ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۰۶۰۸

گزارشی از راز پنهان راهبرد «نقشه‌راه» ۸۰ساله «عملیات خشم حماسی»

تثبیت قدرت ایران در «تنگه هرمز»

تثبیت قدرت ایران در «تنگه هرمز»

هیچ تردیدی برای جهان و جهانیان باقی نمانده است که «تنگه هرمز» در خلیج‌فارس ایران هرگز با شرایط گذشته باز نخواهد شد.

سابقه حضور ۵۱۹ساله جهان نوظهور غرب با راهبرد استعماری کهن تا نوین، در جغرافیای تاریخی - فرهنگی ایران باستان که با اشغال جزیره هرمز توسط پرتغالی‌ها در آغاز امپراتوری صفویه شروع شده بود و برای نخستین‌بار از سلاح آتشین علیه ایران استفاده کرده بودند، در آغاز سال ۱۴۰۵خورشیدی دارد آخرین نفس‌های در حال جان دادن خود را می‌کشد.

به گزارش اعتماد، هر چند در ادامه این مسیر تاریخی، روسیه‌تزاری و انگلیس در زمان حکومت فتحعلی‌شاه قاجار و با انعقاد نخستین معاهده ننگین «گلستان»، سیاست تجزیه سرزمینی ایران باستان را که همچنان ریشه در ساختار چندهزارساله امپراتوری هخامنشیان داشت، پایه‌گذاری کردند تا دو جاده راه ابریشم خاکی در شمال و جاده ابریشم آبی در جنوب را از بین ببرند، اما حقیقت نهفته در این حضور استعماری ۵۱۹ساله این بوده است که آن‌ها به دنبال ابزار کنترل قدرت در جهت جایگزین کردن یا بهتر بگوییم معکوس کردن تجارت نفت به جای تجارت ابریشم باستانی ایران در مرکز تجارت جهانی «تنگه هرمز» در خلیج‌فارس بوده و هستند. چرا؟

به دلیل اینکه از ۸دهه پیش و پس از پایان جنگ جهانی دوم و تاسیس سازمان ملل متحد، کشورهای انگلیس و امریکا با تاسیس رژیم اسراییل مبادرت به طرح «نقشه‌راه» امنیتی و نظامی «نفت و جنگ آینده» در منطقه آسیای غربی و البته با ایجاد نام جعلی «خاورمیانه» از سوی انگلیس کردند.

این «نقشه‌راه» بالاخره در تابستان ۱۴۰۴ش. با نخستین تهاجم و تجاوز دوجانبه و غیرقانونی امریکا و رژیم اسراییل که از حمایت اروپای غربی نوظهور برخوردار بود، انجام شد. سپس دومین حمله نظامی در ساعت ۹:۴۰ صبح روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ به بیت  رهبری جمهوری اسلامی ایران که با جمعی از فرماندهان ارشد نظامی ارتش و سپاه پاسداران به شهادت رسیدند تا تغییر رژیم را در ایران ایجاد کنند و هرگز هم موفق نشدند، با بن‌بستی غیرقابل بازگشت روبه‌رو شد.

در حقیقت، سردار علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، در همان روز نخست و برای نخستین‌بار در تاریخ جهان از سوی مقامات عالیرتبه کشور دستور داد تا از عبور کشتی‌های تجاری نفت و گاز دشمنان ایران در «تنگه هرمز» جلوگیری شود.

بسته ماندن «تنگه هرمز» حتی پس از ترور سردار تنگسیری در ۶ فروردین که به دلیل جراحات شدید در روز ۱۰فروردین ۱۴۰۵ باعث شهادت او شد، نه تنها تا به امروز ادامه دارد، بلکه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده که پس از صدها دروغ، فریب، ریاکاری و ابهام‌آفرینی و به ویژه ناتوانی در ائتلاف جهانی برای بازگشایی نظامی تنگه هرمز، بالاخره در روز جمعه ۱۴فروردین ۱۴۰۵ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «با کمی زمان بیشتر می‌توانیم به راحتی تنگه هرمز را باز کنیم، نفت را بگیریم و ثروت زیادی به دست آوریم. این یک «فوران» برای جهان خواهد بود؟ »

