ترنج

عربستان سعودی

۸۹۵ مطلب

  • این مقاله به بررسی نقش عربستان در موازنه قدرت خاورمیانه و پیامدهای دیدار ترامپ و محمد بن‌سلمان برای اسرائیل می‌پردازد. نزدیکی ریاض و واشنگتن برای تقویت امنیت و جایگاه عربستان مفید است، اما هرچه این پیوند عمیق‌تر شود، انگیزه ریاض برای عادی‌سازی رسمی با اسرائیل کاهش می‌یابد، زیرا هزینه سیاسی آن در جهان اسلام بالاست. بسته‌های امتیازی آمریکا به عربستان، از تسلیحات پیشرفته تا همکاری هسته‌ای، می‌تواند برتری راهبردی اسرائیل را به چالش بکشد و رقابت نظامی و هسته‌ای جدیدی را در منطقه رقم بزند.

  • دونالد ترامپ در پی متقاعد کردن عربستان برای شناسایی اسرائیل است، اما محمد بن‌سلمان اولویت را به پیمان دفاعی، جنگنده‌های اف-۳۵ و همکاری هسته‌ای با آمریکا داده است. ریاض عادی‌سازی را مشروط به تشکیل دولت فلسطین می‌داند و با وجود فشار واشنگتن و تمایل ترامپ، احتمال توافق در آینده نزدیک اندک است. ولیعهد که پس از قتل خاشقجی وجهه‌اش را بازیافته، با سفر آتی به آمریکا تلاش می کند فصل جدیدی در روابط دو کشور بگشاید و جایگاه بین‌المللی خود را تثبیت کند.

  • مقالهٔ مارک لینچ در فارن افرز نشان می‌دهد که جاه‌طلبی نظامی اسرائیل برای بازسازی نظم خاورمیانه نه‌تنها به رهبری باثبات منجر نمی‌شود، بلکه این کشور را به انزوا و تضاد با متحدانش کشانده است. از حمله به قطر تا ویرانی غزه، اسرائیل با تکیه بر قدرت هوایی و بی‌اعتنایی به مشروعیت سیاسی، اعتماد عرب‌ها و حمایت پایدار آمریکا را از دست می‌دهد. در جهانی با سلطهٔ رو‌به‌زوال آمریکا، قمار اسرائیل بر زور، نظمی ناپایدار و پرهزینه می‌آفریند.

  • بسیاری از کشورهای منطقه تمایل دارند سطح تنش هرچه سریعتر کاهش پیدا کند و پولهای حاصل از درامد نفت صرف سرمایه گذاری در منطقه و حتی کشورهای غربی شود. امیدوارم دولت ما هم از این تغییر و تحولات، به نفع خود استفاده کرده و درک کند خاورمیانه امروز با خاورمیانه 2 سال پیش متفاوت است. با توجه به صحبت هایی که بین نتانیاهو و پوتین رد و بدل شده است، باید جنگ تمام شود. سفر اقای لاریجانی به مسکو هم نشان می دهد جنگ به پایان رسیده است و جنگ نمی تواند عامل رفع تنش باشد بلکه خود عامل تنش های جدید است.

  • سفر علی لاریجانی به ریاض و دیدار با محمد بن سلمان نماد تشدید نزدیکی تهران و ریاض پس از احیای روابط با میانجی‌گری چین است. گفتگوها بر ثبات منطقه، همکاری‌های اقتصادی و امنیت خلیج فارس متمرکز بود؛ گفت‌وگوهای دفاعی و کارگروه‌های تخصصی مطرح شدند. تحرکات دیپلماتیک پس از حملهٔ اسرائیل به دوحه و دیدارهای سطح بالا در منطقه، نشان می‌دهد ایران به دنبال تثبیت معماری امنیتی جدید و گسترش نفوذ منطقه‌ای است، اگرچه بی‌اعتمادی و موانع نهادی پابرجاست.

  • رسانه‌های خبری از قصد یک شرکت سعودی برای ساخت طرحی یک میلیارد دلاری در همکاری با سازمان ترامپ خبر دادند.

  • توافق دفاع مشترک ۱۷ سپتامبر میان عربستان و پاکستان، در سایه حمله اسرائیل به قطر، نشانه دگرگونی جدی در نظم امنیتی خلیج فارس است. این پیمان هر حمله به یکی از دو کشور را حمله به هر دو تلقی می‌کند، اما پرسش درباره شمول بازدارندگی هسته‌ای پاکستان همچنان بی‌پاسخ مانده است. کاهش اعتماد ریاض به چتر امنیتی آمریکا، تعمیق همکاری نظامی و مالی با اسلام‌آباد، احتمال اعزام گسترده‌تر نیروهای پاکستانی و پیامدهای بازدارنده و پرریسک این اتحاد، الگوی جدیدی از امنیت منطقه‌ای را ترسیم می‌کند.

  • محمد بن سلمان با کارزار شناسایی فلسطین موفقیتی دیپلماتیک کسب کرده، اما ناتوانی در جلب همراهی آمریکا ضعف نفوذ ریاض را آشکار ساخته است. جنگ غزه، بی‌اعتنایی ترامپ به خواسته‌های سعودی و نزدیکی ریاض به چین، روسیه و حتی ایران نشان می‌دهد عربستان در پی بازتعریف جایگاه خود است. بااین‌حال، ماجراجویی‌های منطقه‌ای از یمن تا لبنان و محاصره قطر اغلب نتیجه‌ای معکوس داشته‌اند. پیمان دفاعی تازه با پاکستان بیش از آنکه پشتوانه‌ای واقعی باشد، نمایش قدرتی نمادین است؛ زیرا عربستان همچنان ناگزیر زیر چتر امنیتی…

  • منطقه خلیج فارس همچنان بهای نبود توازن قوا و ناکامی پیمان‌های بازدارنده را می‌پردازد، در حالی که آمریکا پس از دوران اوباما اولویت خاورمیانه را کاهش داده و با سیاست‌های متناقض ترامپ بی‌اعتمادی متحدان عربی را تشدید کرده است. وتوی واشنگتن در شورای امنیت، تناقض روایت‌ها در حمله به دوحه و حمایت آشکار از اسرائیل، پرسش‌های جدی درباره آینده همکاری امنیتی با شورای همکاری ایجاد کرده است. هم‌زمان، توافق دفاعی پاکستان و عربستان مسیر همگرایی عربی–اسلامی و کاهش اتکا به واشنگتن را هموار کرده است.

  • در دو سال اخیر، هم‌سویی سیاست‌های ترامپ و نتانیاهو خاورمیانه را وارد چرخه‌ای از خشونت و بی‌ثباتی کرده است؛ از حملات پی‌درپی به فلسطین، لبنان، سوریه و ایران تا تلاش ناکام برای شعله‌ور کردن اعتراضات داخلی ایران و حمله به تأسیسات هسته‌ای این کشور. ناکامی عملیات دوحه علیه رهبران حماس موجی از خشم و همگرایی عربی–اسلامی ایجاد کرد و به تحرکات تازه ایران، ریاض و اسلام‌آباد انجامید. تهران با «چرخش به شرق» به‌دنبال اتکای راهبردی به چین و روسیه، تقویت همکاری‌های دفاعی و کاستن از وابستگی به دلار است.

تبلیغات