داستان دو متحد استراتژیک
چرا چین کنار ایران نمیجنگد؟
چین و ایران اگر چه یک قرارداد همکاری راهبردی با یکدیگر امضا کردند اما باید به این نکته نیز توجه داشت که چین قراردادهای مشابهی نیز با بعضی کشورهای عربی منطقه دارد که محل استقرار پایگاههای آمریکایی هستند و در این جنگ نیز مورد هدف قرار گرفتند: قطر، امارات، کویت و اردن. علاوه بر این قراردادها، چین روابط اقتصادی گستردهای با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه امارات دارد.
فرارو – محسن صالحیخواه؛ جمهوری خلق چین در کنار فدراسیون روسیه، یکی از دو کشوری است که جمهوری اسلامی ایران با آنها قرارداد همکاری استراتژیک امضا کرده است. در ادبیات سیاسی ایران هم از پکن و مسکو به عنوان متحدان راهبردی یاد میشود اما در جریان دو جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل سوالات زیادی نیز درباره عمق این همکاری راهبردی در تحلیلهای رسانهای و نظرات آکادمیک به وجود آمد.
به گزارش فرارو، یکی از جدیترین سوالاتی که همواره پرسیده میشود این است که چرا چین و روسیه در کنار ایران علیه آمریکا و اسرائیل نمیجنگند. در این گزارش، تمرکز خود را بر یافتن پاسخ این سوال درباره چین میگذاریم. به ویژه این که در روز دوشنبه ۲۴ فروردین همراه با آغاز محاصره دریایی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا، دو خبر متناقض درباره واکنش چین به این اقدامات و جنگ علیه ایران منتشر شد: تهدید وزیر دفاع چین خطاب به آمریکاییها مبنی بر این که با کشتیهای این کشور درگیر نشوند و تکذیب رسمی صادرات سلاح به ایران از سوی وزارت خارجه چین.
اصول سیاست خارجی چین
جمهوری خلق چین اگر چه کشوریست که از لحاظ سیاسی با خوانش مائوئیستی از مکتب کمونیسم تشکیل شد اما از اواخر دهه هفتاد میلادی با تغییراتی که در راس این کشور رخ داد، از اندیشههای انقلابی پیشین فاصله گرفت و مسیر جدیدی را آغاز کرد. این کشور به مرور زمان از لحاظ سیاست داخلی تا حد زیادی همان کشور بسته کمونیستی باقی ماند اما از لحاظ اقتصادی و سیاست خارجی، تغییر رویه داد.
![]()
دنگ شیائو پینگ، معمار چین پس از مائو بود
از اواخر دهه هفتاد، حفاظت از استقلال، حاکمیت، تمامیت ارضی و شکلدهی به یک محیط بینالمللی مساعد برای نوسازی، اصلاحات اقتصادی و سیاست درهای باز به عنوان اهداف بلندمدت چین در سیاست خارجی تعیین شدند. اهدافی ذیل سیاست مشهور به درهای باز که در نهایت، در خدمت اهداف بلندپروازانه اقتصادی این کشور است. ضمن این که چین پنج اصل موسوم به همزیستی مسالمتآمیز شامل «احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز متقابل، عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، برابری و منافع متقابل و همزیستی مسالمتآمیز» را نیز در دستور کار دارد. این اصول در نقطه مقابل سه اصل آمریکاییها در سیاست خارجی است: «محافظت از ایالات متحده و آمریکاییها؛ پیشبرد دموکراسی، حقوق بشر و سایر منافع جهانی؛ ارتقای درک بینالمللی از ارزشها و سیاستهای آمریکایی.»
نفوذ اقتصادی به جای اقدامات امنیتی
در حدود ۶ دهه گذشته چین از برخورد مستقیم نظامی با آمریکاییها خودداری و همکاریهای گسترده اقتصادی در حوزههای مختلف را به عنوان اهرم نفوذ خود در جهان انتخاب کرده است. چین این رویه را در خاورمیانه نیز با جدیت دنبال کرد. جان کالابرس، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه (MEI) در این باره مینویسد: «برای دههها، نفوذ خارجی در خاورمیانه عمدتاً بر حضور نظامی، مشارکتهای دفاعی و تضمینهای امنیتی استوار بود و ایالات متحده در حال ایجاد یک معماری منطقهای با محوریت استقرار نیروهای نظامی، فروش تسلیحات و روابط اتحاد بود. در عوض، چین برتری اقتصادی را بدون تسلط امنیتی دنبال کرده است. نفوذ آن ناشی از نقش آن به عنوان بزرگترین شریک تجاری منطقه، مصرفکننده عمده انرژی، تأمینکننده مالی پیشرو در زیرساختها و یک بازیگر رو به رشد در اکوسیستمهای دیجیتال و صنعتی است.»
کالابرس در بخش دیگری از مقاله خود، درباره تفاوتهای لجستیکی ارتش چین با ارتش آمریکا در حال حاضر نیز آورده است: «خویشتنداری پکن در استقرار قدرت نظامی در خاورمیانه، منعکسکننده عوامل همگرای متعددی است. اول، چین فاقد قابلیتهای اعزامی لازم برای اعمال قدرت پایدار است. ارتش آزادیبخش خلق همچنان برای مقابله با احتمالات مربوط به تایوان آماده است. عملیات ضد دزدی دریایی و مرکز لجستیک آن در جیبوتی نیز، اگرچه حضور قابل توجهی دارند، اما در مقایسه با وضعیت نیروی دریایی ایالات متحده، دسترسی متوسطی دارند.»
![]()
همکاری اقتصادی گستردهای میان چین و کشورهای عربی منطقه وجود دارد که نفت و انرژی تنها یکی از شاخههای آن است
نکته دیگر آن که ناظران میگویند منافع چین در آرامش خاورمیانه تعریف میشود. این تعریف به خصوص بعد از تلاشهای دیپلماتیک چین برای عادیسازی روابط ایران و عربستان که در نهایت در اسفندماه ۱۴۰۱ به نتیجه رسید، به صورت ویژهای مورد توجه تحلیلگران قرار گرفت. در تحلیلهای آکادمیک، رسانهای و امنیتی درباره سیاست خارجی چین و تقابل پکن – واشنگتن، به صورت صریح به این موضوع اشاره میشود که موضوع تایوان و تحرکات آمریکا در خاور دور برای چین اولویت دارد.
روابط راهبردی با کشورهای منطقه
چین و ایران اگر چه یک قرارداد همکاری راهبردی با یکدیگر امضا کردند اما باید به این نکته نیز توجه داشت که چین قراردادهای مشابهی نیز با بعضی کشورهای عربی منطقه دارد که محل استقرار پایگاههای آمریکایی هستند و در این جنگ نیز مورد هدف قرار گرفتند: قطر، امارات، کویت و اردن. علاوه بر این قراردادها، چین روابط اقتصادی گستردهای با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه امارات دارد.
امارات در حال حاضر تنها کشور در خاورمیانه محسوب میشود که با چین موافقتنامه لغو روادید امضا کرده است و در میان کشورهای شورای همکاری، بیشترین حجم تبادل اقتصادی با چین را دارد. این ارتباطات در حوزههای مختلف تکنولوژی، علمی، ارتباطات، انرژی و سرمایهگذاری متقابل تعریف شده است. حجم تجارت غیرنفتی چین و امارات در سال ۲۰۲۵ به ۱۰۰ میلیارد دلار رسید. این دو کشور روز ۱۳ آپریل ۲۰۲۶ (۲۴ فروردین ۱۴۰۵) ۲۴ قرارداد اقتصادی جدید امضا کردند که زمینه اصلی آنها، گسترش سریع همکاریهای اقتصادی و افزایش حجم تجارت غیرنفتی به بالای ۱۰۰ میلیارد دلار است. به گواه آمارهای رسمی، حجم تجارت و سرمایهگذاری متقابل چین با کشورهای جنوب خلیج فارس با میزان سرمایهگذاری و تجارت ایران و چین قابل مقایسه نیست.

