تلآویو نگران توافق؛ واشنگتن گرفتار فشار زمان
چرا واشنگتن برای توافق با تهران عجله دارد؟
روند مذاکرات ایران و آمریکا وارد مرحلهای حساس شده است؛ جایی که پیشنویس تفاهم احتمالی، بحران تنگه هرمز، میانجیگری پاکستان و اختلافات داخلی واشنگتن همزمان بر مسیر دیپلماسی اثر گذاشتهاند. گزارشها نشان میدهد آمریکا زیر فشار اقتصادی و نظامی جنگ، به توافقی مرحلهای نیاز دارد، در حالی که ایران با اتکا به اهرم هرمز و توان تحمل هزینه، امتیاز فوری نمیدهد. تحلیلگران غربی این وضعیت را نشانه شکست راهبرد جنگ سریع و ضعف مذاکرهای ترامپ میدانند.
فرارو- روند مذاکرات واشنگتن و تهران وارد مرحلهای جدید شده است. بر اساس گزارش «اسرائیل هیوم»، دونالد ترامپ پیشنویس یادداشت تفاهم با ایران را برای چند رهبر منطقهای از جمله بنیامین نتانیاهو ارسال کرده تا پیش از هر تصمیم نهایی، ملاحظات آنان را دریافت کند. این پیشنویس طی روز گذشته فرستاده شده و شب گذشته نیز در تماس تلفنی ترامپ و نتانیاهو درباره آن گفتوگو شده است. ارسال متن برای رهبران منطقه میتواند نشانهای از آن باشد که کاخ سفید به مرحله تنظیم نهایی چارچوب تفاهم نزدیک شده است.
به گزارش فرارو، همزمان، تهران نیز از نزدیکشدن دو طرف به تدوین یک یادداشت تفاهم سخن گفته است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، پیشتر اعلام کرده بود که متن در حال شکلگیری، از ۱۴ بندی الهام گرفته که ایران برای مذاکره به آمریکا ارائه داده است. به گفته او، هدف فعلی پایاندادن به جنگ و رسیدن به تفاهمهای اولیهای است که بعدها مسیر یک توافق گستردهتر را باز کند.
از رؤیای تغییر رژیم تا اضطرار بازگشایی هرمز
در حالی که واشنگتن و تهران سرگرم گفتوگو درباره معاملهای برای پایاندادن به جنگ هستند، تنگه هرمز بار دیگر به صحنه درگیری مستقیم و پرریسک میان دو طرف تبدیل شده است. طی ۴۸ ساعت گذشته، مجموعهای از حملات، رهگیریها و روایتهای متضاد از سوی آمریکا و ایران، آتشبس شکننده را در معرض آزمونی تازه قرار داده است. ماجرا از حمله روز دوشنبه آمریکا آغاز شد؛ حملهای که واشنگتن آن را «دفاعی» خواند و اعلام کرد علیه قایقهایی انجام شده که قصد مینگذاری داشتهاند و همچنین مواضع پرتاب موشک را هدف گرفته است. تهران اما این اقدام را نقض آتشبس دانست و آن را نشانهای از تداوم رفتار خصمانه آمریکا معرفی کرد.
چند ساعت بعد، درگیری تازهای در نزدیکی هرمز رخ داد. یک مقام بلندپایه به «اکسیوس» گفته است که ارتش ایران بامداد پنجشنبه چهار پهپاد تهاجمی را به سوی یک کشتی نیروی دریایی آمریکا و یک کشتی تجاری دیگر شلیک کرد. آمریکا نیز در پاسخ، این پهپادها را سرنگون کرد و یک واحد زمینی پرتاب پهپاد ایرانی را هدف قرار داد. روایت «فاکس نیوز» نیز بر همین خط تأکید دارد. این شبکه به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داده که نیروهای آمریکا چهار پهپاد تهاجمی ایرانی را در محدوده تنگه هرمز ساقط کردهاند و سپس یک ایستگاه کنترل زمینی در بندرعباس را که در آستانه پرتاب پهپاد پنجم بود، هدف گرفتهاند. واشنگتن میگوید این عملیاتها «حسابشده، دفاعی و برای حفظ آتشبس» بودهاند.