و البته چند ساعت پس از آن با التماس نوشت: «کسی هست که نفت را نگه دارد؟» هیچ تردیدی برای جهان و جهانیان باقی نگذاشت که «تنگه هرمز» در خلیج‌فارس ایران هرگز با شرایط گذشته باز نخواهد شد. به‌ویژه اینکه طرح‌های گرافیست‌ها و کاریکاتورهای منتشر شده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ایران و جهان، آنچنان با زبان گویای تصویر، از حقیقت شکست راهبردی «نقشه‌راه» ۸۰ساله امریکا و انگلیس و اسراییل در «تنگه هرمز» تصویرسازی کرده‌اند که به نظر ما دیگر هیچ لزومی را برای روایت‌ها باقی نمی‌گذارند. 

جزیره هرمز؛ نگین دنیا

واژه‌های فارسی هرمز، هرمزد، هورمزد، اورمز یا اهورامزدا در فرهنگ فارسی «محمد معین» به معنای خالق زمین و آسمان است که مرکب از اهورا به معنی سرور بزرگ و مزدا به معنی دانای کل است. خدای بزرگ ایرانیان باستان و زردشتیان. در همین راستا، مهرداد بهار نیز در کتاب «پژوهشی در اساطیر ایران»، چاپ هشتم، زمستان ۱۳۸۹ش. و در سرآغاز فرگرد نخست «آفرینش» نوشته است: «در ازل، هرمزد بود و اهریمن؛ یکی در روشنایی لایتناهی بر فراز و دیگری در تاریکی بی‌پایان، در فرود.

هرمزد، دارنده علم مطلق، از بودن اهریمن آمیختگی در آفرینش و نبرد آینده آگاهی داشت. پس آفرینش را که ابزار جدایی فرجامین است، به مینوئی بیافرید. سه‌هزار سال از آفرینش مینوئی هرمزد گذشت که تازش اهریمن سرگرفت. در آغاز تازش، اهریمن دیوان را ساخت و به جهان روشنان برتاخت.

هرمزد زمان کارزار را به نُه‌هزار سال پیمان نهاد و با سرودن «اهونور» او را باز به تاریکی مدهوش افکند، به سه‌هزار سال. راندن اهریمن جز به روایی آفرینش نشود و آفرینش جز به زمان رواج نیابد و با خلق زمان، ناگزیر هر دو آفرینش پدید می‌آیند: آفریدگان هرمزد و آفریدگان اهریمن.

پس هرمزد زمان بیکران را کرانمندی بخشید و تن آفریدگان خویش را از روشنایی پدید آورد و نیز وای درنگ خدای، خدای جنگ و مکان را که ابزار آفرینش است. اهریمن، به مقابله، تن خاکستری تباه آفریدگان خویش را ساخت و در برابر هر آفریده نیک هرمزد، به خلقی زشت و پلید دست یازید. هرمزد جهان را از قوه به فعل درآورد و به بهری از آفرینش مینوئی خویش صورت مادی و گیتی داد. هنگامی که آفریدگان را به مینوئی آفرید، چون مادر بود و هنگام خلقت گیتی، چون پدر. » 

همچنین او در بخش «اسطوره چیست؟»، ضمن پرداختن به ریشه معنای آنکه خبرخوش، مژده، بشارت و خویشاوند است، در بخشی از «اسطوره‌شناسی در طبقه‌بندی دانشها» نوشته است: «اسطوره‌شناسی بخشی است از مردمشناسی فرهنگی که آن خود از مردمشناسی منشعب می‌گردد. مردمشناسی فرهنگی به بررسی و فرایافتن قوانین عمومی قالبهای رفتاری انسانی در همه ابعاد آن می‌پردازد و می‌کوشد توجیهی عمومی از این پدیده اجتماعی - فرهنگی به دست دهد.

اسطوره‌شناسی با بررسی مجموعه‌های اساطیری زنده یا مرده و فرایافتن کیفیات عمومی و کلی آن‌ها، در خدمت مردمشناسی فرهنگی قرار می‌گیرد و می‌تواند به علوم سیاسی (در امر بررسی تاریخی شکل گرفتن دولت و عناصر تشکیل‌دهنده آن)، اجتماعی و اقتصادی، تاریخ، جغرافیای تاریخی، باستانشناسی، روانشناسی و مطالعات مربوط به دین‌شناسی و تاریخ فلسفه یاری رساند و خود، متقابلا، نه تنها بر مدارک اساطیری متکی است، بلکه از پژوهش‌ها و آگاهی‌های مکتسب ما از رشته تاریخ، باستانشناسی، جامعه‌شناسی، روانشناسی (به ویژه روانکاوی)، زبانشناسی، علوم طبیعی، الهیات و فلسفه عمیقا بهره می‌جوید… مردمشناسی این راز را برگشود که اساطیر، آیین‌ها و آداب جوامع به اصطلاح ابتدایی عصر ما با اساطیر، آیین‌ها و آداب جوامع اعصارکهن بین‌النهرینی، مصری، هندی، ایرانی، یونانی و جز آن‌ها دارای انگیزه‌ها و اهدافی معمولا مشترک و عمومی است.» 

اکنون با توجه به تعریف معنای لغوی و اسطوره‌ای «هرمز» باید گفت که بخش تاریخی و جغرافیایی «تنگه هرمز» در امپراتوری ایران باستان، همیشه از اهمیت مرکز تجارت جهانی برخوردار بوده، هست و خواهد شد.

چنانکه علی اقبالی، مترجم «سفرنامه ژان اوتر» فرانسوی در عصر نادرشاه، در سال ۱۳۶۳ش. در پانویس بخشی از ترجمه این کتاب نوشته است: «… در گذشته یعنی تا دوران صفویه جزیره هرمز نگین دنیا شمرده می‌شد و یکی از بزرگ‌ترین مراکز بازرگانی با هندوستان و خاور دور بود و قسمتی از سواحل جنوب مانند میناب و بندر گمرون که بعدا بندرعباس شد، جزو قلمرو هرمز بوده است، نام سرزمین هرمز اشاره به آن گذشته درخشان است. نفوذ اروپاییان در جنوب آسیا و خلیج‌فارس موجب خرابی بنادر و از میان رفتن بازرگانی پر رونق آن سامان شد.» 

از اشغال تا شکست پرتغالی‌ها در جزیره هرمز 

از همین روی، در جلد نخست کتاب «ایرانشهر»، نشریه شماره ۲۲ کمیسیون ملی یونسکو در ایران در سال ۱۳۴۲ و در بخش «سلسله صفویه» درباره نقش تاریخی «تنگه هرمز» که هزاران سال مرکز تجارت جهانی ابریشم ایران باستان البته با ارزش پول جهانی ایران بوده، نوشته شده است: «… مادامیکه شاه اسماعیل [موسس سلسله صفویه] سرگرم جنگ با ترکان ازبک بود پرتقالی‌ها از این وضع استفاده کرده جزایر قشم، هرمز و قسمتی از سرزمینهای مجاور را مسخر ساختند و شاه اسماعیل در اثر موقعیت خاصی که در آنموقع داشت نتوانست کاری جز اعتراض انجام دهد، اما این عمل پرتقالی‌ها مدت درازی خاطر ایرانیان را رنجه میساخت.» 

در ادامه، حسین بحرالعلومی، دانشیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران نیز در کتاب «کارنامه انجمن آثار ملی» که از سلسله انتشارات انجمن آثار ملی درسال ۱۳۵۵ش. است، در بخشی از موضوع «لوله توپ کنار آرامگاه نادرشاه افشار» نوشته است: «در سی‌وپنجمین سال شهریاری شاه عباس بزرگ، سپاهیان ایران بفرماندهی امامقلی‌خان سردار نامی و فرمانفرمای فارس طی پیکارهای سخت چندماهه (… ربیع‌الاول تا جمادی‌الثانی ۱۰۳۱ هجری و فوریه تا آوریل ۱۶۲۲میلادی) با فداکاری و پایمردی فراوان، بیگانگان و متجاوزین به خاک میهن عزیز را از جزیره هرمز و دژ نظامی بس مستحکم آنجا (بنام دژ البو کرک) بیرون راندند و پرچم دولت پرتقال را که بیش از یک قرن بر فراز دژ نامبرده برافراشته بود برای همیشه فرود آوردند.

پس از سقوط دژ پنجاه توپ بزرگ برنجی و تعداد بیشتری توپهای دیگر و زنبورک و منجنیق که درآنجا موجود بود به دست سپاهیان ایران افتاد که آن‌ها را به بندر گمبرون (بندرعباس) و لار و شیراز حتی اصفهان و بغداد فرستادند و از آنجمله هفتاد عراده توپ بزرگ و کوچک در میدان نقش جهان اصفهان تا اواخر دوران صفویه موجود بوده است.

لوله توپی که اکنون در کنار آرامگاه شهریار توانای ایران نادرشاه افشار قرار دارد یکی از همان توپ‌ها بوده که به غنیمت ایرانیان درآمده است و از نظر هنری هم اثری ممتاز به شمار می‌رود، نوشته‌های روی آن می‌رساند که در زمان سلطنت فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا (و پرتغال) در سال ۱۵۹۱ میلادی = ۹۹۹ هجری ساخته شده در دوران شهریاری کریمخان زند به سال ۱۱۸۰ هجری برابر با ۱۷۲۶ میلادی در خطه لار به ابوابجمعی [ابواب جمعی] توپخانه شهریار زند درآمده است… پس از پایتخت شدن تهران، [لوله توپ] از شیراز به تهران انتقال یافته و از سی‌واند سال پیش کنار پیاده‌رو نزدیک باشگاه افسران تهران (خیابان فروغی) بر روی سکوی ساده‌ای نصب بود.

سال گذشته وزارت جنگ بدرخواست انجمن آثار ملی آن را برای جلوه بیشتر و بهره‌مندی فزونتر بازدیدکنندگان آرامگاه نادرشاه افشار به اختیار آن انجمن گذارد و اینک بصورتی که در دیدگاه همگان قرار دارد در کنار آرامگاه نامبرده نهاده شده است تا همانند بسی آثار دیگر در آنجا یادآور نمونه‌ای از دلاوریهای فرزندان پیشین این مرز و بوم در راه پاسداری خاک مقدس میهن باشد….» 

همچنین، ساموئل کرین ویلر بنجامین، وزیرمختار امریکا در دربار ناصرالدین شاه قاجار در کتاب «ایران و ایرانیان» نوشته است که شاردن، سیاح معروف [فرانسوی] که در سنه ۱۶۶۹ [۱۰۸۰ق. امپراتوری صفویه]… کتاب خود را نوشته است، گوید که: «محصول سالانه ابریشم ایران، بیست و دو هزار صندوق است؛ از گیلان، فقط ده‌هزار صندوق و از خراسان سه‌هزار صندوق و از محالات مرکزی سه‌هزار صندوق و از مازندران دوهزار صندوق و از کرمان دوهزار صندوق و از گرجستان دوهزار صندوق عاید می‌گردد و مبلغ ده الی دوازده ملیون [میلیون] فرانک، مداخل ایران بود». …نیز شاردن نوشته: «این محصول، روز به روز، رو به تزاید بود و هلاندیها [هلندی‌ها] سالی به قدر ششصد هزار فرانک ابریشم، از هرمز به فرنگ [احتمالا اروپای غربی است] میبردند.» 

انگلیس و معکوس‌سازی تجارت نفت به جای ابریشم

ابوالقاسم طاهری در کتاب «تاریخ روابط بازرگانی و سیاسی انگلیس در ایران - از دوره فرمانروایی مغولان تا پایان عهد قاجاریه‌» که در سال ۱۳۵۴ توسط انتشارات «انجمن آثار ملی» چاپ شده، نوشته است: «در سال ۱۵۵۸میلادی (برابر۹۶۵ه. ق.) که سی‌وپنج سال از نشستن طهماسب بر سریر پادشاهی ایران صفوی می‌گذشت تاج‌وتخت انگلستان پس از پادشاه نیرومندی از دودمان تیودرها، هنری هشتم به دختر بیست‌وپنج‌ساله‌اش الیزابت رسید… در عهد فرمانروایی آن ملکه بود که برتری نیروی دریایی انگلیس بر ناوگان دهشت‌زای اسپانیا مسلم گردید.

آن عهد مسلما تعلق به دلیرترین ملوانان انگلیس، مردانی چون دیویس، فروبیشر، ریچارد چانسلور، آنتونی جنکین سون و فرانسیس دریک دارد، اینان کسانی بودند که کمر قدرت ناوگان اسپانیا را شکستند و راه را برای بازرگانان انگلیسی و یکتا کالای آن‌ها که پارچه پشمی بود، هموار ساختند… اقتصاد انگلستان در آغاز دوران ملکه الیزابت بر پایه‌های لرزان قرار داشت… جان نیوبری، یکی از بازرگانان مشهور لندن که در سال ۱۵۷۹میلادی از سفر شامات به انگلستان بازگشته بود برای یافتن امکانات دادوستد بیشتری در خاور زمین، در نوزدهم ماه سپتامبر سال بعد (۱۵۸۰ م.) مجددا عازم ناحیه شامات شد تا از آن‌جا به جزیره هرمز و سپس به ایران، ارمنستان، گرجستان، عثمانی، لهستان و پروس سفرکند…

به احتمال کلی وی نخستین مسافر انگلیسی است که جزیره هرمز را از نزدیک دیده یا دست‌کم نخستین مسافر انگلیسی است که نتیجه مشاهدات خویش را در آن ناحیه بر روی کاغذ آورده است. نیوبری در ۲۲ ژوئن ۱۵۸۱ به سخن دیگر یک‌سال و سه روز پس از عزیمت از لندن گام به جزیره هرمز نهاد. درآن هنگام از دست‌اندازی پرتغالیان [پرتقالیان] بر هرمز هفتادوچهار سال می‌گذشت و به سنتی که نخستین فاتح هرمز، دریاسالار آلفونسو دوالبوکرک برجا نهاده بود پرتغالیان نسبت بهمه بیگانگانی که به هرمز می‌رفتند، بدگمان بودند….» 

اکنون باتوجه به پیش‌درآمد نخستین سابقه تاریخی حضور انگلیس در ایران دوره صفویه و همچنین محتوای گزارش‌های ۱۳قسمتی «از چگونگی تجارت و صنعت ابریشم‌بافی ایران از عصر ساسانیان تا از بین بردن آن در عصر قاجار و پهلوی» که در سال ۱۴۰۴ ش. به آن پرداختیم و پیش‌تر از آن گزارش «ساختن ناوگان دریایی انگلستان با نفت مجانی ایران» که در اسفند ۱۴۰۳ منتشر کردیم، به دو منبع پژوهشی تاریخی در دوره‌های حکومت پهلوی دوم و جمهوری اسلامی ایران اشاره می‌کنیم که متمرکز بر نقش «تنگه هرمز» به عنوان مرکز تجارت جهانی «نفت»، البته پس از نابودی تجارت جهانی ابریشم ایران باستان توسط انگلیس و فرانسه است. 

از همین روی، خانم سینتیا هلمز انگلیسی (نویسنده) که دومین همسر ریچارد هلمز، سفیر امریکا در ایران و رییس سازمان سیا در سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۲ م. [۱۳۴۵تا۱۳۵۱ش.] بوده و همچنین در زمان جریانات انقلاب اسلامی شاهد وقایع جاری در ایران بوده، در بخشی از کتاب «خاطرات همسر سفیر» با ترجمه اسماعیل زند در سال ۱۳۷۰ نوشته است: «شاه [محمدرضا پهلوی] غالبا از دغدغه خاطر خویش درباره آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، بین خلیج‌فارس و بحرعمان، سخن می‌گفت.

این مناطق دریایی مرز جنوب ایران را تشکیل می‌دهند. از این گذرگاه باریک تمامی صادرات نفت ایران و قسمت عمده واردات کشور عبور می‌کند. علاوه بر این هفتادوپنج [۷۵] درصد نفت اروپا و هشتادوپنج [۸۵] درصد نفت مصرفی ژاپن از همین گذرگاه می‌گذرد… شاه می‌خواست چنانچه دولت متخاصمی، هر کس که می‌خواهد باشد، در خلیج‌فارس به قدرت برسد آمادگی قبلی داشته باشد. سال‌ها کوشید تا اتحادیه امنیتی متقابل با همسایگانش تشکیل بدهد، ولی کشورهای عربی هرگز مایل به تفاهم کتبی یا شفاهی متقابل از این نوع نبودند.» 

همچنین آلاسدایر درایسدل و جرالد اچ. بلیک نیز در سال ۱۹۸۵م. [۱۳۶۴ش.] و در کتاب دانشگاهی «جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا»، با ترجمه درّه میرحیدر در سال ۱۳۷۴ درباره «تنگه هرمز» نوشته‌اند: «در سال‌های آخر دهه ۷۰، بیش از نیمی از نفتی که در تجارت بین‌الملل دست به دست می‌گشت و دوسوم نفت سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) با آهنگ تقریبی ۱۸میلیون بشکه در روز از تنگه هرمز عبور می‌کرد.

در یک روز نمونه‌ای بین ۷۰ تا ۸۰ کشتی تنگه را مورد استفاده قرار دادند. حدود ۳۸درصد واردات نفتی امریکا، ۶۰ درصد واردات اروپای غربی و ۷۵ درصد واردات ژاپن از طریق تنگه هرمز حمل می‌شد…. در اوایل سال ۱۹۸۴، روزانه فقط ۴/۷ میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز به خارج صادر می‌شد و فقط ۳درصد نیاز نفتی امریکای شمالی و ۲۸ درصد نیاز اروپای غربی از خلیج (فارس) می‌آمد. عربستان سعودی مقادیر زیادی نفت خارج از خلیج (فارس) در نفتکشهای زاید انبار کرده است و امریکا نیز یک مخزن استراتژیک نفت ساخته است.

کشورهای صنعتی مخزنهای معادل ۹۱ روز نفت مصرفی خود را دارا هستند. بخشی از نفتی که از طریق تنگه هرمز از خلیج (فارس) خارج می‌شود را می‌توان به خط لوله سراسری عربستان سعودی منتقل کرد. بعلاوه، کشورهای تولیدکننده نفت که در خارج از خلیج (فارس) قراردارند، دارای ظرفیت اضافی قابل ملاحظه‌ای هستند. به این دلایل متعدد، بسته شدن تنگه هرمز نمی‌تواند آنقدر که گاهی تصویر می‌شود، فاجعه‌آمیز باشد. با همه این احوال، زمانی که دولت ایران [جمهوری اسلامی] در سال‌های ۱۹۸۳ و ۱۹۸۴ [۱۳۶۳-۱۳۶۲ش.] تهدید به بستن تنگه کرد، دولت ایالات متحده امریکا اعلام کرد که حاضر است برای باز نگاه داشتن آن از نیروی نظامی استفاده کند….» 

«نفت و جنگ آینده» در خاورمیانه ۱۳۲۴ش. 

همچنین، آلاسدایر درایسدل و جرالد اچ. بلیک در سال ۱۹۸۵م. [۱۳۶۴ش.] در کتاب دانشگاهی «جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا»، درباره «تولد اسراییل» نوشته‌اند: «جنگ جهانی دوم یک نیروی محرکه تغییرناپذیر برای پیدایش دولت یهود بود… موج عظیم همدردی برای آرمان صهیونیست سراسر اروپا و امریکا را فراگرفت. صدای فریاد اعراب فلسطین که چرا آن‌ها باید بهای گناهان اروپاییان را بپردازند، به جایی نرسید یا با توجه به آنچه بر سر یهودیان آمده بود نامربوط به حساب می‌آمد.

در چنین فضای خشم‌آلودی، بریتانیا با تردید سعی کرد مسوولیتی که در قبال اعراب فلسطین داشت را به انجام رساند و این کار را با ایجاد سهمیه‌بندی برای مهاجرت یهودیان و خنثی کردن تلاشهایی که برای تشکیل فوری دولت یهود صورت می‌گرفت، به ثمر رساند. در نتیجه، با حملات تروریستی فزاینده‌ای ابتدا توسط سازمان‌های صهیونیستی افراطی، مانند اشترن و ایرگون و سرانجام نیز از طرف گروه‌های اصلی که برای استقلال و تشکیل دولت می‌جنگیدند، روبرو شد. بریتانیا که خود را قادر به حل مساله نمی‌دید، در ۱۹۴۷ تصمیم گرفت تا کل مساله را به سازمان جدیدالتاسیس ملل متحد بسپارد.» 

در ادامه و باتوجه به این نکته آموزشی در کتاب دانشگاهی انگلیس، وقتی بدانیم دارسی انگلیسی، هرگز از امتیازنامه «طلای سیاه نفت» که ناصرالدین‌شاه قاجار به او واگذار کرده بود، در هیچ زمانی استفاده نکرد تا اینکه در دوره مظفرالدین شاه قاجار، سرویس اطلاعات انگلستان با فریب و حقه و نیرنگ آن را از چنگ او درآورد تا سالیان طولانی به سوءاستفاده از امتیازنامه‌ای که ثروت بی‌حدی را برای کسب منافع نامحدود سیاسی، امنیتی و اقتصادی او به وجود می‌آورد، بهره‌مند شود که در سالنامه ۱۴۰۴ برای نخستین‌بار مبادرت به انتشار اسناد آن کردیم.

 اکنون حقیقت تاریخ در برگی دیگر از اسناد وزارت امور خارجه دوره پهلوی دوم که باز هم نخستین‌بار آن را هم در سالنامه ۱۴۰۴ روزنامه اعتماد منتشر کردیم، از واقعیت دیگری حکایت می‌کند. چنانکه در این سند دیپلماسی نوشته شده است: «وزارت امور خارجه، اداره اطلاعات و مطبوعات و ترجمه - ترجمه مصاحبه سناتور رالف بروستر - تاریخ اصل ۵مه ۱۹۴۵- تاریخ ترجمه ۶/۵/۲۴-مترجم: پویانی - تیتر: جنگ آینده در خاورمیانه بر سر نفت خواهد بود، اتهامات بر علیه روسیه: «لندن - ۵مه ۱۹۴۵: سناتور رالف بروستر (Senator Ralph Brewster) که از اعضاء حزب جمهوری‌خواه امریکا میباشد دیروز اظهار داشت که «جنگ آینده در خاورمیانه بر سر تحصیل بزرگ‌ترین ذخایر نفتی دنیا آغاز خواهد گردید» سناتور بروستر (Senator Brewster) عضو کمیته ترومن (Truman Committee) که مامور رسیدگی بمصارف جنگی میباشد اخیرا با سایر اعضاء آن کمیته بخاورمیانه مسافرت نموده و اظهار نمود که روس و انگلیس از حالا برای به دست آوردن ذخایر نفتی در خاورمیانه در تلاش میباشند انگلیس‌ها خواهان نفت خاورمیانه بوده و آن را وسیله‌ای برای جلوگیری از نفوذ کمیونیسم [کمونیسم] میدانند.

هرگاه بین روس و انگلیس جنگی درگیرد برای ما همان وضعیت سابق تکرار خواهد شد و کلاه ما پس معرکه خواهد بود. ما نمیتوانیم حدس بزنیم که در ابتدا حمله از چه طرفی شروع خواهد شد. » نامبرده ضمن این مصاحبه چنین گفت که من میل دارم در فلسطین مملکتی برای یهودیان تاسیس شود، زیرا یک چنین کشوری دست دوستی بطرف امریکا دراز خواهد نمود و بعلاوه امریکا پایگاهی برای نگهداری سربازان پیش‌قراول خود در فلسطین لازم دارد، زیرا به‌طوریکه گفته شد جنگ آتیه در همین نواحی شروع خواهد شد و با این‌ترتیب ما در خاورمیانه نه فرودگاه هواپیمایی داریم و نه ایستگاه رادیو.

سناتور نامبرده سیاست خارجی یک‌جانبه شوروی را مورد انتقاد قرار داده و دولت روسیه را به سه فقره پیمان‌شکنی صریح متهم نمود و اظهار داشت که دولت مزبور در مورد لهستان و رومانی و اطریش برخلاف نص مسلم قرارداد یالتا رفتار نموده است. »

منابع: کتابخانه‌های شماره یک

و ایرانشناسی مجلس

ارسال نظرات
خط داغ