ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۵۰۶۵

درخواست دانش‌آموزان: امسال را دوباره برگزار کنید

مدرسه، جنگ و آموزش ناتمام!

مدرسه، جنگ و آموزش ناتمام!

دانش‌آموزان کنکوری و آن‌هایی که امسال را با استرس امتحان نهایی سپری کرده‌اند، یک خواسته دارند: سال تحصیلی دوباره تکرار شود.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- زنگ آخر مدرسه هرگز به صدا درنیامد. به ویژه در شهری مثل تهران که از نخستین روز، درگیر جنگ بود. مدارس تهران از ساعت 11 ظهر کاملا خالی شدند، حتی پیش از آنکه صدای زنگ شنیده شود. آموزش و یادگیری هم در سکوتی تازه ادامه پیدا کرد. کلاس‌ها از دیوارهای سیمانی جدا شده و به نمایشگر موبایل‌ها نقل مکان کردند. در پس این همه متغیر، یک جمله در روایت‌ دانش‌آموزان برای فرارو تکرار می‌شود؛ جمله‌ای که از دل خستگی و ناتمام‌ماندن آموزش بیرون آمده: «کاش این سال تحصیلی دوباره از اول برگزار بشود.»

به گزارش فرارو؛ این درخواست مشترک را بیش از همه می‌توان از زبان دانش‌آموزان پایه یازدهم و دوازدهم شنید. به‌ویژه دوازدهمی‌ها که همزمان دو فشار را تحمل می‌کنند: از یک سو کنکور و از سوی دیگر امتحانات نهایی؛ یکی از دانش‌آموزان در همین رابطه می‌گوید: «ما نه کلاس درست‌وحسابی داشتیم، نه فرصت کافی برای مرور درس‌های دهم و یازدهم. فقط درس دادند و رفتند، بدون آنکه واقعا مطلب یاد بگیریم.» جمله‌ای مشابه در روایت دیگری هم تکرار می‌شود: «اگر قرار باشد امتحان بگیرند، اصلا کدام منابع را باید بخوانیم؟»

دانش‌آموزان اغلب از از ضعف آموزش گلایه دارند اما فقط آن دسته دانش‌آموزانی که از پایتخت دورند. آرینا از دیواندره به همین نکته اشاره می‌کند: «دبیرها هیچ تدریسی نداشتند و فقط حضور و غیاب می‌کردند. ما هم حضور می‌زدیم و تمام. می‌گفتند خودتان این مباحث را بخوانید. یعنی حتی درس هم نمی‌دادند.» و شاید به همین دلیل است که در لابه‌لای همه روایت‌ها، درخواست تکرار سال تحصیلی مدام شنیده می‌شود. خواسته‌ای که از دل فشار امتحان و ابهام آینده بیرون آمده است.

دانش‌آموزان شهرهای مختلف درباره مدارس آنلاین چه می‌گویند؟

شبنم، شاگرد پایه دهم است. او از همان روزهای اول با کلاس‌هایی نصفه‌نیمه روبه‌رو شد: «مدرسه ما آدرس سایتی را در اختیارمان گذاشته بود که کلاس‌های مجازی در آن برگزار می‌شد. اگر سرعت اینترنت خوب بود، از آن سایت استفاده می‌کردیم اما بیشتر کلاس‌هایمان در این دوران، در «بله» برگزار می‌شد.» او ادامه می‌دهد: «مدرسه در این مدت روی حضور دانش‌آموزها حساس نبود. یعنی اگر دلیل خاصی هم وجود نداشت و مثلا یکی خواب می‌ماند، چیزی به او نمی‌گفتند.» 

برای شبنم، یادگیری در این دوران بیشتر به خود دانش‌آموز برمی‌گردد تا معلم و کلاس درس: «به نظر من معلم‌ها هیچ‌کدام، مباحث را عمیق درس نمی‌دادند. انگار فقط درس را مرور می‌کردند تا تمام نشود و روی هیچ کدام آنچنان دقیق نبودند. به نظر من اگر دانش‌آموزی واقعا می‌خواست یاد بگیرد، یاد می‌گرفت. مشکل این است که اینترنت قطع بود و حتی سرچ ساده هم نمی‌شد کرد. وگرنه فضای وب پر از آموزش‌های مختلف است.»

در روایت سارینا، کلاس‌ها منظم‌تر برگزار شده اما نتیجه همانی نیست که از یک کلاس درس واقعی انتظار می‌رود. او که در شاهین‌شهر به تحصیل پایه یازدهم مشغول است، می‌گوید: «بی‌شک تاثیر تدریس حضوری بسیار بیشتر از آموزش مجازی است. ما درس‌ها را یاد می‌گیریم ولی نه با آن کیفیتی که سر کلاس‌های حضوری بود. چیزی که برای او پررنگ‌تر از کیفیت کلاس‌هاست، فشار امتحان است: «امتحان‌های امسال ما نهایی است و هنوز هیچ کدام از کتاب‌هایمان تمام نشده. استرسی که ما این روزها برای امتحانات داریم را نمی‌شود توصیف کرد. حتی احتمال مردودی در بعضی درس‌ها را هم می‌دهم.»