اما روایت ایران کاملاً متفاوت است. خبرگزاری«تسنیم» به نقل از یک منبع نظامی مدعی شده است که یک نفتکش آمریکایی قصد داشت با خاموشکردن سامانه راداری خود از تنگه عبور کند، اما واکنش سریع نیروی دریایی ایران و شلیک به سوی آن، کشتی را وادار به توقف و بازگشت کرد. همزمان، گزارشهای ایرانی از شنیدهشدن صدای سه انفجار شدید در شرق بندرعباس و فعالشدن کوتاهمدت پدافند هوایی خبر دادهاند. این درگیریها درست در زمانی رخ داده که فضای سیاسی مذاکرات نیز پیچیدهتر شده است.
دونالد ترامپ در نشست کابینه گفت برای توافق با ایران عجلهای ندارد و تأکید کرد که تهران نباید تصور کند میتواند با تکیه بر انتخابات میاندورهای آمریکا، وقتکشی کند. او با لحنی سیاسی گفت به انتخابات میاندورهای اهمیتی نمیدهد و مردم میفهمند چه میگذرد. در سوی جمهوریخواهان نیز تلاشهایی برای حمایت از مسیر دیپلماسی دیده میشود. لیندسی گراهام، که معمولاً از مواضع سختگیرانه علیه ایران حمایت میکند، اینبار از تلاش ترامپ برای پایاندادن به بحران از مسیر «راهحل دیپلماتیک واقعی و پایدار» قدردانی کرده و گفته به رئیسجمهور و تیم او اعتماد کامل دارد.
با این حال، از تهران پیامهای محتاطانه و هشدارآمیز مخابره میشود. یکی از اعضای تیم مذاکرهکننده ایرانی به «فارس» گفته است هنوز برخی مسائل حل نشدهاند و تا زمانی که همه موضوعات مهم برای ایران تعیین تکلیف نشود، توافقی شکل نخواهد گرفت. او همچنین درباره احتمال اعلام یکجانبه توافق از سوی ترامپ هشدار داده و گفته اگر مسائل بهطور کامل حل شود، ایران خود نتیجه را رسماً اعلام خواهد کرد.
طرح مرحلهای اسلامآباد؛ بازگشایی هرمز پیش از ورود به پرونده هستهای
منابع آگاه از روند میانجیگری پاکستان و منابع آمریکایی میگویند اسلامآباد در تماسهای اخیر خود با دو طرف تأکید کرده است که توافق چارچوبی باید فعلاً بر بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز متمرکز شود. از نگاه پاکستان، ورود زودهنگام به جزئیات دشوار پروندههای هستهای، مالی و منطقهای، میتواند کل روند مذاکره را از هم بپاشد. این نگرانی در شرایطی مطرح میشود که فضای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا با ابهام و بیاعتمادی همراه شده است. کاخ سفید اخیراً گزارش تلویزیون ایران درباره وجود پیشنویس غیررسمی یادداشت تفاهم را رد کرد و آن را «کاملاً ساختگی» دانست. تلویزیون ایران مدعی شده بود آمریکا در این چارچوب محاصره دریایی را رفع و نیروهای خود را خارج میکند و ایران نیز عبور شماری از کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را از سر میگیرد.
از نگاه یک دیپلمات آگاه از روند میانجیگری، مشکل اصلی این است که مذاکرات در جزئیات گرفتار شده است. در آغاز مسیر، همین جزئیات نشانه پیشرفت به نظر میرسید، اما اکنون به عامل فرسایش زمان و توقف روند تبدیل شده است. پاکستان به همین دلیل میخواهد توافقی مقدماتی و سریع درباره هرمز امضا شود تا فضای لازم برای گفتوگو درباره پروندههای دشوارتر فراهم گردد. در طرح مورد نظر اسلامآباد، پس از بازگشایی تنگه هرمز، موضوعاتی مانند تعلیق غنیسازی اورانیوم، نقش نیروهای وابسته به ایران در منطقه، آزادسازی داراییهای مسدودشده و سازوکارهای مالی در قالب مذاکرات مرحلهای بررسی میشود. این مذاکرات میتواند ابتدا در دورهای ۳۰ روزه آغاز شود و سپس برای یک ماه دیگر تمدید گردد.