کنفرانس اقتصادی چین و امارات با حضور ولیعهد ابوظبی برگزار شد
کشتیهای چینی از محاصره عبور میکنند؟
در برنامه منتشر شده از سوی سنتکام به این موضوع اشاره شده است که کشتیهای با مبداء یا مقصد بنادر ایران، اهداف اصلی محاصره دریایی هستند. دادههای دریایی نیز نشان میدهد و آمریکاییها نیز مدعی هستند که محل استقرار آنها در مرز دریای عرب و دریای عمان است و کشتیهای مذکور را حداقل در ۲۴ ساعت ابتدایی اجرای این برنامه، از این منطقه مجبور به بازگشت کردند. در برنامههای اعلامی آمریکاییها، به دیگر نفتکشها یا شناورهای تجاری مربوط به چین که در بنادر کشورهای دیگر حوزه خلیج فارس هستند، اشارهای نشده است. ضمن این که گزارشی نیز وجود ندارد که ایران جلوی خروج کشتیهای مرتبط با چین را بگیرد. درستی یا نادرستی این فرضیهها در صورت ادامه محاصره دریایی ادعایی آمریکاییها یا اظهارنظرهای رسمی مقامات چینی و مشخص شدن رایزنیهای غیرعلنی پکن – واشنگتن مشخص خواهد شد. آمریکا و چین بیش از مسائل امنیتی و ژئوپولتیک، درگیر جنگی اقتصادی هستند که موضوع انرژی نیز در آن بسیار تاثیرگذار است. اما باید دید که دو ابرقدرت این درگیری را به سطح نظامی ارتقاء میدهند؟ چین هیچ وقت علاقهای به ورود به درگیری ایران - آمریکا و ایران - اسرائیل نشان نداده است.
![]()
آمریکا اقتصاد اول و چین اقتصاد دوم جهان است و این دو کشور بزرگترین شرکای تجاری یکدیگر هستند
محاصره دریایی ایران و تلاش آمریکاییها برای اعمال کنترل بر ترددها از تنگه هرمز، به طور طبیعی برای چین چالشبرانگیز خواهد بود. اما باید دید که این مسئله آنها را به رویارویی دریایی با ایالات متحده میکشاند یا نه. چرا که پکن سیاست خود در منازعه ایران – آمریکا را همواره بر حمایت سیاسی در شورای امنیت سازمان ملل گذاشته و در دو جنگ اخیر نیز به صورت مستقیم وارد عمل نشد. حتی گزارشها درباره ارسال تسلیحات از سوی چین به ایران نیز از سوی وزارت خارجه چین تکذیب شد و سخنگوی این دستگاه دولتی، درباره آن گفت: «چین همواره در زمینه صادرات نظامی رویکردی محتاطانه و مسئولانه داشته است. ما با تهمتهای بیاساس یا نسبتهای بدخواهانه بدون هیچ مبنای واقعی مخالفیم.» هرچند ممکن است در سطوح محرمانه، همکاریهایی رخ داده باشد.
چندی پیش ترامپ گفت: «من فکر میکنم که کشورهایی مثل ژاپن و چین نه شجاعت باز کردن تنگه هرمز را دارند و نه ارادهاش را.» سخنگوی وزارت خارجه چین در این مورد هم گفت: «تنگه هرمز قبل از جنگ هم باز بود. شما کسانی هستید که جنگ را از هیچ به وجود آوردید و تنگه را به روی بقیه جهان بستید.» پیش از آن هم وزیر خارجه چین گفته بود: «محاصره ایالات متحده بر تنگه هرمز با اصول حقوق بینالملل مغایرت دارد و بازار جهانی را به خطر میاندازد.»