صداوسیما آنتن نمیدهد/ قربانیشدن کلاساولیها با مجازیشدن مدارس
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزشوپرورش: بیشتر کشورهای دنیا، در تلویزیون ملی، به ازای هر کلاس درسی یک شبکه کامل دارند، اما در ایران این اتفاق آنطور که باید رخ نمیدهد.
تعطیلیهای مکرر ناشی از آلودگی هوا و ناترازی انرژی، حالا و با تجربه دوباره جنگ و سایه آن، که کماکان بالای سر کشور و مردم قرار دارد، حال نزاری برای وضعیت آموزش کشور ایجاد کرده است. وضعیت وخیمی که اثر آن بر کیفیت آموزش، بهویژه برای مقطع ابتدایی و کلاس اولیها بیشتر هم ملموس است. این شرایط نهتنها آینده تحصیلی دانشآموزان را مخدوش میکند، بلکه برای والدین آنها هم دردسرهای متعددی ایجاد کرده است؛ بهویژه حالا که سخنگوی وزارت آموزش و پروش اعلام کرده این وزارتخانه تا اطلاع ثانوی برنامهای برای راهاندازی برنامه آموزش حضوری ندارد. در این شرایط، ضرورت وجود امکانهای جایگزین کلاسهای درسی به شکلی دیگر، بیشازپیش خود را نشان میدهد.
به گزارش شرق، راهکارهای جایگزینی مانند کلاسهای مجازی، مدرسههای تلویزیونی، تهیه درسنامههای فیزیکی و آفلاین و... برخی از این راهکارهاست. آموزش و پرورش ادعا میکند این مسیرها را در دستور کار خود قرار داده است، اما گفتوگو با خانوادهها و اولیای مدرسه و فعالان آموزشی گواه دیگری میدهد؛ که این گزینههای جایگزین اگرچه روی کاغذ شکل گرفتهاند، اما در حقیقت نتوانستهاند کیفیت آموزشی درخورتوجهی را برای دانشآموزان فراهم کنند. از کمبود سرورهای اینترنتی که ورود به سامانه تحصیلی شاد را به امری دشوار بدل کرده است، گرفته تا محدودیت زمانی و هزینه بالای رسانه ملی برای برگزاری مدرسه تلویزیونی.
جنگ خانگی بر سر آموزش کلاس اولیها
«یک لحظه به خودم آمدم و دیدم 20 دقیقه است فقط در حال هوارکشیدن بر سر بچه هفتسالهای هستم که هیچ گناهی نکرده، جز اینکه مدرسهاش تعطیل شده است»؛ این را «مهسا» میگوید. مادر 39سالهای که در کنار هزاران مشغله دشوار زندگی، حالا تعلیم درسهای مدرسه هم به کارهای دیگرش اضافه شده است. تدریس کتابهای ریاضی، فارسی و علومی که دیگر هیچ شباهتی به دروس سالهای تحصیلی خودش ندارد و این بار اضافه، فضای خانه آنها را وارد یک جنگ دائمی کرده است: «اوایل فکر میکردیم میتوانیم روی آموزش مجازی حساب کنیم. اما رفتهرفته مشخص شد از این کلاسها چیزی حاصل نمیشود. همین شد که طبق گفتوگویی که با معلم دخترم داشتم، قرار گذاشتیم خودم به عنوان کلاس تقویتی درسها را با او کار کنم. راستش اوایل ماجرا تصورم بر این بود که این کار نباید چندان دشوار باشد. اما هرچه جلوتر رفتیم، بیشتر متوجه شدیم که این راهکار هم توخالی از آب درآمده است».
طبق تجربه این والد، آموزش دروس مدارس از طرف والدینی که هیچ تخصصی در زمینه تدریس ندارند، تقریبا نشدنی است: «شاید پدر و مادر بتوانند روی تکالیف نظارت داشته باشند، اما اینکه قرار باشد من چیزی را به فرزندم آموزش دهم تقریبا ممکن نیست. بهویژه اگر آن کودک دانشآموز کلاس اولی باشد که تازه در ابتدای راه تحصیل قرار دارد. روزهای اول هر دوی ما صبوری میکردیم. اما هرچه بیشتر جلو رفتیم، بیشتر روشن شد که این ماجرا جز ایجاد تنش در خانه سودی ندارد. همین چند روز پیش در حال آموزش یکی از دروس فارسی بودم که ناگهان به خودم آمدم و دیدم که 20 دقیقه است که در حال فریادکشیدن بر سر دخترم هستم. آنقدر تحت تأثیر این وضعیت قرار گرفتم که خودم هم همراه او به گریه افتادم. بعد از چند دقیقه البته او را در آغوش گرفتم و عذرخواهی کردم و با هم قرار گذاشتیم که پرونده آموزش در خانه و از طریق من را به طور کلی فراموش کنیم، چون این کار روی اعصاب و روانمان تأثیر منفی داشت».
نبود جایگزینی برای «شاد»
گفتوگو با اولیای مدارس نشان میدهد آنها نیز از شرایط فعلی ناراضیاند. «رضا» مدیر یک مدرسه پسرانه است. او در تمام سالهای اخیر، یعنی از همان زمانی که کرونا گزینه آموزش مجازی را به سیستم آموزشی کشور اضافه کرده، خیر آنچنانی از این روشها ندیده است: «راهی جز همین کلاسهای آنلاین برای ما باقی نمانده است اما باید اعتراف کنیم که با این روشها درسدادن و درسخواندن و آموزش، از معنای واقعی خود تهی شده است. تازه این توصیف من محدود به حوزه آموزش است. بُعد پرورش که دیگر به طور کامل وانهاده شده است». به گفته او، خانوادهها و فرزندانشان تمایلی به استفاده از شاد ندارند: «استفاده از این سامانه آنقدر پردردسر شده است که خانوادهها و فرزندانشان هیچ تمایلی به حضور در آن ندارند. ما در مدرسه خودمان راهکارهای جایگزین دیگری برای تعطیلیهای آلودگی هوا و کمبود گاز داشتیم که با قطع اینترنت بینالملل، همان امکان را هم دیگر از دست دادهایم».
انتظار از رسانه ملی
اما معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش کشور میگوید برای این روزها آماده بودهاند. «رضوان حکیمزاده»، توضیح میدهد: «تعطیلی مدارس چیزی نبود که ما برای اولینبار با آن روبهرو شده باشیم. مدتها بود که به خاطر آلودگی هوا و موضوع ناترازی انرژی، تعطیلیهایی در مدارس استانهای کشور در طول یک سال تحصیلی رخ میداد. این بار جنگ هم به همه مسائل پیشین اضافه شد و در نتیجه آن تا به امروز ما در برخی استانهای کشور، تا یک ماه تعطیلی نیز داشتهایم. به طور مثال در سال تحصیلی جاری و از تعداد روزهای آموزشی، استان خوزستان 34 روز تعطیلی را متحمل شده است. این رقم برای استان تهران نیز 31 روز بوده است. اما همانطور که گفتم، جنگ برای ما یک اتفاق ناگهانی نبود. هم از کرونا تجربههایی داشتیم و هم به خاطر سایه جنگ پیشتر به اقداماتی فکر کرده بودیم. ازجمله اینکه در همان ابتدا یعنی در بهمنماه سال 1404، ما طبق دستورالعملهایی مناطق آموزشی کشور را به سه حالت عادی، نیمهعادی و بحرانی تقسیمبندی کردیم تا براساس شرایط ویژه آنها مدیریت آموزشی دانشآموزانمان را پیش ببریم».
از دیگر اقدامات آموزش و پرورش برای ابتداییها، آمادهکردن محتواهای درسی بود: «از آنجایی که فقدان فضای فناوری برای ما پیشبینیپذیر بود، تمام محتواهای درسی کلاسها را در قالب سیدی و روی فلش آماده کردیم. این محتواها در شرایطی که هیچ امکانی برای حضور در کلاس وجود نداشت، میتوانست جایگزین کلاس حضوری و همچنین آنلاین باشد. حتی برخی استانهای ما از این محتواها استفاده کردند و آن را در اختیار خانوادهها قرار دادند. این محتواهای درسی البته از طریق بستر پورتال وزارت آموزش و پرورش در «شاد» هم بارگذاری شد و لینک آن در دسترس خانوادهها قرار داشت. درسنامههایی هم برای تمام مناطق روستایی و عشایری کشور تهیه شد تا در فقدان امکانات دیگر به کار خانوادهها و فرزندانشان بیاید».
حضور معلمانی که در شرایط بحران جنگی در کنار دانشآموزان بودند نیز از اتفاقات روشن آموزش کشور بود: «سالهای گذشته بارها رخ داده بود که بسیاری از مدارس ما از 20 بهمن دیگر به تعطیلات نوروزی میرفتند، اما در سال 1404 مسئولیتپذیری همه گویا بیش از همیشه شده بود. آمار سامانه شاد ما 13 میلیون کاربر را نشان داد و کلاسها تا 28 اسفند برقرار بود. حتی من اخبار و تصاویری از شهرستانهای کشور دریافت کردم که معلمان با وجود اینکه خودشان در فشار بودند، درِ خانههایشان را به روی شاگردان باز کرده بودند تا در صورت نیاز برای یادگیری بیشتر به خانه آنها مراجعه کنند».
با وجود این، جای آموزش حضوری بههیچعنوان پرکردنی نیست و این تعطیلیهای مکرر، تأثیرش را بر حوزه آموزش و همچنین پرورش کشور خواهد گذاشت: «اما روشن است که هیچ درسنامه و کلاس مجازیای نمیتواند جای کلاس حضوری و نشستن پشت نیمکت را پر کند. قرار بر این است که در وبینارهای ما سطح اطمینان از یادگیری دانشآموزان سنجیده شود و براساس آن نیز گزارشی تهیه خواهد شد؛ چراکه نمیتوان منکر اهمیت کلاس درس شد. این اهمیت بهویژه برای کلاس اولیها بیش از سایرین است؛ چون مدرسه تنها جای یادگرفتن دروس و خواندن و نوشتن که نیست، فضای مدرسه قرار است مسیر اجتماعیشدن دانشآموزان ما را هموار و روشن کند و اهمیت تعامل انسانی بین افراد، در این کلاسهای مجازی گم میشود».
وزارت آموزش و پرورش برای پرکردن این خلأ نیازمند بستری است تا در شرایط اینچنینی، کلاسها امکان تعامل داشته باشند: «ما پیش از جنگ برای تقویت سرورهای «شاد» اقدام کرده بودیم. حتی رئیسجمهوری نیز دستور داده بودند تا این موضوع در صدر فهرست امور قرار گیرد. اما متأسفانه این دستور هنوز در مسیر بوروکراسی اداری گیر کرده است. همین هفته گذشته هم به تکرار در جلسهای که با آقای پزشکیان داشتیم، دستوری از سوی او به وزیر ارتباطات داده شد تا در اسرع وقت این کار انجام شود و هزار سرور جدید به «شاد» بدهند. موضوع این است که ما نیاز داریم در فضای سامانه «شاد» امکان تعامل بیشتر شاگرد و معلم را داشته باشیم تا این سامانه هرچه بیشتر به فضای واقعی کلاس درس نزدیک شود. در این صورت کیفیت این سامانه دگرگون خواهد شد، کیفیت آموزش افزایش مییابد و ما میتوانیم به رشد اجتماعی فرزندانمان نیز امید داشته باشیم. چیزی که در کلاسهای صرفا آنلاین که به خاطر نبود اینترنت قوی امکان گفتوگو و تعامل در آن برقرار نیست، رخ نخواهد داد. در حالی که بسیاری از سرورهای کشور صرف پیامهای رسانهای متعدد داخلی شده، آموزش کشور در این زمینه دستش خالی مانده است. حال آنکه برای مثال یک پیامرسان داخلی هم کافی است و نیازی نیست با تعدد این پیامرسانها، سرورهایی را که میتوانند خرج آموزش و تحصیل کودکان کشورمان شود، صرف چیز دیگری نکرد».
صداوسیما آنتن نمیدهد
حکیمزاده همچنین از محدودیت موجود در رسانه داخلی برای موضوع آموزش که امری ملی است، انتقاد میکند: «در شرایط عادی غیرجنگی هم بیشتر کشورهای دنیا و حتی همین کشورهای همسایه ما، در تلویزیون ملی خود به ازای هر کلاس درسی یک شبکه کامل دارند. این کلاسهای درسی بهویژه برای سنین پایه و مشخصا کلاس اولیها، بسیار پربار است و ساعات مختلف شبانهروز را به برنامهسازی برای دانشآموزان اختصاص داده. یعنی صداوسیمای آنها به شکل کاملا سخاوتمندانه آنتن ملی را به امر آموزش که امری ملی است، واگذار کرده است. متأسفانه این اتفاق در کشور ما تا به امروز آنچنان که باید و شاید رخ نداده است». به گفته او، جنگ این روند را تغییری نداد: «ما معلمها را آموزش میدهیم تا در صداوسیما به آموزش دروس دانشآموزانمان بپردازند. تا امروز هم برای این کار هزینه را به صداوسیما پرداخت کردهایم، اما برای پخش برنامههای ما محدودیت ساعتی ایجاد میکنند. این محدودیت زمانی حتی در دوران جنگ نیز از حدود پنج ساعت برنامه در روز پیشی نگرفت؛ این چند ساعت هم برای تمام پایههای تحصیلی بود که لازم به توضیح نیست که زمان بسیار کمی است و در این مدت، آموزش برای دانشآموزان چندان مؤثر واقع نخواهد شد. این انتظار از رسانه ملی کشور وجود دارد که با توجه به اهمیت موضوع آموزش کودکان و نوجوانان که امری حیاتی و ملی محسوب میشود، مدرسه تلویزیونی را جدیتر بگیرد و آنتن خود را که متعلق به همین مردم است، با دستودلبازی بیشتر به این امیر خطیر ملی اختصاص دهد».
ضرورت نیاز به طرحهای «معلمیار» و «مدرسه من»
«علیرضا وردستی»، فعال آموزشی نیز از اختلالات موجود در کیفیت آموزشهای فعلی میگوید: «در هفتههای اخیر، شاهد این بودیم که سامانه شاد اختلال زیادی داشت و دانشآموزان و معلمان برای اینکه بتوانند در یک کلاس شرکت کنند، بهشدت به زحمت میافتادند. برنامه آنها را چندین مرتبه از سامانه بیرون میکرد و هر بار هم باید دقایق زیادی صرف میکردند تا وارد شوند. هم گزارشهای زیادی از خانوادهها گرفتیم و هم در خانواده خودمان شاهد بودم که چقدر مسیر آموزش بهسختی پیش میرفت». وردستی با اشاره به اهمیت طراحی برنامههای معلمیار برای خانوادهها در شرایط غیبت کلاس حضوری میگوید: «در این مدت مشخص شد در غیبت کلاس درس و حضور معلم، بار زیادی بر دوش خانوادهها اضافه میشود تا روند تدریس و تعلیم را در خانه پیش ببرند. یکی از راهکارهایی که میتواند این روند را تسهیل کند، تدوین برنامههای معلمیاری است که این فرایند را به مادران و پدران آموزش دهد. چیزی شبیه به پکیجهای آموزشی که از طرف مدارس در اختیار والدین قرار گیرد؛ چراکه روند تدریس در خانه و از سوی والدین به کودکان و نوجوانان در این مدت به امر بسیار دشواری بدل شده و تبعات بدی برای ساخت خانواده به همراه داشته است. والدین درسدادن بلد نیستند و این موضوع باعث میشود گاهی رفتارهای خشونتآمیزی از خود نشان دهند. از طرف دیگر، کودکان تحمل کمتری از خود نشان میدهند و همه اینها کانون خانواده را دچار آسیب جدی میکند». این فعال آموزشی همچنین انتقادهایی جدی را متوجه صداوسیما میکند: «در شرایطی که کشور ما درگیر آلودگی هوا و ناترازی انرژی است و حالا جنگ هم اضافه شده، ما باید برای تعطیلیهای مکرر آمادگی داشته باشیم. در چنین موقعیتی، صداوسیما که رسانه ملی کشور است، باید در خدمت آموزش کودکان این کشور باشد. طراحی کانالهای تلویزیونی با عناوینی همچون مدرسه من باید جایگزین کلاسهای درس ازدسترفته باشد. چنین کاری در وهله نخست نیاز به افزایش نیروی خود وزارت آموزش و پرورش دارد؛ در شرایطی که ما همین حالا هم با مشکل کمبود نیرو در این وزارتخانه روبهرو هستیم. مثلا در همین بحث معدل، گزارشهای زیادی رسیده که نیرو برای تصحیح اوراق دانشآموزان مقطع نهایی وجود ندارد و این کار توسط فرزندان معلمان در خانه انجام میشود؛ آن هم برای مقطعی که تأثیر نمرهاش در کنکور ۶۰ درصد است». بر همین اساس، افزایش بودجه این وزارتخانه، موضوعی است که از نظر وردستی باید در دستور کار دولت قرار بگیرد: «در نتیجه ما به اینجا میرسیم که چیزی که وزارت آموزش و پرورش به آن نیاز دارد، افزایش بودجه است تا بتواند نیروهای متخصص بیشتری را آموزش دهد که از آنها هم در مدارس و هم در مدارس تلویزیونی استفاده کند. دولت باید تمرکز تقسیم بودجه را به وزارتی اختصاص دهد که تربیت نسلهای آینده این کشور را بر عهده دارد؛ حال آنکه ما شاهدیم هر سال بودجههای کلانی صرف مؤسسات و ارگانهایی میشود که هیچ سود و نفع عمومیای به جامعه نمیرسانند».