پاکستان بر این باور است که اگر بحران فوری تنگه هرمز حل شود، فرصت دیپلماسی حفظ خواهد شد. اما اگر همه پروندهها همزمان روی میز بماند، بهویژه برنامه هستهای که سختترین گره اختلافی است، خطر شکست میانجیگری و بازگشت جنگ افزایش مییابد. اسلامآباد همچنین امیدوار است با بازگشت کشتیرانی به تنگه و ورود مستقیمتر میانجیهای دیگر از جمله کشورهای غربی و چین، راهحلهایی غیرسنتی برای پروندههای دشوار پیدا شود؛ راهحلهایی که هم تهران و هم واشنگتن بتوانند آنها را بپذیرند.
اما در واشنگتن، نگاهها یکدست نیست. یک مسئول ارتباطات سیاسی در حزب جمهوریخواه میگوید دولت ترامپ درباره مسیر پیشنهادی پاکستان دچار اختلاف است. بخشی از تیم رئیسجمهور آمریکا از پیشبرد توافق اولیه با تهران حمایت میکند، اما گروهی دیگر معتقد است ایران بار دیگر در حال استفاده از تاکتیک قدیمی خرید زمان است. این جریان در واشنگتن باور دارد اگر آمریکا ضرباتی تعیینکننده به تواناییهای نظامی ایران وارد نکند، تهران از فرصت مذاکرات برای بازسازی موقعیت خود استفاده خواهد کرد. آنان همچنین نگراناند که طولانیشدن بحران، همراه با پیامدهای اقتصادی جنگ در داخل آمریکا، به جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آسیب بزند.
ایران و شکست مغالطه جنگ سریع آمریکا
دونالد ترامپ که سالها پیشینیان خود را به گرفتارکردن آمریکا در «جنگهای بیپایان» خاورمیانه متهم میکرد، اکنون خود با بحرانی روبهروست که خروج از آن ساده نیست. جنگ با ایران، برخلاف تصور اولیه کاخ سفید، نه به یک پیروزی سریع تبدیل شد و نه تهران را به تسلیم واداشت. اکنون همان رئیسجمهوری که وعده داده بود از باتلاقهای منطقهای دوری کند، در برابر یکی از پیچیدهترین بنبستهای سیاست خارجی آمریکا ایستاده است.
نیویورک تایمز مینویسد جنگ ترامپ با ایران، خاطره مداخلههای گذشته آمریکا را زنده کرده است؛ هرچند شاید ایران دقیقاً شبیه ویتنام، افغانستان یا عراق نباشد. رهبران آمریکا امروز از اعزام گسترده نیروی زمینی پرهیز میکنند و همین ترس از باتلاق، شکل جنگ را تغییر داده است. واشنگتن بهجای اشغال و حضور زمینی، بر موشک، نیروی هوایی و سامانههای پیشرفته متکی بر هوش مصنوعی تکیه کرده است. اما این مدل جنگی محدودیت خود را دارد. وقتی نیروی زمینی گسترده وارد میدان نمیشود، قدرت نظامی بیش از آنکه ابزاری برای تسلط کامل باشد، به وسیلهای برای فشار تبدیل میشود؛ فشاری که قرار است دشمن را وادار به عقبنشینی کند. مشکل دولت ترامپ این است که ایران هنوز عقب ننشسته است.
