید شد، تا جایی که ارزش بازار سرمایه به زیر ۹۰ میلیارد دلار سقوط کرد و نقدینگی در پول به سمت بازارهای غیرمولد رفت.
در ضمن، این سیاستها حتی در کنترل نرخ رشد نقدینگی و پایه پولی نیز موفق نبودند و انقباضی هم محسوب نمیشدند. در نتیجه، اکنون تورم بالای ۴۰ درصد در اقتصاد ما مزمن شده است.
تعطیلی کوتاهمدت بازارسهام به فوبیای بستهشدن بورس پایان داد
*در صورت وقوع جنگ، بورس در چه وضعیتی قرار میگیرد؟ توصیه میکنید بورس در ایام جنگ مثل جنگ 12 روزه تعطیل شود یا به فعالیت خود با شرایط متفاوت ادامه دهد؟
تجربه تعطیلی بازار در آن ۱۲ روز تجربه مثبتی بود، هرچند بازگشایی آن با حمایت خوبی همراه نشد. با این حال، آن اتفاق باعث شد فوبیای بستهشدن طولانیمدت بازار از بین برود و بازار نشان داد میتواند نقدشوندگی خود را حفظ کند، هر چند به خاطر اتفاقاتی که افتاده بود سهمها افت کرده بودند.
در صورت وقوع هر اتفاقی، معتقدم بازار سرمایه در میان مدت یا بلندمدت یک ساله آسیب جدی نخواهد دید. فقط ممکن است در یک برهه بسیار کوتاه تا خروج از شرایط بحرانی، فعالیتش متوقف شود. حتی اگر جنگ طولانی هم باشد، بازار باز هم به فعالیت خود ادامه میدهد و اتفاقی نخواهد افتاد، چون این تجربه را به دست آورده است.
مدیرانی نظیر آقای صیدی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار و آقای مدنیزاده، وزیر اقتصاد که فعالیت خود را همزمان با وقوع جنگ ایران و اسرائیل آغاز کردند، اکنون پختهتر میتوانند شرایط را مدیریت کنند.
در تجربه جنگ ۱۲ روزه، نقدشوندگی صندوقهای کالایی مختل نشد
*وضعیت فعالیت صندوقهای کالایی طلا و نقره و درآمد ثابت را در شرایط جنگی چگونه پیشبینی میکنید؟
صندوقهای طلا و نقره داراییمحور هستند و ارزش آنها تحت هر شرایطی حفظ میشود. صندوقهای درآمد ثابت نیز به روند عادی خود ادامه داده و سودهای ماهانه را پرداخت میکنند. بنابراین نگرانی خاصی برای آنها وجود ندارد.
حتی در تجربه جنگ ۱۲ روزه، منابعی برای بازخرید واحدها در نظر گرفته شد و نقدشوندگی آنها حتی یک ساعت هم مختل نشد. تمهیدات خوبی در جنگ ایران و اسرائیل برای بازار در نظر گرفته شد، اما در حال حاضر، ترس موجود در بازار ناشی از احتمال جنگ یا بحران نیست، بلکه از نوع احتیاط معاملهگری است.
به این معنا که معاملهگران ترجیح میدهند برای خرید در قیمتهای پایینتر صبر کنند یا پول خود را در صندوقهای طلا پارک کنند. این احتیاط از این نوع نیست که بازار قرار است دچار بحران های لاینحل مثل جنگ شود.
نمادهای هموزن برای سرمایهگذاران ریسکپذیر جذاب شدهاند
*آیا در شرایط فعلی تمرکز سرمایهگذاران باید بر نمادهای شاخصساز باشد یا نمادهای کوچک نیز پتانسیل جبران عقبافتادگی از نمادهای بزرگ را دارند؟
نمادهای بزرگ به دلیل نقدشوندگی، حجم معاملات بالا و فعالیت صندوقهای حمایتی، همواره مورد توجه هستند. اما متأسفانه نمادهای شاخص هموزن حتی از قیمتهای پس از جنگ ۱۲ روزه نیز پایینتر آمدهاند و مورد بیمهری و تخریب صندوقهای حمایتی قرار گرفتهاند. هر چند به 10 درصد ارزش خالص دارایی های شان بازگشتند.
اگر بازار به تعادل برسد، شرکتهای شاخص هموزن برای افراد ریسکپذیر بسیار جذاب خواهد بود، هرچند فعلاً استراتژی دفاعی فعالان بازار بر محوریت ۱۰ شرکت بزرگ و شاخصساز میچرخد.
ادامه قیمتگذاری دستوری، حاشیه سود داروییها را منفی میکند
*وضعیت نمادهای دارویی را که در هفتههای گذشته منفی بودند، در صورت مثبت بودن مذاکرات ایران و آمریکا چگونه تحلیل میکنید؟
در صنعت دارو ابهامات زیادی وجود دارد؛ با وجود گزارشهای خوب، هنوز وضعیت تخصیص ارز ترجیحی برای مواد اولیه و مسئله قیمتگذاری دستوری روشن نیست. علاوه بر اینکه مطالبات بالایی از دولت دارند، اگر قیمتگذاری دستوری در صنعت دارو ادامه یابد، حاشیه سود این صنعت به شدت منفی خواهد شد.
از سوی دیگر، چون این صنعت عمدتاً نیمهدولتی یا تمامدولتی است و سخنگوی فعال و کنشگری ندارد، این ابهامات بیشتر به چشم میآید. بنابراین تا زمانی که این ابهامات ادامه دارد به نظر می رسد باید بازار دارو منتظر بماند تا ابهامات برطرف شود.
البته در دی و بهمن ماه امسال، فشار عرضه تقریباً در تمام صنایع وجود داشت، تر و خشک با هم سوختند و ریزش بازار بعد از مانورهای جنگ روانی سقوط کرد. در واقع این ریزش به صورت مستقیم به تحولات نظامی ربطی نداشت و بازار مغلوب فضای روانی و جنگ رسانهای شد.
در این فضای جنگ روانی، نیاز است که مسئولان اقتصادی اقدامات نمادینی انجام دهند. برای مثال، چه ایرادی داشت آقای پزشکیان به تالار بورس بیاید. این دست اقدامات میتواند پیام مثبتی به بازار مخابره کند.
ما باید در برابر جنگ روانی، کنشگری فعال داشته باشیم. امیدواریم با موفقیت تیم مذاکراتی به سرپرستی آقای لاریجانی، سایه تهدید و جنگ از کشور دور شود تا اقتصاد و بازار سرمایه بتوانند در فضایی دور از عدم اطمینان به فعالیت خود ادامه دهند.