فیلم محبوب کریستوفر نولان: «این اثر یکی از شاهکارهای تاریخ سینماست!»
کریستوفر نولان با تمجید از مستند تجربی «کویانیسکاتسی»، بار دیگر توجه سینمادوستان را به یکی از تأثیرگذارترین آثار «سینمای ناب» جلب کرده است.
فرارو- کریستوفر نولان، در تازهترین حضور رسانهای خود از فیلمی کمتر شناختهشده اما بسیار تأثیرگذار در تاریخ سینما به عنوان یکی از بهترین نمونههای «سینمای ناب» یاد کرده است؛ اثری که بیش از چهار دهه پس از اکران، همچنان الهامبخش فیلمسازان بزرگ جهان است.
به گزارش فرارو به نقل از اسلشفیلم، کریستوفر نولان در برنامه مشهور «Criterion Closet» که در آن فیلمسازان آثار محبوب خود را انتخاب میکنند، فهرستی از فیلمهای کلاسیک و تأثیرگذار را برگزید. در میان انتخابهای او، بیش از همه فیلم «کویانیسکاتسی» (Koyaanisqatsi) ساخته گادفری رجیو مورد توجه قرار گرفت؛ اثری که نولان آن را «یکی از مهمترین نمونههای سینمای ناب» توصیف کرد.
کارگردان «اوپنهایمر» در کنار آثاری از اورسن ولز، ساتیاجیت رای، جان کاساوتیس، اسپایک لی و دیوید لینچ، مجموعه سهگانه «Qatsi» را نیز انتخاب کرد؛ سهگانهای که جایگاه ویژهای در تاریخ سینمای مستند و تجربی دارد.
فیلمی بدون داستان که فقط با تصویر روایت میکند
«کویانیسکاتسی» در سال ۱۹۸۲ ساخته شد و عنوان آن در زبان بومی هوپی به معنای «زندگی خارج از تعادل» است. این فیلم برخلاف آثار متعارف سینمایی، هیچ شخصیت، گفتوگو یا روایت کلاسیکی ندارد و تنها با استفاده از تصاویر، تدوین و موسیقی پیام خود را منتقل میکند.
فیلم در مدت ۸۶ دقیقه، نماهایی از طبیعت بکر، کوهها، اقیانوسها و بیابانها را در کنار تصاویری از شهرهای صنعتی، کارخانهها، بزرگراهها و زندگی ماشینی قرار میدهد. موسیقی مینیمالیستی فیلیپ گلس نیز به این تصاویر ریتم و هویتی منحصربهفرد میبخشد.
در نگاه اول، فیلم بیشتر مجموعهای از تصاویر چشمنواز به نظر میرسد، اما با پیشرفت روایت تصویری، پیام آن آشکار میشود؛ هشداری درباره برهم خوردن تعادل میان انسان و طبیعت. رجیو با کنار هم قرار دادن صحنههایی از استخراج معادن، انفجارهای هستهای، توسعه صنعتی و تخریب محیط زیست، نشان میدهد پیشرفت فناوری چه بهای سنگینی برای زمین به همراه داشته است.
«سینمای ناب» چیست؟
اصطلاح «سینمای ناب» به جریانی در سینمای آوانگارد گفته میشود که از اوایل قرن بیستم شکل گرفت. در این سبک، فیلمساز تلاش میکند بدون تکیه بر داستان، شخصیت یا دیالوگ، تنها از امکانات بصری و شنیداری سینما برای انتقال مفهوم استفاده کند.
در چنین آثاری، تصویر، حرکت دوربین، تدوین، نور، رنگ و موسیقی نقش اصلی را بر عهده دارند و مخاطب باید معنا را از دل این عناصر استخراج کند. فیلم «مردی با دوربین فیلمبرداری» ساخته ژیگا ورتوف یکی از مشهورترین نمونههای کلاسیک این سبک محسوب میشود و بسیاری از منتقدان، «کویانیسکاتسی» را برجستهترین نمونه مدرن آن و یکی از مهمترین مستندهای تاریخ سینما میدانند.
سهگانهای درباره تغییر جهان
«کویانیسکاتسی» نخستین قسمت از سهگانه «Qatsi» بود. گادفری رجیو شش سال بعد، در سال ۱۹۸۸، فیلم «Powaqqatsi» را ساخت؛ اثری که عنوان آن به معنای «زندگی در حال گذار» است و بیش از هر چیز بر پیامدهای صنعتی شدن و تغییر سبک زندگی جوامع سنتی تمرکز دارد.
این فیلم با تصاویری آرام از روستاها و طبیعت آغاز میشود، اما بهتدریج فضای آن به سمت شهرهای شلوغ، تبلیغات تجاری، کارخانهها و توسعه صنعتی تغییر میکند. موسیقی این اثر نیز مانند قسمت نخست توسط فیلیپ گلس ساخته شده است.
آخرین بخش این مجموعه با نام «Naqoyqatsi» در سال ۲۰۰۲ اکران شد. عنوان آن به معنای «زندگی همچون جنگ» است و تصویری از جهانی ارائه میدهد که فناوری دیجیتال، رقابت، سرمایه و درگیریهای دائمی بر آن سایه انداختهاند. رجیو در این فیلم نشان میدهد چگونه جهان مدرن به سمت وابستگی کامل به فناوری و دادهها حرکت کرده و طبیعت بهتدریج از زندگی انسان حذف شده است.
چرا این فیلم هنوز اهمیت دارد؟
گادفری رجیو پس از پایان سهگانه نیز به ساخت فیلمهای تجربی ادامه داد، اما «کویانیسکاتسی» همچنان مهمترین اثر کارنامه او محسوب میشود؛ فیلمی که بدون داستان، شخصیت یا دیالوگ، توانسته مخاطبان و فیلمسازان متعددی را تحت تأثیر قرار دهد.
تمجید کریستوفر نولان از این اثر نیز بار دیگر نشان میدهد ارزش یک فیلم الزاماً به پیچیدگی داستان یا جلوههای ویژه وابسته نیست. گاهی تنها ترکیب هوشمندانه تصویر، موسیقی و ریتم میتواند مفاهیمی عمیق درباره انسان، طبیعت و آینده جهان را منتقل کند؛ ویژگیای که «کویانیسکاتسی» را پس از گذشت ۴ دهه همچنان به یکی از ماندگارترین آثار تاریخ سینما تبدیل کرده است.