ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۴۷۸۲۳

چرا کشورهای عربی از ایران ترسیدند؟

چرا کشورهای عربی از ایران ترسیدند؟

برای درک فضای آن دوره باید به سال‌های نخست جمهوری اسلامی بازگشت؛ دورانی که تب انقلابی همچنان بالا بود و سیاست «صدور انقلاب» به‌عنوان یکی از اهداف رسمی مطرح می‌شد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو رئیس شورای راهبردی روابط خارجی در سخنانی که روز یکشنبه در کنگره ملی سیاست خارجی مطرح کرد، به اشتباهات جمهوری اسلامی در قبال همسایگانش اشاره کرد؛ اشتباهاتی که به گفته کمال خرازی، ناشی از انتخاب روش‌های نادرست در صدور انقلاب بوده و باعث ترس برخی کشورهای منطقه از ایران شده است.

به گزارش فرارو، خرازی با تأکید بر اینکه اولویت نخست سیاست خارجی جمهوری اسلامی باید ارتباط با همسایگان باشد، گفت: «در گذشته این اولویت به‌درستی رعایت نمی‌شد و در ارتباط با همسایگان اشتباهات زیادی داشتیم؛ به‌گونه‌ای که برخی از آن‌ها از ما ترسیدند. صدور انقلاب نباید با روش‌های نادرست صورت می‌گرفت، بلکه باید انقلاب در دل دیگران جای می‌گرفت و آنان را مدافع خود می‌کرد.»

وزیر اسبق امور خارجه در ادامه با اشاره به عراق افزود: «اکنون چرا مردم عراق از انقلاب اسلامی دفاع می‌کنند؟ ما که برای صدور انقلاب به آن کشور لشکرکشی نکردیم. دلیل این دفاع آن است که مردم عراق ارزش آرمان‌های انقلاب، به‌ویژه استقلال، را درک کرده‌اند.»

حمایت از نهضت‌های آزادیبخش

آنچه خرازی به‌طور گذرا به آن اشاره کرد، به سال‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب و دهه ۶۰ برمی‌گردد.  در آن سال‌ها، دولت‌های منطقه حوادث داخلی خود را به ایران نسبت می‌دادند و تهران را متهم به حمایت از گروه‌های مخالف و تحریک ناآرامی‌ها می‌کردند؛ اتهاماتی که جمهوری اسلامی همواره آن‌ها را رد کرده است.  با این حال، منابع مختلف داخلی و خارجی نوشته‌اند که ترس کشورهای همسایه از ایران یکی از عوامل مؤثر در حمایت آن‌ها از صدام برای حمله به ایران بود. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در طول جنگ، پشتیبانی مالی و لجستیکی گسترده‌ای از عراق داشتند و بخش مهمی از هزینه‌های جنگ را تأمین کردند.

محمد منتظری

محمد منتظری

برای درک فضای آن دوره باید به سال‌های نخست جمهوری اسلامی بازگشت؛ دورانی که تب انقلابی همچنان بالا بود و سیاست «صدور انقلاب» به‌عنوان یکی از اهداف رسمی مطرح می‌شد. در این سال‌ها تشکیلاتی با عنوان «نهضت‌های آزادی‌بخش» زیر نظر سپاه فعالیت می‌کرد که مسئولیت آن بر عهده محمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری بود. این واحد وظیفه «ارتباط با گروه‌های مبارز در کشورهای دیگر و حمایت از آن‌ها را بر عهده داشت.»

در زندگینامه محمد منتظری که از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشر شده، آمده است: «او همواره برای آزادی قدس شریف از چنگال رژیم صهیونیستی تلاش کرد و همه ظرفیت های فکری و تبلیغاتی خود را بکار بست، از جمله اینکه مجله ای به نام الشهید به زبان عربی تهیه و در سطح وسیعی از منطقه منتشر نمود. وی با مسافرت به کشورهای دیگر، ‌با رهبران جنبش های آزادیبخش و کشورهای انقلابی ملاقات و مذاکره کرد.» در بخش دیگری از این زندگینامه، «برقراری تماس با رهبران جنبش‌های آزادی‌بخش اسلامی و تشکیل هسته مبارزاتی در این کشورها» و «سفر به کشورهای عربی و اسلامی از جمله، لبنان، سوریه، افغانستان، لیبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس» هم مورد اشاره قرار گرفته است.

