ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۱۶۰۳

نقد و بررسی سریال «ماده تاریک» «dark matter»

نقد و بررسی سریال «ماده تاریک» «dark matter»

سریال «ماده تاریک» با پیوند زدن درام روان‌شناختی به نظریه جهان‌های چندگانه و فیزیک کوانتوم، توانسته اثری مهیج، عمیق و منطقی را در ژانر علمی‌تخیلی مدرن خلق کند.

فرارو- اقتباس جدید شبکه اپل تی‌وی پلاس از رمان بلیک کراوچ با عبور از کلیشه‌های هالیوودی از چندجهانی، به کاوشی تماشایی پیرامون حسرت‌ها، هویت انسانی و مرزهای باریک میان علم و سرنوشت بدل شده است.

به گزارش فرارو به نقل از اسکرین رنت، پس از پایان درخشان سریال آلمانی «تاریک» (Dark) در نتفلیکس، استانداردهای ژانر علمی‌تخیلی به سطحی ارتقا یافت که کمتر اثری جرئت نزدیک شدن به آن را داشت. «تاریک» با تکیه بر ساختار زمانی درهم‌تنیده و وفاداری به یک مهندسی روایی دقیق، اثبات کرد می‌توان داستانی فوق‌العاده پیچیده را بدون باختن قافیه به تناقض‌های منطقی به سرانجام رساند.

اکنون سرویس اپل تی‌وی پلاس با اقتباس از رمان موفق بلیک کراوچ، سریالی تحت عنوان «ماده تاریک» (Dark Matter) را به میدان فرستاده است؛ اثری که در نگاه نخست یادآور جاه‌طلبی‌های پیشینیان خود است، اما به جای «سفر در زمان»، لنز دوربین خود را روی پدیده جهان‌های موازی و چندجهانی متمرکز می‌کند.

ساختار داستانی و ایده محوری

داستان پیرامون جیسون دسن، فیزیکدانی بااستعداد اما معمولی، شکل می‌گیرد که میان دستاوردهای علمی و زندگی خانوادگی، دومی را برگزیده است. نقطه عطف ماجرا زمانی رخ می‌دهد که نسخه جاه‌طلب‌تر او از جهانی موازی، با اختراع دستگاهی برای عبور از شاخه‌های هستی، جایگاه جیسون را تصاحب می‌کند.

برخلاف بسیاری از فیلم‌های موفق هالیوودی که ایده چندجهانی را تنها به بهانه‌ای برای خلق صحنه‌های اکشن و پرزرق‌ و برق تقلیل می‌دهند، «ماده تاریک» به مفاهیم بنیادین روان‌شناختی ناشی از این امکان سرک می‌کشد: «اگر در آن لحظه حساس، تصمیمی دیگر گرفته بودم چه می‌شد؟»

سریال با مهارت موفق می‌شود تنش روانی قهرمان خود را با ریتم ژانر جنایی معمایی ترکیب کند. هر بار باز شدن درِ یک دنیای جدید، تنها نمایشی از مناظر متفاوت نیست، بلکه مواجهه دردناک شخصیت اصلی با نسخه‌های احتمالی خودش و خطاهای گذشته است.

بزرگ‌ترین نقطه قوت سریال، احترام آن به اصول فیزیک است. فیلم‌نامه با هوشمندی کامل بر «تفسیر جهان‌های چندگانه» هیو اورت سوم بنا شده است؛ نظریه‌ای که بیان می‌کند با هر رخداد کوانتومی، واقعیت به شاخه‌های بی‌نهایت تقسیم می‌شود. سریال برای آوردن این مفهوم میکروسکوپی به ابعاد ماکروسکوپیک انسانی، دست به طراحی سازوکاری زده که هم جذابیت بصری و هم پشتوانه علمی دارد.

حضور دکتر کلیفورد جانسون، فیزیکدان نظری دانشگاه کالیفرنیا، به عنوان مشاور علمی پروژه، وزنه سنگینی به اثر بخشیده است. این تأثیر به‌ویژه در طراحی «جعبه» نمایان می‌شود؛ محفظه‌ای مکعبی و ایزوله که مسافران را از هرگونه مشاهده بیرونی، تابش و برهم‌کنش ماده جدا می‌سازد. از آنجا که مشاهده در کوانتوم موجب فروپاشی حالت «برهم‌نهی» (Superposition) می‌شود، شخصیت‌ها با تزریق دارویی برای مهار قشر پیش‌پیشانی مغز، واهمدوسی کوانتومی را به تأخیر می‌اندازند تا بتوانند در راهروهای نامتناهی احتمالات حرکت کنند. اگرچه هدایت این مسیر از طریق تمرکز ذهنی در واقعیت بی‌پایه است، اما پیوند زدن رفتار شخصیت‌ها با رفتار واقعی رایانه‌های کوانتومی مدرن، روایتی باورپذیر و متقاعدکننده ساخته است.

بازیگری و لحن روایی

جوئل اجرتون در نقش جیسون دسن بازی درخشانی ارائه می‌دهد. او موفق می‌شود تفاوت‌های ظریف رفتاری میان نسخه‌های مختلف یک فرد را بدون اغراق‌های متداول به تصویر بکشد. ادبیات و دیالوگ‌های او تصنعی نیستند؛ او مانند یک فیزیکدان فکر می‌کند، فرضیه می‌سازد و بر پایه منطق تصمیم می‌گیرد. بازی جنیفر کانلی نیز به کشش عاطفی درام عمق می‌بخشد و رابطه میان شخصیت‌ها را در مرکز هرج‌ و مرج جهان‌های چندگانه استوار نگه می‌دارد.

با این حال، سریال کاملاً بی‌نقص نیست. گاهی ریتم روایت در نمایش دنیاهای گوناگون دچار افت می‌شود و برخی خرده‌پیرنگ‌ها زمان زیادی از قسمت‌های میانی را هدر می‌دهند. تمهید «انتخاب جهان بر اساس خواست درونی ذهن» نیز بیش از آنکه بر علم استوار باشد، راهکاری نویسنده‌پسند برای گره‌گشایی‌های دراماتیک است.

«ماده تاریک» اگرچه از منظر پختگی فلسفی و فضاسازی هنوز به قله تسخیرناپذیر سریالی چون «تاریک» دست نیافته، اما بی‌تردید گامی بسیار بلند و تحسین‌برانگیز در گونه علمی‌تخیلی مدرن است. این مجموعه با پرهیز از ساده‌انگاری و احترام به هوش مخاطب، نشان می‌دهد وقتی سینما و فیزیک دست در دست هم بگذارند، تخیل می‌تواند همزمان هم تکان‌دهنده و هم منطقی باشد. سریالی که ذهن بیننده را به آزمایشگاهی برای طرح پرسش‌های اگزیستانسیال درباره هویت و سرنوشت بدل می‌سازد.

ارسال نظرات
خط داغ