در دیواندره، روایت آرینا شکل دیگری دارد. به بیان او، کلاس‌ درس از معنا تهی شده و معلم‌ها هم اهمیتی نمی‌دهند: «کلاس‌های ما در شاد اینگونه برگزار شد: دبیرها هیچ تدریسی نداشتند و فقط حضور و غیاب می‌کردند. ما هم حضور می‌زدیم و تمام. می‌گفتند خودتان این مباحث را بخوانید.» او که دانش‌آموز سال آخر است، از شرایطی می‌گوید که درس خواندن را بی‌معنا کرده: «به جرئت می‌گویم که من و بسیاری از دوستانم حتی به کتاب‌های معمولی هم دست نزده‌ایم، چه برسد به کتاب‌ تست.» 

آرینا ادامه می‌دهد: «مهم‌ترین دلیلی هم که همه‌مان برای درس نخواندن داریم، بی‌اطلاعی از آینده است. اینکه یک روز دیگر چه اتفاقی می‌افتد را نمی‌دانیم چه برسد به یک سال بعد.» به اعتقاد این دانش‌آموز کنکوری، معلم‌هایشان فقط برای رفع تکلیف خود در کلاس حاضرند: «برای مثال معلم فارسی در عرض یک روز، پنج درس کامل را تدریس کرد. چطور در یک روز می‌شود پنج مبحث را تدریس کرد؟»

برای آرینا و همکلاسی‌هایش، نتیجه از حالا مشخص است: «من به نظرم امسال را باید دوباره برگزار کنند. ما عملا هیچ چیز یاد نگرفتیم.»  

Screenshot 2026-04-22 164552

در رشت هم روایت مشابهی تکرار شده، با همان اینترنت نصفه‌نیمه‌ای که حتی ورود به کلاس را هم سخت می‌کند. مینا گوشی ایفون دارد و در مرکز استان گیلان زندگی می‌کند: «اینترنت‌ها بسیار ضعیف است و یکی مثل من که گوشی اپل دارد، به سختی و زحمت از «شاد» استفاده می‌کند.» او از کلاس‌هایی می‌گوید که حتی حداقلی هم برگزار نمی‌شوند: «بعضی معلم‌هایمان به‌کل در دوران مجازی نبوده‌اند. در هر کلاس هم تعداد کمی از دانش‌آموزان حاضر می‌شدند و مدرسه روی حضور و غیاب هیچ حساسیتی نداشت.» نتیجه برای مینای پایه نهمی هم جز تردید نیست: «اگر سر امتحان حاضر شوم، تمام امتحانات را مردود خواهم شد.» و در نهایت، همان خواسته‌ تکرار می‌شود: «به نظرم این سال تحصیلی دوباره باید تکرار شود، چون نه من نه هیچکدام از بچه‌های مدرسه‌مان چیزی یاد نگرفته‌ایم.»

در میان این روایت‌ها، تجربه محمد متفاوت‌تر است. مسئولان مدرسه‌شان تلاش کرده‌اند نظم را حفظ کنند: «مدرسه ما هیئت امنایی است و برای حضور در کلاس سختگیری زیادی می‌کردند.» او ادامه می‌دهد: «کلاس‌ها در زمان جنگ از ساعت 7 تا 11 صبح و در اپلیکیشن «شاد» برگزار می‌شد. از ابتدای اردیبهشت اما کلاس‌ها به اسکای‌روم منتقل شد. از آنجا که محدودیت زمانی شاد برای متوسطه دوم کم بود و هر کلاس را باید در نیم ساعت برگزار می‌کردند، دبیرها به این نتیجه رسیدند که تدریس آفلاین داشته باشند که زمان بیشتری داشته باشیم. پس همه مطالب را در همان ساعات بارگزاری می‌کردند و ما خودمان در خانه آن‌ها را می‌خواندیم. از ساعت 5 به بعد هم که امکان ارسال پیام برای ما فراهم می‌شد، می‌توانستیم سوال‌های را بپرسیم و معلم‌ها رفع اشکال می‌کردند.»

با این حال، حتی او هم از چیزی می‌گوید که در هیچ کلاسی جبران نمی‌شود: «واقعا دلتنگ دوست‌ها و معلم‌هایم هستم.. آن صمیمیتی که سر کلاس وجود دارد اصلا قابل قیاس با شرایط غیرحضوری نیست.»

تبلیغات
خبرنگار : ملیکا قراگوزلو
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات