امروز نمی توانم طنز بنویسم یا به قول این اساتید جدید ادبیات؛ بطنزم. دلیلش هم واضح است. آقای سید محمد خاتمی فرموده اند که علی رغم میل باطنیشان اعلام کاندیداتوری می نمایند و آقای خوشوقت هم علی رغم میل باطنیشان امروز را روز عید و شادی و پایکوبی در فرارو اعلام کردهاند و ما هم علی رغم میل باطنیمان داریم حرکات موزون و پایکوبی می کنیم!
اصلا فرق ما با سایر مردم دنیا همین است. یعنی رجحانمان همین است که آنها این قبیل امور دنیوی را با علاقه و رغبت و ذوق و شیفتگی انجام می دهند؛ اما ما علی رغم میل باطنی مان.
مثلا همین آقای اوباما را در نظر بگیرید. چند سال برنامه ریزی میکرد که از طرف حزبش کاندیدای ریاست جمهوری شود و چند ماه با خانم هیلاری کلینتون دست و پنجه نرم می کرد و بعد هم با انرژی و شوق تمام پنجه در پنجه مک کین انداخت و عاقبت هم یک جوری خوشحال و خندان رئیس جمهور شد که انگار چی شده!
اما در عوض بزرگان ما، ماه ها بعد از موعدش و پس از آنکه هر هفته اخبار آمدن و نیامدن آنها هر روز منتشر می شود، علی رغم میل باطنیشان اعلام کاندیداتوری میکنند و البته از کسانی که اینقدر صوفی مسلک و بی علاقه به این جیفهی دنیا باشند ، انتظار طرح و برنامه و حتی استراتژی انتخاباتی داشتن هم مسلما بی جاست.
لطف کرده اند و به اصرار فراوان دیگران عاقبت در مقابل مردم احساس تکلیف کردهاند و قدم رنجه کردهاند... شما می گویید کو برنامه و سیاستهای مدون شما؟!
من که فعلا دائما علی رغم میل باطنیام دائما از تانگو و بریک به مورچه داره و باباکرم سویچ می کنم و در کشاکش این سنت و مدرنیته، بیشتر از این ، وقت برای اظهار شادمانی و حمایت از آقای خاتمی ندارم؛ اما به همهی شما توصیه میکنم به این مرد بزرگ که کوشش بسیاری برای وفق دادن سنتهای اسلامی با دموکراسی مدرن غربی در مدت ریاست جمهوری 8 سالهاش کرد و عاقبت ، عملکردش به دولت نهم سوئیچ شد رای بدهید. ثواب دارد... راه دوری نمی رود؛ برود هم خودش برمی گردد!
هیلاری و مشت باز
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه تازهی آمریکا در مورد رابطه با ایران اعلام کرده که ما دستمان را به سوی ایران دراز می کنیم اما باید آنها هم مشت گره کردهشان را باز کنند.
خدا را شکر که با آمدن آقای خاتمی دیگر مشت سیاستمدارهای ما، مثل حالا گره کرده نخواهد بود. فقط می ماند مشکل فرار کردن و به دستشویی سازمان ملل پناه بردن رئیس جمهورمان که انشالله آنها هم به زودی برطرف خواهد شد!
نامه ای به یوزارسیف علیرضا لبش یکی از وبلاگنویسانی است که عمده مطالبش طنزهای خوب و آبداریاند. (توضیح: لبشِ مطالبش با لبشِ خودِ لبش فرق دارند؛ والبته هیچکدام به لب یار ما نرسند!) یکی از آخرین یادداشتهای او را با عنوان
نامه ای به جناب یوزارسیف به نقل از وبلاگش می خوانید: