پیگیریها حکایت از بسته شدن پیج اینستاگرام «کافه لمیز» توسط پلیس امنیت دارد.
۷۹ مطلب
پیگیریها حکایت از بسته شدن پیج اینستاگرام «کافه لمیز» توسط پلیس امنیت دارد.
سخنان سعید جلیلی درباره «مسئله کافهها»، سرآغاز برخوردی احتمالی و قریبالوقوع است.
اظهارات اخیر سعید جلیلی درباره «افزایش کافهها در تهران» تنها یک انتقاد ساده به یک پدیده شهری نیست؛ این سخنان را میتوان نشانهای روشن از نگاه یک جریان سیاسی دانست که سالهاست با مظاهر مختلف توسعه، از سبک زندگی شهری گرفته تا اقتصاد خدماتمحور و تحولات اجتماعی، زاویه دارد. کافهها در این میان نه مسئله اصلی، بلکه نماد یک نزاع عمیقتر بر سر «معنای توسعه» در ایران امروز هستند.
جلیلی نوشت: «غرب سیاستهایی را برای تقویت فردگرایی دنبال میکند تا انسان حتی از خانوادهاش دور بماند. آنها سه محیط تعریف کردهاند: خوابگاه، محل کار و مکانی سوم، مانند کافه، برای بیرونآمدن از تنهایی. در این پارادایم، دیگر خانواده معنا ندارد؛ این نگاه در تقابل با فلسفهی زوجیت اسلام است.»
بهتازگی میز معلق در ارتفاع ۳۰متری پذیرای گروهی خاص از مردم شده است که از حدود ۷۸۰هزار تا بیش از ۳میلیون تومان هزینه میکنند تا هیجان را تجربه کنند و البته در اینستاگرام بیشتر دیده شوند.
بنابر رسم زمان چای و قلیان کالای اصلی این کافه بود و قهوه دومین آن که هنوز در اینجا خلاف سایر قهوه خانه های دیگر که در آن ها فروش قهوه به کلی از میان رفته بود به علاقه مندان فروخته می شد.
بنابر پیگیریها، یک کافه در میدان هروی در پی سرو مشروب و رقص و پایکوبی و عدم ارائه پروانه کسب پلمب شد.
«درون هر کافه، روانشناسی نهفتهای است: نیاز به بودن در جمع بیاضطراب، میل به گفتوگو بیداوری و تمنای دیده شدن بیقضاوت. در بُعد جامعهشناسی نیز، کافهها جایگاههای تازهای یافتهاند؛ پایگاههای اجتماعی نوینی که گاه نقشی دارند همانند انجمنهای روشنفکری قدیم، اما با زبانی تازه و ظاهری نرمتر.»
در استانبول، صاحب مغازهای که در حال شستن جلوی مغازهاش با آب پرفشار بود، کنترل شلنگ را از دست داد و ناخواسته مشتریانی را که در حال نوشیدن چای بودند، خیس کرد.