۴۷ سال بعد؛ وقت پاسخ دادن است
فهرست مشکلات و کوتاهیها و ترک فعلها و حتی فعلها و عملکردهای ناصواب و ناثوابِ کم نیست. حال باید به ضرورتِ اندیشه کردن و پرداختن به اینها در نظام تصمیمگیری بر اساس خواسته و نظر مردم به منظورِ جبران اشتباهات پی ببریم و به مردم برگردیم.....
فتحالله جوادی، روزنامه نگار، در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
راهپیماییهای گسترده و سراسری ۲۲ بهمن چون همیشه، و بهویژه امسال که شاید حساسیت بسیار ویژهای هم داشت، یکبار دیگر اهمیّت حضور و مشارکت مردم و لزوم توجه به نقش مردم و رفع مشکلات آنان و خدمت شایستهتر به مردم را به عنوان پشتوانۀ اصلی نظام و کشور نشان داد.
«امام خمینی (ره)»، به عنوان معمار اصلی انقلاب، جدای از تأکید بر این نکته مهم که مردم ولینعمتِ ما هستند، همواره یک عبارت کلیدی دیگر را هم به عنوان توصیه به مردم و مسئولان تکرار میکرد و آن اینکه وحدت کلمه را حفظ کنید. رمز پیروزی نهضت وحدت کلمه بوده و هست. وحدت کلمهای که امام میگفت مُرادفِ مُوَسَّعِ گفتمان انسجام ملی است که این روزها به عنوان رمز موفقیتِ مُلک و ملت بسیار مطرح است.
واقعیت آن است که رمز پیروزی مردم دقیقاً همین بود. وحدت و اتحاد ملی، وحدت در رهبری، و وحدت در آرمان و هدف. مطالبه و شعارِ مطرح که تقریباً در تمامی تظاهرات میلیونی مردم هم دیده یا شنیده میشد، استقلال؛ آزادی و جمهوری اسلامی بود. چون هم استقلال کشور با وابستگی به خارج و جهان غرب سیمایی کاریکاتوری داشت و هم دههها بود که آزادی به محاق رفته بود و عملاً چیزی از آن نمانده بود.
هدف امت و امام (ملّت و رهبر) در نهضت این بود که ضمن برچیدن بساط ظلم و فساد و نابرابری و تبعیض و وابستگی و تحقیر و فاصلههای کاملاً نمایان طبقاتی، نظمی نو در اندازند تا دین و دنیای بهتری داشته باشیم و احساس تحقیر نکنیم، و امام این اعتماد به نفس را در مردم ایجاد کرد که مردمِ گرفتار آمده در سکوت و تحقیر و فقر و بغض و تماشا را به صحنه آورد و نالههای تنهایی بدل به فریاد جمعی شد.
هم امام و بنیانگذاران انقلاب و هم مردم، آرمانها و ارزشهایی داشتند و مطالبه میکردند که همه در جهت اعتلای ایران و ایرانی و نیل به رشد و اعتلای معنوی و مادی کشور بود. و دیدیم که چه شوری در مردم پدید آمد. و در همان سالهای نخست با وجود همه توطئهها و تحمیلِ یک جنگ استعمار خواستۀ تجاوز کارانه، چه نیروی مقاومتی در مردم ایجاد شد و چه دستاوردهایی که حاصل این انقلاب فکری و معنوی و روحی بود، به دست آمد.
برای آنکه درک بهتری نسبت به وضع ایران در گذشته داشته باشیم، لازم نیست که آثار نویسندگان داخلی و طرفداران انقلاب را ورق بزنیم، همان آثاری که خبرنگاران و رسانهها و مورخین خارجی در آن دوران و از وضعیت رژیم سلطنتی نوشتهاند و نیز آثار و خاطرات شفاهی و کتبی که چهرههای وابسته در همان دوران گفته و نوشتهاند کفایت میکند.
مرور دستاوردها هم که بیشتر زبان بیطرفانۀ آمار و ارقام است کار چندان سخت و شاقی نیست. از میزان سواد، تعداد دانشگاهها، بیمارستانها، تحصیلکردهها و رشد علمی گرفته تا میزان برخورداری از امکانات بهداشتی، درمانی، برق، آب لولهکشی، گاز شهری و…، از متوسط طول عمر گرفته تا میزان مرگ و میر کودکان و زنان، از مقایسه زیرساختهای بزرگ صنعتی، معدنی، پتروشیمی و رشد تولید در همه بخشها گرفته تا پیشرفتهای کمنظیر علمی و خودکفایی دفاعی و نظامی، خدمات گسترده و دستاوردها قابل مقایسه و انکار نیست. با این همه اما آیا انقلاب به همه اهدافش رسیده است؟ نسل امروز شاید بپرسد و به درستی هم بپرسد که وضع امروز چیست؟ و بگوید با ما درباره کارنامه امروز انقلاب پس از ۴۷ سال صحبت کنید. اصلا حرف شما درباره هر چه که از رژیم گذشته میگویید، درست. اینکه مردم باید انقلاب میکردند و آن رژیم وابسته فاسد را ساقط میکردند هم سَلَّمنا (تسلیم شدیم، قبول کردیم). حالا آیا آنچه هست واقعاً همانی است که میبایست میبود و شما میخواستید؟! آیا مردمی که انقلاب کردند جدای از استقلال و مطالبات دینی و احترام اعتقادی، به دنبال آزادی، رفاه، پیشرفت و در یک کلام زندگی نبودند؟!
سوال خوبی است که باید بدان پاسخ داد. هم امام و هم مردم تمامی این مطالبات را در یک نظام به نام جمهوری اسلامی میدیدند، و مطالبه داشتند که دین و دنیای بهتری برایشان رقم بزند. حالا در کنار همۀ این دستاوردهایی که انقلاب داشت و مهمتر از همهاش پایان دادن به تحقیر ایران و ایرانی بود و همۀ اعتماد به نفسی که در سایۀ آن به وجود آمد که توانستیم بسیاری از کارهای غیرممکن را ممکن کنیم و در عرصههای بسیاری به «ما میتوانیم» عینیت بخشیم و با درک همۀ توطئهها و دشمنیهایی که دنیای استکبار به کار بست و چشم دیدن یک ایران مقتدر را نداشت و همه جور فشار و تحریمی را به ما تحمیل کرد، اگر به اشتباهات و غفلتها و سوءعملکردها و روندهای نامطلوبی که هر روز احساس کارآمدی نظام را در نزد مردم مورد تشکیک و تردید قرارداد و این شکافِ قابل توجه میان دولت – ملت را پدید آورد توجه نکنیم و درصدد اصلاح برنیاییم، راهی به سوی رستگاری باز نخواهیم کرد.
از این روی باید موشکافانه آفات و روندهای نامطلوبی که کارها را به اینجا رساند به دقت رصد شده و با آسیبشناسی درست تا دیر نشده درصدد اصلاح آن برآمد. در آموزههای دین، هماره مردم و رای مردم اصل بود. آیا به آن توجه کافی شد؟ مردم را دسته دسته نکردیم؟ برای انتخاب آزادانۀ آنان در انتخابها محدودیت ایجاد نکردیم؟ با فساد و رانت و فاصلههای طبقاتی و قدرت گرفتن الیگارشیِ پیدا و پنهان مقابله کردیم یا مماشات؟ همۀ مقامات و مسئولان ما طبق همان آموزهها و ارزشها مثل مردم زندگی میکنند یا طبقه جداگانهای شدهاند؟ آیا قانون که باید با همه یکسان رفتار کند و همه را به یک چشم ببیند چنین میکند و میبیند؟ آیا همه، امکان و فرصت یکسان و برابر برای کار و زندگی و رشد و پیشرفت دارند؟ آیا شایستهسالاری در مدیریتهایمان حاکم است یا نفوذ و رانت و نسبت فامیلی و وابستگی حزبی و فکری و…؟ در یک کلام، آیا همه مردم را به یک چشم دیدهایم؟ آیا مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی جامعه را حل کردهایم؟ و…
فهرست این مشکلات و کوتاهیها و ترک فعلها و حتی فعلها و عملکردهای ناصواب و ناثوابِ کم نیست. حال باید به ضرورتِ اندیشه کردن و پرداختن به اینها در نظام تصمیمگیری بر اساس خواسته و نظر مردم به منظورِ جبران اشتباهات پی ببریم و به مردم برگردیم و مطالبات اصلی و اساسی مردم را در اولویت قرار دهیم.
یادمان باشد که به گفته «امام خمینی»، مردم ولی نعمت ما بودهاند و هستند و نیز فراموش نکنیم که وحدت کلمه رمز پیروزی بوده و هست. اما شکرانه مشارکت این مردم باصفا، صمیمی، استوار، وفادار و بصیر، خدمت صادقانهتر و فراهم آوردن زندگی آبرومندانهتر، رفع مشکلات آنان، و حفظ انسجام ملی همۀ ایرانیان است، چه آنان که در راهپیمایی دیروز بودند و چه آنها که نبودند. همه «زندگی بهتر برای همۀ مردم ایران» میخواهند. تنها میماند سپاس بیکران از مردم قهرمان ایران که بهترین مردم دنیایند.