طرح رتبهبندی معلمان را بازنگری کنید
امروز، پس از چند سال اجرا، رتبهبندی معلمان در نقطهای ایستاده که نیازمند بازنگری جدی است؛ بازنگریای که بدون توجه به تجربههای جهانی، دادههای آموزشی و واقعیتهای متنوع مدارس ایران، بعید است بتواند به هدف اولیه خود نزدیک شود.
«رتبهبندی معلمان» ایدهای است که با هدف ارتقای کیفیت آموزش، افزایش انگیزه شغلی معلمان و ایجاد نوعی تمایز حرفهای در نظام آموزشی ایران مطرح شد.
به گزارش اطلاعات، منطق اصلی این طرح ساده به نظر میرسید: همه معلمان عملکرد یکسانی ندارند، پس نظام پرداخت، ارتقا و منزلت حرفهای آنها نیز نباید یکسان باشد.
بر این اساس، رتبهبندی قرار بود معلمان را بر پایه مجموعهای از شاخصهای حرفهای ارزیابی کند و متناسب با رتبه، حقوق، مزایا و جایگاه شغلی متفاوتی به آنها اختصاص دهد.
ایده رتبهبندی معلمان در ایران سابقهای بیش از یک دهه دارد. از اوایل دهه ۱۳۹۰، بحثهایی در اسناد بالادستی آموزشوپرورش و برنامههای توسعه درباره ضرورت «حرفهایسازی معلمی» و فاصله گرفتن از نظام سنتی پرداخت مطرح شد.
با این حال، این ایده سالها در حد طرح و وعده باقی ماند و بارها میان دولتها، مجلس و بدنه آموزشوپرورش دستبهدست شد. نقطه عطف ماجرا به سالهای پایانی دهه ۱۳۹۰ بازمیگردد؛ زمانی که مطالبه رتبهبندی به یکی از اصلیترین خواستههای صنفی معلمان تبدیل شد.
اعتراضها، تجمعها و فشار افکار عمومی در نهایت باعث شد قانون «نظام رتبهبندی معلمان» در سال ۱۴۰۰ به تصویب برسد و آییننامه اجرایی آن در سالهای بعد ابلاغ شود.
از همان ابتدا، دولت هدف این قانون را «افزایش کیفیت فرایند تعلیم و تربیت» و «توسعه شایستگیهای حرفهای معلمان» اعلام کرد.
بر اساس آییننامه، معلمان در چند رتبه مشخص طبقهبندی شدند و ارتقا به رتبههای بالاتر منوط به کسب امتیاز از شاخصهایی مانند سابقه خدمت، تحصیلات، دورههای آموزشی، فعالیتهای پژوهشی و ارزیابیهای حرفهای شد. در ظاهر، این سازوکار قرار بود هم انگیزه ایجاد کند و هم کیفیت تدریس را بهبود بخشد.
اما اجرای رتبهبندی از همان ابتدا با چالشهایی جدی روبهرو شد. نخست، تأخیرهای مکرر در اجرا و پرداخت معوقات، که اعتماد معلمان را تحتتأثیر قرار داد.
دوم، ابهام و نارضایتی گسترده نسبت به شیوه امتیازدهی و ارزیابی. بسیاری از معلمان اعلام کردند که رتبه دریافتی آنها تناسبی با تجربه، تخصص یا عملکرد واقعیشان ندارد. اعتراضها نشان میداد مسأله فقط «میزان افزایش حقوق» نیست، بلکه خودِ منطق رتبهبندی زیر سؤال رفته است.
گزارشهای تحلیلی نشان میدهد نظام رتبهبندی کنونی بیش از آنکه بر خروجی آموزشی و تأثیر معلم بر یادگیری دانشآموزان تکیه کند، به شاخصهای فردی و اداری متکی است؛ شاخصهایی که اندازهگیری آنها سادهتر است، اما لزوماً بازتابدهنده کیفیت واقعی آموزش نیستند.
در نتیجه، رتبهبندی بهجای آنکه به ابزاری برای بهبود آموزش تبدیل شود، در بسیاری موارد به یک فرایند اداری پرهزینه و مناقشهبرانگیز بدل شده است.
امروز، پس از چند سال اجرا، رتبهبندی معلمان در نقطهای ایستاده که نیازمند بازنگری جدی است؛ بازنگریای که بدون توجه به تجربههای جهانی، دادههای آموزشی و واقعیتهای متنوع مدارس ایران، بعید است بتواند به هدف اولیه خود نزدیک شود.