از نگاه این روزنامه، واشنگتن گرفتار «مغالطه جنگ کوتاه» شده است؛ این تصور که برتری نظامی و فناوری میتواند دشمن را سریع، دقیق و قاطع شکست دهد. تجربه روسیه در اوکراین نشان داد چنین فرضی تا چه اندازه خطرناک است. اکنون جنگ ایران نیز همین خطا را برای آمریکا آشکار کرده است.
اهداف اصلی عملیات «خشم حماسی» از تغییر نظام تا نابودی برنامه هستهای ایران محقق نشده است. ایران نهتنها تسلیم نشد، بلکه با بستن تنگه هرمز، موقعیت آمریکا و اقتصاد جهانی را پیچیدهتر کرد. مشکل ترامپ اکنون زمان است. هرچه بنبست بیشتر طول بکشد، پیامدهای اقتصادی بستهشدن هرمز بیشتر به شهروندان آمریکایی منتقل میشود. ترامپ برای عبور از بحران، به امتیازهایی کوتاهمدت از ایران نیاز دارد تا بتواند جنگ را در داخل آمریکا توجیه کند. اما تهران، دستکم فعلاً، آماده دادن چنین امتیازهایی نیست. دلیل آن روشن است: این جنگ برای ایران ماهیتی وجودی دارد، اما برای آمریکا چنین نیست. بنابراین، مذاکرات فقط با معیار برتری نظامی سنجیده نخواهد شد؛ بلکه به توان دو طرف برای تحمل هزینههای اقتصادی و سیاسی بستگی دارد. ایران ممکن است ضعیفتر باشد، اما اگر حاضر باشد درد بیشتری تحمل کند، میتواند روند را فرسایشی کند.
از همین رو، درگیری با ایران شاید به جنگی طولانی شبیه افغانستان یا عراق تبدیل نشود، چون آمریکا هنوز نیروی زمینی گستردهای وارد میدان نکرده است. اما همین جنگ محدود نیز میتواند به بنبستی بیراه خروج تبدیل شود؛ زیرا واشنگتن با فرض پیروزی سریع وارد میدان شد، اما اکنون برای پایاندادن به بحران، به امتیازهایی نیاز دارد که تهران حاضر نیست بهآسانی بدهد. خطای اصلی دولت ترامپ، از نگاه این تحلیل، آن بود که گزینههای ایران برای دردسرسازی را دستکم گرفت. پنتاگون واکنش محتاطانه ایران به حملات محدود سال ۲۰۲۵ را بهاشتباه نشانه تردید دائمی تهران دانست؛ در حالی که وقتی موجودیت نظام در معرض تهدید قرار گرفت، رفتار ایران تغییر کرد.
در نهایت، جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، اکنون محدودیتهای آن را آشکار کرده است. توافق احتمالی با ایران، اگر شکل بگیرد، شاید راهی برای خروج از بحران باشد؛ اما اگر بندهای آن مبهم بماند و امتیازهای کوتاهمدت به نتیجه سیاسی پایدار تبدیل نشود، ممکن است این «توافق قریبالوقوع» پیش از آنکه متولد شود، مرده باشد.
تلآویو در هراس، واشنگتن در فشار، تهران در انتظار امتیاز
دیوید هوروویتز، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در یادداشتی در روزنامه تایمز آو اسرائیل معتقد است آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ علیه ایران با هدف نابودی برنامه هستهای، تضعیف توان موشکی، مهار نیروهای مقاومت و حتی فراهمکردن زمینه سقوط جمهوری اسلامی وارد میدان شدند، اما بهدلیل اعتمادبهنفس بیشازحد و ضعف در برنامهریزی راهبردی، نتوانستند اهداف اصلی خود را محقق کنند. یکی از بزرگترین اشتباهات راهبردی آمریکا، ناتوانی در کنترل سریع تنگه هرمز در ابتدای جنگ بود. از نگاه او، کاملاً قابل پیشبینی بود که ایران از موقعیت جغرافیایی خود برای مختلکردن بازار جهانی انرژی استفاده کند و همین اهرم، فشار شدیدی بر اقتصاد جهانی و افکار عمومی آمریکا وارد آورد. همین مسئله، دونالد ترامپ را بهشدت برای بازگشایی تنگه هرمز تحت فشار قرار داد و او را به سمت توافقی سوق داد بسیاری از اهداف اولیه جنگ را نادیده گرفته است.