پوستر کنفرانس نهضتها

اما این فضا محدود به فعالیت‌های منتظری نبود. دی‌ماه ۱۳۵۸ دانشجویان مسلمان پیرو خط امام کنفرانس نهضت‌های آزادی‌بخش را در تهران برگزار کردند که میزبان گروه‌های مبارز از کشورهای مختلف بود و چهره‌هایی مانند صادق خلخالی در آن سخنرانی کردند. 

چرا منطقه ترسید؟

در مقاله‌ای که آبان ۱۳۸۷ در مجله «اخبار شیعیان» منتشر شد، آمده است: «بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، روابط ایران با همسایگان عربش تیره شد. تیرگی روابط ناشی از پیدا شدن این گمان در منطقه بود که امنیت خلیج فارس مورد تهدید جدی قرار گرفته است. این تهدید از دید صاحب نظران می توانست از اقدامات مستقیم دولت انقلابی ایران برای صدور انقلاب اسلامی یا رستاخیز اسلامی گسترده ای در منطقه که از سوی انقلاب اسلامی ایران تشویق می شد، سرچشمه گیرد. وجود دفاتر جنبش های آزادی بخش، همچون حزب‌الله کویت، حزب‌الله حجاز، انقلاب اسلامی جزیرةالعرب همراه با سخنان و اظهار نظرات در مورد کشورهای منطقه و به مبارزه طلبیدن مشروعیت حکمرانان آن، سبب هراس بیشتر شد.

نهضت

کنفرانس نهضت‌های آزادیبخش در تهران، دی ۱۳۵۸

متعاقب آن، قیام مسجد الحرام (۱۹۷۹)، کشف کودتا در بحرین (۱۹۸۱) و بمب گذاری در کویت (در طول دهه ۸۰) این تیرگی و سردی روابط را بیشتر کرد. کشورهای حوزه خلیج فارس، انقلاب اسلامی را عامل خطرناک در بر هم زدن -»وضع موجود-« می دیدند و این بالاترین دغدغه آنان بود؛ زیرا اصلی ترین هدف آنها، حفظ وضع موجود، در خطر تهاجم قرار داشت. این تأثیرگذاری ناشی از قدرت یا نفی کنندگی انقلاب و این باور بود که آیت الله خمینی(ره) باید درست عمل کرده باشد که توانسته است شاه را با تمام قدرتش و حمایت آمریکا، سرنگون کند و در فرآیند این تحول، ایالات متحده را نیز تحقیر نماید. به نظر آنان، امام خمینی(ره) به دلیل موفقیتش، یک الگوی اجتناب ناپذیر ایدئولوژی و انقلاب است. عواملی که موجب شدند تا در جریان وقوع انقلاب و چند ماه پس از پیروزی، این انقلاب مورد توجه گروه‌های ایدئولوژیک قرار گیرد، عبارتند از:

۱. ضربه ای که ایران به امپریالیسم آمریکا وارد کرد و موجب تحقیر آن شد. ۲. ضربه ای که انقلاب ایران بر یک نظام دیکتاتورمآب و دست نشانده آمریکا وارد کرد. ۳. تکیه انقلاب ایران در پیروزی بر راه های بومی و ایدئولوژی‌های بومی که مخالف تقلید کورکورانه از غرب بودند. ۴. پیروزی انقلاب، پیروزی اسلام تلقی شد. ۵. سرانجام آنکه پیروزی ایران در سطح گسترده تر، پیروزی برای کشورهای غیر عربی (جهان سومی) محسوب می شد. به همین جهت بروز ناآرامی در میان شیعیان کویت، بحرین، عربستان، اسلام را بار دیگر وارد فرآیند سیاسی کرد.»

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات