قرار به محاکمه بابت خیانت باشد، آقای مجری وقت قبلی دارد!
تاسفبار وقتی است که یک مجری تلویزیون خود قاضی و دادستان میشود...
خبرورزشی نوشت: روزی که از آن میترسیدیم، چقدر زود رسید...
در تمام این سالها هشدار رسانهها و کارشناسان نسبت به برنامهها و مجریان آتش به اختیار صداوسیما و عدم کنترل و نظارت روی آنان، از سر دلسوزی بود اما هیچکس حاضر نشد به این هشدارها توجه کند. همه از آن روزی میترسیدیم که این اظهارنظرها باعث آسیب به مسائل مهم کشور شود و متاسفانه مثل همیشه، چقدر زود این روزها رسید. روزهایی که کشور درگیر جنگ است و هر اظهار نظر میتواند امنیت ملی را به راحتی به خطر بیاندازد.
در روزهای این چنینی که هرکس به راحتی هر حرفی را بدون دلیل و سند و مدرک میزند، هرکس را که مثل او فکر نکند متهم میکند، حکم صادر و خود مامور اجرای آن میشود، پیدا کردن یک زبان واحد برای صحبت کردن سختترین کار دنیاست. در این روزها دیگر نمیتوان توقع بدیهیات داشت؛ اینکه در رسانه ملی هیچکس حق ندارد نظر شخصی بدهد یا دنبال الفبای رسانه و اهمیت افکار عمومی بود.
اما میشود با زبانی که خود مجری مشهور این روزها حرف زده با او صحبت کرد. کسی که نه کاری به اسمش داریم، نه سابقه و کارنامه و نه حتی نام برنامهاش! چرا که میبینیم این روزها هیچکس توجهی به اینها ندارد. همه حرف او را شنیدهاند و درست مثل آموزههای دینی و فرهنگی که بزرگان گفتهاند «نگاه کن چه میگوید، نه اینکه چه کسی میگوید» همان آموزههایی که به ما میگفت خداوند ستارالعیوب است یا امیر مومنان دیده را نادیده میگرفت چرا که خطای آخر شب، احتمال توبه دم صبحی هم دارد.
آقایی که به بهانه شرایط جنگی خواهان برخورد با فوتبالیستهای زن تیم ملی در استرالیا شد و پیشاپیش برای آنها دادگاه گذاشت و حکم را هم صادر کرد و فقط منتظر دسترسی به آنها بود تا آن را اجرا کند؛ حکم خیانت در زمان جنگ هم که در همهجای دنیا فقط اعدام است و بس، اما سوال اول این که این جناب مجری کجا درس حقوق و قضاوت خوانده بود؟ سوال بعد این که کجای دنیا بدون شنیدن نظرات یک متهم، او را مجرم خطاب میکنند؟ و سوال سوم اینکه بسیاری دادگاهها به دلیل مصالح ملی محرمانه برگزار میشود، کدام مرجع به ایشان اجازه داد این چنین در ملا عام، حکم صادر کند؟ اینکه بعدتر دختران ما چه کردند و سلام نظامی دادند و اینها را اصلا این آقای مجری کاری ندارد! او به همان روایت اول، حکم داده و حالا با زبان خودش باید از او سوال کرد اگر فرض بگیریم که فقط یک درصد -تنها یک درصد- از رفتار این فوتبالیستها «واکنشی از سر ترس» به گفتههای جناب ایشان بوده، سهم او در این غوغا که امنیت ملی و اتحاد مردمی را در شرایط جنگی به خطر انداخت، چقدر است و جریمه آن چیست؟
از ابتدای همین جنگ رمضان چقدر شهید دادهایم؟ چقدر زیرساختها، ساختمانها و منابع ملی از بین رفته؟ حال نگاه کنید به غوغایی که رسانههای جهانی این روزها بر سر همین موضوع به راه انداختهاند؛ کدام یک خسارت بیشتری به حاکمیت ملی ما زد؟ پس اگر جناب مجری فقط یک درصد در این داستان مقصر باشد، خیانت او بزرگتر و اگر قرار به محاکمه باشد، خود ایشان نوبت قبلی دارند!
و ای کاش این ماجرا درس عبرتی باشد برای مسئولانی که کارت اعتباری مادامالعمر به مجریان میدهند، حقوق و مزایا را میگیرند اما هیچ کاری ندارند که انسانهای کمسواد از نظر رسانه، چه ضربهای به اعتماد ملی و مردمی میزنند. مردمی که این روزها مخاطب رسانههای معاند و دشمن شدهاند و هیچکس نیست که از مسئولان رسانه ملی بپرسد «آن بودجه چندهزار میلیاردی سالانه کجا صرف شده که امروز اخبار مهم را باید با پیامک به مردم برسانند؟»