ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۳۷۷۷

نقد و بررسی سریال «خشمگین»

نقد و بررسی سریال «خشمگین»

سریال «Furious» داستان تعقیب یک قاتل فراری را به تریلری پیچیده، غیرقابل‌پیش‌بینی و عمیق درباره انتقام، قربانی‌شدن و زخم‌های گذشته تبدیل کرده است.

فرارو- تازه‌ترین سریال هولو، با بازی امی روسوم و لولا پتیکرو، اگرچه از یک فیلم کلاسیک الهام گرفته، اما با شخصیت‌پردازی چندلایه، طنز سیاه و چرخش‌های داستانی غافلگیرکننده، هویت کاملاً مستقلی پیدا می‌کند.

به گزارش فرارو به نقل از ان پی ار، داستان‌هایی درباره زنان قانون‌گذاری که در تعقیب زنان فراری هستند، در سال‌های اخیر تقریباً به یک زیرژانر مستقل در تلویزیون تبدیل شده‌اند. سریال «Lucky» تابستان امسال به‌صورت هفتگی از اپل تی‌وی پلاس پخش می‌شود و «Killing Eve» نیز چند سال پیش به یکی از موفق‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی بی‌بی‌سی آمریکا تبدیل شد. اما ریشه این الگو را می‌توان حتی تا سال ۱۹۸۷ دنبال کرد؛ زمانی که فیلم «Black Widow» با بازی دبرا وینگر و ترزا راسل روی پرده رفت.

در آن فیلم، وینگر نقش یک بازپرس را بازی می‌کرد که در جست‌وجوی زنی قاتل بود؛ زنی که با مردان ثروتمند ازدواج می‌کرد و سپس آن‌ها را به قتل می‌رساند. اکنون مشخص شده که همین فیلم منبع الهام رسمی الیزابت مری‌ودر برای ساخت سریال جدید هولو، «خشمگین»، بوده است. حتی نام «Black Widow» نیز در تیتراژ ابتدایی سریال روی صفحه ظاهر می‌شود.

با این حال، مری‌ودر صرفاً نسخه‌ای امروزی از «Black Widow» نساخته است. او ایده اصلی فیلم را کاملاً دگرگون کرده و به آن هدف و عمق تازه‌ای بخشیده است؛ داستانی با پیچش‌های غیرمنتظره و شخصیت‌هایی پیچیده، ناقص و در عین حال گاه به‌شدت بامزه. این ویژگی‌ها زمانی بیشتر معنا پیدا می‌کنند که بدانیم مری‌ودر خالق سریال کمدی موفق «New Girl» و همچنین دو مینی‌سریال تحسین‌شده درباره زنان گرفتار بحران، یعنی «The Dropout» و «Dying for Sex»، بوده است.

اگر در فیلم «Black Widow» دبرا وینگر بازی قابل‌قبولی در نقش شخصیت اصلی داشت، ترزا راسل در نقش قاتل تغییرچهره‌دهنده چندان موفق نبود. اما «خشمگین» تقریباً هیچ نقطه‌ضعفی در گروه بازیگرانش ندارد.

امی روسوم، بازیگر نقش فیونا در «Shameless» و بازیگر نقش اصلی «آنجلین»، در این سریال نقش مأمور اف‌بی‌آی، آلیس بلک، را بازی می‌کند. آلیس تقریباً با همه اطرافیانش رابطه‌ای پرتنش دارد؛ حتی رئیسش، با بازی دنی مک‌کارتی، که خودش نیز شخصیتی تندخو و سرسخت دارد.

آلیس در جست‌وجوی زنی است که گمان می‌کند یک قاتل زنجیره‌ای است؛ این نقش را لولا پتیکرو، بازیگر ایرلندی سریال «Say Nothing»، ایفا می‌کند. شخصیت پتیکرو با نام‌ها و هویت‌های مختلف ظاهر می‌شود و هرچه بیشتر او را می‌شناسیم، بیشتر درمی‌یابیم که نمی‌توان به‌سادگی او را در یک قالب مشخص قرار داد.

در نخستین برخورد با این زن، او کنار آخرین قربانی خود روی پله‌ها دراز کشیده است. سپس مقدار مرگباری فنتانیل به او تزریق می‌کند، صورتش را نزدیک صورت قربانی می‌برد و مرگ او را تماشا می‌کند.

مدتی بعد، او قربانی تازه‌ای را انتخاب می‌کند؛ وکیلی ثروتمند که در یک مهمانی با او آشنا می‌شود. زن با او معاشقه می‌کند و حتی با او رابطه برقرار می‌کند، اما او را نمی‌کشد. بازی واقعی از صبح روز بعد آغاز می‌شود؛ زمانی که مرد از او می‌خواهد یک توافق‌نامه عدم افشا را امضا کند.

این رابطه به یک بازی موش و گربه تبدیل می‌شود، با این تفاوت که مرد تصور می‌کند خودش گربه است، نه موش. زن آن‌قدر زیرک است که می‌تواند هر شخصیتی را که لازم باشد به خود بگیرد و دقیقاً روی نقاط ضعف طرف مقابل دست بگذارد تا او را در دام خود گرفتار کند.

«خشمگین» یک زن باهوش و پیچیده دیگر نیز دارد: نورا، یکی از مافوق‌های آلیس در اف‌بی‌آی، با بازی کوئینسی تایلر برنستین. با این حال، موفقیت سریال فقط به شخصیت‌های زن محدود نمی‌شود. بازیگران مرد، از جمله اسکوت مک‌نری، جیک لیسی و راب یانگ در نقش همکاران سابق و فعلی آلیس، نیز عملکرد قابل‌توجهی دارند. استیو وی، بازیگر سریال «Ramy»، نیز در نقش بیماری که در خانه تحت مراقبت قاتل قرار دارد، حضوری چشمگیر دارد؛ شخصیتی که مانند بسیاری از کاراکترهای سریال، می‌تواند در یک لحظه خنده‌دار و در لحظه‌ای دیگر تراژیک باشد.

اما قدرت واقعی «خشمگین» در لایه‌های پنهان‌تر داستان آشکار می‌شود. نورا دانشجوی اسطوره‌شناسی یونان است و اسطوره‌های مدوسا و اِرینی‌ها، یا الهه‌های انتقام، را نه صرفاً داستان هیولاهایی مرگبار، بلکه روایت قربانیانی خشمگین تفسیر می‌کند.

انگیزه اصلی قاتل نیز در نهایت نه حرص و طمع است و نه عطش خون؛ بلکه انتقام است. سریال به‌تدریج گذشته تاریک او را آشکار می‌کند. این بخش از داستان یادآور پرونده جفری اپستین است و سریال نیز هنگام بازجویی قاتل از یکی از قربانیانش، این ارتباط را به شکلی آشکار مطرح می‌کند.

آلیس و زن فراری تا میانه این سریال هشت‌قسمتی مستقیماً با یکدیگر روبه‌رو نمی‌شوند. وقتی این دو سرانجام به‌طور اتفاقی ملاقات می‌کنند، «خشمگین» شدت و هیجان خود را چند برابر می‌کند و بار دیگر وارد قلمرویی متفاوت و ماندگار می‌شود.

این سریال شاید ایده اولیه خود را از فیلمی قدیمی گرفته باشد، اما در نهایت به اثری مستقل و جسورانه تبدیل می‌شود؛ تریلری تلویزیونی که با ترکیب معما، طنز، شخصیت‌پردازی پیچیده و مضمون انتقام، هویت مخصوص خود را پیدا می‌کند.

ارسال نظرات
خط داغ