وی معتقد است توافق احتمالی با ایران برای آمریکا و اسرائیل نهتنها تحقیرآمیز، بلکه خطرناک است؛ زیرا شامل آزادسازی گسترده منابع مالی ایران و کاهش فشارها میشود، بیآنکه تضمینی واقعی برای توقف مسیر هستهای جمهوری اسلامی ارائه کند. اسرائیل جمهوری اسلامی را تهدیدی فوری و وجودی میبیند و بر این باور است که بقای این حکومت امنیت اسرائیل را مستقیماً تهدید میکند. اما آمریکا، حتی در دوران ترامپ، اگرچه ایران را دشمنی خطرناک میداند، آن را تهدیدی وجودی برای خود تلقی نمیکند و تمایل کمتری برای پرداخت هزینههای انسانی و نظامی سنگین جهت سرنگونی حکومت ایران دارد.
دیوید گراهام، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در نشریه آتلانتیک می نویسد دونالد ترامپ برخلاف تصویری که از خود بهعنوان یک معاملهگر ماهر ساخته، در مذاکرات حساس بارها عملکردی ضعیف نشان داده است. پرونده ایران تازهترین نمونه ناتوانی ترامپ در مذاکره است. او جنگی را آغاز کرده و اکنون برای پایان دادن به آن، حاضر شده دشوارترین مسائل، از جمله برنامه هستهای ایران، را به آینده موکول کند و در برابر بازگشایی تنگه هرمز امتیاز بدهد؛ تنگهای که پیش از آغاز جنگ باز بود.
یکی از ضعفهای اصلی ترامپ، عدم آمادگی او در سیاست خارجی و مذاکرات حساس است. او برخلاف برخی رؤسایجمهور پیشین، نه تجربه عمیق در روابط بینالملل دارد، نه اخلاق کاری منظم و نه تیمی از مشاوران قدرتمند که به توصیههایشان گوش دهد. در برابر دیپلماتهای باتجربه ایران، ترامپ افرادی کمتجربه و نزدیکان خانوادگی یا تجاری خود را به میدان فرستاده و حتی چهرههایی مانند مارکو روبیو نیز نقش پررنگی نداشتهاند.
مشکل دوم ترامپ، بیثباتی و تغییرپذیری مداوم اوست. او در طول جنگ با ایران میان اهداف مختلف، از تغییر نظام تا توقف برنامه هستهای سرگردان بوده و هیچ خط قرمز روشن یا هدف نهایی مشخصی نداشته است. وقتی رئیسجمهور هدف روشنی در جنگ ندارد، طبیعی است که در مذاکرات صلح نیز نتواند راهبردی منسجم ارائه کند.
ترامپ بهشدت نیازمند یک توافق است و طرف مقابل نیز این نیاز را بهخوبی درک کرده است. ادامه جنگ، فشار بر اقتصاد آمریکا و نبود چشمانداز روشن برای پیروزی، ترامپ را بیش از پیش مشتاق توافق نشان داده است. در مقابل، ایران با آگاهی از این اضطرار، موضع سختتری گرفته و تلاش کرده از نیاز سیاسی ترامپ به یک دستاورد بهرهبرداری کند. مجموعه این عوامل باعث شده ترامپ برای پیروزی در مذاکرات با ایران آمادگی لازم را نداشته باشد. او احتمالاً در نهایت به توافقی دست خواهد یافت و آن را یک پیروزی بزرگ معرفی خواهد کرد، اما واقعیت این بار دشوارتر از گذشته پنهان خواهد شد؛ زیرا پیامدهای شکست یا ضعف در این مذاکره فقط متوجه داراییهای شخصی ترامپ نیست، بلکه منافع ملی آمریکا را نیز درگیر میکند.